امام هادی علیه السلام

فضائل امام هادی علیه السلام (8) :

خبر از قتل متوکل

نویسنده : سید علی اکبر قریشی

ابوالقاسم بغدادى گويد: زراره (۱) دربان متوكل عباسى به من گفت: روزى متوكل خواست على بن محمد بن رضا (علیه السلام) نيز در روز سلام، مانند ديگران راه برود، وزيرش به او گفت: اين كار را نكن خوب نيست، پشت سرت بد ميگويند. متوكل گفت: لابد بايد اين كار عملى شود.
وزيرش گفت: حالا كه چنين است بگذار اول، فرماندهان و اشراف در مقابل تو راه روند، آنگاه او بيايد تامردم گمان نكنند كه تو فقط او را در اين كار قصد كرده‏اى، متوكل چنين كرد، امام (علیه السلام) در آن راه رفتن شركت كرد و به زحمت افتاد، فصل تابستان بود، آن حضرت را ديدم كه عرق كرده است .
با دستمالى عرق او را پاك كرده و گفتم: عموزاده‏ات (متوكل) در اين كار تنها شما را قصد نكرده بود، دلگير نباشيد، امام (علیه السلام) فرمود: ساكت باش «تمتّعوا فى داركم ثلثة ايام ذلك و عدٌ غيرُ مكذوب» (۲).
زراره گويد: نزد من معلمى بود از شيعه كه گاهى اوقات با او درباره اين مذهب شوخى و مزاح مى‏كردم، وقت شب كه از دربار به منزل آمدم به آن معلم گفتم: اى رافضى! بيا تا به تو خبر دهم از چيزى كه امروز از امامتان شنيده‏ام، گفت: چه چيز شنيده‏اى؟
گفتم: درباره متوكل چنين گفت، آن مرد گفت: نصيحت مرا قبول كن، اگر على بن محمد (علیهماالسلام) اين سخن را ؟فته باشد، احتايط كن هر چه مال و نقدينه دارى پنهان كن، متوكل بعد از سه روز يا مى‏ميرد و يا كشته مى‏شود، در آن صورت ممكن است خليفه بعدى اموال تو را توقيف نمايد. من ازگفته او برآشفتم و او را فحش داده طردش كردم، او از پيش من رفت.
چون خودم تنها ماندم به فكرم رسيد: چه ضررى دارد، احتياط را از دست ندهم اگر جريانى پيش آيد برنده خواهم بود و گرنه اين كار ضررى بر من نخواهد داشت؛ لذا به خانه متوكل آمده هر چه در آن جا داشتم خارج نموده و هرچه در خانه داشتم به دست اقوام خود سپردم. در منزلم فقط حصيرى ماند كه روى آن مى‏نشستم.
چون شب چهارم رسيد متوكل (توسط پسرش و عده‏اى از اتراك) كشته شد. من و اموالم در اين جريان سلامت مانديم، اين پيشامد سبب شد كه من مذهب شيعه را اختيار كرده و به خدمت امام رسيدم و ملازم خدمتش شدم و خواستم كه براى من دعا كند، و براستى تحت ولايت او درآمدم. (۳)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- ظاهراً آن زرافه است بجاى زراره كه حاجب متوكل بود.
۲- آيه شريفه درباره قوم صالح است كه پس از كشتن ناقه‏اش فرمود: بعد از سه روز عذاب شما را خواهد گرفت، اين وعده غير قابل تخلف است، سوره هود آيه 65.
۳- بحار: ج 50 ص 148 ازمختار خرائج.