هدف از بعثت رسول اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)
هدف از بعثت رسول اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)

سرّ عظمای رسالتِ نبی مکرّم، حضرت ختمی مرتبت، محمّد مصطفی(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)، مطلب بسیار عظیم و بزرگی است که به تعبیر حضرت شیخ حرّ عاملی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن آیت حق اگر بشر این سرّ عظمی را از روز نخست درک میکرد هیچگاه شقوقی در جامعه بهوجود نمیآمد و گناه جامعه را فرا نمیگرفت.
این سرّ عظمی همان است که هم ذوالجلال و الاکرام در کتاب خود، قرآن کریم تبیین فرمود و هم وجود مقدّس و نازنینش آن را به عنوان اصل بعثت اشاره فرمودند و آن هم این است که بشر به اخلاق و مکارم اخلاق برسد؛ یعنی اگر جامعهای متّصف به اخلاق کریمه شد، طبیعی است آنقدر رشد پیدا میکند که علم حقیقی بر او وارد میگردد.
حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(صلی اللّه علیه و آله وسلّم) فرمودند: «اِنّی بُعِثتُ لِاُتَمِّمَ مَکارِمَ الاَخلَاق» سه نکته بسیار مهم در این فرمایش حضرت است:
1. هدف از بعثت.
2. انبیاء عظام هم همین هدف را دارند.
3. من تمام کننده آن هدف هستم، همانگونه که خاتم انبیاء هستم.
حضرت در مورد هدف از بعثت نفرمودند: من آمدهام شما را به علم برسانم، یعنی چه؟ مگر اسلام با علم موافق نیست؟! آنقدر در اسلام به علم اشاره شده و در فضیلت علم روایات داریم که در هیچ گروهی اینقدر راجع به علم، مطلب بیان نشده است تا آنجایی که در اسلام خلاف همه مکاتب، فارغالتحصیل نداریم «اُطلُبُ العِلمِ مِنَ المَهدِ اِلیَ اللَحَد». قرآن میفرماید: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ»[1] یا در روایات فرمودهاند: پروردگار عالم ملائکهاش را مأمور میکند تا بالشان را زیر پای طالب علم - هنوز معلوم نیست عالم شود – بگشایند! اینقدر اسلام به علم اهمّیت داده است، امّا پیامبر(صلی اللّه علیه و آله وسلّم) نفرمودند: من مبعوث شدم علم شما را کامل کنم - سرّش را به فضل الهی عرض خواهم کرد-
حتّی حضرت نفرمودند: من مبعوث شدم عقل شما را کامل کنم یا عقول انسانی کامل شود. نفرمودند: من مبعوث شدم جنگ وخونریزیها را تمام کنم. میدانید در شبه جزیره عربستان، حجاز، جهل حاکم بود طوری که دختران را زنده به گور میکردند و قبائل دائم با هم میجنگیدند، آنقدر این جنگ و کشت و کشتار بر خودشان سخت آمد که با هم پیمان بستند چند ماهی را به زندگیمان بپردازیم، چهار ماه را در جاهلیّت به عنوان ماههای حرام قرار دادند. اسلام هم که آمد آن را تأیید کرد، «إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْنا عَشَرَ شَهْراً في كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْها أَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّم»[2] امّا پیامبر اکرم(صلی اللّه علیه و آله وسلّم) برای این هم نیامدند. حضرت فرمودند: هدف از بعثت من مکارم اخلاق است.
نه تنها هدف پیامبر(صلی اللّه علیه و آله وسلّم)، مکارم اخلاق بود بلکه هدف تمام انبیاء هم همین بود. چرا؟ چون با لفظ «لِاُتَمِّمَ» بیان شد؛ یعنی کار انبیاء دیگر هم همین بود و پیامبر(صلی اللّه علیه و آله وسلّم) تمام کننده آن است که نکته سوّم هم حاصل میشود.
راه رسیدن به علم
شیخ حر عاملی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد عظیمالشّأن میفرمایند: اگر مردم این را میفهمیدند و پیگیری میکردند، به همه خوبیها و به علم میرسیدند؛ چون اگر کسی در مکارم اخلاق و تزکیه بود، به خودی خود به علم، آن هم علم حقیقی میرسد.
ذوالجلال و الاکرام فرمود: «هُوَ الَّذي بَعَثَ فِي الْأُمِّيِّينَ رَسُولاً مِنْهُمْ يَتْلُوا عَلَيْهِمْ آياتِهِ وَ يُزَكِّيهِمْ وَ يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ»[3] اگر جامعه تزکیه شد و اخلاق به عنوان ظرف دین در جامعه بشری گسترش پیدا کرد (که خود نبی مکرّم فرمود: «اَلخُلقُ وِعاءُ الدّیِن» اخلاق ظرف دین است.) دیگر علم میآید، آن هم علم حقیقی. حتّی حکمت مطالب برای انسان روشن میشود.
آیتالله العظمی سلطانآبادی بزرگ(اعلي اللّه مقامه الشّریف)،آن سلطانالعارفین، همان کسی است که در جلسات گذشته اخلاق شمّهایی از غیبگوییهای او را عرض کردم. ایشان حتّی به آن شهید بزرگوار، شیخ فضل الله نوری(اعلي اللّه مقامه الشّریف) در جوانی فرمود: تو همان شیخ شهیدی هستی که در تهران به دارت میزنند و به خدا میبینم که بعد از شهادت تو مدتّی نمیگذرد که اسم تو بر منابر است و تو به عنوان یک امامزاده هستی! اینکه امام(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: شهداء امامزادگان عشقند! این تعبیر از سلطانالعارفین، آن مرد الهی است.
این مرد عظیمالشّأن در آخر عمر به خصّیصین خود فرموده بودند: طوری زندگی کنید که بعد از تزکیه به علم و بعد به حکمت همه خلقت ذوالجلال والاکرام برسید. به خدا قسم، من حکمت بعضی از چیزها را میدانم که اگر به شما بگویم غالب تهی میکنید.
یعنی اگر کسی به تزکیه پرداخت، علم حقیقی برای او بهوجود میآید و حکمت همه اشیاء و خلقت از ناحیه ذوالجلال و الاکرام برای او معلوم و مشهود میشود، این لطف خداست. برای همین است که پیامبر اکرم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) میفرمایند: من برای مکارم اخلاق مبعوث شدم. اگر کسی مکارم اخلاق داشت و اوج مکارم را پیدا کرد، اصلاً به خودی خود به علم میرسد، اگر کسی مکارم اخلاق را پیاده کرد، دیگر جهلی ندارد.
عاقل ترین انسانها
سیّد رضی(اعلی اللّٰه مقامه الشّریف) تعبیر بسیار عالی دارند، ایشان میفرمایند: هر کس در مقام اخلاق و تزکیه قرار گرفت، عاقلترین انسانهاست- این مطلب را به عنوان کد به ذهنتان بسپارید، گرچه روایت هم به آن اشارهای دارد که به فضل الهی عرض میکنم-
عقلای عالم چه کسانی هستند؟ آنهایی که به تزکیه نفس میپردازند، آنهایی که مکارم اخلاق در وجودشان است. اگر امروز جامعه بشری گرفتار جنگ و خونریزی است، به این دلیل است که متوجّه نشد اگر اخلاق در جامعه پیاده شود دیگر بشر رشد میکند و به جایی میرسد که دنیای او بهترین دنیا و آخرت او بهترین آخرت است.
آیتالله العظمی شاهآبادی(اعلی اللّٰه مقامه الشّریف)، آن عارف عظیمالشّأن و مرد الهی فرموده بودند: چه فایده و چه سود که یک عدّه دائم در قنوت این آیه شریفه «رَبَّنا آتِنا في الدّنیا حَسَنه و في الٛآخِرَةِ حَسَنه وَ قِنا عَذابَ النّار» را تلاوت میکنند در حالیکه نمیدانند اگر دنبال دنیای پاک، دنیای بدون خونریزی و دنیای عالی هستند، راهش این است که باید اخلاق را در جامعه گسترش دهند. خیلی حرف بزرگی است. رمز این است. ایشان میفرمایند: اگر اخلاق در جامعه رشد و نموّ کرد، دیگر دنیای حسنه بهوجود آمده است.
جهنّم دارد درست میشود!
هنوز تکنولوژی اینطور پیشرفت نکرده بود، شروع شده بود امّا به آن اوجش نرسیده بود، میرزای بزرگ شیرازی (اعلی اللّٰه مقامه الشّریف) - میرزای دوم- تعبیر عجیبی را فرموده بودند، ایشان فرموده بودند: جهنّم دارد درست میشود.
شخصی در خلوت به آقا گفته بود: آقا! شما میفرمایید که جهنّم دارد درست میشود، در حالیکه دارند چیزهایی را برای اسباب راحتی مردم درست می کنند.
ایشان فرموده بودند: میدانم امّا چون این با اخلاق نیست، اسباب گرفتاری مردم میشود. علم بدون تزکیه و علم بدون ظرف اخلاق نه تنها پیشرفتی برای بشر ندارد بلکه معکوس عمل میکند و انسان باید این را بداند.
حسن اخلاق برای دنیای بشر است. وجود مقدّس خاتم انبیاء، محمّد مصطفی(صلّی اللّٰه علیه و آله و سلّم) میفرمایند: «اِنَّما بُعِثتُ لِاُتَمِمَّ حُسنَ الاَخلاق لِاَنَّ الحُسنَ الاَخلاق اَعلَی المَقامَ الاِنسان» من آمدم حسن اخلاق و اخلاقهای خوب را تمام کنم.
پیغمبر کد را بیان کردند امّا بشر نفهمید، ای کاش بشر میفهمید راه همین است! عزیزان! به خدا قسم تا به سمت اخلاق نرویم، صد در صد بدانید مشکلات ما هم رفع نمیشود.
حضرت میفرمایند: «لِاَنَّ الحُسنَ الاَخلاق اَعلَی المَقامَ الاِنسان» حسن خلق و رفتار نیکو انسان را بالا میبرد تا جایی که به مقام اعلای انسانیّت میرسد«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ في أَحْسَنِ تَقْويمٍ»[4]. اگر انسان بفهمد که همه چیز در مکارم اخلاق است، طبیعی است دیگر نمیگوید چرا مشکل دارم.
حضرت امام(اعلی اللّٰه مقامه الشّریف) فرمودند: آیتالله العظمی شاهآبادی(اعلی اللّٰه مقامه الشّریف) خیلی بر این نکته تاکید داشتند و میفرمودند: جامعهای که به چه کنم، چه کنم دچار میشود، دلیل را نمیفهمد و شیطان هم اجازه نمیدهد که بفهمد، دلیل این است که اخلاق در آن جامعه نهادینه نشده است. اگر اخلاق نهادینه شد، بشر اوج میگیرد و جامعه به چه کنم چه کنم، نمیافتد - حرف بسیار بزرگی است -
چه میشود گاهی ما هم به این مسائل دچار میشویم که حتّی قلب اولیاء را به درد میآوریم؟ در محلّ قانونگذاری، دو و دو و سه سه راه میاندازیم؟ همه اینها به خاطر بیاخلاقی است. اگر اخلاق در جامعه نهادینه شود، پیامبر(صلی اللّه علیه و آله وسلّم) میفرمایند: بشر به اعلا مقام خودش میرسد.
وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل، امام جعفر صادق(صلوات اللّه و سلامه علیه) میفرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَصَّ رَسُولَ اللَّهِ ص بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ»[5] پروردگار عالم اصلاً پیغمبرش را مخصوص به مکارم اخلاق کرد «خَصَّ».
تبلور عبودیت در اخلاق
اگر از وجود مقدّس ختمی مرتبت، حضرت محمّد مصطفی(صلّی اللّٰه علیه و آله و سلّم) سؤال شود: یا رسول الله افتخار شما به چیست؟ پیامبر عظیمالشّأن(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نمیفرمایند: این که من خاتم انبیاء هستم یا اشرف انبیاء هستم یا این که من اشرف مخلوقاتم که هستند امّا خود وجود نازنینشان میفرمایند: فخر من در عالم به این است که عبد هستم. لذا شما ببینید در تشهّد که شهادت میدهیم، قبل از رسالت، میگوییم: « اشهد انَّ محمّد عبدهُ و رسوله» اول عبد است بعد رسول. امّا میدانید چرا عبد شد؟
جوانهای عزیز! فرزندان عزیزم! کد بسیار عالی بیان میکنم، آن را به خاطر بسپارید، کد اساسی زندگی است. آيتالله قاضي، آن موحّد عظيمالشّأن به آيتالله قوچاني(اعلي اللّه مقامهما الشّریف) از شاگردان مبرّز خودشان كه عارف بزرگي هم بودند فرمودند: عبوديّت فقط در اخلاق تبلور دارد، نه در عبادت ظاهري و صلاه و صوم.
اگر پروردگار عالم پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را برگزيد و عبد خالص خودش كرد و او را به عنوان اشرف مخلوقات قرار داد، به خاطر اين بود که او را به بهترين مكارم اخلاق مخصوص كرد. «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى خَصَّ رَسُولَ اللَّهِ ص بِمَكَارِمِ الْأَخْلَاقِ».
رمز این است: اگر مكارم اخلاق در پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نبود، پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) عبد خدا نبود. اصلاً ، رسالت و امامت، همه چيز در بستر عبوديت رشد كرده، اينها اول عبد حقيقي خدا هستند.
عيسيبن مريم(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) در گهواره ميگويد: من عبدالله، عبد خدا هستم. چه زماني روح الله شد؟ آن زماني كه عبدالله بود. انسان چه زماني رسولالله ميشود؟ آن موقعي كه عبدالله است، عبد حقيقي خدا. چه زماني انسان عبد ميشود؟ آن موقعي كه مكارم اخلاق در وجودش به عنوان يك اصل نهادينه شود.
حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه عليه) ميفرمايند: «فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ» شما هم نفوس خودتان را امتحان كنيد. با اخلاق شويد، به جايي ميرسيد.
آسيّد هاشم حدّاد(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف عظيمالشّأن، روحاني به عنوان حوزوي نبود، از آخرين گروه شاگردان آيتالله قاضي(اعلي اللّه مقامه الشّریف) هم بود امّا چنان سير كرد و اوج گرفت كه آيتالله قوچاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) خودشان فرمودند: يك جاهايي كه ما ميمانديم، به آسيّد هاشم(اعلي اللّه مقامه الشّریف) رجوع ميكرديم.
آيتالله قوچاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: ميدانيد چرا آسيّد هاشم(اعلي اللّه مقامه الشّریف) به اينجا رسيد؟ ایشان به اين خاطر به اين مقام و اوج رسيد كه سعي ميكرد اخلاق را رعايت كند.
عرض كردم مادر همسر ایشان يك زن باديهنشين بود، حتّي ایشان را ميزد كه چرا آنطور كه بايد براي بچّهها رزق و روزي نميآوري. ايشان خودشان فرموده بودند: من دائم ميگفتم: «وَ الْكاظِمينَ الْغَيْظَ وَ الْعافينَ عَنِ النَّاسِ وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنينَ»[6]. مواظبت ميكردند و چون اخلاق را در وجود خودشان نهادينه كرده بودند به جايي رسيدند كه از مجتهديني مثل آيتالله قوچاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) بالا زدند.
آثار نهادینه شدن اخلاق
ماجرایی را تعرف کنم تا ببینید وقتي انسان تزكيه شود و علم بيايد، چگونه میشود. مرحوم حاج آقاي حلوايي(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و يكي دیگر از عرفاي عظيمالشّأن بیان کردند: در مجلسي كه حضرت آيتالله العظمي اديب(اعلي اللّه مقامه الشّریف) در خلوت خودشان در دل شب داشتند، خصّيصيني از جمله آشيخ رجبعلي خيّاط(اعلی اللّه مقامه الشّریف) شرکت میکردند. يكدفعه قبل از شروع جلسه، بحث مكاسب پيش آمد. آيتالله دزفولي(اعلی اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: بحث براي آقا رجبعلي خستهكننده ميشود، بحث ديگري كنيد.
يكدفعه آيتالله العظمي اديب(اعلي اللّه مقامه الشّریف) وارد شدند يك اشارهاي به آقا رجبعلی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) كردند و فرمودند: بگو - حالا يا همان لحظه با اشاره، علم را به او تزريق كردند يا اينكه از قبل این علم را داشتند - آقا شیخ رجبعلی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) گفت: بله، اينكه شما گفتيد، شيخ در صفحه 222 اينطور گفته، راجع به اين موضوع مثلاً آيتالله العظمي آسيّد ابوالحسن اصفهاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف) اينطور بيان كرده است و...
همه تعجّب كردند: شيخ! تو كِي فقه خواندي كه مكاسب بداني؟! يك لبخندي زد، اشارهاي به قلبش كرد و فرمود: آن را از اينجا خواندم، همان تزكيهاي كه اگر انسان چهل شبانهروز براي خدا تزكيه كند، حكمت از قلبش به زبانش جاري ميشود. اثر نهادينه شدن اخلاق در وجود اینگونه است.
حضرت ميفرمايند: شما هم بايد همينطور باشيد «فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ». پروردگار عالم پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) را مخصوص به مكارم اخلاق كرد امّا آيا فقط بايد پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) اینگونه باشد؟ خير، امتّ او هم باید اینگونه باشند.
آيتالله مولوي قندهاري(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن كنز خفي الهي فرمودند: به آيتالله العظمي آسيّد ابوالحسن اصفهاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، استاد عظيمالشّأنمان عرضه داشتم: آقا! اگر اخلاق و مكارم اخلاقي كه وجود مقدّس امام صادق(صلوات اللّه و سلامه عليه) فرمودند «فَامْتَحِنُوا أَنْفُسَكُمْ» در بين مسلمانها نهادینه میشد، چه اتّفاقی میافتاد؟
ایشان دو انگشتشان را باز كردند - آيتالله مولوي (اعلي اللّه مقامه الشّریف) بعدها در مباحثشان ميفرمودند: فكر نكنيد دو انگشت باز كردن براي معصوم است. تاليتلو معصوم هم دو انگشت باز ميكند و به تو عالمي را نشان ميدهد - ديدم چيزي شبیه باغ بود كه اطراف آن خانههاي منظّم و بزرگی وجود داشت، وسط هم جادّه بود و ورودي همهجا چمن داشت و ...، فرمودند: دنياي مردم اين ميشد، آخرتش را كه ديگر رها كن.
متعجّب شدم، گفتم: آقا! همه؟! فرمودند: بله، همه. باورش سخت است، امّا اگر همه امّت پيامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) اخلاق را در وجودشان نهادينه ميكردند، اينگونه ميشد. اگر همه به آن حال ميرسيدند، چه غوغايي ميشد، چه عالمي به وجود ميآمد. لذا حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه عليه) ميفرمايند: خدا پيغمبرش را به بهترين مكارم اخلاق مخصوص كرد.
حضرت شيخناالعظم، حضرت مفيد عزيز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه) اول مرجع دين، ميفرمايند: وجود مقدّس مولا، آقا، سيّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّتبنالحسن المهدي(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: فرداي قيامت انبياء عظام به حالت راه رفتن پيغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) نگاه ميكنند؛ يعني كسي كه در او مكارم اخلاق است راه رفتنش با سكينه و آرامش است.
در حالی كه عرض كرديم وقتي ميفرمايد: «لِأُتَمِّمَ» يعني خود انبياء هم براي مكارم اخلاق آمدند امّا پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) تمامكننده هستند. خود آن انبياء عظام، قدم زدن نبي مكرّم(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم)، اين حال وقار و عجيب را ميبينند که همه به واسطه مکارم اخلاق است.
شیرینی مکارم اخلاق
وجود مقدّس حضرت صادق القول و الفعل(صلوات اللّه و سلامه علیه) در ادامه میفرمایند: «فَإِنْ كَانَتْ فِيكُمْ فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ» اگر دیدید که در شما چنین حالی به وجود آمد، خدای عزّوجلّ را شاکر باشید.
عجیب است ملاّی نراقی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) فرمودند: من دو تا دو رکعت نماز شکر میخوانم. یکی بهخاطر این است که خداوند توفیق داده است نماز بخوانم؛ یعنی من را مجدّد زنده نگه داشت تا نماز بخوانم.
خدا استاد عظیمالشّأنمان آیتالله العظمی مرعشی نجفی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) را رحمت کند. ایشان میفرمودند: به نظرم میآید که نماز شکر دوّم بهخاطر این بود که ایشان، خودش به عنوان مکارم اخلاق است؛ یعنی همان چیزی که وجود صادق القول والفعل(صلوات اللّه و سلامه علیه) فرمودند: « فَإِنْ كَانَتْ فِيكُمْ » اگر دیدید این حال را دارید و مکارم اخلاق در شما هست، «فَاحْمَدُوا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ » خدای عزّوجلّ را شاکر باشید «وَ ارْغَبُوا إِلَيْهِ فِي الزِّيَادَةِ مِنْهَا» و خودتان را ترغیب کنید و بیشتر به دنبال آن بروید.
آیتالله احمدی میانجی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: آیتالله آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن عارف بزرگ با گریه میفرمودند: به خدا قسم! اگر کسی یک مقدار در مکارم اخلاق برود، آنقدر شیرینیاش را حس میکند که دیگر دلش نمیآید آن را رها کند. دوست دارد مدام جلوتر برود.
معلوم میشود که ما هنوز این مکارم اخلاق را نچشیدیم! مکارم اخلاق شیرینی و حلاوت دارد. انسان دوست دارد که بیشتر بداند، حال عجیبی دارد. اولیاء و خصّیصین ما، اعاظم، تالی تلوهای معصوم اینگونه هستند.
آیتالله العظمی مرعشی نجفی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: وقتی فردی پیش آمیرزا جواد آقای ملکی تبریزی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) میآمد و میگفت: یک نصیحت کنید، ایشان خیلی خوشحال میشدند؛ چون خودشان شیرینی مکارم را چشیده بودند، وقتی شروع به موعظه و نصیحت میکردند، آرام آرام از چشم مبارکشان اشک میآمد، حالشان تغییر میکرد؛ چون این شیرینی و حلاوت مکارم اخلاق در وجودشان قرار گرفته و دوست دارند که مردم را دعوت کنند.
آیتالله مولوی قندهاری(اعلي اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: بر من یقین شده است این که قرآن به پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) می فرماید: « لَعَلَّكَ باخِعٌ نَفْسَكَ أَلاَّ يَكُونُوا مُؤْمِنين»[7] دیگر بس است تو داری خودت را به هلاکت میاندازی که چرا ایمان نمیآورند؛ چون خود پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) مکارم اخلاق بود، منظور از ایمان یعنی این که پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) میخواهد این حلاوت اخلاق را به دیگران بچشاند! میفرمود: بیایید ببینید چقدر شیرین است! چقدر این مکارم اخلاق زیباست! میخواست آنها را به این سو بکشاند. پروردگار عالم فرمود: حبیب من! آن قدر خودت را به هلاکت نینداز!
عارف عظیمالشّأن، آقا معلّم دامغانی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) میفرمودند: آیتالله العظمی شاهآبادی(اعلي اللّه مقامه الشّریف) آن مرد الهی میفرمودند: فقط پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) این حال را نداشت، این که دو شب پروندههای ما به دست وجود مقدّس آقایمان میرسد و ایشان گریه میکنند، معنیاش این است که آقا میفرمایند: محّب من چرا نیامدی شیرینی این طرف را بچشی؟! چرا سمت گناه رفتی؟! بیا این طرف را ببین که چقدر شیرین است؟! مکارم اخلاق چقدر شیرین است؟!
گریه آقا که برای گناه ماست؛ یعنی آقا میفرماید: چرا نمیفهمی که این طرف شیرین است؟! این حلاوت و شیرینی مکارم اخلاق را بچش! آن وقت دیگر نمیخواهی رهایش کنی! تو دیگر رهایش نمیکنی! اصلاً انسان خود به خود به سمت زیادی آن میرود. دنیا عالی میشود، آرامش و طمأنینه میگیرد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1]زمر/9
[2]توبه/36
[3]جمعه/2
[4]تین/4
[5]بحارالأنوار،ج:66،ص:368، باب: 38
[6]آل عمران/ 134
[7]شعراء/3