شکایتی عجیب توسط رئیس جمهور!

منصور ارضی و سعید حدادیان

حتما از شکایت رئیس جمهور و مسئول دفترش از دو مداح ، مطلعید.

اگر مطلع نیستید اینجا را بخوانید.

با اینکه نگارنده با توهین و هتاکی کردن هر کس و در هر مقامی به هر کس و در هر مقامی مخالف است لکن این دلیل نمی شود که انصاف را کنار گذاشته و مطالبی را بیان نکنم:

1 – جناب آقای رئیس جمهور که قبلا با سمت شهردار تهران به مردم کشور معرفی شدند، چگونه به عنوان یک فرد فعال و سالم و ساده زیست به مردم کشور شناسانده شدند؟ آیا غیر از این است که یکی از گروههای معرف ایشان مداحان معروف کشوری بودند؟!

نگارنده با هر گونه توهین و هتاکی مخالف است ، ولی انصاف کجاست؟! نمک خوردن و نمک دان شکستن جفاست! مگر همین دوستان سابق و به زعم رئیس جمهور و دفتریانشان دشمنان امروز همه جانبه در همه جا از ایشان حمایت نکردند؟ مگر غیر از این است که اگر هم حرفی زده می شود از روی دلسوزی و ناراحتی است نه از روی حقد و کینه؟! افرادی برای برقراری گفتمان عدالت که رئیس جمهور آنرا یدک می کشید زحمت کشیدند و خون دلها خوردند و نمی خواستند یک نفر که از مردم نیست کنار رئیس جمهور باشد، آیا این خطاست؟ اکثر افرادی که برای این گفتمان تلاش کردند، راضی به حضور برخی عناصر منحرف در دولت نیستند – دلیل هم دارند – آیا این خطاست؟!

2- آقای رئیس جمهور ظاهرا فراموش کرده­اند که افراد دیگری (چه از مسئولین و چه از غیر ایشان) به شما توهین ها کردند و افتراها بستند و تمام خدمات دولت­ نهم را زیر سؤال برده و دائم در حال شبهه افکنی در جامعه بوده و هستند. ولی انصافا از اقشاری که رئیس جمهور در مقابل این هتاکی ها حمایت کردند و به پاسخگویی شبهات مشغول شدند همین مداحان دلسوز بودند! اگر رئیس جمهور فراموش کند، تاریخ که فراموش نمی کند.

حال سؤال اینجاست که آیا از آن افراد بی ادب هتاک که نه رئیس جمهور را قبول داشتند و نه به وی رأی دادند؛ شکایتی شد؟ مگر هم اکنون آنهایی که به رئیس جمهور در مجلات و تریبون های عمومی توهین کرده و افترا می بندند مورد شکایت واقع شده اند؟ و متأسفانه شاهدیم که دیواری کوتاه تر از اینها که دلسوزند و دوستار رئیس دولت، پیدا نشد.

رئیس جمهوری که با فریاد عدالتخواهی پای به عرصه ریاست گذارد باید توجه کند که حضرت امیر المؤمنین علیه السلام در تفسیر آیه إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسان‏ می فرمایند : الْعَدْلُ الْإِنْصَافُ‏ وَ الْإِحْسَانُ التَّفَضُّل‏. (نهج البلاغه للصبحی صالح حکمت:228)

پس بین انصاف و عدالت و همچنین بین بی انصافی و بی عدالتی رابطه ای طرفینی وجود دارد. یاران دیروز  که دشمنان امروز پنداشته می شوند با چوب معارضه و دشمنی رانده می شوند و مورد شکایت واقع می شوند و این مطلبی است که دور از انصاف است. 

 

 

جبهه پایداری ، یک شوک دهنده در حرکت انقلاب اسلامی

وقتی ما دیدیم دارد شعارهای اصلی انقلاب سست و فراموش می شود احتیاج دارد به یک شوک جدیدی. جبهه پایداری

در تاریخ چهارشنبه 26/11/90 شورای مرکزی جبهه پایداری اصفهان با حضرت آیت الله مصباح یزدی دیدار کردند. اهم مطالب مطرح شده در این دیدار توسط آیت الله مصباح یزدی بدین شرح است:

* تحزب با وحدت سازگار است، یعنی وحدت در یک چهارچوبه کلی و پذیرفتن ویژگی های گروهی در یک قالبهای محدودتر...

* کسانی که فهم و "بصیرت" بیشتری دارند شکرش این است که اینرا سرایت بدهند به دیگران یعنی سعی کنند که این فهم بهتر را گسترش بدهند در جامعه و کانال کشی کنند...

* موقعیت بدر و خیبر موقعیت "فعال و اثر گذار" است نه تنها در جامعه خودمان بلکه در مقابل دشمنان در کل جهان ،ولی به هر حال یک مطلب "استراتژیک" مهم است یعنی اشاره به اینکه ما وظیفه داریم که "تهاجمی" برخورد کنیم با دشمنان اسلام...

* مسئله اینکه به کانونهای ثروت و قدرت نزدیک نشوید یا کسانی که از این کانونها بهره می گیرند با آنها همکاری نکنید و اینها، این هم بر می گردد به همان طرح ایده آل نظام اسلامی...

* قدرت های سیاسی جنگ نرم از مصادیق کانون های قدرت و ثروت هستند...

* وقتی ما دیدیم دارد شعارهای اصلی انقلاب سست و فراموش می شود احتیاج دارد به یک شوک جدیدی. جبهه پایداری به عنوان یک شوک دهنده در حرکت انقلاب مطرح شد. حرکت اصولگرایی امروز احتیاج داشت به این که یک نیروی جدیدی واردش شود، آن جوری که داشت پیش میرفت که احیانا بعضی صاحبان قدرت وثروت در آن نفوذ پیدا کنند و به عنوان اصولگرا خودشان را جا بزنند در جامعه این احتیاج داشت به اینکه یک شوکی در آن وارد شود و این معنایش نفی حرکت اصولگرایی نیست بلکه تقویت این حرکت و اصلاح این حرکت است...

* خطرهایی که احساس می شد در سه چیز بود :

یکی اینکه علیرغم اینکه بزرگترین نعمتی که خدا به ما مرحمت کرده نعمت رهبری است داشت به دست کسانی آگاهانه یا ناآگاهانه تضعیف می شد،

دوم داشت خطر فتنه فراموش می شد و کسانی به صورتهای مختلف داشتند ماستمالی می کردند و کم کم برای کسانی امر مشتبه می شد که این اختلاف انتخاباتی بوده و مسئله توطئه ای نبوده و چیزهایی از این قبیل اگر یک خطاهایی هم واقع شده یک دشمنانی از خارج آمده اند این کار را کردند و ربطی به اصل حرکت مثلا جنبش سبز نداشته و این خطر بسیار بزرگی بود. این چیزی بود که ما را اصلا نسبت به خطرهای آینده انقلاب توجه داده بود و خود این حرکت بسیاری از بلاها را از جامعه ما رفع کرد باز دوباره اینرا ماستمالی کردن باعث این می شد که زمینه را برای رشد آن بلاها فراهم کنیم،

مسئله سوم انحرافی بود که در وابستگان به دولت داشت پیش می آمد از لحاظ عینی و تأثیر خارجی هم الآن چندان ملموس نیست ولی از لحاظ فکری شاید این خطر کمتر از آن خطرها نباشد بلکه از بعضی جهات شاید خطرناک تر از آنها باشد،

* اصلا فلسفه پیدایش جبهه پایداری همین است که یک نیروی جدیدی وارد خط اصولگرایی بشود و تقویت بکند و حرکتش را شتاب بدهد و "از شتاب منفی به شتاب مثبت" بیاید راهش هم این است که هدفهایش را تعیین کند که با جهت گیری حرکت ما با چه سمت و سویی باشد این سمت و سو را هم در سه بعد مشخص کردیم:

اطاعت مطلق از رهبری

مبارزه با فتنه و حامیان فتنه

مبارزه با خط انحرافی.

* ما باید همیشه از "اصلح نسبی" حمایت کنیم فکر این باشیم که ایده آل مطلق باشد نخواهد شد...

* کارهای بسیار بزرگی در دولت انجام گرفت ولی اشتباهاتی هم داشت و دارد و این خط انحرافی هم در کنارش پدید آمد که به نظر بنده خطرش کمتر از آن خطرهای فتنه نیست در آینده یک خطر بالقوه ای می تواند باشد که اگر از حالا با آن مبارزه نشود می تواند در آینده یک خطر جدی برای نظام ایجاد کند اما این معنایش این نیست که از اول ما اشتباه کردیم که مثلا از این دولت حمایت کردیم خیر الان هم می گوییم باید از اصلح نسبی حمایت کنیم. این خط انحرافی که باز شده یک احتمال قوی ای برای خطری بزرگ در شکم خودش دارد و لذا ما هم می گوییم باید از الآن مقابله کنیم و در نطفه خفه کنیم و نگذاریم این خطر تحقق پیدا کند...

* سعی کنیم دوباره در چاله ها نیفتیم این بدتر است با اینکه این تجربه را دیدیم هنوز هم دوسال بیشتر نگذشته دوباره بیفتیم توی همین چاله یا یک چاهی عمیق تر از این. این خیلی زشت است و متأسفانه کسانی در معرض چنین لغزش هایی هستند.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

حسین شریعتمداری : حیف است رئیس جمهور از حلقه انحرافی حمایت کند.

حسین شریعتمداری

حسین شریعتمداری بعد از ظهر امروز در جلسه پرسش و پاسخ در کانون الزهرای شهرستان کاشان در پاسخ به سؤالی مبنی بر میزان خطرناک بودن جریان انحرافی اظهار داشت: اول بگویم بهتر است برای این گروه پیشوند حلقه به جای جریان به کار برده شود چرا که جریان به حرکت دامنه‌داری گفته می‌شود که عده زیادی آن را باور دارند حال آنکه انحرافی‌ها فی نفسه عددی نیستند به این معنا که نه جایگاه اندیشه‌ای دارند و نه از دیدگاه عمیق سیاسی برخوردارند.

وی خاطرنشان کرد: خطر آنها این است که به کانون‌های ثروت و قدرت دست دارند و خرج کرده و آدم جابجا می‌کنند.

مدیرمسئول روزنامه کیهان با قدردانی از زحمات دولت نهم در رسیدگی به حال محرومان و عمران و آبادی‌های کشور عنوان داشت: کارهایی که در دولت نهم انجام شده در بعضی موارد چند برابر دولت‌های دیگر و در برخی موارد نیز منحصر به فرد بوده، حیف است که رئیس جمهور از این‌ حلقه حمایت کند و باید آنها را از خود دور نماید .

شریعتمداری با انتقاد از کسانی که خود کاری نکرده‌اند اما "مدام نق می‌زنند" ابراز داشت: این‌ها به ما تهمت قبیله‌گرایی می‌زنند در حالی که ما هر جا زاویه‌ای دیدیم به همان اندازه موضع گرفتیم.

وی افزود: شما همان‌هایی هستید که مردم فقیر را لشکر قابلمه به دست‌ها نامیدید.

شریعتمداری در پاسخ به آنان که انقلاب‌های منطقه را ورژن جدید القا شده توسط جبهه کفر قلمداد کرده‌اند گفت: به قول مقام معظم رهبری این سخن«غلط اندر غلط است»و به گفته سید حسن نصرالله «این احمقانه‌ترین تحلیل است».

مدیرمسئول روزنامه کیهان در پاسخ به این سوال که هدف افرادی چون افروغ و علایی برای زیر سؤال بردن ولایت فقیه چیست؟بیان داشت: البته آقای علایی حرفش را پس گرفته و نباید زود برچسب ضد ولایت فقیه را به افراد بزنیم اما بر این نکته نیز باید تأکید کرد که هر کسی مقابل ولایت فقیه بایستد با تمام توان توان در مقابلش می‌ایستیم.

وی همچنین تصریح کرد: هر کس دم از عدالت، خدمت به مردم، میهن‌ دوستی و مردم دوستی بزند اما در چارچوب ولایت فقیه نباشد دروغ می‌گوید یا نمی‌فهمد.

شریعتمداری در مورد اختلافات میان جبهه متحد و جبهه پایداری ابراز داشت: یک کسانی به نحوی را متهم می‌کنند یک عده می‌گویند مهدوی‌کنی در زمین هاشمی بازی می‌کند حال آنکه آیت‌الله مهدوی‌کنی همواره در صراط مستقیم بوده و 50 سال دوستیش را با آقای هاشمی به خاطر اصولگرایی زیر پا گذاشت حال از شما می‌پرسم کدام‌ یک از آقایان چنین کاری کرده‌اند؟

وی افزود: از آن طرف هم می‌گویند نهایت جبهه پایداری به جریان انحرافی متصل است.

مدیر مسئول روزنامه کیهان در پاسخ به سؤالی مبنی بر اینکه چه کسانی با توجه به انتخابات پیش‌رو باعث گرانی‌ها و گران‌شدن ارز و دلار شده‌اند تصریح کرد: در این ماجرا 50 نفر کلان سرمایه‌دار دست‌اندرکار بودند و تنها یکی از آنها 17 میلیارد تومان سکه خریده بود و همچنین 30 تن طلا پیش‌فروش شده بود این‌ها در حقیقت بهایی بودند البته نه به معنای برخی تعاریف موجود بلکه بهائیت یک حزب صهیونیستی است.

وی با تأکید بر اینکه گروه قبلی عامل اصلی در نوسانات اخیر نبودند افزود: کسانی دیگری در این مملکت دنبال آن بودند که شعب‌ ابی‌ طالب را مطرح کنند این‌ها همان‌ها هستند که مقام معظم رهبری در پاسخ به آنان از بدر و خیبر سخن می‌گویند.

شریعتمداری با تأکید بر اینکه به کسانی که در فتنه بودند مجرمند و نباید به آنان رأی داد تصریح کرد: ما باید فتنه 88 را باید مبدأ تاریخ بدانیم و باید یادمان باشد دشمن مانند جنگ احزاب تمام توان خود را در این فتنه آورد.

وی در مورد تکلیف کسانی که در این فتنه ساکت بودند نیز بیان داشت: دو حال بیشتر وجود ندارد یا این‌ها می‌دانستند سکوت اختیار کردند یا نمی‌دانستند که در حالت اول شریک جرم فتنه‌گران هستند و در حالت دوم نیز باید گفت مجلس جای آدم‌های کم‌دان نیست.

بوقندیار بوقایی (شعر طنزی از حاج محمود کریمی)

بوقندیار بوقایی (شعر طنزی از حاج محمود کریمی)

"صراط" حاج محمود کریمی ذاکر خوش ذوق اهل بیت (علیهم السلام) با توجه به فرا رسیدن عید سعید فطر شعری طنز را با اشاره به برنامه خنده بازار صدا و سیما سروده است که صراط نیوز برای اولین بار اقدام به انتشار آن می نماید .

حاج محمود کریمی


این سروده حاج محمود کریمی خطاب به برخی از مسئولین نگاشته شده است .

 

چند ماهی است در صدا سیما / آمده طنز پرطرفداری

در حقیقت سیاسی و کمدی  / گریه دار است و خنده بازاری

 

جای اسم و مقام و حرف رکیک / بین برنامه بوق باب شده

جای لفظ فلان فلان قدیم / بوق ممتد ولی حساب شده

 

اگر اهل سیاست و ذوقی / من هم امروز حرف ها دارم

و چه خوب است در سخن جای / بعضی الفاظ بوق بگذارم

 

آی آقای بوق خالی بند / بوق ها را نریختی به حساب

بوق سهم عدالتت پس کو / مسکن بوق بی حساب و کتاب

 

همه بی کار و داده ای به یکی / چند پست کلیدی اهدائی

بزن از حلق مردم مظلوم / بده بوقندیار بوقائی

 

مانده ام بوق از کجا آمد / روی فرمان چرخ تو جا شد

مثل دوران بوق در بر تو / بوق پیدا شد و "هویدا" شد

 

دوستم با تو گفت از در لطف / درد خود با خلوص درمان کن

بوق بیرون فتاده ات دیدند / زشتی بوق خویش پنهان کن

 

طفلکی حرف بد نگفته به تو  / اصلا این حرف را بزن تو به من

من اگر با تو حرف بوق زدم / بوق من را خودت بیا بشکن

 

یاد داری که بوق قبل از تو / بوق ها را شنید و کرد انکار

بس که هشدار را ندیده گرفت / منحرف شد ز راه و زد به چنار

 

شطّ رنج است ضربه ی حداد  / بعد هر ضربه کیش و مات حدید

مرد باید که حرف حق بزند / هرکه عاش سعید مات سعید

 

محمود کریمی

29 رمضان1432

8/6/90

 

مشایی نژاد

مشایی نژاد

مشایی نژاد

ای کاش رئیس جمهور طلسم شده باشد!

ای کاش رئیس جمهور طلسم شده باشد!

احمدی نژاد و مشایی

حتما شنیده اید که بسیاری از اطرافیان و دلسوزان رئیس جمهور می گویند که او طلسم ، جادو و تحت تأثیر بسیاری از حرکات ماوراء طبیعت واقع شده است.

بعضی نیز می گویند که چنان جادو شده است که شکستن این جادو و طلسم کاری بس مشکل یا شاید غیر ممکن باشد! حال شما خواننده محترم بفرمایید ؛ رئیس جمهور جادو شده است؟! این قابل باور است؟! رئیس جمهور! احمدی نژاد محبوب ! طلسم شده باشد و تفکرات شخص طلسم کننده را در ملاء عام و به عنوان رئیس جمهور اسلامی ایران بیان کند؟!

ای کاش طلسم شده باشد !

حجت الاسلام و المسلمین نبویان می گوید : زمانی که آقای مشایی جریان دوستی با مردم اسرائیل را مطرح می کند و صدای ملت ، نمایندگان مجلس و علما را در می آورد و در نهایت نیز رهبری معظم مجبور به موضع گیری می شوند ، بعد از آن من رفتم نزد آقای احمدی نژاد و از او بخاطر جریان مشایی انتقاد کردم ، او گفت  مشایی این حرف را بطور عمومی نبایستی می زد! ولی آقای نبویان ( دقت کنید که رئیس جمهور این حرف را خودش به آقای نبویان گفته است و واسطه ای این میان نیست) آقای رحیم مشایی حرف بیجایی نزده است و من هم با حرف او موافقم!

این کلام آقای نبویان ؛ نشان دهنده طلسم آقای احمدی نژاد است یا نشان می دهد که احمدی نژاد تفکراتی داشته و دارد که به مرور زمان نمایان می شود؟! یا به تعبیر آقای صفار هرندی این تغییرات طی دو سال محال است!؟

احمدی نژاد و رحیم مشایی (به ادعای هردویشان) رفاقتی 25 ساله دارند. کسانی که رفاقت زیادی با یکدیگر دارند می دانند این گونه رفاقت ها تاثیر پذیر و تاثیر گذارند ، حال به نظر شما احمدی نژاد انسانی است که در همین یکی دوسال تحت تأثیر تفکرات مشایی واقع شده باشد؟ یا 25 سال است که تفکراتشان روی یکدیگر تأثیر گذار بوده است؟!

آقای رئیس جمهور ! آنجایی که می گویید : به من گفتند : طلسم شده ای و من به آنها گفتم که : بشکنید و ایشان عرض کردند : بسیار سخت است ؛ فکر می کنید علت چه باشد که می گویند سخت است؟!

آیا واقعا سخت است ؟! لا اقل علما و عرفایی داریم که با یک گوشه چشم دنیا را دگرگون می کنند چه رسد به این مسائل کوچک و ناچیز. شما واقعا فکر می کنید که اگر طلسم شده اید ، آقایان علماء و عرفاء نمی توانند آنرا شکسته و شما را به اصطلاح به حالت اولیه برگردانند؟!

آقای رئیس جمهور ! همه ی این افراد هنوز برای شما احترام قائلند و نمی خواهند آبرویی از شما برود چون بسیاری از اقدامات دولت شما قابل تحسین است و قابل تقدیر! پس هنوز هم کسانی هستند که دلسوز شما هستند زیرا برای افراد آگاه کاملا روشن است که شما طلسم نشده اید که ای کاش شده بودید!

آقای رئیس جمهور ای کاش طلسم شده بودی!

ای کاش!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مطلب در : عماریون - صراط نیوز - نقد نیوز - آتی نیوز

آدرس غلط ندهیم ، جریان انحرافی ادامه اصلاحات است

آدرس غلط ندهیم ، جریان انحرافی ادامه اصلاحات است

نقد جریان انحرافی از سوی فعالین و رسانه‌های اصول‌گرا این بهانه را به جریان فتنه و اصلاح طلبان داد که هم فرصت را برای تبرئه‌ی خود غنیمت بشمارند و هم به نوعی خود را پیشتاز شناخت انحراف این جریان معرفی نمایند اما «حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود نبویان» با ارایه‏ی تحلیلی، ضمن پرده برداشتن از هویت واقعی هر دو جریان، جریان انحرافی را تداوم فتنه‌ی88، می‏دانند.

توجه داشته باشیم که «جریان انحرافی» ادامه‌ی اصلاحات است. به لحاظ مبانی کسانی مانند «خاتمی، سروش، شبستری و ...» چه تفاوتی با جریان انحرافی دارند؟ آیا اومانیسم را قبول ندارند؟ پلورالیزم را نگفته‏اند؟ از ملی‏گرایی حرف نمی‏زدند؟ آیا مهاجرانی نبود که می‌گفت اصلاً چرا راهیان نور راه افتاده است؟ او نبود که می‏گفت ما ایام نوروز باید افراد را ببریم در تخت جمشید؟ در مقابل این شیوه‌ی مهاجرانی، مقام معظم رهبری بدون این‌که حرفی بزند عملاً مخالفت کرد و به مناطق جنگی تشریف بردند. راهیان نور؛ با این برخورد عملی ایشان آغاز گردید بنابراین باید مشایی را در تداوم اصلاحات دید. همان اندیشه است، ظاهرش را نگاه نکنیم. چند شاهد را بیان می‌کنم.
 
در دوره‌ی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشرده‌ی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعف‌های آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است که داد مراجع از آن بلند شده است. آقای مصباح پیام داد آقای احمدی‏نژاد، مشایی آبروی دولت را خواهد برد، او را کنار بگذارید و... چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشرده‌ی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
شاهد مثال‌های دیگر، سر دبیر روزنامه‌ی «هفت صبح» مشایی، معاون سردبیر روزنامه‌ی «اعتماد» است. در ایام فتنه یک بار هم نشده مشایی نام فتنه را به کار ببرد. «زیباکلامی» که می‏گوید من طرف‌دار رضاخان هستم گفته یک نفرکه به واقع اصول‌گراست، آقای مشایی است زیرا به جریان سبز بی ادبی نکرده است.
 
یعنی چی؟ مقام معظم رهبری که فرمود فتنه، بی‏ادبی است؟ جایی که باید توهین کرد اگر توهین نمی‏کنید بی‌ادبی است. قرآن کریم می‌فرماید: «اولئک کل انعام بل هم اضل؛ از گاو و خر هم پست‏تراند.» آیا قرآن توهین و بی‌ادبی می‏کند؟ بله! جایی که باید توهین بکنی توهین نمی‏کنی، بی ادبی است. توجه کنیم که این طیف‌ها کجا به هم وصل می‏شوند؛ آقای امیری‏فر باجناق آقای عرب‏سرخی است، در جلسه‌ی ختم پدرخانم آقای امیری فر، بهزاد نبوی شرکت می‏کند. سران فتنه آن جا جمع هستند.
 
مشایی تداوم اصلاحات است. به خدا سوگند ما هرچه می‏کشیم از اصلاح طلبان است، از خاتمی، موسوی و کروبی است. این جریان فقط تداوم همان اندیشه است. آدرس غلط ندهیم، اندیشه‌ی آنان را که دیدیم، اومانیسم و پلورالیسم، آقای خاتمی کدام یک را قبول ندارد؟ مشایی همین است، هیچ چیز دیگری نیست. امیری فر در مصاحبه‌ای می‌گوید: «ما در مجلس باید اصول‌گرایان را شکست بدهیم.» این حرف‌ها معنا دارد، آن تداوم خط را ببینیم مشکل ما با همان اصلاح طلبان است.
 
آقای «احمدزاده» استاندار فارس که اکنون رییس میراث فرهنگی شده است جملاتی دارند که غیر از جملات آقای خاتمی چیز دیگری از آن برداشت نمی‌شود. فکر، یک فکر است. این که مقام معظم رهبری می‌فرمایند اصلی و فرعی، همین است. آدرس را غلط ندهیم، دشمن ما اصلاحات است ما دشمن مشایی هستیم چون تداوم اندیشه‏های اصلاحات است.
 
آقای خاتمی در جلسه‌ی سران مجمع روحانیون تأکید می‏کند ساکت باشید اهداف ما دارد پیش می‌رود. حجاریان در جدیدترین صحبت خود می‏گوید: «حاکمیت دوگانه را ما دنبال می‏کردیم اکنون همین شده، اهداف ما دارد پیش می‌رود.»
 
این‌که آقای مشایی ضد ولایت فقیه است مگر آقای خاتمی، موسوی و کروبی نیستند؟ فرق آقای مشایی با اصلاح طلبان چیست؟ دست آن‌ها در دست یک‌دیگر است.
 
آقای احمدزاده می‏گوید: «چه کسی می‏گوید موسیقی حرام است؟ من در دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) درس خوانده‌ام و این چیزها را می‌فهمم.»
 
عجب! ما نمی‏دانستیم فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) مرجع و مجتهد نیز هستند. شما چند واحد فقه خوانده‏اید؟ که بگویی موسیقی حرام است یا نه؟
 
یا می‌گوید: «تا اسم موسیقی که می‌آید می‏گویند حرام است. می‌گویند چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است رفتن به آن جا بد است چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است نباید به آن‌ جا برویم پس چون شاه حرم امام رضا(علیه‌السلام) رفته، آن جا هم نباید برویم.» این حرف آشکارا مبارزه با سیره‌ی مقام معظم رهبری است. چون ایشان و علمای فارس از رفتن به تخت جمشید جلوگیری کردند. به جملاتش دقت کنید، مبارزه با ولایت فقیه بزرگ‌ترین آرمان کیست؟ اصلاح طلبان.
 
آقای احمد زاده در مورد برگزار نشدن جشن نوروز می‏گوید: «می‏خواستیم جشن مهمانی نوروز را برگزار کنیم، بیانیه دادند که اسلام در خطر است. مسأله‌ی اصلی بحرین و ایام فاطمیه است. چرا نمی‌گذارید با حضور مسؤولان چند کشور، جشن نوروزی را برگزار کنیم. بگذارید مردم شاد باشند به شادی بپردازند این قدر به مردم سخت نگیرید.»
 
به روزنامه‏های سال 77 اصلاح طلبان نگاه کنید. می‏نوشتند اکنون جامعه‌ی ما نیاز به قطار شادی دارد. در مورد حجاب اسلامی و فرضیه‌ی امر به معروف ببینید چه می‏گوید. این یک اندیشه‌ی اصلاح طلبی است، چیز دیگری نیست. وی می‌گوید: ‌«اگر کسی مانتو کوتاه و شلوار تنگ پوشید نباید سخت گرفت بگذارید مردم آزاد باشند همه چیز را به حساب اسلام نگذارید. اسلام دین آزادی است. وقتی می‌بینید که دختر و پسر در کنار هم هستند نباید آن‌ها را سین جیم کرد.»
 
در دوره‌ی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشرده‌ی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعف‌های آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشرده‌ی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
در مورد مکتب ایرانی، می‌گوید: «دولت ما مظلوم است. هرکجا حرفی از ایرانی و ایرانی می‌زنند مورد هجوم قرار می‌گیرد. نماینده‌ای که از اسلام و شرع سخن می‏گوید به خاطر رأی آوردن است. من چیزی به نام اصلاح طلب، اصول‌گرا و سوسول‌گرا را قبول ندارم.»
 
این اندیشه‌ی اصلاح طلبان است که دارد حاکم می‏شود منتهی ممکن است رنگ و رو عوض کرده باشد. به تازگی تعدادی از افراد منتسب به جریا انحرافی دستگر شده‌اند، از جمله‏ی آن‌ها «عباس غفاری» و «آقای محققی» هستند.
 
عباس غفاری که گفته می‏شود بسیار اهل جن‌گیری، رمالی و ... است در زمان آقای خاتمی برای وارد شدن در نهاد ریاست جمهوری نیاز به هماهنگی نداشت. 
 
کلیپی درست کرده‏اند اولش صحبت آقای موسوی است: «این دولت، دولت رمالی است.» (البته جای سؤال از موسوی است که شما از کجا فهمیدید، به‌وسیله‌ی اقای عباس غفاری که دوست شما بود؟) در کلیپ بلافاصله صحبت مقام معظم رهبری را می‌گذارند که چرا توهین می‌شود به دولت که این دولت، دولت رمالی است؟ بعد هم بلافاصله صحبت اخیر آقای مصباح را می‌گذارند که نمی‌شود با رمالی کار را پیش برد.چه چیزی می‌خواهد بگویند؟ می‌خواهند بگویند دیدید پیش‌بینی موسوی درست بود. دیدید حرف آقای هاشمی درست بود که می‌گفت این ضد ولایت است؟
 
در جواب جریان اصلاح طلب باید گفت اصلاً به فرض احمدی نژاد ضدولایت است. البته ما می‌گوییم صددرصد در جهل مرکب است، گول خورده است. همین الان هم آقای احمدی نژاد بیاید مقابل این سه نفر به موسوی، کروبی و نفر سوم که اسمش را نیارم. قرار بگیرید، ما به او رأی می‌دهیم. عین جمله‌ی همین نفر سوم است در ایام انتخابات که گفته است کشور به لحاظ اقتصادی در سراشیبی سقوط است. رهبر انقلاب در کردستان تشریف داشتند گفتند: «کسانی که چنین اظهار نظر می‌کنند در نیّت صدقشان آدم شک دارد.» این جمله‌ی مقام معظم رهبری است.
 
به چه کسی رأی بدهیم؟ چه‌قدر آقای احمدی نژاد نسبت به این‌ها در اوج است؟ اسلام را در جهان مطرح کرد. استکبار ستیزی را مطرح کرد ـ کم کاری نشده است ـ در مورد هدفمندی یارانه‎ها، هاشمی با آن اقتدارش جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت.
 
خاتمی هم که اصلاً حسابش جداست. چه کسی آمد این کار را انجام داد؟ در انرژی هسته‌ای چه کسی این کار را انجام داد اما آقای هاشمی گفت: «ایشان ضد ولایت است.»
 
من سؤال می‌کنم شما دلتان برای ولایت سوخته که ایشان ضد ولایت است یا با او مشکل داشتید؟ اگر دلت برای ولایت سوخته بود چرا طرف‌دار موسوی بودی؟ صریحاً «نتانیاهو» می‌گوید و اعلام می‌کند که سران اصلاحات به نمایندگی از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگند. این‌ها ولایت را قبول دارند؟ این‌ها قانون را قبول دارند؟
 
آقایان اصلاح طلب! ایشان به فرض ضدولایت است، تازه شده مثل شما. چیز جدیدی نشده است. شما که باید خوشحال باشید. شما مگر طرف‌دار ولایت هستید؟ خط یکی است، آدرس غلط ندهیم. اصلاحات قرار است تداوم پیدا کند.
 
وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند این مسأله فرعی است یعنی تداوم آن را جای دیگری ببینید. جریان آقای مشایی خطرناک است ولی تداوم را در جای دیگری جست‌وجو کنید.
 
اما رمالی چه‌قدر نقش دارد؟ کسی بیاید تحلیل کند دولت، دولت رمالی است. رمالی و غیب‌گویی ممکن است واقعیت داشته باشد. در زمان خاتمی هم همیشه عباس غفاری آن‌جا بود. این شاید 10 درصد یا 20 درصد خطر کار آقای مشایی است. آقای مشایی دو بخش دیگر هم دارد.
 
بخش دوم او ارتباطات خارجیش است. بخش مهم‌تر از همه، شورای عالی ایرانیان خارج از کشور است که پوششی برای این ارتباطات است.
 
بخش سوم و مهم‌ترین بخش خطر مشایی و تیمش این است که اهل تحلیل خطرناک هستند. با این تحلیل‌شان به این جا رسیده‌اند.
 
این‌ها معتقد هستند که مردم جامعه دو دسته‌اند: قشر محروم جامعه و قشر متوسط جامعه. این دو قشر از نظر جریان انحرافی ویژگی‌هایی دارند:
 
1.      می‌گویند قشر محروم بین سی تا چهل میلیون نفر هستند. جوانان محروم سر چهار راه می‌نشیند معنی آن این است دین و ... کنار بگذاریم. فضا، فضای اباحی‏گری است. ولایت فقیه چیست؟ به این‌ها پول هم بدهی جذب می‌شوند. عاشق رابطه با آمریکا هستند. یک جوان پول هم که نداشته باشد، می‌رود از کلوپ فیلم تهیه می‌کند. اگر شب فیلم آمریکایی نبیند، نمی‌خوابد. اگر این‌طور است همین چهار پنج ویژگی را دارند ما باید نسبت به جذب این‌ها چه کار کنیم؟ رابطه با آمریکا، مبارزه با ولایت فقیه، کوروش، شاهنشاه و آریا مهر چه بدی دارند؟ ملی‌گرایی چه بدی دارد؟ شما می‌آیید دین را مطرح می‌کنید خطبه‌ی 52 فرمایشات حضرت امیر(علیه‌السلام) چرا باید منشور بین المللی شود؟ منشور کوروش باید منشور بین المللی شود. ما برای جذب این طبقه باید این کارها را بکنیم.
 
2.      قشر متوسط، شهرنشینانی هستند که 13 میلیون رأی به آقای موسوی داده‏اند. این‌ها را باید چگونه جذب کرد؟ مؤلفه‌های این‌ها چیست؟ تقریباً نزدیک به طبقه‌ی قبلی هستند. با هم یک قدر مشترک دارند که با دین کاری ندارند.
 
 هرچند این تحلیل صددرصد اشتباه است و مردم جامعه‌ی ما این‌طور نیستند منتهی این‌ها اهل تحلیل هستند. فکر نکنیم این‌ها با رمالی کار خود را پیش می‌برند. این خیلی ساده انگاری است.
 
آقای مصباح که به رمالی اشاره دارند، به بخشی از همان 10، 20 درصد اشاره می‌کنند، رمال و غیب‌گو یادتان باشد به قول غربی‌ها «پراگماتیس» نیست، اهل عمل نیست. آقای احمدی نژاد از 24 ساعت، 18 ساعت را به قول ما مثل بلدوزر دارد کار می‌کند. آدم غیب‌گو که اهل کار نیست. این‌ها اهل تحلیل نیز هستند و تحلیل دارند و کارهایشان را در این قاعده‌ها ببینید.
 
نتیجه:  نخست، این جریان کاملاً منحرف است. دوم، این جریان تداوم اصلاحات است.
 
در قانون اساسی فتنه‌ی 88 با عنوان «قانون اساسی نوین ایران» هرجا نامی از اسلام بود، برداشتند. اکنون سال 1390 هجری شمسی و 1432 قمری است. سال قمری را هم از قانون اساسی خودشان برداشته‏اند. این قانون اساسی را چه کسی نوشته است؟ آقای اردشیر امیر ارجمند که در حال حاضر رابط آقای مشایی است و با مشایی در ارتباط است.
 
اکنون واضح شده آقای مشایی دروغ‌گو است. 11 روز حکم صریح مقام معظم رهبری را زمین زدند. این‌ها طرف‌دار ولایت هستند، کدام ولایت؟ ما از ساختار دولت به جد دفاع می‌کنیم. به جدّ هم مشایی را می‌کوبیم و به خاطر انحرافات فکری، رد می‌کنیم. مشایی را تدوام اصلاحات می‏بینیم، فتنه‌ی 90، تداوم فتنه‌ی 88 است .
 
اکنون جای سؤال است که چرا مقام معظم رهبری از آقای احمدی نژاد- اگر فکرش به واقع این است – دفاع کرد؟
 
مقام معظم رهبری از ملاک‌ها و از اصول دفاع کرد. در سفر به کردستان از ساده زیستی، پرکاری، اندیشه‌ی اسلامی، استکبار ستیزی سخن گفتند زیرا فرد دیگری نبود و این ملاک‌ها رفت در سبد آقای احمدی نژاد. مقام معظم رهبری از اصول دفاع کرد. حتی کروبی می‌گفت مقام معظم رهبری که این معیارها را می‌گوید نظرش به بنده است.
 
خود احمدی نژاد می‌گوید من دوره‌ی دوم رفتم پیش مقام معظم رهبری، گفتم این قدر از من دفاع نکنید، این‌ها حمله می‌کنند. ایشان فرمودند: «من از تو دفاع نمی‌کنم، من یک سری اصولی را دارم مطرح می‌کنم» این اصول در سبد آقای احمدی نژاد قرار دارد. این نکته را می‌گویم تا نگویند آقای هاشمی آن موقع فهمیده بود ولی مقام معظم رهبری الان، نه ایشان می‌دانند.
 
باید زمان و میزان خطر را درک کرد. اکنون عده‌ای  به سمت بحث استیضاح آقای رییس جمهوررفته‏اند، اما اکنون چرا؟ چه‌قدر سادگی است کسی که برود به  سمت استیضاح، خاتمی 8 سال با آن فساد، با آن خرابی کسی به سراغ استیضاح او نرفت. احمدی نژاد در یک مورد نشان داد  ولایت‏پذیر نیست، ما هم قبول داریم. اصلاح طلبان که 8 سال ضد ولایت بوده‌اند کدام‌شان طرف‌دار ولایت بودند؟ کدام‌شان حرف ولی فقیه را گوش می‌دادند اگر ما آقای احمدی نژاد را مثلاً استیضاح بکنیم ثمره‌اش چیست؟ ثمره‌اش این است مردم منطقه که اکنون در خیزش اسلامی بلند شده‌اند از خیزش مردم ایران الگو گرفته‌اند و احمدی‏نژاد در میان مردم منطقه به عنوان یک فرد شجاع، استکبار ستیز و آمریکا ستیز مطرح است اگر احمدی نژاد را کنار نهادیم، آمریکا چه می‌گوید؟ مردم منطقه چه می‌گویند؟ می‌گویند ما چرا مبارزه می‌کنیم. شاه ما و رییس ما طرف‌دار آمریکا است. احمدی نژاد استکبارستیز را جمهوری اسلامی خودش ساقطش کرد. آن وقت چه چیزی برای مردم منطقه می‌ماند؟

منبع : سایت برهان

جريان انحرافي پايگاه خود را در كدام لايه هاي اجتماعي تعريف مي‌كند؟

جريان انحرافي پايگاه خود را در كدام لايه هاي اجتماعي تعريف مي‌كند؟

پس از دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري، دلسوزان انقلاب برخلاف دوره قبل شاهد پر و بال يافتن جرياني در اطراف رييس‌جمهور هستند كه گونه‌اي تعارض با شاخصه‌ها و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي را دنبال مي‌كند.اما ماهيت اين جريان، هدف‌گذاري آن و گفتمان مطلوبي كه در پي توليد آن در جامعه است چيست؟

پس از دهمين دوره‌ي انتخابات رياست جمهوري، رويكرد دولت جديد بي‌شك حساسيّت بسياري از نيروهاي اصول‌گرا و علاقه‌مندان به انقلاب اسلامي را برانگيخت. گروه‌هايي كه در طول جريان فتنه تمامي تلاش‌هاي خود را براي رمزگشايي و مقابله با كودتاي مخملي مصروف كرده بودند بر خلاف دولت نهم كه با شيوه و رويكرد صرف خدمت‌گزاري آغاز به كار كرده بود، با انتصاب «رحيم مشايي» به عنوان معاون اول رييس جمهور مواجه شدند. انتصابي كه بنابر منظومه‌ي فكري وي، او را چندان در پازل و شاخصه‌هاي اصول‌گرايي نمي‌يافتند. در اين ميان آن‌چه كه باعث شد انتقادها در اين زمينه اوج بگيرد تعلل «احمدي نژاد» به حكم رهبري براي بركناري وي از اين سمت بود، بركناري اي كه سه روز به طول انجاميد و در نهايت از وي به عنوان مسؤول دفتر رييس جمهور استفاده شد اما با گذشت زمان و با طرح برخي از مطالب از سوي اسفنديار رحيم مشايي كه از جنس تعارض با روحانيّت و شاخصه‌هاي انقلاب اسلامي بود، وي به آرامي به حذف مخالفان خود از دولت و جايگزيني وفادارانش اقدام كرد كه اين مجموعه در شرايط كنوني به «جريان انحرافي» معروف هستند.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

ماجرای تحریف فرهنگ ایرانی توسط گروه آقای مشایی

ماجرای تحریف فرهنگ ایرانی توسط گروه آقای مشایی

تعداد قابل توجهی از آثار مستهجن تاریخی بود که در بین این آثار دیده می شد/آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم!

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک و استرالیا در وبلاگ شخصی خود نوشت:
وقتی در اردیبهشت سال 1386 به عنوان سفیر عازم ماموریت مکزیک شدم روزهای پایانی یک نمایشگاه عظیم آثار تاریخی ایران با استقبال گسترده مردم در موزه آنتروپولوژی (مردم شناسی) مکزیک که مهمترین موزه این کشور است روبرو شده بود. بیش از یک میلیون نفر از این موزه دیدن کردند و موفقیتی بسیار بزرگ محسوب می شد. آقای مشایی رئیس سازمان گردشگری و میراث فرهنگی نیز در افتتاحیه این نمایشگاه شرکت کرده بود.
مطبوعات با آب و تاب فراوان آن را منعکس ساختند و عکس های بزرگی از آن را منتشر می کردند. موزه های دیگری نیز در مکزیک و در سایر کشورها خواستار برگزاری آن شدند. قرار شد در شهر پوئبلای مکزیک نیز این نمایشگاه برگزار گردد.

موزه بر دوران قبل از اسلام تاکید داشت و آثار آن دوران را گرد آوری نموده بود و تقریبا از آثار دوران اسلامی خبری نبود. لیکن آنچه تعجب و تاسف مرا بر انگیخت تعداد قابل توجهی از آثار مستهجن تاریخی بود که در بین این آثار دیده می شد. این مجسمه ها  آشکارا و بی شرمانه به اندام های تناسلی مردان و زنان پرداخته بود و در یک مورد نیز معاشقه عریان مرد و زنی را ترسیم می کرد. این مجسمه ها چیزی جز آنچه در ادبیات امروز دنیا صنعت پورن خوانده می شود نبود. قلم از ذکر جزییات این مجسمه ها و انتشار تصاویر آن شرم دارد اما تصاویر آن موجود است.

برخی از روزنامه های مکزیکی به عنوان یک سوژه نادر در مورد ایران، یک صفحه کامل خود را به نمایش این اثار غیر اخلاقی اختصاص داده بودند. گویا هدف سازنده این آثار که به نظر می رسد از عقده های جنسی و روانی در عذاب بوده است، صرفا تمرکز بر عورت ها بوده است.

مجسمه هایی که از یونان به ایران منتقل شده اند و یا در دورانی خاص تحت تاثیر فرهنگ رومی توسط فردی خاص ساخته شده است و به هیچ وجه نمادی از فرهنگ محجوب و اخلاق مدار ایرانی نیست.

به عنوان یک ایرانی از این اقدام مسئولان سازمان میراث فرهنگی بسیار خجالت زده بودم. متاسفانه میراث فرهنگی تقریبا تمام آثار دوران اسلامی را حذف کرده بودند و موزه نیز تصویر مجسمه های عریان را در دهها هزار نسخه به صورت بروشور منتشر کرده بود و مردم را دعوت به دیدن آثار فرهنگی ایران می کرد! شبکه های تلویزیونی در برنامه های خبری خود به نمایش این مجسمه ها می پرداختند. در یک کلام باید گفت حتی کسانی که از موزه نیز بازدید نکرده بودند با مشاهده تبلیغات رسانه ها، آنچه از ایران و فرهنگ ایرانی در ذهنشان جای می گرفت از جمله همین مجسمه های بیشرمانه بود.

 در همان روزها مدیرکل موزه ملی ایران به مکزیک آمده بود. به او به شدت اعتراض کردم که چرا این آثار را به نمایش گذاشته اند و این چه نوع معرفی از تاریخ و فرهنگ ایران است؟ به توجیه پرداخت که این مجسمه ها را در 7 کشور دیگر نیز به نمایش درآورده اند و سفرای ایران هیچکدام اعتراض نکرده اند! حالا شما چرا اعتراض می کنید؟ می گفت ما که نمی توانیم این آثار را در ایران به نمایش بگذاریم پس اگر در خارج هم به نمایش نگذاریم پس با آن ها چه کنیم؟ وی اینگونه سعی می کرد جای خالی آثار تاریخی دوران اسلامی را نیز توجیه کند.

گفتم روزهای پایانی نمایشگاه است و اگر بخواهیم آن را برداریم توجه ها بیشتر جلب می گردد و بیشتر سوژه می شود. لذا گفتم در نمایشگاه جدیدی که قرار بود در شهر پوئبلا برپا شود حق ندارند این نوع مجسمه ها را قرار دهند. وی گفت تصمیم دراین مورد با جناب آقای مشایی است. به وی گفتم من سفیر فوق العاده و تام الاختیار جمهوری اسلامی ایران در مکزیک هستم و به شما رسما اعلام می کنم که حق ندارید این نوع مجسمه های مستهجن را در نمایشگاه بعدی قرار دهید. با مسئولان موزه مکزیک هم تماس گرفتم و پس از کش و قوسهایی آنها نیز با قرار ندان این مجسمه ها در موزه شهر پوئبلا موافقت کردند. نامه هایی هم به ایران و از جمله به مقامات وقت وزارت امور خارجه و از آن طریق برای آقای مشایی نوشتم که نباید این مجسمه ها در موزه بعدی قرار بگیرند و ضروری است اصولا تجدید نظر اساسی در انتخاب آثار باستانی ایران در نمایشگاه های خارجی بنمایند و جلوی این خیانت فرهنگی را بگیرند.

در سفری که برای شرکت در یک سمینار به ایران داشتم، یادداشتی را شخصا به دست آقای دکتر احمدی نژاد رساندم و در خواست کردم که به اقای مشایی دستور لازم را بدهند تا نه تنها در موزه مکزیک بلکه در کل برنامه های نمایش آثار فرهنگی ایران در خارج از کشور از نمایش آنها جلوگیری کنند. با شناختی که از مواضع رئیس جمهور داشتم بر این باور بودم که ایشان حتما دستور لازم را خواهند داد، هر چند اطلاعی از سرنوشت آن نامه ندارم.

وقتی به مکزیک بازگشتم، آقای ملک زاده یکی از معاونان آقای مشایی، تلفنی با اینجانب تماس گرفت. سلام اقای مشایی را رساند و از قول او از من خواست که در مورد آن مجسمه ها سختگیری نکنم! گفتم که سلام مرا به ایشان برسانید و بگویید این مجسمه ها به هیچ وجه نباید به نمایش درآیند و من به عنوان نماینده ایران در مکزیک قطعا اجازه چنین کاری را نخواهم داد.

یکی از دوستانم که مسئولیتی در وزارت خارجه داشت و ارتباط دوستانه ای هم با اقای مشایی داشت، از روی دلسوزی گفت: "چشمانت را ببند و چیزی نگو و با مشایی درگیر نشو. او رابطه ویژه ای با رئیس جمهور دارد و نفوذش می تواند برای موقعیت کاری تو منفی باشد. تو موضوع را منعکس کردی و وظیفه خود را انجام دادی و دیگر تکلیفی بر تو نیست." گفتم من جلوی اینکار غیر شرعی و ضد فرهنگی را خواهم گرفت و عاقبت آن هم برایم مهم نیست.

 من باب تاکید چند بار به مدیر کل موزه ملی که به مکزیک آمده بود یادآوری کردم که نباید مجسمه ها نمایش داده شوند. روز افتتاح با حضور آقای بقایی قائم مقام وقت سازمان گردشگری و میراث فرهنگی برای افتتاح نمایشگاه رفتیم. با کمال تعجب دیدم نه تنها مجسمه ها حذف نشده بلکه در دو طرف درب ورودی نمایشگاه ایران به نحوی قرار گرفته که اولین چیزی که از این نمایشگاه می بینند مجسمه های آن مرد و زن برهنه با عورت های برجسته است. خونم به جوش آمد. در حضور بقایی به مدیر کل موزه ملی گفتم من حساب تو (...) را خوام رسید و به بقایی گفتم از این لحظه من به سازمان گردشگری و میراث فرهنگی، به اقای مشایی و به شما اعلام جنگ می کنم. بچرخ تا بچرخیم.

 بقایی که از عکس العمل من جا خورده بود و انتظار چنین برخوردی را نداشت گفت مگر چه شده است؟ گفتم که به او گفته بودم که نباید این مجسمه ها را به نمایش بگذارد و موضوع را هم به آقای مشایی منعکس کرده بودم. آن وقت  این از خدا بی خبر آمده آنها را در سردر ورودی نمایشگاه قرار داه است. گفت برویم ببینیم مجسمه ها چیست. وقتی مجسمه ها را دید دستور داد فورا آن را جمع کنند. البته من نمی دانم که ایا واقعا تا قبل از آن مجسمه ها را ندیده بوده است یا نه. مدیرکل موزه ملی ایران تلاش کرد مانع تصمیم او شود، لیکن موثر واقع نیافتاد.  مجسمه ها را که درون محفظه شیشه ای بود نمی شد بلافاصله بیرون آورد. لذا روی محفظه را با  پارچه پوشاندند. بعدا آقای بقایی گفت که مدیر کل را عوض خواهد کرد و بعدها اینکار را کرد. برخی می گویند که آن فرد هم اکنون بورس دکتری گرفته و در خارج از کشور است.

 آقای بقایی همچنین در آن سفر وعده هایی برای تامین مخارج مربوط به فعالیت های گسترده فرهنگی و نمایشگاه هایی که در سفارت برای معرفی تاریخ و فرهنگ اصیل ایران برگزار می کردیم داد که متاسفانه هرگز عملی نشد.

بعدها در سفری به ایران در حاشیه مراسمی مجددا  او را که دیگر معاون رییس جمهور و رییس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری شده بود دیدم و گفتم شما مبلغی را که برای نمایش فرهنگ ایران توسط  سفارت جمهوری اسلامی که نماینده رسمی کشور است و قول آن را داده اید دریغ کرده اید و ده ها میلیون تومان به هدیه تهرانی برای نمایشگاه آب داده اید؟! چه اشکالی دارد که ما را هم "تهرانی" فرض کنید و مبلغی را که قول آن را داده اید به سفارت "هدیه" دهید!


قول پیگیری داد ولی خبری نشد تا اینکه دوران معمول سفارت من به پایان رسید و به  ایران بازگشتم ولی بودجه ای حواله نشد.

 امروز که مسائل آن دوره را مرور می کنم بهتر می توانم هدف از برگزاری موزه آثار تاریخی ایران با حذف دوره اسلامی و تمرکز بر دوره قبل از اسلام با گنجاندن آن مجسمه های مستهجن را در یابم و ابعاد اهداف و فلسفه طرح موضوع مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی هم بیشتر نمایان می شود.

متاسفانه باید اذعان کنم که آقای احمدی نژاد امروز در انتخاب اطرافیان و تصمیم گیری هایش، همان مسیر غلطی را می رود که دولتهای قبلی پیموده اند. بیشترین لطمه را به آبرو و اعتبار آقای هاشمی به عنوان یکی از سرمایه های بزرگ انقلاب، خود او خانواده و برخی از اطرافیانش زدند.

آقای احمدی نژاد هم دستاوردهای بی نظیری در عرصه سیاست خارجی در سالهای اول دوره ریاست جمهوری اش داشت. دستاوردهایی که هنوز هم برای بسیاری از مردم آشکار نشده است. امیدوارم اجازه ندهد بیش از این، فتوحات ارزشمند وی در عرصه دیپلماسی به واسطه برخی دوستان خائن و منحرف و یا ناآگاه به تاراج برود و هرچه زودتر به خود بیاید. ان شاء الله

منبع :  www.ghadiri.ir به قلم دکتر سید محمد حسین قدیری ابیانه سفیر سابق جمهوری اسلامی ایران در مکزیک

 

مادر احمدی نژاد گفت که او را عاق می کند

مادر احمدی نژاد گفت که او را عاق می کند

در یکی از جلسات هیئت دولت آقای صفار هرندی به آقای احمدی‌ن‍ژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدی‌نژاد در جواب می‌گوید که "حکم است، باید انجام شود"/ برخی افراد این جریان، سخت به دنبال ویزای عربستان بودند تا در روزی که ادعا می‌شد ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است، در مکه کنار آن حضرت باشند

جانشین نماینده ولی فقیه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ابعاد جدید و ناپیدایی را از فعالیت‌های پشت‌پرده و تفکرات جریان انحرافی افشاء کرد.

حجت الاسلام والمسلمین ذوالنور، عصر روز گذشته در همایش «بصیرت و جهاد علمی» گفت:

*همه ی بستگان نزدیک رییس جمهور مخالف ارتباط وی با مشایی هستند، حتی مادر ایشان گفت که شما را عاق می‌کنم، اما آقای احمدی‌ن‍ژاد با این وجود بر حفظ جایگاه مشایی تأکید می‌کند.


* خطر جریان انحرافی حتی از خطر اصلاح‌طلبان بیشتر است. اصلاح‌طلبان، جریان سکولاری بودند که دین را ناتوان در ادارۀ جامعه می‌دیدند، اما افرادی که در این جریان مفسد اقتصادی و سیاسی داخل هستند، با نقاب دین و اهتمام به مهدویت و ولایت فقیه درصدد انحراف انقلابند.

*آیت‌الله مصباح یزدی خطر این موضوع را در طول تاریخ بی‌سابقه و همان جریان فراماسونری می‌داند و بیان می‌کند که امیدی به بازگشت این افراد ندارم.

*حجتیه ها، معتقدند که در زمان غیبت هیچ عَلَم حکومتی نمی‌تواند برافراشته شود، ولی این جریان، همۀ انحرافات فرقۀ حجتیه را در خود دارد و از طرفی نیز محکم به کانون قدرت و ثروت چسبیده است.

* در دورۀ هشت سالۀ اصلاحات، هیچ چیزی از اسلام ندیدیم؛ چرا که جریان سکولاری و لیبرالی بودند که با اعتقاد به عدم صلاحیت دین در ادارۀ جامعه وارد عرصۀ قدرت شده بودند، اما جریان فعلی با نقاب دین، دین را می‌کوبند و در درون خود اقتصادی، فساد سیاسی، وابستگی به بیگانه و... را دارند.

* جریان انحرافی معتقد است که در آخرالزمان، غیبت کبری به غیبت صغری تبدیل می‌شود و در این نوع از غیبت، افرادی می‌توانند با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ارتباط داشته باشند. آقای احمدی‌نژاد فکر می‌کند که مشایی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ارتباط دارد.

* در یکی از جلسات هیئت دولت آقای صفار هرندی به آقای احمدی‌ن‍ژاد گفت که رهبری با این موضوع مخالف هستند، اما آقای احمدی‌نژاد در جواب می‌گوید که "حکم است، باید انجام شود". آیا از این گفته، غیر این برداشت می‌شود که ایشان فکر می‌کند توسط رابطی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ارتباط دارد؟

*این جریان، با این که به ظاهر معتقد به نیابت ولایت فقیه از امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است، اما در باطن فکر می‌کند که با وجود امام عصر(عجل الله تعالی فرجه) دیگر نیازی به اطاعت از ولایت فقیه نیست.

* دولت جمهوری اسلامی ایران، در اوضاع کنونی جهان عرب، تلاش می‌کند که ارتباط خود را با دولت‌های عربی گسترش دهد! دعوت از عبدالله دوم، پادشاه اردن و علی‌ عبدالله صالح، پادشاه یمن به ایران را چگونه باید توجیه کرد؟

*گفته می‌شود که به خاطر این‌که دولت، وجود دو عبدالله را در رأس حکومت کشورهای عربی را از علائم ظهور می‌داند از سران این دو کشور دعوت به حضور در ایران کرده است.

* آقای رئیس جمهور در بیاناتی از علی عبدالله صالح تمجید می‌کند که "شما نام سه امام و پیامبر را در نامت داری"!

* این جریان اعتقاد داشت که عبدالله دوم، پادشاه اردن، همان سفیانی در علائم ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است، به همین علت می‌خواست که در هنگام مسافرت وی به ایران، او را در آبگرم سرعین حاضر کنند تا علائمی که بر کمر و کتف سفیانی در روایات وارد شده است را بر روی بدن پادشاه ملاحظه نمایند.

*آقای مشایی، چند روز قبل از مراسم سالروز ارتحال امام(ره)، بیان داشت که اتفاقی در چهارده و پانزده خرداد روی خواهد داد که دهان منتقدین بسته می‌شود. منظور وی این بود که در چهارده خرداد شهید می‌شود و روحش عروج پیدا خواهد کرد و در پانزده خرداد نیز امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) ظهور می‌کند.

* بعد از این اظهارات، برخی از افراد این جریان، سخت به دنبال ویزای عربستان بودند تا در روزی که ادعا می‌شد ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه) است، در مکه کنار آن حضرت باشند.

* اگر گفته می‌شود که احمدی‌ن‍ژاد دچار سحر و جادو شده است، به معنای این نیست که او اختیاری از خود ندارد، بلکه از برخی پیشگویی‌هایی که مشایی به نقل از پیشگویانی انجام می‌داد، به این نتیجه رسید که این آقا رابط اما زمان(عجل الله تعالی فرجه) است.

* از اصرارهای سه‌سالۀ این دولت این بود که سال جدید و عید نوروز را در کنار سران کشورهای فارسی‌زبان و برخی از سران عربی در کنار تخت جمشید شروع کنند که هر سال با مخالفت دفتر مقام معظم رهبری روبه‌رو شدند و هدف آنها به سرانجام نرسید.

* به سازمان حج و زیارت گفتند که از روزهای سکونت زائرین در عتبات عالیات کم کنید تا روزی هم به بازدید از مدائن و تیسفون بغداد اختصاص یابد!

* آقای احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی به بنده گفت که برای مقابله با بدحجابی در جامعه، شخص آقای احمدی‌نژاد جلوی ما را می‌گیرد و نمی‌گذارد تا با فساد مقابله کنیم.

* سردسته‌ جریان انحرافی نیاز به حضور ۱۵۰ نماینده در مجلس شورای اسلامی دارد، او می‌دانست که یکی از مهم‌ترین موانعش وزارت اطلاعات است؛ از این رو می‌خواست وزیر اطلاعات را کنار گذاشته و شخص رییس جمهور عهده‌دار سرپرستی آن شود، تا بتواند بهره کافی را از این مسئله ببرد. آقای احمدی نژاد فکر می‌کرد که مقام معظم رهبری ناگزیر به پذیرفتن استعفای ایشان یا قبول مشایی به عنوان معاون اول است و احتمال نمی‌داد که رهبری با درایت و مثل کوه، محکم در مقابل این درخواست بایستد.

* رییس جمهور در نهایت به خاطر استیضاح نشدن در مجلس، به اجبار تن به برگشت [از قهر ۱۱روزه] داد؛ زیرا اگر قرار به استیضاح آقای احمدی‌نژاد بود، وی، بالاترین رأی عدم صلاحیت سیاسی در تاریخ را از مجلس شورای اسلامی می‌گرفت.

منبع : مرکز خبر حوزه

مکتب ایرانی؛ نو ساخته‌ای بر ویرانه

مکتب ایرانی؛ نو ساخته‌ای بر ویرانه

به نظر تنها دارایی قابل ذکر جریان انحرافی «محمود احمدی نژاد» است و ایمان و اعتماد او. و به واسطه این دارایی، در اختیار داشتن «دولت» با دریایی از فرصت¬ها، منابع، امکان ها و رانت ها.
این جریان مشکوک نه تنها از جریان دولت که از جریان اصولگرایی منحرف شده است.طرح مکتب ایرانی و اعمال ملی گرایانه قرائن این انحراف است.
 
 در مقالات قبل از پیشینه ناسیونالیسم در ایران و نسبت آن با روشنفکری سخن رانده شد و از باستان گرایی.درباره نقش استعمار از تخرب مذهب و حمایت از لیبرالیسم در ایران گفته شد و از نقش جبهه ملی به عنوان پرچمدار ملی گرایی در ایران.
 در زمان دولت خاتمی نیز یک بار دیگر این موج ناسیونالیستی شکل گرفت و با طرح شعار" ایران برای همه ایرانیان" بر طبل ناسیونالیسم ایرانی کوبیده شد. در اواخر دولت خاتمی این موج به قومیت گرایی بلوچ و کرد و عرب کشیده شد و در گیری های قومیتی در آن مناطق شکل گرفت که با روی کار آمدن دولت نهم کنترل و پایان یافت. اصلاح طلبان هم چون اسلاف گذشته اشان شعار جدایی دین از سیاست و سکولاریسم را در دستور کار خود قرار دادند و تند تر از روزنامه های عهد رضاخان به دین و ارزش ها تاختند تا جایی که آغاجری عضو سازمان مجاهدین انقلاب و حزب مشارکت با تمسک به گفته مارکس اظهار داشت مارکس نیمی از حقیقت را بیان کرده است او گفته است دین افیون ملت هاست من نیم دیگر آن را بیان می کنم که افیون دولت ها هم هست ! او سپس با توهین به ساحت ائمه (علیهم السلام) و مرجعیت شیعه، تقلید را کار میمون خواند و متدینان را نیز به باد تمسخر گرفت که به دلیل اهانت به ائمه اطهار محکوم به ارتداد شد. خوشبختانه همان گونه که مقام معظم رهبری فرمودند این روند در دولت نهم کنترل و از آن جلوگیری شد.
 احمدی نژاد پس از پیروزی در انتخابات همه همت خویش را برای اعتلای کشور اسلامی به کار گرفت و حتی در ایام نوروز به جای جشن نوروز، به سفرهای استانی خود ادامه می‌داد و در جمع راهیان نور و ‌هیأتی‌ها شرکت می‌کرد و‌ هنگام اعتراض برخی، آن را افتخار خود می‌دانست. مع الاسف با نفوذ جریان مشکوک در دولت، تغییراتی تدریجی در این گفتمان رخ داد!
 دولت احمدی نژاد و آغاز یک انحراف
 دولت احمدی نژاد که با شعار مهرورزی و پیش به سوی دولت اسلامی سر کار آمد در دور دوم با نفوذ برخی عناصر مشکوک دربرخی مناصب مهم، در کانون انتقادات تند طرفدارن خود والبته توصیه های مقام معظم رهبری قرار گرفت. رحیم مشایی که امروز دارای چندین پست مهم است و مهم تر از همه در جایگاه دفتر ریاست جمهوری قرار گرفته است از منادیان اصلی تفکر ناسیونالیسم ایرانی اواخر دهه هشتاد و اوایل دهه نود شمسی است.
 این یک اتفاق مهم است.آنقدر مهم که آیت الله مصباح از آن به عنوان «دستگاه فراماسونری» یاد می کند:
 «احساس من این است که در درون جامعه ما دستگاه فراماسونری در حال تقویت مجدد است. نباید فراموش کرد که در ایران، مشروطیت با دستگاه فراماسونری، با شعارهای اسلامی و آیات قرآن بر سر کار آمد. سر کار آمد. امروز هم اگر بخواهد بیاید حتماً از همین شعارهای برگرفته از انقلاب استفاده خواهند کرد و در زیر این پوشش‌ها حرف خودشان را می‌زنند. همان چیزی که همیشه گفته‌اند «قالب را حفظ کنید و محتوا را عوض کنید.» قالب، امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و این حرف‌هاست اما محتوای امام زمان، چیز دیگری (مثل انسان کامل نوعی) می‌شود.
 اگر در مسائل مبتلابه جامعه، با علما و مراجع تبادنظر کنیم، ولی به کسی که اصلاً در طول عمرش با هیچ عالمی میانه خوبی نداشته و اکنون نیز حاضر نیست داشته باشد و هرچه بتواند لگد می‌زند چه امیدی می‌توان داشت؟ کسانی هم دلباخته اینها شده‌اند و فریبشان را خورده‌اند و با تمام قوا همه آنچه را که بر دیگران عیب می‌گرفتند، اعم از استفاده از امکانات دولتی برای مسایل شخصی و… درباره این شخص فراموش می‌کنند. با این روند، روزی چشم باز می‌کنیم می‌بینیم که اصلاً روز به شب تبدیل شده است و دیگر همدیگر را نمی‌شناسیم. اصلاً اینجا کجاست؟! و اینها از کجا پیدا شده‌اند؟ این‌ها از درون همین دستگاه درآمده‌اند، خود ما حمایتشان کردیم این بودجه‌هایی که در این راه صرف می‌شود از جایی می‌آید؟ این بند و بست‌هایی که می‌شود، این عزل و نصب‌هایی که انجام می‌گیرد به چه دلیل است؟ این حرف‌های نچسبی که هر روز در قالبی نو زده می‌شود از کجا می‌آید؟ چه انگیزه‌ای برای طرح اینها وجود دارد؟ این همه سخن از ملی‌گرایی آن هم در زمانی که کشورهای اسلامی و عربی بیدار شده‌اند و یک نهضت اسلامی جهانی در حال شکل‌گیری است برای چیست؟ آیا پیامد طرح «اسلام‌ ایرانی» چیزی جز این است که ما را به ملی‌گرایی متهم کنند و بگویند شما با اسلام سروکار ندارید؟ چه انگیزه‌ عقلایی می‌تواند پشت این کار وجود داشته باشد؟ اگر روزی از ما بپرسند که چرا برای احیای حقوق زن کار نکردید شاید عذری داشته باشیم، اما اگر روزی بپرسند که چرا اساس اسلام بر باد رفت و ساکت ماندید، چه جواب بدهیم؟»[1]
 این خطراتی که برخی نخبگان برآمده از انقلاب اسلامی از آنها صحبت می کنند دارای قرائنی است که جامعه نیز آنها را احساس کرده که شاید بتوان برخی را ذکر کرد:
 1. طرح اظهاراتی درباره دوستی ملت ایران با ملت اسرائیل
 ایران امروز با مردم آمریکا و اسرائیل دوست است. هیچ ملتی در دنیا دشمن ما نیست این افتخار است البته ما دشمن داریم و ناجوانمردانه ترین دشمنیها در دنیا به ملت ایران صورت می‌گیرد. ما مردم آمریکا را از برترین ملت‌های دنیا می دانیم.[2] و یا : « به‌نظر من، مردم ایران با مردم آمریکا و اسراییل فرقی ندارند. من از هیچ‌کسی نمی‌ترسم، چون اگر می‌ترسیدم، از این حرف‌ها نمی‌زدم...رییس‌جمهور هم بارها تأکید کرده است که رژیم اسراییل اصلا فلسفه وجودی ندارد و ما با این رژیم جنگی نداریم، بلکه برای آزادی مردم مسلمان یهودی و مسیحی که تحت سیطره این رژیم زندگی می‌کنند، می‌جنگیم. بنابراین برای هزارمین‌بار اعلام می‌کنم که ما با مردم دنیا دوست هستیم، حتی با مردم آمریکا و اسراییل »[3]
 پافشاری اسفندیار رحیم مشایی بر سخنان جنجال برانگیزش البته با واکنش های متفاوت رسانه‌های خبری رژیم صهیونیستی اسراییلی مواجه شد.
 پایگاه خبری هاآرتص، با اشاره به سخنان اخیر اسفندیار رحیم مشایی معاون رئیس جمهوری ایران، آن را اولین موضع‌گیری مثبت یک مقام رسمی ایرانی دانست.
 اورشلیم پست نیز با ذکر سخنان یک ماه پیش رییس سازمان میراث فرهنگی، سخنان اخیر وی را نیز نقل کرده و از تاکید وی بر سخنانش خبر می‌دهد. این پایگاه خبری ضمن اشاره به نسبت خانوادگی نزدیک مشایی و احمدی نژاد، به نقل از مشایی می‌نویسد که صحبتهایش به معنای به رسمیت شناختن اسراییل نیست.[4]
 2. دیدار چندباره با همسر مرحوم دکتر فاطمی (از اعضای فعال جبهه ملی ) در فروردین87
 3. طرح مکتب ایرانی در بعضی همایش های شورای عالی ایرانیان: "من اصرار دارم برمکتب ایران، بعضی‌ها ممکن است بر من خرده بگیرند که تو چرا نمی‌گویی مکتب اسلام، مکتب اسلام دریافت‌های متنوعی از آن وجود دارد. دریافت ناب از حقیقت ایمان و حقیقت توحید و حقیقت اسلام مکتب ایران است؛ باید از این پس ما مکتب ایران را به دنیا معرفی کنیم."[5]
 "باور دارم که واژه ایران ذکر است، چرا ذکر است؟ شما در ذکر دنبال چه می‌گردید؟ ذکر واژه‌ای است مرتبط به روح مؤمن به جهان درون باور کرده به ارزش‌های متعالی. از ذکر چه می‌جویند ذاکران همان را بجویند از ایران. ایران ذکر است"! مشایی در همین سخنرانی می‌گوید: " اندیشه ایرانی جوهر دارد، گوهر است، بروز ظهور اندیشه ایرانی همه‌اش زیباست، مرا مظهر ایرانی نپندارید. من تلاش می‌کنم تا مظهر یک ایرانی باشم اما بدانید همان جا که زیبایی را می‌یابید، آن گوهر ایران است در کردار، در پندار، در رفتار، در بینش، در کنش ایران است." او در گام بعدی، کوروش و فرهنگ ایران باستان را ترویج می‌کند و با اجاره منشور کوروش مردم را برای دیدن آن تشویق می‌کند و می‌گوید"منشور کوروش باید نصب العین جامعه جهانی قرار گیرد." وی در تجلیل از کوروش و منشورش اظهار می‌دارد:" در صحنه امروز، ملت ایران طوفانی برپا کرده که چشم ستمگران را فرا گرفته است و آن‌ها را از برنامه‌ریزی‌های خود باز داشته است. ملت ایران ملت بزرگی است. اگر به منشور کوروش نگاه کنید می‌توانید به این مسأله پی ببرید. امپراطوری کوروش در اوج قدرت بابل، این کشور را فتح کرده است. انوشیروان یکی از فرمانروایان مقتدر بوده و البته باید گفت اگر در این‌جا از مدیریت شاهی نیز تمجید می‌شود به خاطر نماد ملت ایران است."[6]
 وی همچنین در تجلیل از کوروش و منشورش اظهار می‌دارد:" در صحنه امروز، ملت ایران طوفانی برپا کرده که چشم ستمگران را فرا گرفته است و آن‌ها را از برنامه‌ریزی‌های خود باز داشته است. ملت ایران ملت بزرگی است. اگر به منشور کوروش نگاه کنید می‌توانید به این مسأله پی ببرید. امپراطوری کوروش در اوج قدرت بابل، این کشور را فتح کرده است. انوشیروان یکی از فرمانروایان مقتدر بوده و البته باید گفت اگر در این‌جا از مدیریت شاهی نیز تمجید می‌شود به خاطر نماد ملت ایران است."
 4. برگزاری جشن نوروز ایران در حالی که همزمان ٬مسلمانان منطقه از جمله شیعیان بحرین در زیر شدیدترین حملات آل خلیفه، قذافی، علی عبد ا... صالح، آل سعود و . . .  قرار داشتند.
 5. در اقدامی ناسیونالیستی، قرار دادن تصویر پشت صحنه رئیس جمهور در مراسم سخنرانی ایشان در روز ملی هسته‌ای با درج جمله‌ای جالب: "‌برای ایران با تو باور کردیم آرش کمان گیر هستیم "به جای عکس شهدای هسته‌ای و فرماندهان بزرگی که استقلال و آزادی این آب و خاک مدیون مظلومیت آنهاست .
 6. عدم حضور نماینده رئیس جمهور در جلسات ستاد راهیان نور و در عوض پیگیری برای منشور کوروش.در اینباره جواد تاجیک؛ دبیر ستاد مرکزی راهیان نور می گوید:
 « ستادکل نیروهای مسلح در اواخر دولت هشتم به این جمع‌بندی ‌رسید که ریاست جمهوری باید برای حمایت و پشتیبانی جدی از این جریان فرهنگی، نماینده‌ای در راهیان نور داشته باشد؛ بر همین اساس با درخواست سردار باقرزاده، از ابتدای دولت نهم فردی انتخاب شد که انصافاً تا آخر دولت نهم نقش مؤثری در پشیبرد امور راهیان نور و حمایت دولت ایفا کرد اما از ابتدای دولت دهم، با رفتن وی از دولت و انتخاب آقای مشایی شرایط تغییر کرد...اگر فلسفه وجود نماینده تام‌الاختیار رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور را بررسی کنیم، می‌بینیم کسی که برای این مسئله انتخاب می‌‌شود باید با جریان راهیان نور هماهنگ باشد و وقت و مسئولیتش به او اجازه بدهد در این عرصه خدمت کند از طرف دیگر این شخص باید از سوی مردم، رزمندگان و خانواده‌های معظم شهدا که به راهیان نور می‌آیند و متولیان امر راهیان‌نور نیز پذیرفته شود اما برخی از این شاخصه‌هایی که ما ذکر کردیم، در مورد شخص نماینده فعلی رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور وجود ندارد...از 6 ماه گذشته تا به امروز آقای مشایی در هیچ‌یک از جلسات راهیان نور حضور پیدا نکرده و حتی پیگیری مشکلات اساسی در راهیان نور از سوی وی صورت نگرفته است اگر چه جانشین وی در راهیان نور مواردی را پیگیری کرده اما حقیقت این است که کار این جریان عظیم با این نگاه و به این شکل پیش نمی‌رود...مشاغل متعدد نماینده رئیس جمهور در ستاد مرکزی راهیان نور مانع از رسیدگی مناسب به مسائل فرهنگی راهیان نور شده است...نماینده رئیس جمهور در راهیان نور بیش از اینکه به مقوله راهیان نور و خانواده معظم شهدا و نقاطی که خون شهدای این مملکت در آنجا ریخته شده‌ است و مردم نیز برای کسب معرفت و عبرت‌گیری به این مناطق می‌آیند، اهمیت بدهد، به منشور کوروش و حضور در جشنواره‌های متعدد علاقه دارد و علاقه به منشور کوروش نماینده رئیس جمهور را از راهیان نور غافل کرد!»[7]
 انحراف از اصولگرایی به مثابه فتنه ای ضعیف
 دکتر صفار هرندی معتقد است[8] که به هرحال این جریان که مردم آن را با نام «جریان انحرافی» می شناسند، آنچنان که تاکنون ظاهر شده و با مختصات و پتانسیل­هایی که از خود نشان داده، به نظر نمی­رسد ظرفیت ایجاد «فتنه بزرگتر»[بزرگتر از فتنه 88] را داشته باشد. البته اینکه از طریق پیوند خوردن با جریان فتنه و طیف سیاسی معارض رهبری در بلندمدت چنین پتانسیلی را بیابد، مسأله دیگری است. اما نوع رفتارهای آنان نمایانگر فقدان بارز حسابگری و هوشمندی لازم برای پرورش چنین ظرفیتی است.
 به نظر تنها دارایی قابل ذکر جریان انحرافی «محمود احمدی نژاد» است و ایمان و اعتماد او. و به واسطه این دارایی، در اختیار داشتن «دولت» با دریایی از فرصت­ها، منابع، امکان­ها و رانت­ها.
 این جریان مشکوک نهتنها از جریان دولت که از جریان اصولگرایی منحرف شده است.طرح مکتب ایرانی و اعمال ملی گرایانه قرائن این انحراف است.
 بد نیست در انتها اشاره ای کنیم به مقاله محمد مطهری با عنوان از ایران اسلامی تا اسلام ایرانی در نقد مکتب ایرانی مشایی که می گوید :
 «باید کاملا هشیار بود که بر خلاف آنچه برخی رندانه و احیانا مزوارنه القا می کنند، مخالفت با مکتب ایرانی به هیچ روی به معنای مخالفت با ایران و سنت های معقول ایرانی نیست. ایران کشور ماست و محبوب هر ایرانی، اما «ایران دوستی» غیر از «ایران زدگی» است. حساسیت هایی که برخی عالمان بزرگوار و دلسوز نسبت به این مسأله از خود نشان داده اند ناشی از تعصب ضد ایرانی و یا یک نوع حساسیت به نام ایران نیست، بلکه مخالفت با علم کردن ایران به عنوان یک «مکتب» آن هم در عصر دین خاتم است. در این ایام که مقارن با سالگرد شهادت شهید مطهری است مناسب است برای روشن شدن موضوع از سیره علمی و عملی ایشان در تبیین بحث کمک بیشتری گرفته شود.
 شاید بسیاری از نسل امروز ندانند که منافقین ـ مجاهدین خلق ـ از پیش از انقلاب اطلاعیه های خود را با «به نام خدا» آغاز نمی کردند، بلکه از عبارت عوام فریب «به نام خدا و به نام خلق قهرمان ایران» بهره می جستند. گر چه در آن ایام بازار تهمت و دروغ و غیبت به اسفباری امروز نبود اما شهید مطهری با وجود اینکه می دانست هر نوع مخالفت با مجاهدین خلق در آن زمان تهمت همکاری با رژیم شاه حتی از سوی بسیاری از دانشجویان مسلمان را به دنبال دارد قاطعانه با آن مبارزه کرد و تأکید کرد که کار تنها باید به نام خدا آغاز شود و «آغاز کردن کار به نام خدا و خلق، شرک و بت پرستی است».روشن است که  مشکل مطهری با «قهرمان بودن مردم ایران» نبود، آنچه او را بی تاب می کرد قرار دادن «مردم ایران» در عرض خداوند بود. مشکل امروز مراجع عظام و دیگر بزرگان با مکتب ایرانی، ذکر ایران و ایرانی یا هویت ایرانی نیست بلکه قرار دادن ایران به عنوان یک مکتب در عرض مکتب اسلام است.»
 اکنون که دیگر سردمداران ملی گرایی سری در سر ها ندارند و این گفتمان رو به انزواست،این جریان انحرافی است که بر کوس ملی گرایی می کوبد.بی شک این نظریات جدید چیزی جز نوساخته ای بر ویرانه نیست.
 برای تحلیل درست تر درباره این جریان شاید گذر زمان بهتر بتواند گوشه های بیشتری را از این جریان نمایان کند.
 
منبع: سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی به قلم احسان رئیس الساداتی

علفهای هرز!!

علفهای هرز!!

سخنان رئيس جمهور در بخشي از فيلم تبليغاتي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نكته اي كليدي داشت كه بازخواني آن در اين مقطع از عمر دولت دهم مي تواند مفيد باشد. رئيس جمهور در اين فيلم در حالي كه در حياط خانه اش مشغول چيدن سبزي بود مي گويد: «علف هرز خيلي وقت ها خودش را شبيه سبزي واقعي مي كند! اين علف هرز خودش را شكل واقعي نشان مي دهد و به سرعت رشد مي كند. رنگ و رويش را مثل ديگر سبزي ها در مي آورد و خيلي شبيه به ريحون است، ولي ريحون نيست!»

اين روزها انتشار اخباري موثق درباره دست اندازي باند انحرافي به بيت المال باعث ايجاد برخي نگراني ها در سطح جامعه شده است. علت اصلي اين نگراني، آن است كه مردم، دكتر احمدي نژاد را با ويژگي هايي نظير پاك دستي، امانتداري بيت المال، مبارزه با مفاسد اقتصادي، كار و تلاش شبانه روزي و خدمت به مردم به ويژه طبقه محروم مي شناسند و انصافاً نيز بايد اذعان كرد كه رئيس جمهور در بسياري از اين زمينه ها و به ويژه در خدمت به مردم و ايستادگي در مقابل باج خواهي نظام سلطه، سنگ تمام گذاشته است كه در صحنه عمل دستاوردهاي ارزشمندي در پي داشته و به يادگار مانده است و مردم بيم آن دارند كه باند انحرافي به اين دستاوردها آسيب جدي برساند.
اين يادداشت اما، در پي آن نيست كه چرايي و چگونگي شكل گيري جريان ياد شده در كنار رياست محترم جمهوري را بازگو كند، چرا كه اين موضوع و شرح مفصل آن به نوشته جداگانه اي نياز دارد. آنچه در اين نوشتار دنبال مي شود، اشاره به نيمه پنهان يكي از اقداماتي است كه جريان منحرف ياد شده از سال ها پيش با چراغ خاموش در فضاي اقتصادي ايران دنبال كرده و مي كند و آن «بانك بازي» و اخذ مجوزهاي زنجيره اي براي تاسيس بانك هاي خصوصي با اهدافي پيدا و پنهان است كه همچنان ادامه دارد و در سايه انحرافات فكري جريان مورد اشاره از نظرها دور مانده است.
ماجرا درباره مجوزهايي طلايي است كه گاه يك شبه و به لطايف الحيل از سوي بانك مركزي صادر مي شود و به دليل حساسيت موضوع، حتي خبر تصويب تاسيس بانك در بانك مركزي و شوراي پول و اعتبار و ارسال پرونده به بورس جهت اعطاي مجوز پذيره نويسي تا آخرين لحظه از ديد همگان پنهان مي ماند و تنها چند روز مانده به آغاز فعاليت بانك، برخي اخبار مفاسد صورت گرفته در مسير اخذ مجوز و فعاليت از سوي رسانه ها كشف و رسانه اي مي شود.
ناگفته پيداست كه بانك مركزي در هر كشوري به دليل نقش برجسته اي كه در كنترل سيستم پولي دارد، از ركن هاي اصلي اقتصادي آن كشور به شمار مي رود. تاملي در ريشه ها و علت هاي ايجاد بحران اقتصاد جهاني طي سه سال گذشته و هم چنين بحران هاي ادوار گذشته در كشورهاي مختلف نشان مي دهد كه انحراف در نظام بانكي و ضعف نظارت بر عملكرد بانك هاي بزرگ، مهم ترين علت بروز و گسترش بدترين بحران هاي مالي در 70 سال اخير بوده است كه عليرغم گذشت بيش از سه سال و قرباني شدن چندين نظام سياسي و اقتصادي، همچنان بر بخش عمده اي از اروپا، آمريكا و آسيا سايه افكنده است. به همين دليل شاهد بوديم كه با اصلاح ساختار بانكداري در كشورها و وضع قوانين جديد، استانداردهاي بانكي در دنيا، از جمله مقررات «بازل2» (Basel II) و «سالونسي1» (Solvency I) به دليل برخي ناكارآمدي ها دستخوش تغييراتي بنيادين شد و مقررات جديدي براي جلوگيري از پيش آمد مشكلات آتي تدوين و وضع گرديد.
در چنين شرايطي، بر اثر غفلت هاي صورت گرفته و نفوذ جريان انحرافي در مراكز حساس سياسي، اقتصادي و مهم تر از همه نظارتي نظير بانك مركزي كشور، چندي است كه بازي جديد «بانك بازي» از سوي جريان ياد شده و آن هم در مقابل چشمان سه قوه به راه افتاده است. در اين بازي، حلقه هاي پيدا و پنهان گروه انحرافي در مركزيت سيستم پولي و مالي كشور با اعطاي مجوزهاي طلايي براي افراد وابسته به خود كه نگاهي به كارنامه فعاليت آن ها نشان مي دهد برخي از آنان در رديف بزرگترين بدهكاران به نظام بانكي كشور هستند، در جهت منافع شخصي و گروهي خود حركت مي كنند.
پس از آنكه بانك هاي خصوصي چون «تات»، «آريا» و «گردشگري» با چنين ماهيتي تاسيس و به لطف حمايت هاي بي حساب و كتاب ليدرهاي جريان انحرافي در كمترين زمان و با بيشترين رانت در عرصه اقتصادي كشور مشغول به فعاليت شدند، اين روزها خبر تأسيس بانك ديگر وابسته به اين گروه به گوش مي رسد. اين بار بانك «شرق»! بانكي كه مجوز آن با پيگيري ها و فشارهاي دو ليدر جريان انحرافي و برخي از حلقه هاي وابسته به اين باند در بانك مركزي نظير «ح.پ» و در حالي كه مجوز راه اندازي آن، به دليل آنكه يكي از عمده سهامدارانش، خود در رديف بدهكاران بزرگ به نظام بانكي است متوقف شده بود، به يكباره صادر مي شود و همانطور كه گفته شد خبر تصويب تأسيس و حتي ارسال پرونده بانك به بورس جهت اعطاي مجوز پذيره نويسي مخفي نگاه داشته مي شود.
نكته تأسف برانگيزتر آن كه پيشتر نيز فرد نامبرده در حالي كه تنها در يكي از شعبه هاي يك بانك دولتي حدود 175 ميليارد ريال بدهي معوق داشته است، با نزديك شدن به برخي افراد در دولت و اخذ وامي ويژه، مقدمات تأسيس بانك تات را فراهم مي آورد. اين در حالي است كه اين بساز و بفروش كه پس از پيوند با باند انحرافي، خود را سلطان بلامنازع صنعتي خاص معرفي مي كند، سابقه اي طولاني در مواردي از اين دست دارد و مواردي نظير احداث مجتمع تجاري بهاران 1 و 2 و همچنين خريد غيرقانوني زمين وقفي مدرسه حافظ در آبان 1383 و تخريب آن به بهانه ساختن يك مجتمع تجاري را در پرونده خود دارد.
همچنين 40 درصد از سهام اين بانك در شرف تأسيس، بدون برگزاري هيچگونه مناقصه اي به 4 شركت سرمايه گذاري خاص وابسته به طيف جريان انحرافي واگذار شده است و 48 درصد از سهام نيز در اختيار مناطق آزاد- كه در غفلت نهادهاي نظارتي به حياط خلوت فعاليت هاي اقتصادي جريان انحرافي تبديل شده- قرار گرفته است.
آنچه بدان اشاره شد، تنها نمونه اي از تخلفات كشف شده از باندي است كه با نفوذ در گلوگاه پولي كشور، حركت دامنه دار و خزنده اي را در اين خصوص از سال ها پيش آغاز كرده است. متاسفانه طي دو سال گذشته، مشكلات بخش نظارت بر عملكرد نظام بانكداري كشور كه مي توان آثار آن را به آساني در سيستم بانكي ديد، بر اثر سوء مديريت برخي افراد نفوذ داده شده در سيستم بانك مركزي فزوني يافته است. ورود افراد باند انحرافي در گلوگاه پولي نظام، اگرچه تاكنون تمامي ابعاد خطرآفرين خود را نشان نداده است، اما از بسياري جهات ديگر، با اثرگذاري بر نظام پولي و مالي كشور، بخش قابل توجهي از اصول اقتصادي حاكم بر كشور را دستخوش تغييراتي تأسف برانگيز كرده است. ناتواني در مديريت عالمانه بازار طلا و ارز كشور و ايجاد نابساماني در آن، تنها يكي از ضعف هاي بانك مركزي طي ماههاي اخير بوده است. اما آنچه از نگاه بسياري پنهان مانده، تصميمات افراد نفوذي جريان منحرف و به ويژه «ح.پ» به عنوان يكي از حلقه هاي اصلي مالي جريان ياد شده و در اختيار گرفتن يكي از مهمترين پست هاي كليدي در بانك مركزي بوده است كه نتيجه آن برخوردهاي ضعيف و منفعلانه با برخي تخلفات در بانك هاي خصوصي كشور و مخفي نگاه داشتن برخي اشكالات مهم به ويژه تخلفات عديده مهره هاي وابسته به گروه انحرافي بوده است.
به عنوان نمونه و تنها يك نمونه از اين اقدامات، چندي پيش به دستور رئيس كل بانك مركزي به مدير كل نظارت بر بانك ها و مؤسسات اعتباري قرار بود 350 بازرس از سوي اين بانك، فعاليت هاي برخي بانك ها و موسسات مالي را بررسي و گزارش كنند، اما با كارشكني هايي كه از سوي فرد ياد شده در بانك مركزي صورت گرفت، اين موضوع منتفي و طرح بازرسي كه از يكي از بانك هاي خصوصي آغاز شده بود، به دليل به خطر افتادن منافع باند انحرافي و آشكار شدن احتمالي بسياري از تخلفات در بانك هاي منتسب به اين گروه متوقف شد.
بديهي است كه ادامه اين رويه از يك سو و شرايط ويژه كشور و مشكلات و محدوديت هاي منابع و ذخاير ارزي از سوي ديگر، موجب بروز تهديدي جدي در سيستم پولي و اقتصادي كشور شده كه در اين ميان صدور مجوزهاي طلايي براي افراد خاص و عمليات سوداگرانه و سودجويانه بانك هاي جديدالورود در بازارهايي همانند ارز و مسكن كه بي ثباتي در نرخ ارز و گراني قيمت مسكن و به دنبال آن، افزايش هزينه هاي دولت را در پي داشته است، تا چه اندازه حيات سيستم پولي و مالي كشور را به خطر انداخته است.
سخنان رئيس جمهور در بخشي از فيلم تبليغاتي دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري نكته اي كليدي داشت كه بازخواني آن در اين مقطع از عمر دولت دهم مي تواند مفيد باشد. رئيس جمهور در اين فيلم در حالي كه در حياط خانه اش مشغول چيدن سبزي بود مي گويد: «علف هرز خيلي وقت ها خودش را شبيه سبزي واقعي مي كند! اين علف هرز خودش را شكل واقعي نشان مي دهد و به سرعت رشد مي كند. رنگ و رويش را مثل ديگر سبزي ها در مي آورد و خيلي شبيه به ريحون است، ولي ريحون نيست!»
واقعيت آن است كه باند نفوذي و انحرافي كه بسياري هنوز تصور مي كنند تنها در حوزه سياسي، فرهنگي دچار انحراف است، از سال ها پيش در كنار فعاليت در حوزه هاي سياسي و فرهنگي و پمپاژ - به گفته كيهان- عمدي عقايد انحرافي، فعاليت خزنده و گاه پنهان اقتصادي خود را نيز به شكلي ناسالم آغاز كرده و براساس اسناد و قرائن موجود، هم اكنون به شدت در مفاسد اقتصادي غرق شده است كه هنوز بسياري از ابعاد آن ناشناخته باقي مانده است. ادامه اين روند مي تواند نظام بانكي و به تبع آن، اقتصاد كشور را با آسيب هاي جدي روبرو كند و اميد آن است كه رئيس جمهور محترم اعضاي اين باند انحرافي را نيز مانند همان علف هاي هرز كه به آن اشاره كرده بودند، از «باغچه دولت» كنده و بيرون افكند.

منبع : روزنامه کیهان به قلم بابک اسماعیلی

مغالطه ی خطرناک جریان انحرافی در خیانت به امام خامنه ای

مغالطه ی خطرناک جریان انحرافی در خیانت به امام خامنه ای

توضیح مغالطه :

امام خامنه ای در پاسخ به ادعای موسوی ، مبنی بر خرافی خواندن رئیس دولت نهم ، در نماز جمعه 29 خرداد 88 فرمودند:

« فحاشى كردند ؛ رئيس جمهور را خرافاتى ، رمال ، از اين نسبت هاى خجالت آور دادند ؛ اخلاق و قانون و انصاف را زير پا گذاشتند. »

پس اکنون هم اگر کسی بگوید که احمدی نژاد آدم مؤمن و باهوشی است و ذاتاً از این اشتباهات ( عدم لغو حکم مشایی و خانه نشینی یازده روزه و ...) مبرا است و این کارها را ناشی از سحر شدن وی بداند ، در واقع برخلاف سخنان امام خود عمل کرده و ادعاهای خجالت آور و دور از انصاف و اخلاق کرده است !صفحه ی نخست ضمیمه ( ذمیمه ) سیاسی روزنامه ی ایران در تاریخ شنبه ۲۱ خرداد ۹۰ ؛ رسالت این تخریب را برعهده گرفته است.

پاسخ این مغالطه :

الف. خرافه یک امر غیرواقعی است و سحر ، لزوما خرافه نیست :

در قرآن هم به تاثیر واقعی گونه هایی از سحر ، اشاره شده است ؛ آنچه امام خامنه ای از رئیس دولت نهم ، نفی کرده اند ، خرافه است و آنچه علامه مصباح ، درباره ی رئیس دولت دهم جدی دانسته اند ، سحر بوده است ، نه خرافه !

ب. حکم ساحر و مسحور تفاوت دارد :

اگر سحر و خرافه را لزوما به یک معنا بدانیم ، باز هم بین ساحر و مسحور ، تفاوت است ؛ هم چنانکه بین قاتل و مقتول فرق است. چنین نیست که چون قاتل بد است ، پس مقتول هم بد است ؛ مثل اینکه بگوییم : چون زن یهودی پیامبر خدا را سحر کرد و خرافاتی بود ، پس پیامبر خدا هم خرافاتی است !

پس اگر علامه مصباح گفتند که رئیس دولت دهم سحر شده است ، معنایش این است که این ساحر می تواند خرافی باشد ، نه مسحور ! در حالیکه اتهام ذمیمه ایران به علامه مصباح این است که ایشان مسحور را خرافی خوانده اند.

به عبارت دیگر : امام خامنه ای خرافی بودن و رمال بودن را از رئیس جمهور نفی کردند ، علامه مصباح نیز هیچ گاه نفرمودند که رئیس جمهور خرافی یا رمال است ، بلکه با احترام به شخصیت رئیس جمهور ، فرمودند : بعضی اعمال ( مثل : ماجرای حکم مشایی و بست نشینی یازده روزه در ماجرای عزل وزیر اطلاعات ) از رئیس جمهور باهوش و عاقلی همچون آقای احمدی نژاد بعید است لذا عقل حکم می کند که کسان دیگری رئیس جمهور را سحر کرده اند. ( که دستگیری ساحران مرتبط با بعضی افراد نفوذی در دولت و اعترافات تکان دهنده ی آنها بهترین دلیل بر این نتیجه گیری است. )

به عبارت سوم و روشن تر : مغالطه گر می گوید :

الف. امام خامنه ای فرمودند : رئیس جمهور رمال و خرافاتی نیست ،

ب. علامه مصباح رئیس جمهور را به رمالی و خرافاتی بودن متهم کرده اند ،

ج. پس علامه مصباح برخلاف نظر رهبری صحبت کرده اند.

کشف مغالطه : با توضیحات قبلی روشن است که مغالطه در بند (ب) استدلال رخ داده است. چون علامه مصباح رئیس جمهور را رمال و ساحر نخوانده ، بلکه فرموده اند : دیگران ایشان را سحر کرده اند.

ج. معیار حال کنونی افراد است :

منطقا ممکن است که رئیس دولت « نهم » ، خرافاتی نباشد و نسبت دادن خرافاتی به وی ، عملی خجالت آور ، توأم با بی انصافی و بد اخلافی باشد ، ولی رئیس دولت « دهم » ، خرافاتی باشد. بالاخره دو سال زمان کمی برای تغییر نیست ، هر چند این احتمال ، منطقاً درست است ، اما تنها زمانی می توان آن را به رئیس جمهور نسبت داد که دلیلی بر وقوع این احتمال باشد.

این مغالطه ، وقتی خطرناک تر است که از سوی ابلیس و یارانش ، برای نشان دادن تقابل بین امام خامنه ای و عمار امام خامنه ای یعنی : علامه مصباح یزدی ، به کار رود.

منبع : یک استکان چای داغ

مشايي عاقبت از زندان سردر مي‌آورد

فضلي ن‍ژاد: مشايي عاقبت از زندان سردر مي‌آورد

براي مجلس شوراي اسلامي ننگ است كه آقاي علي مطهري نماينده آن در هيئت نظارت بر مطبوعات باشد... انبوه شكايتها از سايت صراط نيوز و حالا توقيف هفته نامه 9 دي نشانگر وجود همين پروژه خطرناك جريان انحرافي است. هفته نامه نه دي از سخنگويان برجسته اسلام ناب است و آقاي وزير ارشاد بايد سريعا موضع خود را در قبال توقيف اين هفته نامه مشخص كند.

 

پيام فضلي نژ‍اد در گفتگويي اختصاصي با صراط نيوز ضمن انتقاد شديد از عملكرد هيئت نظارت بر مطبوعات و وزارت ارشاد گفت: هفته نامه 9 دي از سخنگويان برجسته تفكر اسلام ناب محمدي (صلی الله علیه و آله) به شمار مي رود و توقيف آن هم  لكه سياهي در كارنامه هيئت نظارت بر مطبوعات است و هم تاييدي مجدد بر عملكرد ننگين وزارت ارشاد است.

اين پژوهشگر ارشد موسسه كيهان افزود:‌ آقاي وزير ارشاد بايد موضع خود را در قبال توقيف هفته نامه 9 دي روشن كند. آقاي وزير ارشاد از تئاتر مستهجن هداگابلر حمايت كرده است. آقاي وزير ارشاد به يك عامل برجسته كودتاي مخملي يعني بهروز غريب‌پور كه رابط  دو جاسوس شناخته شده سازمان سيا (رامين جهانبگلو و كيان تاجبخش) بود نشان درجه اول هنري داده است. آقاي وزير ارشاد مجوز پخش كتب فاسد و مبتذل را در نمايشگاه كتاب صادر كرده كه اسناد آنهم موجود است. آقاي وزير ارشاد فيلمهاي توقيف شده دوران اصلاحات را مجوز اكران داده است. آقاي وزير ارشاد در حوزه موسيقي كاملا برخلاف منويات مقام معظم رهبري عمل كرده است. آقاي وزير ارشاد بايد استيضاح شود و بنده رايزني هايي را در اينباره با كميسيون امنيت ملي و فرهنگي مجلس داشته ام.

اين نويسنده و پژوهشگر حوزه جنگ نرم ادامه داد:‌ آقاي وزير ارشاد بايد موضع خود را در مورد توقيف يك هفته نامه انقلابي به صورت شفاف اعلام كند. چگونه است كه دهها هفته نامه سينمايي و مبتذل در اين مملكت منتشر مي شود؟  من فقط به يك مورد آن اشاره مي كنم. مجله «رونا» صاحب امتياز آن آقاي محمد باقر صميمي است. بنده از نزديك در جريان پرونده آقاي صميمي هستم. آقاي صميمي در سال 81 به اتهام ارتباط با بيگانگان و داشتن روابط نزديك با ضدانقلاب برانداز مقيم خارج از كشور توسط اطلاعات ناجا بازداشت شد و ماهها تحت تحقيقات قضايي قرارداشته و به نكات تكان دهنده اي اعتراف كرد. حالا همين آقاي صميمي صاحب امتياز مجله روناست و به مبتذل ترين شكل اين مجله را منتشر كرده و آن را به گروهي كه آقاي عليرضا باذل اجاره داده است. اين آقاي باذل يكي از كساني است كه وقتي خود من سال 80 در هفته نامه سينما جهان بودم ايشان از عناصر فعال در عرصه تبليغ سينماي فاسد غرب بود. من زير و بم اين افراد را مي شناسم. بخشي از آنها اكنون با جريان انحرافي و فرقه مشائي گره خورده اند. جالب است بدانيد همين مجله مبتذل، در اسفند ماه پارسال  طي مراسمي سخيف، اسفنديار رحيم مشايي را به عنوان چهره فرهنگي ايران در سال 89 معرفي كرد و به او جايزه داد! حالا شما همگرايي آقاي مشايي با عوامل پنهان اپوزيسيون را در همين جشنها و مراسمها مي‌توانيد ببينيد.

فضلي ن‍ژاد درباره توقيف هفته نامه 9 دي اظهار داشت: توقيف هفته نامه 9دي محصول ائتلاف نانوشته اي ميان جريانهاي انحرافي است. براي مجلس شوراي اسلامي ننگ است كه آقاي علي مطهري نماينده آن در هيئت نظارت بر مطبوعات باشد.  همه مي دانند كه اين فرد چه حمايت آشكاري از منافقين جديد و كساني كه به قول شيمون پرز در خط مقدم ارتش اسرائيل بوده اند، كرده است. من آقاي علي مطهري را در نمايشگاه كتاب امسال ديدم و ايشان در حضور بيش از 40 نفر صراحتا به من گفت هم به تئوري ولايت فقيه را قبول ندارد و هم به عملكرد رهبري نقد دارد!

بنده به جد اعتقاد دارم كه آقاي وزير ارشاد هيچ نظارتي بر عملكرد معاونان خود ندارد. او اصلا اجازه نظارت در بسياري از حوزه ها را ندارد. تحليل بنده اين است. و اطلاعات مستند هم اين را تاييد مي كند كه در وزارت ارشاد، مديران را براي ايشان منصوب مي كنند. و همانهايي كه معاونت مطبوعاتي را منصوب كرده اند خواهان توقيف هفته نامه 9 دي شده اند. و در راس اين جريان آقاي اسفنديار رحيم مشايي قرار دارد. آقاي رحيم مشايي به دنبال پرونده سازي براي منتقدان خود است و انبوه شكايتها از سايت صراط نيوز و حالا توقيف هفته نامه 9 دي نشانگر وجود همين پروژه است. آقاي رحيم مشايي و جريان انحرافي در مسيري گام برمي دارد كه عاقبت سر از زندان در مي آورند.

فضلی‌نژاد گفت: متاسفانه دیدار رییس‌جمهور با «ریچارد فرای» و «پریوش سطوتی» (همسر دکتر فاطمی که روابط گسترده‌ای با ماسون‌های انگلیسی دارد) مقدمه ورود منشور کوروش به ایران شد و انگلیسی‌ها با امانت گذاشتن این منشور، در واقع استراتژی ماسونیِ بسط باستان‌گرایی و ملی‌گرایی ایرانی را دنبال می‌کردند.

به گزارش صراط نيوز پژوهشگر موسسه کیهان که سخنران مراسم اختتامیه بیست و یکمین همایش سالانه فارغ‌التحصیلان «موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)» بود، در سخنان خود به موضوع «جنگ عقیده ماسون‌ها علیه اسلام: از دانته تا رورتی» پرداخت. این سخنرانی با حضور علامه «محمدتقی مصباح یزدی» عضو مجلس خبرگان رهبری و بنیانگذار موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، فضلاء و علمای حوزه علمیه قم و فارغ‌التحصیلان موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و به درخواست سخنران بدون حضور خبرنگاران برگزار شد . در این گفتگو فضلی‌نژاد به بیان محتوای سخنرانی خود پرداخته است.

برنده جایزه ویژه جنگ نرم از شورای عالی انقلاب فرهنگی گفت: وقتی روز 21 شهریور 1389 ریاست محترم جمهور در مراسم رونمایی از «منشور کوروش» حاضر شدند، ضمن آرزوی افزایش رابطه ایران با انگلیس در همه سطوح و زمینه‌های گوناگون گفتند که «این مراسم رونمایی، بیدار باش به همه حاکمان، مدیران و مدعیانی است که اگر می‌خواهند در دنیا جاویدان بمانند، راه و مسیر درست راه کوروش است.» من این سخنان را نمی‌خواهم به عنوان اعتقاد رییس جمهوری باور کنم که 6 سال پیش همه آرزویش بوسیدن دست مقام عظمای ولایت و دیدن لبخند رضایت ایشان از دولتش بوده است، اما متاسفانه خواسته یا ناخواسته، دیدار رییس‌جمهور با «ریچارد فرای» و «پریوش سطوتی» (همسر دکتر فاطمی) مقدمه ورود منشور کوروش به ایران شد و انگلیسی‌ها با امانت گذاشتن منشور، در واقع استراتژی ماسونیِ بسط باستان‌گرایی و ملی‌گرایی ایرانی را دنبال می‌کردند.

فضلی‌نژاد گفت: جالب است که به شما بگویم پایان‌نامه دانشگاهی دکتر علیرضا ذاکر، استاندار اصفهان، علیه مکتب ایرانی و ریچارد فرای بود، اما ایشان پس از آنکه از ریاست مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری به سمت داری اصفهان منصوب شدند، هزینه‌های کلانی را به فعالیت‌های ریچارد فرای یهودی در ایران اختصاص دادند، چنانکه محمد شریف ملک زاده (دبیرکل شورای ایرانیان خارج از کشور) در مصاحبه ای مطبوعاتی در 19 مرداد 1389 می‌گوید: « در زمان خريد ملک براي ريچاردفراي ايران شناس آمريکايي مشهور، ذاکر اصفهاني استاندار اصفهان حضور داشت و رئيس جمهور هم اعلام کرده بود که با هر نگاه و متراژي که اين ايران شناس تمايل دارد ملک مورد نظر او خريداري شود.» آقای ملک زاده در همین مصاحبه اشاره می‌کند که هزینه ملک توسط آقای علیرضا ذاکر استاندار اصفهان تامین شده و می‌بینیم کسی که تا دیروز در دانشگاه علیه این آمریکایی ماسونِ یهودی پایان‌نامه می‌نوشته، اکنون که استاندار اصفهان شده در حمایت از وی فعالیت می‌کند.

پژوهشگر کیهان ادامه داد: این از نمونه‌ها حیرت‌انگیزی است که تا به حال مشاهده کردم، چون آقای ذاکر را از نزدیک می‌شناسم؛ حتی سال 1377 زمانی که آقای روح‌الله احمدزاده (رییس فعلی سازمان میراث فرهنگی) رییس دانشکده خبر بود، من و آقای ذاکر برای سخنرانی علیه جریان اصلاحات آمریکایی در همایش‌های آن حاضر می‌شدیم و ایشان از افراد فعال در عرصه افشای جریان‌های انحرافی بوده است. شایسته است که آقای ذاکر در این خصوص رفع ابهام کنند که چرا علیرغم مخالفتشان در عرصه نظر با ریچارد فرای، در عرصه عمل از وی حمایت کرده است؟! آیا حفظ پست استانداری اصفهان برای آقای دکتر ذاکر این قدر ارزش دارد که دستور نامطلوب رییس جمهور برای تامین خواسته‌های فرایِ یهودی را اجرا کنند؟!

پیام فضلی‌نژاد افزود: اگر به خط رسانه‌ای آژانس خبری BBC از سال 1389 نگاه کنیم، می‌بینیم در که 26 دی 1389 فرج سرکوهی (جاسوس فراری) با نگارش مقاله «خط‌شکنی احمدی‌نژاد در میدان مین فرهنگ» به ستایش از سیاستهای فرهنگی دولت دهم پرداخته است یا در 26 فروردین 1390 نیز اکبر گنجی در مقاله «ایرانی‌گرایی به جای اسلام‌گرایی؟» در BBC همین رویکرد ستایش‌گونه از رویه سیاسی آقای اسفندیار رحیم مشایی را پی‌گرفته است. پشت صحنه نگارش این مقالات بحث مفصلی را می‌طلبد، اما این زنگ خطری برای دولت است که به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی، اعضاء کابینه آن د مسیر خدمت به مردم حرکت می‌کنند. از این رو، قطعا باید آقای احمدی نژاد «سیاست سکوت» را که یک سیاست انفعالی است، رها کند و نه تنها در برابر ستایشهای آژانس‌های خبری BBC و VOA موضع‌گیری قاطعانه کند، بلکه از رویکردهای ماسونی جریان انحرافی نیز اعلام برائت نماید.

* دیویی و رورتی جنگ داخلی میان ماسونها را کلید زدند

فضلي‌نژاد با بيان اينكه «عقیه خارجی فرقه مشائیه را ماسون‌های عملگرا می‌سازند» و براي درك ماهیت جریان احرافی باید بازخوانی کوتاهی از تاریخ سری فراماسونری داشته باشیم، توضيح داد همزمان با شكست نظام ليبرال سرمايه‌داري براي سرنگوني جمهوري اسلامي از راه‌هاي سخت و نيمه‌سخت، از ابتداي دهه 1990.م دو تفكر متضاد در لژهاي فراماسونري ظهور كرد. يك نحله فكري معتقد به مباني كانتي و خود را وارثات ميراث عصر روشنگري و فلسفه مدرنيتة ماسوني غرب مي‌دانستند كه البته 3 كودتاي ماسوني، يعني كودتاي سبز در انگلستان 1688-1689.م و كودتاهاي ماسوني موسوم به انقلاب فرانسه و انقلاب آمريكا را در قرن هجدهم ميلادي در كارنامه خود دارند؛ اين نحله ادامه راه "انجمن سلطنتي علوم طبيعي لندن " يا همان "كالج نامريي " به عنوان اولين تشكيلات نهان‌پيشة نخبه‌گرا در حوزه جاسوسي علم و كيمياگري شبه‌يهودي و علم العبادات ماسوني هستند كه راهشان را "دني ديدرو " در "دايره المعارف فرانسه " ادامه داد.

پژوهشگر موسسه كيهان ادامه داد: اما نحله‌اي ديگر از ماسون‌ها در اواخر قرن نوزدهم با "جان ديويي " (از پيشروان فلسفه عمل‌گراي آمريكايي/ پراگماتيسم) پا به عرصه گذاشتند و در آمريكاي قرن بيستم به اقتدار پوليتكال (سياسي) رسيدند، اين نحله جديد تمام ميراث عصر روشنگري و فلسفه رنسانس را زير سوال برد و حتي حكم به "ديوانگي " به اصطلاح "براداران ماسوني " خود مانند "توماس جفرسون " (از نويسندگان بيانيه استقلال آمريكا) داد؛ چنانكه "ريچارد رورتي " (بزرگترين فيلسوف معاصر آمريكا و از پيشتازان عمل‌گرايي ماسوني) گفت: "جفرسون و حلقه‌اش در ديدگاه‌هاي فلسفي مشكوكي سهيم بودند، ديدگاه‌هايي كه امروزه ما شايد دلمان بخواهد ردشان كنيم. در واقع، ديويي و رورتي يك جنگ داخلي ميان لژهاي فراماسونري را كليد زدند، اين انشعاب در ماسون‌ها، همان تقسيم‌بندي مشهور رورتي درباره فلاسفه به 2 طايفه "بنيان‌ستير " و "بنيان‌گرا " است و اين جدال اكنون به ايران رسيده است.

* جریان انحرافی جدید ادامه راه ماسون‌های پراگماتیست و اصلاح‌طلبان ایرانی است

وی به آراء رورتي به عنوان يك "فراماسون عملگرا " در خصوص ايران پرداخت و با تاكيد بر اينكه رورتي از همكاري خود با CIA و فراماسونرها به شكل علني دفاع مي‌كرد، گفت: از سال 1383 كه اصلاح‌طلبان مشروعيت سياسي خود را به كلي از دست دادند و با بن‌بست‌هاي متعدد تئوريك نيز مواجه شدند، "شوراي روابط خارجي آمريكا " در تكاپوي ارائه مدل جديدي براي پروژه "اصلاحات در ايران " بود و اين مدل نيز تحت تأثير فلسفه عملگرايي (پراگماتيسم) از "ريچارد رورتي " شكل گرفت. يكي از قديمي ترين رهبران عمليات سري "سازمان اطلاعات مركزي آمريكا " در حوزه انديشه است كه از دهه 1950، به كادر مديريت پروژه موسوم به "جنگ هاي كثيف روشنفكري " در CIA پيوست.

* فرقه مشائیه استراتژی حزب مشارکت را تعقیب می‌کند

فضلي‌نژاد با بیان اینکه فرقه مشائیه استراتژی حزب مشارکت را تعقیب می‌کند، تصريح كرد: "علي ميرسپاسي " (عضو شوراي سردبيري فصلنامه كنكاش، چاپ نيويورك) نخستين كسي است كه براي "حزب منحله مشاركت " به شرح استراتژي عمل گرايانه رورتي با هدف فهم سياست هاي جديد آمريكا پرداخت. از سال 1382، "خشايار ديهيمي " نيز در انتشارات "طرح نو " (به مديريت حسين پايا) با ترجمه تئوري هاي سراسر فاشيستي رورتي، به عنوان مبلغ راهبردهاي اين جاسوس كهنه كار براي "فروپاشي ايران " ظاهر گشت. سرانجام، جمعه شب 22خرداد 1383، "ريچارد رورتي " براي اقامتي 2 روزه وارد تهران شد تا با همكاري "داريوش شايگان " و "رامين جهانبگلو " از نزديك به ارزيابي وضعيت اصلاح طلبان بپردازد. اکنون در ایران فرقه مشائیه استراتژی حزب مشارکت را تعقیب می‌کند و هیچ یک از نحله‌های دیگر اصول‌گرایی چنین رویکردی را دنبال نمی‌کنند.

وي يادآور شد: وقتي او به ايران آمد، با 2شكست اصلاح طلبان در انتخابات شوراهاي دوم و مجلس هفتم روبرو شد. در واقع پروژه جامعه مدني شكست خورده بود. رورتي به اصلاح طلبان ايران گفت كه "گذار به دموكراسي " محصول بحث هاي روشنفكري و فلسفي در باب "بازسازي سنت " و "اصلاح دين " نيست بلكه نيازمند اتكاء محض به سنت هاي آمريكايي و پيروي از فلسفه عمل گرايي (پراگماتيسم) است. از نگاه رورتي بايد با گسترش نهادهاي دموكراتيك، يك "نيروي اجتماعي سازمان يافته " را براي "مبارزات مدني " تربيت كرد تا آنان در "يك لحظه تاريخي " (كودتا) دموكراسي آمريكايي را حاكم كنند.

*ماسون‌هاي عملگرا عقبه خارجي تئوري مكتب ایرانی هستند

نويسنده كتاب شواليه هاي ناتوي فرهنگي از "ماسون‌هاي عملگرا به عنوان عقبه خارجي تئوري مكتب ايراني " ياد كرد و اظهار داشت: اما نتيجه آراء ماسون‌هاي عملگرا بازگشت به طرح تئوري "مكتب ايراني " بود كه "ريچارد فراي " يهودي را به عنوان واضع آن مي‌شناسند. در واقع، اين گفتمان، پس از مرگ اصلاحات بايد وارد ايران مي‌شد. روز 4 تيرماه 1386 گفتگويي از "ريچارد رورتي " در روزنامه "كوريره دلاسرا "ي ايتاليا منتشر شد كه اين گفتگو چند روز پيش از مرگ رورتي صورت گرفته بود و وي گفت كه "در ديدارهايي كه در تهران با دانشجويان داشتم اين نظر در من تقويت شد كه اين كشور نيز قادر خواهد بود اشراق گرايي اسلامي را در آينده اي نه چندان دور در دستور كار خود قرار دهد و اولين گام ها را در جهت دموكراسي بردارد. در كشورهايي چون جمهوري اسلامي ايران كه حكومت در اختيار مذهبي‌ها قرار دارد، نيروهاي سكولار براي مقابله با كساني كه سعي دارند مذهب را به وجه مشترك جامعه تبديل كنند، چاره اي به جز جستجوي مخرج مشترك هاي ديگري بر پايه ملي گرايي ندارند، زيرا نسبت گرايي و گذشت از ريشه هاي ملي هرگز نخواهند توانست در مقابل مذهب‌گرايي قد علم كنند. بزرگ ترين دستاورد غرب در دو قرن اخير پايه‌ريزي اخلاقي سكولار مبتني بر حمايت آزادانه مردم در جامعه اي دموكراتيك در مقابله با اخلاقي مبني بر خواست‌هاي الهي بوده است. "

ریچارد رورتی، بازگشت به ریچارد فرای را توصیه کرد

عضو مركز پژوهش‌هاي موسسه كيهان سپس به بازخواني "نظريه ريچارد فراي پيرامون مكتب ايراني " پرداخت و گفت: مفاهيمي كه رورتي مطرح مي‌كند شامل گونه‌اي از اشراق‌گرايي اسلامي است كه برپايه مخرج مشتركي از ريشه‌هاي ملي- باستاني بنا شده است و اين مفاهيم كه در ظاهر ضدپلوراليستيك (غيرنسبي) معرفي مي‌شوند، دقيقاً همان عناصري هستند كه بنيان‌هاي "مكتب ايراني " را مي‌سازند و "ريچارد فراي " يهودي در كتاب "عصر زرين فرهنگ ايران " به واكاوي و بسط آن پرداخته است. فراي از سال 1942 مأمور اداره خدمات استراتژيك آمريكا(o.s.s) بود كه تشكيلات سَلف سازمان جاسوسي سيا است.

* فراي يهودي، پيوندهاي تنگاتنگ و استواري با لژهاي فراماسونري و سازمان جاسوسي CIA داشت

فضلي نژاد متذكر شد: فراي در سال 1946پس از ترجمه كتاب "تاريخ بخارا " از سوي انجمن بورسيه‌هاي دانشگاه هاروارد، يك فرصت مطالعاتي گرفت و در "مدرسه مطالعات شرقي و آفريقايي لندن " به تحصيل زبان پهلوي پرداخت و پس از بازگشت به "هاروارد " شروع به تدريس انسان‌شناسي و تاريخ و مذاهب خاورميانه كرد. آن هنگام هاروارد را به عنوان مركز پژوهشي سازمان سيا مي‌شناختند و فراي يهودي، پيوندهاي تنگاتنگ و استواري با لژهاي فراماسونري و سازمان جاسوسي CIA يافت.

* فراي در كسوت يك ايران‌شناس با مأموريت انسجام تشكيلاتي- تئوريك ميان فراماسونرهاي ايراني به ايران آمد

وي در ادامه گفت‌و گوي خود با فارس تصريح كرد: از تابستان 1948 فراي مأموريت يك انسجام تشكيلاتي- تئوريك ميان فراماسونرهاي ايراني پديد آورد، بنابراين در كسوت يك مستشرق و ايران‌شناس به ايران آمد و يكي از نخستين و مهمترين اقداماتش تاسيس "مدرسه تابستاني مطالعات ايراني " در دانشگاه شيراز بود. در سالهاي 1970 تا 1975 فراي "مدير مؤسسه آسيايي " در شيراز و عضو هيأت امناي دانشگاه شيراز شد و به صورتبندي پروژه مكتب ايراني پرداخت.

پژوهشگر موسسه كيهان، ضمن "مقايسه عناصر مشترك آراء ريچارد رورتي و ريچارد فراي در پروژه ماسوني مكتب ايراني " اظهار داشت: لب لباب آراء ريچارد فراي در كتاب "عصر زرين فرهنگ ايران " (سال 1975.م) اين است كه اولاً خصلت ايرانيان محافظه كاري است، و ثانياً ايرانيان در فرآيند تاريخي تكامل خود فرهنگ‌هاي گوناگون را با سنت كهن خود سازگار و هضم مي‌كنند و سپس آنها را مي‌پذيرند. فراي با مفروض گرفتن اين گزاره‌هاي جامعه‌شناختي و مردم‌شناختي نتيجه مي‌گيرد كه ايرانيان در واقع، اسلام ناب را نپذيرفتند؛ بلكه با روحيه محافظه‌كاري خود در پاسداري از سنت ايراني، پس از حمله اعراب "اسلام را ايراني كردند " و با ايراني ساختن اسلام يك آئين و تمدن جهاني پديد آوردند كه نسبتي با سنن و اعتقادات اعراب باديه‌نشين ]يعني پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اصحاب بزرگوارشان[ نداشت.

فضلي‌نژاد گفت: در واقع، از منظر ريچارد فراي، "اسلام ايراني " به عناصر بنيادين اسلام ناب پهلو نمي‌زند. فراي از مذهب شيعه به مثابه يك قرائت ايراني از اسلام ياد مي‌كند و حتي از تاثيرات زرتشت بر اسلام سخن مي‌گويد تا جايي كه نسب‌نامه بعضي امام زادگان را پيش از اسلام و در مذهب زرتشتي ميداند كه طبق همان خصلت محافظه كاري ايرانيان رنگ و بوي اسلامي گرفته‌اند.

وي خاطرنشان كرد: اين تئوريسين برجستة يهودي ماسون‌ها همچنين ريشه بسياري از تفكرات فيلسوفان ايراني مسلمان را نيز در "سنت باستاني ايران " مي‌داند؛ چنانكه ريشه تفكرات "شيخ اشراق " را به افلاطون و زرتشت مي رساند و سعي مي‌كند كه براي اثبات ادعاي "ايراني كردن اسلام " در همه مؤلفه هاي اسلام بعد از فتح ايران، نشانه هايي از حضور نمادها و آئين‌هاي "ايران باستان " را به رخ مخاطبانش بكشد.

* سخنان اسفنديار رحيم مشايي با پروژه ماسوني "مكتب ايراني " بسيار نزديك است

نويسنده كتاب "شواليه‌هاي ناتوي فرهنگي " با اشاره به انطباق نزديك سخنان "اسفنديار رحيم مشايي با پروژه ماسوني مكتب ايراني " افزود: هم ريچارد رورتي و هم ريچارد فراي از پيروان مشهور فرقه ماسوني "رز صليبي " هستند و ميراث‌دار "دانته " كه در كتاب "كمدي الهي " يك جنگ عقيده عليه دين اسلام را كليد زد، اما بازتاب آراء آنان در سخنان آقاي اسفنديار رحيم مشايي زمينه پرتاملي را پيش روي ما قرار مي‌دهد كه به عنوان يك پژوهشگر نمي‌توانيم ساده از كنار آن عبور كنيم و البته بايد در سطح يك بحث جريان‌شناختي با روش‌شناسي دقيق تاريخي به نقد و افشاي آن پرداخت و از سطح بحث‌هاي نازلِ صرفاً سياسي فاصله گرفت.

*آنچه كه آقاي مشايي ‌مي‌گويد‌، يادآور آموزه‌ها و ادبيات ماسوني درباره "معمار بزرگ " و "عصاره دين جهاني " است

فضلي‌نژاد ادامه داد: دقيقاً پس از نشر مصاحبه ريچارد رورتي با در روزنامه "كوريره دلاسرا " در ايتاليا، نشانه‌هاي ظهور يك پروژه جديد را در ايران شاهد هستيم كه توسط آقاي رحيم‌مشايي كليد خورد و وي از "پايان دوران اسلام‌گرايي در جهان " خبر داد و گفت: "در سال 1357 انقلاب كرديم تا انقلاب اسلامي را صادر كينم اما من اينجا عرض مي‌كنم كه دوران اسلام گرايي به پايان رسيده است. معنايش اين نيست كه اسلام‌گرايي وجود ندارد يا رو به نضج نيست. نه. اسلام هست اما دوره‌اش به پايان رسيده. الان دوره‌ اسب‌سواري تمام شده، اما اسب هست، سوارش هم هست... روند تحولات اين نيست كه بشريت مسلمان بشود تا به حقانيت برسد... اين دوره تمام نشده، بلكه روبه پايان است. بشر سرعتش بالا رفته و فهمش تيز شده كه به حقايقي مي‌رسه كه ديگر لازم نيست آن را از پوسته اسلام طي كند؛ يعني دارد به يك عصاره اصلي مي‌رسد و در آن عصاره اصلي يك فهم بزرگي در آن هست. " در واقع، آقاي مشايي در هنگام اوج‌گيري اسلام‌گرايي خصوصاً در اروپا و زماني كه مقدمه خيزش‌هاي اسلامي خاورميانه مهيا مي‌گشت گفت كه ديگر بشر از راه اسلام به حقيقت الهي نمي‌رسد و به يك "عصاره معنوي " فراي اسلام دست يافته است كه اين عصاره او را به خدا مي‌رساند. آنچه كه آقاي مشايي گفته‌، يادآور آموزه‌ها و ادبيات ماسوني درباره "معمار بزرگ " و "عصاره دين جهاني " است.

سخنان مشایی درباره انسان، تداعی‌گر آموزه‌های ماسونی گوته است

وي با بازخواني "معنا و مبناي انسان " در بنيان ايدئولوژي ماسوني با شرح تفكر "گوته " آلماني خاطرنشان كرد: مي‌دانيد كه ماسون‌ها در آموزه‌هاي نخستين خود مي‌گويند، ما براي گردهم‌آوردن پيروان همه اديان در كنار هم از هيچ صفت خاصي براي خدا كه دلالت بر دين خاصي كند، استفاده نمي‌كنيم و به قول "گوته " كه او نيز مانند "دانته " از "رز صليبي‌ "هاي معروف بود، اكنون وقت آن است كه انسان نشان دهد كه اراده‌اش هيچ چيزي كم از خداوند ندارد. طنين همين آراء ماسوني، در سخنان آقاي رحيم‌مشايي قابل رصد است.

عضو مركز پژوهش‌هاي موسسه كيهان به عنوان مثال گفت: براي نمونه، از بهمن 1386 و پس از حكم رياست محترم جمهوري به مشايي به عنوان رييس "مركز ملي مطالعات جهاني شدن " مي‌بينيم كه ايشان درباره "خداگونگي انسان " اظهارنظر مي‌كند و "انسان را جايگاه خداوند و تعظيم به انسان را برابر تعظيم به خدا " مي‌داند، چون كه "خداوند به خودش بدهكار بود كه انسان را آفريد! "

فضلي‌نژاد ادامه داد: آقاي مشايي در مرداد 1389 جمله‌اي را گفت كه معلوم نيست عمداً يا سهواً خواسته يك آموزه ماسوني از "گوته " آلماني را يادآور شود، رييس دفتر رييس جمهور گفت كه "ماموريت انسان بر روي زمين اين است كه به جاي خدا تصميم بگيرد و به جاي خدا اراده كند. خدا ظرفيت خدا شدن را در انسان قرار داده و انسان قرار است كه خدا باشد و در جاي خدا بنشيند. " آقاي مشايي همچنين در 8 آبان 1389 مي‌گويد "در تفكر ناب توحيدي، انسان و خدا در يك مسير هستند " و اين تفكر ناب را "مكتب ايران " معرفي مي‌كند.

برنده تنديس زرين جنگ نرم از جشنواره بين‌المللي مطبوعات با اشاره به سخنراني‌هاي پيشين خود از سال 1388 اظهار داشت: اصلي ترين گزاره اين فرقه، يعني شعار "خدا شدن انسان " (اومانيسم اسلامي) كه هر از گاهي با عبارات "سلام بر انسان " و "عشق به انسان " در هم مي آميزد، ترجمه دست چندم و كپي برداري كهن هاي از تئوري "اسلام آمريكايي " براي "تجزيه دين " است.

فضلي‌نژاد افزود: اين گزاره لاجرم به "همسان پنداري " و چه بسا "همذات پنداري " انسان و خدا مي‌انجامد و از حيث معرفتي مغاير با انديشه "فقر ذاتي انسان " است كه در مكتب اسلام ناب امام خميني(ره) متجلي است. اين فرقه كه مي‌كوشد خود را با گونه‌اي از معنويت و اشراق‌گرايي اسلامي گره بزند، رودررو با حقيقت عرفان و سلوك "عارفان مبارزه جو " است.

فرقه مشائیه و خط جدید تحریف حضرت امام خمینی(ره)

وي با اشاره به بيانات امام(ره) گفت: بنيانگذار جمهوري اسلامي در صحيفه امام جلد 20 صفحه 366 مي‌فرمايند: "ما خودمان چيزي نيستيم؛ هر چه هست از اوست. اگر عنايات او نبود ما هيچ بوديم، چنانچه از ازل هيچ بوديم و بعدها هم از حيث حيثيت خودمان هيچيم. منتها ما هيچ‌ها اشتباهاتي داريم. خيال مي‌كنيم ما هم يك چيزي هستيم و اين يك حجابي است بين ما كه اميدوارم خداي تبارك و تعالي اين حجاب را بردارد و ما بفهميم كي هستيم. "

پژوهشگر موسسه كيهان با انتقاد از گفته‌هاي مشايي ادامه داد: اينكه آقاي رحيم مشايي دم از امام خميني(ره) مي‌زنند و هنوز نمي‌دانند يا تغافل مي‌كنند كه "انسان " در اساسي‌ترين اركان مكتب اسلام ناب "فقر مطلقِ ذاتي " و "از حيث حيثيت وجوي خود هيچ است " و بعد اصرار بر ارائه يك تلقي ماسوني با كپي‌برداري از "گوته " درباره انسان دارند و بارها از نقطه عزيمتي اومانيستي تاكيد كرده‌اند كه "انسان محور عالم است "، اين گزاره‌ها ترديدآفرين است و نمي‌توان از كنار اين التقاط‌هاي ايدئولوژيك به سادگي گذشت.

فضلي‌نژاد بيان داشت: اگر از رييس‌جمهور محترم انتظار مي‌رود كه نص ناصحان و راي عالماني مانند علامه مصباح يزدي و ديگر عالمان رباني را از موضع عقيدتي بپذيرند و "آزادي ابراز عقيده " را از "آزادي انحراف عقيده " تفكيك كنند، به سبب آن است كه درباره "جريان انحرافي جديد " كار پژوهشي گسترده تئوريك انجام شده و شأن محققان نيز تحقيق و تدقيق جريان‌شناسانه در چنين حوزه‌هايي است؛ چنانكه شأن عالمان رباني نيز هشدار پيرامون جريان‌هاي انحرافي به ما است تا با آگاهي عمومي، زمينه بسط آن‌ها سد شود.

گفتمان انتقادی علیه فرقه مشائیه باید با حفظ منافع ملی باشد

وي يادآور شد: يك روز، اصلاح‌طبي سكولار و روشنفكري ديني به غايت ليبرال كه پس از دوم خرداد 1376 به اقتدار در حاكميت رسيد، با انحراف از خط امام خميني(ره) سبب هشدار علماي رباني حوزه علميه قم مانند استاد مصباح يزدي شد و سپس تكاپوهاي متفكران مسلمان مانند استاد حسن رحيم پور ازغدي براي نقد آنان شدت بيشتري يافت و به تبع

منبع : صراط نیوز

دلايلي كه نشان مي دهد جريان انحرافي با اجنه ارتباط ندارد !

دلايلي كه نشان مي دهد جريان انحرافي با اجنه ارتباط ندارد !

دلیل اول : مشغله فراوان

مستحضر هستيد كه «اسي پاتر» فقط در يك قلم، هزار تا شغل دارد! يعني اگر كسي از ايشان بپرسد شما چه كاره اي؟ تا اسي پاتر بخواهد عناوين شغل هاي شريف را يكي يكي بشمرد، حوصله طرف سر مي رود. نكته اساسي اينجاست كه آيا چنين فردي با اين همه مشغله، اصولا وقت مي كند با اجنه هم سر و سري داشته باشد؟!

دلیل دوم : اعجاز

اسي پاتر اگر در طول شبانه روز فقط به يك دهم مشاغلش رسيدگي كند، خودش يك پا معجزه است و كسي كه اهل اعجاز باشد، او را چه نياز است به جن و رمل و اسطرلاب؟!

دلیل سوم : كم خوابي

آن طور كه نقل كرده اند اسي پاتر روزانه فقط 3 ساعت مي خوابد. كسي كه از 24 ساعت، 19 ساعت بيدار است، حكماً وصله هايي از قبيل ارتباط با عالم خلسه كه بيشتر مال دنياي رويا و چرت است، به او نمي چسبد. بگذريم كه بعيد است جني وجود داشته باشد كه بتواند پا به پاي اسي پاتر بيدار بماند!

دلیل چهارم : معاملات اقتصادي

اسي پاتر و اعوان و انصار در بانك هاي خصوصي، شركت هاي دولتي، قراردادها و چيزهاي ديگر يا سهم دارند و يا مي رود كه سهم داشته باشند، كسي كه اين همه پول دارد، جن مي خواهد چه كار؟! كاري كه جن مي خواهد براي اين جريان بكند، شما نگران نباشيد، بهترش را پول انجام مي دهد!

دلیل پنجم : ارتباط معكوس

باز هم اگر شما از استدلال من قانع نشديد و همچنان معتقديد كه اين جريان با اجنه ارتباط دارد، به شما عارضم، شايد جن با اين جريان رابطه دارد، و نه اين جريان با جن! يعني شايد اين جريان از بس به اجنه كم محلي، بلكه بي محلي كرده، كه جن ها عقده اي شده اند تا هر جور شده خودشان را به اين جريان وصل كنند! اينجا بايد با كمك سنجاق قفلي يا سوزن ته گرد، اجنه را احضار و صحت و سقم قضيه را از ايشان جويا شويم و به اين عزيزان گوشزد كنيم كه اسي پاتر گرفتارتر از آن است كه به شما پا بدهد!

جریان انحرافی

دلیل ششم : شيطان بزرگ

خودتان بهتر از من مي دانيد كه سال 88 آمريكا ادعا مي كرد كه در انتخابات تقلب شده و دولت غيرقانوني است. حالا رسانه هاي استكبار با بهانه كردن يك چيزهايي و يك كلاغ چهل كلاغ كردن، اولا وانمود مي كنند كه ميان اين جريان چسبيده به دولت و حكومت دعواست، و ثانيادش(!) طرف اسي پاتر اينا را مي گيرند و يادشان رفته كه تا همين چند وقت پيش در نظرشان دولت غيرقانوني بود! يعني الان شيطان بزرگ طرف جريان انحرافي را گرفته. خب! من حالا چه مي خواهم بگويم؟! خيلي روشن است، كسي كه حمايت ابليس را براي خود دارد، جن را مي خواهد چه كار؟! شما هم انگار بچه شده ايد ها! گاهي در چيز، يعني عقل تان شك مي كنم!

دلیل هفتم : ما يا اسي پاتر

از قرار ما در انتخابات، روي برگه آراي مان نوشتيم «احمدي نژاد» اما چه جوري نوشتيم «احمدي نژاد» كه خوانده شد «مشايي»، احتمالا بيانگر آن است كه اين ماييم كه با جن سر و كار داريم، نه جريان انحرافي! همان زمان هم خيلي ها گفته بودند كه در نوشتن كلمه «احمدي نژاد» دقت كنيم كه يك وقت «احمدي نجات»، «احمدي مقدم»، «احمدي خالي»، «همون كه شهردار بود» و ... ننويسيم! حكما اجنه در جوهر خودكار ما بود، نه عارضه اي بر دولت!
« آقاي چيز »

پانوشت حسين قدياني: اگر بر و بچ جريان منحرف از اين نوشته كه سراسر دفاع از اسي پاتر بود، خوش شان آمد و خواستند يك حالي به ما بدهند ، بگويند «شماره حساب» بدهيم ، يا اين كه كارت به كارت!

منبع : یک استکان چای داغ

تخريب "مطهري زمان " در "تريبون جريان انحرافي " قابل‌پيش‌بيني بود

تخريب "مطهري زمان " در "تريبون جريان انحرافي " قابل‌پيش‌بيني بود

حجت الاسلام روانبخش

عضو هيئت علمي مؤسسه امام خميني(ره) با بيان اينكه آيت‏الله علامه مصباح يزدي خود را ملزم به مقابله با جريان‌هاي انحرافي مي‌داند، گفت كه تخريب "مطهري زمان " با پول بيت‌المال در "تريبون جريان انحرافي " قابل پيش‌بيني بود.

حجت‌الاسلام قاسم روانبخش عضو هيئت علمي مؤسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري فارس، با اشاره به تكاپوي يك روزنامه دولتي براي تخريب شخصيت‌هاي علمي، حقيقي و حقوقي كشور اظهار داشت: بسيار جاي تاسف دارد كه اين روزنامه ويژه‌‎نامه‌اي را با پول بيت‌المال منتشر مي‌كند كه شخصيت‌هاي بزرگي چون حضرت علامه مصباح يزدي، آيت‌الله صادق لاريجاني و فرماندهان عالي‏رتبه سپاه مورد تخريب قرار مي‌گيرند.

وي با بيان اينكه علامه مصباح يزدي خود را ملزم به مقابله با انحرافات مي‌داند و تفاوتي نمي‌كند كه اين انحراف كجا و در چه دولتي صورت بگيرد، افزود: آيت‌الله مصباح يزدي جريان شبه‏ماسوني انحرافي را كه بيشتر به يك فرقه انحرافي شبيه است، مورد تجزيه و تحليل قرار دادند و بنا به وظيفه‌اي كه داشتند به طور تحليلي و علمي اثبات كردند كه نظرات‌ بي‌پايه و اساس ليدر جريان انحرافي برگرفته از نگاه فراماسونري است.

روانبخش با بيان اينكه آيت‌الله مصباح يزدي مدافع گفتماني دولت اصولگراي آقاي احمدي‌نژاد بوده و هست، به تخريب ايشان در دولت اصلاحات اشاره كرد و گفت: آقاي بهزاد نبوي گفتند كه آقاي مصباح يزدي اصلاحات را 20 سال عقب انداخت در حالي كه غافل از اين هستند كه آيت‌الله مصباح يزدي اصلاحات آمريكايي را براي هميشه به بن‏بست رسانده است.

وي افزود: سخنراني و افشاگري‌هاي علامه مصباح يزدي در خطبه‌هاي نماز جمعه عليه جريان مدعي اصلاحات و اصلاح‌طلبان آمريكايي دليل صريحي است كه ما بگوييم ايشان در برخورد با جريان‌هاي انحرافي نگاه سياسي نداشته و تنها به عنوان يك كارشناس دين اظهار نظر مي‌كند بنابراين تخريب علامه مصباح در روزنامه ‌دولتي و با پول بيت‌المال قابل پيش‌بيني بود.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) با بيان اينكه مقام معظم رهبري از علامه مصباح يزدي به عنوان "مطهري زمان "، "عقبه تئوريك نظام " و "بصير به معناي حقيقي كلمه " ياد كرده است، تصريح كرد: جريان انحرافي تلاش مي‌كرد با تشكيل شوراهاي راهبردي براي رسيدن به قدرت مجلس نهم را در اختيار بگيرد تا بتواند خيز مناسبي براي رياست جمهوري يازدهم بردارد اما علامه مصباح يزدي تمامي تاكتيك‌ها و انحراف‌هاي غلط اين جريان را براي مردم تبيين كردند و امروز به بعد نيز تبيين خواهند كرد. چرا كه ايشان وظيفه ديني خود مي‌داند كه در برابر جريان انحرافي سكوت نكند.

روانبخش با بيان اينكه ضربه آيت‌الله مصباح‌يزدي به جريان انحرافي كاري و علمي بود، خاطرنشان كرد: ليدرهاي جريان انحرافي خوب مي‌دانند كه سرنوشت آنها پشت ميله‌هاي زندان خواهد بود. چرا كه آنها در اعمال انواع مفاسد ركورددار هستند و قوه قضائيه نيز به عنوان مدافع حقوق مردم بايد عليه آنها اقدام كند بنابراين اقتدارگرا ناميدن آيت‌الله آملي لاريجاني از سوي جريان انحرافي در روزنامه دولتي غيرطبيعي به نظر نمي‌رسد.

وي افزود: از ابتدا شاهد بوده‌ايم هركسي در برابر جريان انحرافي موضعگيري مي‌كرد مورد تخريب جريان انحرافي قرار مي‌گرفت فرقي نمي‌كند اين افراد علامه ‌مصباح يزدي باشد، آيت‌الله لاريجاني باشد يا اينكه سرلشكر فيروزآبادي.

عضو هيئت علمي موسسه آموزشي پژوهشي امام خميني(ره) تصريح كرد: جريان انحرافي مي‌خواهد با اقتدارگرا ناميدن رئيس محترم قوه قضائيه، فرار به جلو كند تا بعد از بازداشت ليدر جريان انحرافي ادعاي شخصي بودن اختلاف و سياسي بودن آن براي جريان انحرافي محفوظ بماند. اما آنها بايد بدانند كه روشنگري‌هاي شخصيت‌هاي برجسته حوزه علميه موجي از تنفر را عليه جريان انحرافي ايجاد كرده است و مردم ليدرهاي جريان انحرافي را غارتگران بيت‌المال مي‌دانند و به آنها اعتماد نخواهند كرد.

وي تصريح كرد: متاسفانه در ويژه‏نامه اين روزنامه دولتي كه با پول بيت‌المال منتشر مي‌شود، شخصيت‌هايي چون علامه مصباح يزدي و آيت‎الله لاريجاني كنار برخي افراد حزبي قرار گرفته است تا به مخاطب القا كند كه روشنگري‌هاي شخصيت‌هاي برجسته حوزه علميه عليه جريان انحرافي سياسي است در حالي كه آيت‌الله مصباح يزدي پشتيبان گفتماني دولت بوده است و امروز به خاطر انحراف ديني عليه جريان انحرافي روشنگري مي‌كند.

منبع : خبرگزاری فارس

 

وظیفه ما در مقابل انحراف فکری دفتر رئیس جمهور چیست؟

وظیفه ما در مقابل انحراف فکری دفتر رئیس جمهور چیست؟

آیت الله محمد یزدی

اداره كردن كشور در شرايط آرام كار سختي نيست، مهم اين است كه در بحران‌ها چگونه بشود كشور را حفظ كرد، مقام معظم رهبري هر سال يك بحران شديد داشتند و اين بحران‌ها را به خوبي اداره كردند‌.

آيت‌الله محمد يزدي شنبه شب در بيست و يكمين همايش جامعه مدرسين حوزه علميه قم و ائمه جماعات مساجد استان قم كه در سالن اجتماعات دفتر جامعه مدرسين برگزار شد، در بخشی از سخنان خود با اشاره به شرايط روز كشور گفت: انقلاب هر روز با مشكلي روبه‌رو بوده، هست و خواهد بود و تا اسلام هست دشمنان اسلام نيز هستند‌.
وي ادامه داد: جمهوري اسلامي ايران و اين نظام با زحمات امام راحل و مردم به نقطه‌اي رسيد كه در سطح دنيا از برتري فوق‌العاده‌اي برخوردار شد و اسلام را در سراسر دنيا بلند آوازه كرد و بيداري اسلام در منطقه ما آغاز شده است‌.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم بيان داشت: اين تحركات اسلامي است، يعني محركات اصلي جريان‌هايي كه در كشورهاي عربي كه تفاوت‌هايي باهم دارند و تحركات مردمي ريشه اسلامي دارد‌.
‌يزدي خاطرنشان كرد: مسئله مصر را نبايد ساده گرفت، مصر كه امروز در شرايط جديدي قرار گرفته، يك انقلاب بزرگ و توفيق فوق‌العاده است‌.
وي ابراز داشت: زماني كه رئيس جمهور آمريكا، صدام را بيرون كرد و عراق را اشغال كرد، قصد داشت از طريق عراق بر ما فشار آورد و ايران را مورد تاثير تسلط خود قرار دهد.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: امروز حكومت ديني و الهي و حضور شيعه و شخصيت آيت‌الله سيستاني در عراق موثر است.
به گزارش صراط نیوز ، ‌يزدي با بيان اينكه آمريكا در سايه اين ارتباطات بيچاره شد، افزود: ايران به كمك آيت‌الله سيستاني و شيعيان عراق در طول كشمكش‌هاي تعيين مباني حكومتي از راه صحيح به نقطه‌اي رسيد كه امروز عراق يكي از دوستان ايران است.
به گفته وي، در مصر طاغوتي كه نوكر چشم و گوش بسته آمريكا بود كه حتي كاروان غذايي و دارويي كه براي كمك به غزه رفته بود، آقاي مبارك اجازه عبور نداد اما امروز مبارك سقوط كرده و سخن از محاكمه وي است.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم گفت: جمهوري اسلامي هر روز درگير مشكلي بوده و هست و امروز درگير مشكلي است كه اسمش را مي‌گذارند جريان انحرافي.
‌يزدي خاطرنشان كرد: يك بار امام تعبيري داشتند كه تا من زنده هستم نمي‌گذارم چنين و چنان شود و اخيرا از رهبري شنيديم كه فرمودند تا ايشان در قيد حيات هستند نمي‌گذارند كه به اسلام خدشه‌اي وارد شود.
وي اضافه كرد: نبايد از كنار اين جملات ساده گذشت، شرايط بايد شرايطي باشد كه بشود اين جملات را بگويي، اگر روزي سيد‌حسن نصرالله در مصاحبه‌اي اعلام مي‌دارد كه اگر رژيم صهيونيستي نيروهايش را چند برابر كند و بيايد اينجا دفنش خواهيم كرد، قدرتي را فراهم كرده و گرنه نمي‌تواند اين حرف را بزند، اين حرف را زماني مي‌زند كه زمينه‌ها را فراهم كرده است.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم با بيان اينكه سيد‌حسن نصرالله شخصيت دوم انقلاب و اسلام است، گفت: سيد‌حسن نصرالله خود را مخلص و ارادتمند صميمي رهبري مي‌داند‌.
به گفته آيت‌الله يزدي، در برابر اين انحراف فكري اعتقادي كه در كنار دفتر رئيس جمهور محقق شده است ما بايد وظايف خود را دقيق‌تر بشناسيم‌.
وي ابراز داشت: نخستين وظيفه اين است كه گوش به فرمان مقام معظم رهبري بوده و به دستور ايشان كار انجام دهيم و كارهاي خودسرانه و انقلابي انجام ندهيم و شرايط كشور را در داخل و خارج رعايت كنيم‌.
‌يزدي گفت: نظر صريح مقام رهبري اين است كه فعلا نبايد تشنجي در كشور به وجود بيايد، آرامش عمومي افكار مردم را حفظ كنيد، روشنگري كردن با ايجاد تشنج و اختلاف متفاوت است‌.
رئيس جامعه مدرسين حوزه علميه قم تصريح كرد: مقام معظم رهبري به تبين مطالب و مستند كردن سفارش كرده‌اند‌.
وي افزود: اداره كردن كشور در شرايط آرام كار سختي نيست، مهم اين است كه در بحران‌ها چگونه بشود كشور را حفظ كرد، مقام معظم رهبري هر سال يك بحران شديد داشتند و اين بحران‌ها را به خوبي اداره كردند‌.
‌يزدي با اشاره به تدبير آيت‌الله خامنه اي در جريان فتنه 88 عنوان داشت: تدابير رهبري سبب شد كه روساي فتنه نه تنها نتوانستند كاري از پيش ببرند، بلكه رسوا شدند‌.


شما نه تنها منحرف که خیانتکارید

فرق بین دوستان دلسوز و منتقدان بی انصاف

شما نه تنها منحرف که خیانتکارید

خیلی مدارا کردیم و جانب نگه داشتیم اگر هنوز هستید و می نویسید، گمان نکنید هر آنچه خواستید می توانید بنویسید و ما هم باز سکوت می کنیم. هرگز! این را به صراحت عرض می کنم. هر چه قدر شما وارد فاز رادیکالیسم شوید، ما هم متقابلا وارد خواهیم شد.
 
خوب می دانید سه جریان در عرصه سیاسی کشور وجود داشته و دارد. یک جریان شما هستید که احمدی نژاد و مشایی را معصوم می پندارید و همه منتقدان و مخالفان دولت را به یک چوب می رانید.
 
یک جریان، جریانی است که سوم تیر هم نسبتی با احمدی نژاد نداشت و در طول این مسیر هم مدام با مخالفت‌های بی منطق و سیاسی کارانه خود به دولت فشار وارد کرد. اینها کسانی بوده و هستند که خود بویی از ولایت‌مداری نبرده اند و اکنون مدعی دولت اصولگرا شده اند و قیافه حق به جانب گرفته اند. ما با اینان نه نسبتی داشته ایم و نه خواهیم داشت. اینان محلی از اعراب ندارند و حقی برای سخن گفتن نیز ندارند.
 
ما جریان سوم هستیم. جریانی که سوم تیر با احمدی نژاد بودیم. انتخابات ۸۸ با احمدی نژاد بودیم و در بسیاری از مقاطع از او حمایت و دفاع کردیم. مقابل خیلی از بی انصافی‌ها ایستادیم، فحش شنیدیم اما حرف‌مان را زدیم. در ماجرایی مثل ماجرای متکی هم ما در مقابل بی انصافی‌ها ایستادیم. در ماجرای مردم اسرائیل ما با مشایی مصاحبه کردیم تا بلکه با انعکاس برخی نقطه نظرات او در مورد جنایات صهیونیست‌ها غائله حاشیه سازی ها جمع شود. مشایی اما نخواست. او تعمد در حاشیه سازی داشت. ما در بسیاری مقاطع که حق را از آن دولت می دانستیم، از دولت دفاع کردیم، کمک کردیم، اما دولتی نشدیم. ما در طول این مدت فحش شنیدیم و هنوز هم می شنویم. در خیلی جاها هم ایستادیم و تکفیر شدیم. اما هیچ وقت مشایی و احمدی نژاد را نپرستیدیم.
 
اکنون بدانید این اشتباه استراتژیک شماست که جریان سوم را با جریان دوم یکی می کنید. این اشتباه شما، جریان سوم را رادیکال‌تر خواهد کرد و من به عنوان عضوی از این جریان هشدار می دهم اگر حریم ها را نشناسید و به بهانه نقد با همان ادبیاتی که خودتان هم به دروغ منتقد آن هستید، به بزرگان حوزه و علما بتازید، خواهیم ایستاد.
 
اینجا جایگاه مدارا نیست. حق ندارید حریم ها و جایگاه ها را بشکنید. انتقادات جزيی و مصداقی نباید به تخریب داشته های ما بیانجامد. بدانید اگر قرار باشد بین آیت الله مصباح یزدی و احمدی نژاد یکی را انتخاب کنیم، قطعا آیت‌الله مصباح را برخواهیم گزید. شما حق ندارید هر صفتی را به بزرگان حوزه بدهید ولو آنکه به آنها انتقاد داشته باشید.
 
شما با حساسیت برانگیزی‌هایتان طی این مدت بزرگ‌ترین خیانت را به احمدی نژاد کردید و اکنون هم دست بردار نیستید. شکاف بین علما و دولت، شکاف بین حوزه و رهبری، شکاف بین طیف ارزشی و احمدی نژاد و... را شما پررنگ کردید. شما نه تنها منحرف که خیانتکارید.
 
گمان می کنید چگونه کارگزاران سازندگی به‌وجود آمد؟ گمان می کنید چگونه اصلاح طلبان رشد کردند؟ جز این بود که آنان نیز در آغاز به جدال با سپاه و حوزه و علما شتافتند و کم کم زاویه هایشان مشخص‌تر شد. ما هشدار می دهیم نسبت به ظهور جریان کارگزارانی جدید. جریانی که اعضایش قدرت‌طلبان و چاپلوسان هستند. بعید نیست بدنه این جریان نیز مثل کارگزاران با فتنه گران پیوند بخود. اگر نیاز باشد، با ادبیات خودمان که البته متفاوت از ادبیات جریان دوم است، وارد عمل خواهیم شد.

منبع : رجا نیوز به قلم محمد مهدی تهرانی

فاصله رئيس‌جمهور از دلسوزان راه چاپلوسان را باز می‌کند

 

جدایی از شبکه‌قدرت عامل انتخاب احمدی‌نژاد بود/ فاصله رئيس‌جمهور از دلسوزان راه چاپلوسان را باز می‌کند

در نهمین و دهمین دوره ریاست جمهوری، همه دلسوزان انقلاب اسلامی با تمام توانی که در اختیار داشتند، دست به دست هم دادند تا فردی از جنس مردم را به قدرت برسانند و در این راه از توان و ظرفیت های موجود اقشار مختلف جامعه از جمله طلاب، دانشجویان و عموم مردم استفاده شد تا با دست های خالی و کمک نیروهای حزب اللهی به کاندیدایی که معتقد است هیچ گاه از خط ولایت فقیه عدول نخواهد کرد، کمک شود.

اکنون با گذشت شش سال از ریاست جمهوری دکتر احمدی نژاد هنوز افرادی که پای کار دفاع گفتمانی از او برآمدند معتقدند که حمایت‌شان از او اصولی بوده و در مقابل جبهه‌ای که از ضد انقلاب خارجی تا انحصارطلبان داخلی صف‌آرایی کرده بودند، بهترین کار را با دفاع از گزینه جریان انقلاب کردند.

با این حال، با توجه به حمایت های مردم ولایی در انتخاب دکتر احمدی نژاد، شاید اکنون نوبت به وی رسیده تا در عمل ضمن زدودن حواشی و طرد جريان نفوذی به حسن نیت دوستداران جریان انقلاب پاسخ در خور بدهد.

در مجموعه دوم از یادمان حماسه 22 خرداد با سه تن از فعالين مؤثر ستادهای مردمی محمود احمدی‌نژاد گفت‌وگو کرده‌ایم.

فراز و فرودهای یک انتخاب در گفت‌وگو با رییس ستاد انتخاباتی احمدی‌نژاد در اصفهان:

جدایی از شبکه قدرت عامل انتخاب احمدی‌نژاد بود

حجت الاسلام سید احمد میرمرشدی در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، مسئولیت ستاد حمايت های مردمی از دكتر احمدی‌نژاد در استان اصفهان را بر عهده داشت. وی در جریان فتنه پس از انتخابات نیز اقدام به تالیف کتابی تحت عنوان "گذرگاه فریب" کرد. وی در حال حاضر از تمام مسئولیت های سیاسی کنار کشیده و به عنوان استاد حوزه و دانشگاه مشغول به فعالیت است. راه اندازی پایگاه اطلاع رسانی مستجار نیز یکی دیگر از اقدامات اخیر او است که آن را با هدف کمک به بیداری دینی و تقویت بنیه های فکری جامعه و پاسخگویی به شبهات و سئوالات موجود در جوامعِ تحت تاثیر نظام لیبرال دموکراسی و مردمی که از عواقب منفی مدرنیته رنج می برند، تاسیس کرده است.

دلیل اصلی حمايت شما از احمدی‌نژاد و دولت نهم چه بود؟ در واقع چه مؤلفه‌ها‌ و‌ ويژگي‌هایي دولت‌نهم را برای شما به عنوان يك دولت شاخص مطرح کرد؟

دلایل متعددی در این زمینه وجود داشت که مهم‌ترین و اساسی ترین علت آن به اوایل انقلاب و جریان خطرناکی که آقای موسوی و کروبی در اختیار گرفته بودند و می شناختم، باز می گردد. احساسم این بود که اگر روزی یکی از این دو نفر میدان دار شود، به نفع انقلاب و نظام نخواهد بود و دایره ولایت فقیه را در کشور محدود کرده و دچار یک بحران می کنند.

بنابراین تمام فکرم بر این موضوع متمرکز شد که نگذارم این اتفاق بیفتد. زیرا ولی فقیه در شرایطی قرار دارد که همه مردم به هر مقدار کمک می کنند که بدخواهان ایشان نتوانند کاری از پیش ببرند. با توجه به شناخت قبلي از موسوي می دانستم كه تيرهاي خود را به سمت ولايت فقيه نشانه رفته است، بنابراین می خواستم که از ولی فقیه به هر قیمت دفاع شود.

در انتخابات دهم ریاست جمهوری با توجه به اینکه در اصفهان وحدت رویه وجود نداشت و احتمال ایجاد تشنج در بدنه های تاثیرگذار بود، به عنوان رئيس ستاد حمايت‌هاي مردمی از دكتر احمدی‌نژاد در استان اصفهان مشغول به کار شدم، در واقع احساس کردم می توانم جمع کننده این حلقه های پراكنده بوده و به وحدت اجتماعی در این زمینه کمک کنم. اما آنچه که سبب حمایتم از آقای احمدی‌نژاد شد شناختم نسبت به ایشان بود و اینکه می دانستم که می تواند بار کشور را به دوش بکشد. همچنین با توجه به اینکه تجربه نهم، تجربه رضایت بخشی بود و شخصیت خود احمدی‌نژاد، شخصیت قابل اعتمادی بود، موجب شد تا از ریاست جمهوری ایشان حمایت کنم.

خواسته‌های حقيقی مردمی كه سه بار به احمدی‌نژاد رأی دادند، چه بود؟

کلیدی ترین چیزی که مردم از رئیس‌جمهور می خواهند، تبعیت از ولی فقیه و حرکت در راستای تدابیر و فرامین ولی فقیه است. مردم به همه چیز به دید اعتقادی نگاه می کنند و در این راه سیاسی عمل نمی کنند، از طرفی مردم ما از نوع مدیریت گذشته خسته شده و ضربه خورده بودند، مردم از تبعیض ها و بی عدالتی ها و نوع نگرش به اداره کشور ناراحت بودند و نمی خواستند کشوری را که شعار نه شرقی و نه غربی سر می دهد، به دست یک مشت غرب زده بیندازند.

از همه مهمتر اقتصاد بی سرو سامان و روابط جایگزین ضوابط، مشکلاتی بود که مردم با آن در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی دست و پنجه نرم کرده بودند و از این موضوعات رنج می برند و نمی خواستند افرادی تحت عنوان نخبگان بر همه چیز سیطره بیندازند. بنابراین از نظر آنان باید تحولی در این زمینه صورت می گرفت که در نوع نگرش به احمدی‌نژاد، این احساس تحول را حس کردند.

به نظر شما تفاوت احمدی‌نژاد در سال 84 با لاريجانی، قاليباف و رضايی در چه بود؟

احمدی‌نژاد از شبکه قدرت جدا بود، هر چند که در دوره خاتمی هم این اتفاق افتاد، مردم در مورد آقای خاتمی هم همین احساس را داشتند اما پشت صحنه ایشان را بعدها متوجه شدند و فهمیدند که شبکه قدرت، دولت او را اداره می کند.

احمدی‌نژاد از بطن مردم بود و مردم را بیشتر می فهمید و خواسته های آنان را بیشتر درک می کرد. به نظر مردم احمدی‌نژاد به عنوان یک ناجی می توانست در صحنه اقتصادی و سیاسی کشور ورود داشته باشد.

رمز اعتماد مجدد مردم در سال 88 به احمدي‌نژاد علي‌رغم موج بي سابقه تخريب‌ها در چهار سال اول چه بود؟

احمدی‌نژاد در سال 88 شناخته شده بود و طی چهار سال با مردم ارتباط برقرار کرده بود، رئیس‌جمهور در روستاها و مناطق زیادی از کشور حضور یافته، بدنه اجتماعی او را درك كرده و در واقع با مردم یک ارتباط عاطفی برقرار کرده بود. حتی بخش زیادی از آن افرادی که به موسوی رأی دادند تا دقیقه 90 با تردید در محل رأی ریزی حاضر شده و نمی دانستند بین احمدی‌نژاد و موسوی کدامیک را انتخاب کنند.

خروج نيروهاي دلسوز و كاناليزه شدن رئيس جمهور چقدر در تغيير احمدي‌نژاد مؤثر بوده است؟

نیروهای دلسوز از احمدی‌نژاد فاصله نگرفته اند، در واقع احمدی‌نژاد نتوانست کسی را دور خودش جمع کند. رئیس‌جمهور به کسانی اعتماد کرد که دوستش نبودند و به دوستانی که به او باور داشتند، پشت کرد، او در دوره دهم تغییر شخصیتی پیدا کرد، برخوردهای او دیگر اصولی نبود و در بسیار امور زود عصبانی می شد و سریع قضاوت می کرد.

احمدی‌نژاد کسانی را که اطرافش بودند، می رنجاند، هر چند که بسیاری از دور و بری ها افراد سالمی بودند که برخلاف برخوردهای او، هیچ گاه به او پشت نکردند، اما بعضی از خواص احمدی‌نژاد پس از مطرح شدن کاری کردند که آرام آرام احمدی‌نژاد کانالیزه شد.

موضوع دیگری که احمدی‌نژاد به آن مبتلا شد این بود که احساس کرد هر چه می گوید و می کند، درست است. بنابراین به نصیحت ها، تذکرها و دلسوزی های دلسوزان پشت پا زد و نتیجه آن هم این است که به مرور شاهد هستیم که رئیس‌جمهور تنها می شود.

از دید شما نوع رابطه احمدی‌نژاد با رهبری در دولت دهم چه تغییر کرده است؟

در نظام جمهوری اسلامی که حاکمیت ولایی است، مسئله حاكميت دوگانه اتفاق نمی افتد. تبعیت از ولایت فقیه بار اعتقادی دارد، نه سیاسی و براي کسی که در موضع ولایی قرار می گیرد، تبعیت از ولی فقیه وظیفه شرعی تلقی می شود، بنابراین اگر بگوییم احمدی‌نژاد از موضع اعتقادی خود فاصله گرفته است، در واقع به وی تهمت زده ایم و این گفته بار سنگینی دارد. به نظر بنده رئیس‌جمهور دچار چنین عارضه ای نشده است، زیرا این موضوع اعتقادی بوده و فرد را از حیات ساقط می کند. تبعیت مراجع هم از ولایت فقیه واجب است و در برابر رهبر نمی توانند حکمی صادر کنند اما در این بین، برخی می پرسند عکس العملی که آقای احمدی‌نژاد بروز داد چه بود، که معتقدم ریشه آن را باید در جای دیگری جستجو کرد.

نقش احمدی‌نژاد را در مهار فتنه چگونه ارزیابی کردید؟

در این برهه احمدی‌نژاد دمل را پاره کرد. دمل چرکینی که نه درد داشت نه زخم و نه چرکی از آن بیرون می آمد اما رئیس‌جمهور سوزن برداشت و درست در نقطه چرکین این دمل زد، بنابراین این دمل هر چه داشت، بیرون ریخت. در واقع تا زمانی که فتنه خود را در هاله ای از حق پنهان می کند، قابل مشاهده نیست اما وقتی درونش را بیرون می ریزد، قابل تشخیص می شود. احمدی‌نژاد نیز مسیر را زخمی کرد و بعد ما شاهد وقایعی چون هتك حرمت عاشورا، روز قدس و رخدادهای دیگر بودیم.

آيا بدنه‌ اجتماعي گفتمان سوم تير از انتخاب خود پشيمان است؟

اگر به تاریخ نگاهی بیندازیم بهتر می توانیم پاسخ این پرسش را بدهیم. مردم به بنی صدر رأی دادند تا رئیس‌جمهور محبوب آنان باشد، پس از آن با دیدگاه و باور به یک سید حسینی، آقای خاتمی را برگزیدند در مورد احمدی‌نژاد نیز نگاه به اسلام بود و شعار "رجایی دیگری آمد" را مطرح کردند. در واقع توقعی که مردم از آقای احمدی‌نژاد دارند، همان توقعی است که از شهيد رجایی داشتند. رجایی خودش را محو امام می دانست و برای امام سینه اش را سپر کرده بود، مردم نیز احمدی‌نژاد را اینگونه درک کرده بودند، پس چرا الان باید ناراحت باشند.

مردم آرمانگرا هستند و به همه چیز آرمانی نگاه می کنند، بنابراین اگر چیزی برخلاف انتظار آنان به آرمان‌ها نزدیک نباشد، از آرمان‌ها فاصله نمی گیرند، بلکه از واقعیت فاصله می گیرند. مردم هیچ گاه با آرمان‌ها قهر نکرده اند. آنان در فتنه 88 و 9 دی یک نوع برخورد می کنند و در فتنه 90 و ماجرای قهر آقای احمدی‌نژاد نیز برخورد دیگری دارند. مردم یک‎بار در 9 دی يكپارچه فریاد شدند و در اردیبهشت و خرداد امسال سکوت را انتخاب کردند.

اگر تجربه احمدی‌نژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده، بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟

مردم شکست های متفاوتی را تجربه کرده و با آن زندگی کرده اند. به نظر من باید به این شکست ها فراز و فرود گفت. این فراز و فرودهایی که طی انقلاب به وجود آمده، جنبه های مثبت و منفی داشته و در بسیاری موارد مردم دوست و دشمن خود را شناخته اند.

اکنون نیز هر چه انقلاب به پیش می رود، مردم واقع بین تر می شوند و به مسائل مانند گذشته نگاه نمی کنند. مثلاً در گذشته مردم برای یک روحانی بسیار ارزش قائل بودند اما اکنون تا ندانند آن روحانی در مسیر درست حرکت می کند یا نه، به مدرک، قیافه، صاحب علوم بودن و ادعاها توجهی نمی کنند. در واقع این عملکردها، نوع فهم و نوع نگرش مردم است که مهم بوده و براساس آن تحلیل می کنند.

شنیدنی‌ترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید.

در دوره نهم انتخابات ریاست جمهوری، رئیس ستاد آقای قالیباف که اکنون نیز یکی از دوستان بنده هستند، به منزل ما آمد و از من خواست تا از آقای قالیباف حمایت کنم. در پاسخش گفتم من در اصول احمدی‌نژاد را نزدیک‌تر به ارزش‌ها می بینم، پرسید معیارهایت در این زمينه چیست. آن زمان در مورد معیارهای انتخابم با ایشان گفتگو کردم و در پایان در حالی که در فکر فرو رفته بود گفت باید بروم تحقیق کنم که رئیس ستاد آقای قالیباف باقی بمانم یا نه.

در دوره انتخابات دهم نیز وقتی آقای موسوی برای سخنرانی به اصفهان آمد، قرار شد که بعد از وی، آقای خاتمی نیز به اصفهان سفری داشته باشد و در حمایت از موسوی برای مردم سخنرانی کند. در این زمان احساس کردم که باید حتما حرکتی كنيم، زیرا در غیر این صورت آرا به شدت ضربه خواهد خورد. بنابراین طی تماس تلفنی با آقای احمدی‌نژاد از ایشان خواستم حتما سفری به این استان داشته باشد زیرا وقتی مردم قدرت را ببینند موضوع متفاوت می شود و آقای خاتمی با حضورش در اصفهان این قدرت را می داد. برای نخستین بار توانستم آقای احمدی‌نژاد را متقاعد کنم که در جمع مردم سخن بگوید. با توجه به اینکه در آن زمان حمایت مسئولان دولتی را نداشتیم اما توانستیم با اراده مردم یکی از تاریخی ترین جمعیت‌ها به میدان امام بياوريم. عده ای می گفتند جایگاه را جلوتر بزنیم تا اگر جمعیت چندانی در میدان جمع نشد به چشم نیاید اما این موضوع را قبول نکردیم و با خواست خدا شاهد حضور گسترده مردمی بودیم که تنها با پیامک و تبلیغ میدانی از موضوع مطلع و در میدان جمع شده بودند. با آمدن احمدی‌نژاد به اصفهان در مسئله انتخابات ورق به نفع ایشان برگشت.

گفت‌وگوي رجانیوز با عضو شورای مرکزی ستاد حمایت‌های مردمی از احمدی‌نژاد در خراسان رضوی؛

موج آرمانی احمدی‌نژاد نباید فرو بنشیند

سید وحید موسویان در دوران انتخابات ریاست جمهوری به عنوان عضو شورای مرکزی کمیته طلاب و دانشجویان و تبلیغات و اطلاع رسانی ستاد حمایت های مردمی از احمدی‌نژاد در استان خراسان رضوی، فعاليت كرد. هر چند که موسویان در نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز جزو حامیان مردمی احمدی‌نژاد محسوب می شد و همچنان بر عقیده خود محکم ایستاده است اما می گوید باید بررسی موشکافانه ای در جریان ریزش ها و رویش های اطرافیان رئیس‌جمهور انجام گیرد تا بفهمیم که در کنار این ریزش ها چه رویش هایی روی داده است. با وی که معتقد است سفره خدمت و عدالت باید از میوه های گوناگون پر باشد و رئیس‌جمهور باید میوه های دیگر نظام را نیز کشف کند، به مناسبت سالروز حماسه 22 خرداد گفت‌وگو كرديم:

دلیل حمايت شما از احمدی‌نژاد و دولت نهم چه بود؟

در سال 88 شرایط را بررسی کردیم و طی یک ارزیابی، شعارها و برنامه های آقای احمدی‌نژاد را به عنوان سرباز انقلاب با آرمان‌های امام راحل، رهبری، مطالبات و شاخص های رهبر نزدیک‌تر دیدیم، همچنین با توجه به اینکه وي در دوره قبل نیز به عنوان رئیس‌جمهور فعالیت کرده بود، برای ادامه گفتمان دولت اسلامی این کار لازم بود تا ثمرات آن در دولت بعدی به دست آید.

خواسته‌های حقيقی مردمی كه سه بار به احمدی‌نژاد رأی دادند چه بود؟

خواسته ها در دوره نهم ریاست جمهوری در واقع خواسته های امام، انقلاب و رهبری و توده مردمی بود که شامل عدالت فراگیر و حقیقی، معنویت و عدالت، عمل به اسلام، عمل به آرمان‌های 30 ساله مردم و شکوفایی ظرفیت های نهفته در جوانان ایرانی بود که می توانند قله های پیشرفت، ابتکار و عدالت را در دنیا فتح کنند. مردم می خواستند رئیس‌جمهور با رویکرد مستضعف نوازی به خواسته های آنان رسیدگی کند که این همان خواسته های مردم در اول انقلاب نیز بود.

شما تفاوت احمدی‌نژاد در سال 84 را با لاريجانی، قاليباف و رضايی در چه دیدید؟

احمدی‌نژاد ناب بود و گفتمان رهبری، وفاداری، ساده زیستی و عمل به ارزش های امام از ویژگی های وی محسوب می شد. احمدی‌نژاد در 27 خرداد سال 84 توانست قلب مردم مستضعف و جوانان کشور را فتح کند.

به نظر شما رمز اعتماد مردم در سال 88 به احمدي‌نژاد علي‌رغم موج بی سابقه تخريب‌ها در 4 سال اول چه بود؟

احمدی‌نژاد با مردم صادقانه روبرو می شد، جانب صداقت را نگه می داشت، راستگو بود و با مردم با ریا صحبت نمی کرد. در واقع حمایت های علمای انقلاب و شخص رهبري از رموز موفقیت رئیس‌جمهور بود چرا که رهبر به شعارهای دولت نظر مثبت داشت و دولت را در مسیر آرمان‌های امام معرفی کرد، در واقع تعبیر رهبری، دولت مکتبی بود و مردم احساس کردند که این مسیر باید استمرار پیدا کنند.

خروج نيروهاي دلسوز و كاناليزه شدن رئيس جمهور چقدر در تغيير احمدي‌نژاد مؤثر بوده است؟

پیچیدگی شخصیت رئیس‌جمهور پاسخ به این سئوال را مشکل می کند، هر فردی در مسیری که قرار دارد یک سری رویش ها و ریزش ها را در کنار خود دارد اما باید به این دقت شود که ریزش ها و رویش ها در چه سمتی قرار دارد. پرچم داران مسیر هر چند که ممکن است دچار لغزش هایی شوند اما باید دید که ریزش های آنان از چه جنسی است.

ما نبايد اجازه دهيم که جوانان آرمانی از اطراف پرچم داران ریزش کنند در واقع باید یک‌سری از ریزش ها را در پرچم دار جستجو کرد. ریزش خیلی از نیروهای دلسوز از اطراف رئیس‌جمهور غیر قابل انکار است اما باید بررسی کرد که در کنار این ریزش ها چه رویش هایی روی داده است. در واقع سیر ریزش ها و رویش های اطراف رئیس‌جمهور باید در این مسیر شش ساله کالبد شکافی شود زیرا این موضوع به صلاح آقای احمدی‌نژاد و آیندگان خواهد بود.

ولی در این بین بنده معتقد به کانالیزه شدن رئیس‌جمهور نیستم زیرا احمدی‌نژاد کسی نیست که بتوان به راحتی او را کانالیزه کرد و این موضوع را باید 100 درصد در اتفاقات دیگر جستجو کرد. با توجه به فکور بودن، هوشمندی و پیچیده بودن شخصیت احمدی‌نژاد، تحلیل او آسان نیست. در این زمینه باید به اشاره‌هاي رهبری به این دولت اشاره کرد. من مطالعه و تحلیل متن مکتوب مقام معظم رهبری در سال گذشته را در مورد برکناری معاون اولی آقای مشایی در این زمینه راهگشا می دانم، در آن نامه رهبري اشاره کرد بود که این اتفاق موجب سرخوردگی و اختلاف اطرافیان و علاقمندان به شما خواهد شد.

این پیام آقا هیچ گاه تحلیل نشد در واقع حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در قالب این پیام به رئیس‌جمهور گفته بود که در دوست و دشمن تجدید نظر کن در واقع این پیام به این معنی بود که رئیس‌جمهور نسبت به مصلحت خود و علاقمندان واقعی خود دقت نظر بیشتری داشته باشد. اما متاسفانه این دقت نشد، به نظر من آن متن رهبری کلید و شاه کلید ریزش های اطراف احمدی‌نژاد خواهد بود. در کل کانالیزه شدن رئیس‌جمهور را به طور کامل نمی پذیرم زیرا او فردی است که به کاری که مي‌كند، اعتقاد دارد اما متاسفانه در این راستا از توان نیروهای دلسوز استفاده نمی شود. سفره خدمت و عدالت باید از میوه هاي متنوع پر باشد باید میوه های دیگر را کشف کرد و آقای رئیس‌جمهور نباید اجازه دهد که سفره از میوه تهی شود.

نوع رابطه احمدی‌نژاد با رهبر انقلاب در دولت دهم چه تغییر کرده است؟

من نمی توانم پاسخ صریح و شفافی بین این سئوال بدهم چرا که در یک طرف این قضیه مقام معظم رهبری وجود دارد که خود باید در این باره اظهار نظر کنند و در طرف دیگر رئیس‌جمهور. احمدی‌نژاد در مورد ارتباطش با رهبری همان ادعای پدر و فرزندی را دارد با همان رابطه ولایی اما سطح حمایت های رهبر انقلاب از شخص ایشان و فراوانی کلامات و واژه های ايشان در حمایت خاص از شخص رئیس‌جمهور و دولت دچار یک شیب منفی شده است. تذکرات رهبری به دولت زیاد شده و حمایت های رهبر انقلاب از شخص رئیس‌جمهور به شعارهای کلی دولت تغییر کرده است. در دولت نهم، "آقا" مکرر و محکم از احمدی‌نژاد دفاع می کرد اما در دولت دهم ایشان تنها از شعارهای دولت دفاع کرده و بیشتر به دولت و شخص رئیس‌جمهور تذکر می دهد، همچنان که مانند این را در جریان معاون اول رئیس‌جمهور و موضوع وزير اطلاعات مشاهده کردیم که در نهایت تمام این اتفاقات نشان می دهد که باید یک باز تعریف در این زمینه صورت گیرد.

از دید شما نقش احمدي‌نژاد در مهار فتنه چه بود؟

بعضی از مدعیان اصولگرایی یا به تعبیری اصول‌نمایان معتقدند که تاثیر احمدی‌نژاد در وقوع فتنه سال 88 و حوادث آن دوران کمتر از سران فتنه نبوده است، در حالی که این تحلیل 100 درصد انحرافی، التقاطي و غلط است. با این تحلیل در واقع ساز ناکوکی از مسیر اصولگرایی و منتسبین به اصولگرایی به گوش می رسد زیرا جریان‌ساز فتنه 88 را که مشخصا آقای هاشمی بود، رها کرده و او را از یاوران و همراهان امام می دانند و احمدی‌نژاد را مسبب فتنه معرفی می کنند.

بنده معتقدم که کارکرد احمدی‌نژاد در سال 88 این بود که غده چرکین فتنه نرم را که به ویژه پس از جنگ در کالبد نظام به وجود آمده و متورم شده بود، از بدنه نظام خارج کرد و این کارکرد بسیار مثبتی بود، هر چند که این جراحی با سختی و درد همراه بود. خطبه معروف رهبر انقلاب در نماز جمعه 29 خرداد سال 88 فصل الخطابی برای تمام لایه های تحلیلی جریان فتنه بود بر این اساس تحلیل افرادی که نقش احمدی‌نژاد را براساس فتنه یا با کارکرد منفی بررسی می کنند در تناقض با فرمایشات رهبری قرار دارد.

آيا بدنه‌ي اجتماعي گفتمان سوم تير از انتخاب خود پشيمان است؟

به هیچ عنوان، چرا که به تکلیف عمل كرده است و هیچ کس از تکلیف پشیمان نمی شود.

اگر تجربه احمدی‌نژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟

احمدی‌نژاد امروز صاحب یک گفتمان است، او امروز دیگر به تنهایی یک شخصیت نیست، بلکه خودش هم باید بداند که به یک جریان ساز در دهه سوم انقلاب تبدیل شده است. بسیاری از مستضعفان ایران و رهروان این کشور در جهان به شعارهای احمدی‌نژاد دل بسته اند. ظهور شخصیت آرمانی مانند احمدی‌نژاد موجی از امید را در دل تمام عدالت‌خواهان و آزادگان و پیشکسوتان جنگ و دلسوزان انقلاب و رهروان ایجاد کرد و همانطور که رهبر گرانقدر انقلاب در سال 84 فرمودند: "اگر احمدی‌نژاد رای هم نمی آورد از او تشکر می کردم چون گفتمان عدالت را زنده کرد".

احمدی‌نژاد دیگر یک شخصیت نیست بلکه به نماد یک جریان فکری تبدیل شده است. با این وجود، اگر در این دو سال پایانی ریاست جمهوری، خدای ناکرده خلاف رویه تجربه تلخی رخ دهد، ضربه مهلکی به کشور وارد می شود و نظام فشار سنگینی را متحمل خواهد شد، بنابراین امیدوارم هرگز این اتفاق نیفتد. در این شرایط با حاشیه های اطراف دولت ما باید از سوء تحلیل و بزرگ نمایی مسائل کوچک پرهیز کرده و از مسائل بزرگ‌تر غافل نشویم. باید خود را ملازم و ملتزم رهبر انقلاب و تحلیل های ایشان بدانیم. مشروعیت دولت احمدی‌نژاد به سربازی و حرکت در مسیر مطالبات انقلاب و رهبر انقلاب است که ادعای شخص رئیس‌جمهور نیز بر همین امر است. احمدی‌نژاد باید احمدی‌نژادی عمل کند و احمدی‌نژادی بماند. براساس فرموده خداوند در قرآن، حزب الله نه شکست خواهد خورد نه مردد و سرخورده می شود و این مسیر با پرچم داری نایب امام زمان(عج) و نفس گرم روح اللهی ایشان ادامه خواهد یافت بنابراین امیدوارم احمدی‌نژاد تا آخر این مسیر به عنوان یکی از سربازان این گفتمان عدالتخواهی و آرمانخواهی باقی بماند هر چند که ممکن است ما در این راه با تجربیات تلخی مواجه شویم اما اینکه حزب الله و جریان اصیل انقلاب که سربازان گمنام و بی ادعای رهبر هستند دچار خستگی و سرخوردگی شوند هرگز رخ نخواهد داد. ما نه از گذشته پشیمانیم و نه احساس رخوت و سستی می کنیم بنابراین اگر احمدی‌نژاد دیگری که ادعای سربازی بی چون و چرای ولایت فقیه را داشته باشد بیاید، ما مثل سالهای 84 و 88 به او کمک خواهیم کرد.

شنیدنی ترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید.

سال 84 یک هفته قبل از برگزاری انتخابات با آقای احمدی‌نژاد در فرودگاه خداحافظی کردم و به ایشان گفتم با این فرصت باقی مانده اصلا وضعیت تبلیغات مناسب نیست. در آن زمان فشار سنگینی بر فضا حاکم بود و همه مردد بودند. ایشان نگاهی به من کرد و پاسخی داد که از اعماق معرفت او به مکتب اهل بیت خبر می داد. گفت: "برو زیارت عاشورا و نماز جعفر طیار بخوان". در واقع ایشان اعتقاد داشت که با توسل به اهل بیت می توان در پیچیده ترین انتخابات سیاسی نیز پیروز شد. صبح روز انتخابات به حرم امام رضا(ع) رفتم و همین کار را کردم. در آن زمان به قدری قلبم آرام شد که ایمان داشتم احمدی‌نژاد پیروز می شود و همین اتفاق نیز افتاد.

گفت‌وگوي رجانیوز با عضو کمیته برنامه ریزی ستاد حمایت های مردمی احمدی‌نژاد در کشور:

فاصله رئيس‌جمهور از دلسوزان راه چاپلوسان را باز می‌کند

علی منصوری یکی از حامیان دولت نهم بود که به عنوان عضو کمیته برنامه ریزی ستاد حمایت های مردمی احمدی‌نژاد در کشور در انتخابات دهم ریاست جمهوری ایفاي نقش کرد.

منصوری معتقد است كه احمدی‌نژاد با درک این موضوع که مردم به سبک و سیاق دوران امام خمینی و آرمان‌های ایشان بازگشته اند، توانست از بستر موجود استفاده کرده و فضا را همراه خود کند اما رمز اصلی پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات دهم را در این موضوع می داند که مردم جریان کار و خدمت در دولت قبل را دیدند و احساس کردند که دولت نهم سالم، پاک و خدمتگزار بوده و با عزتمندی مقابل دشمن ایستاده است، از اینها بالاتر، رهبر معظم انقلاب نیز رویکرد های اتخاذ شده از سوی وی را تایید می کنند، بنابراین با جریان بی سابقه مردمی، احمدی‌نژاد حمایت شد تا مسیر دولت نهم ادامه یابد.

دلیل حمايت شما از احمدی‌نژاد در سال 84 چه بود؟

نسبت به شخصیت آقای احمدی‌نژاد طی دوران خدمت ایشان در شهرداری تهران آشنایی داشتم و به این شیوه و نحوه رفتار و مدیریت او علاقمند شدم بنابراین برای آنکه در آینده نیز این سبک و نوع رفتار را با مردم در خدمتگزاری در پیش گیرد تصمیم به حمایت از وي گرفتم تا بتواند در انتخابات به پیروزی برسد.

خواسته‌هاي حقيقي مردمي كه سه بار به احمدي نژاد رأي دادند چه بود؟

مردم در آن مقطع، از مدیریت هاشمی و خاتمی خسته شده و فهمیده بودند که انتخاب ها صحیح نبوده و به آنچه که مد نظرشان بوده است، دست نیافته اند، بنابراین می خواستند کسی در رأس کار قرار گیرد که به خواسته های اقتصادی و اجتماعی آنان جامه عمل پوشانده و شیوه های مدیریتی مردم پسندی داشته باشد.

مردم از شنیدن حرف‌های تکراری و بی محتوا و بدون پشتوانه عملی خسته شده و دوست داشتند که به آنان توجه شود. در دولت آقای هاشمي گروه گرایی به وجود آمد و مردم به حاشیه رفتند و در دولت آقای خاتمي نیز مردم احساس کردند روحیه استکبار ستیزی در مقابل آمریکا وجود ندارد و احساس عزت آنان از بین رفت. به نظر مردم، مسئولان برای خود حاشیه امنی ایجاد کرده و مشکلات آنان را نمی دیدند. در آن برهه از زمان، مردم دولت را نه تنها بدهکار نظام بلکه طلبکار حس کردند، گویا دولت ناکارآمد بود و کاری برای آنان انجام نمی داد به همین دلیل با ظهور احمدی‌نژاد و مشاهده ساده زیستی، او را به عنوان رئیس‌جمهور مردمی برگزیدند.

تفاوت احمدي نژاد در سال 84 با لاريجاني، قاليباف و رضايي در چه بود؟

رضایی یک رویکرد انتقادی به خود گرفت و با زبان و ادبیات نخبه گرایانه نتوانست نیاز مردم را تشخیص دهد، در آن زمان مردم از شیوه مدیریتی خسته شده بودند اما رضایی قصد داشت بر اساس همان برنامه حرکت کند. لاریجانی نیز با رویکرد رسانه‌ای تلاش داشت در بعد تبلیغاتی، به عنوان مدیری کارآمد قرار گیرد و مواردی چون هوای تازه را مطرح کرد. او به شدت به گروه های راست وابسته شد، هر چند که گروه های راست به عنوان گروه های مذهبی و کارآمد و مردمی تر شناخته شده بودند اما این وابستگی منجر شد که مردم به لاریجانی توجه نکنند. قالیباف که نسبت به دو کاندیدای دیگر موفق تر بود، با گفتمان مدرن ظاهر شد در حالی که این گفتمان آن چیزی نبود که مردم به آن علاقمند باشند. احمدی‌نژاد با درک این موضوع که مردم به سبک و سیاق دوران امام خمینی و آرمان‌های ایشان اقبال دارند، توانست از بستر موجود استفاده کرده و فضا را با خود همراه کند.

به نظر شما رمز اعتماد مردم در سال 88 به احمدي‌نژاد علي‌رغم موج بي سابقه تخريب‌ها در چهار سال اول چه بود؟

مردم جریان کار و خدمت در دولت قبل را دیدند و احساس کردند که دولت نهم سالم، پاک و خدمتگزار بوده و با عزتمندی مقابل دشمن ایستاده است از اینها بالاتر، رهبر جامعه نیز ایشان را تایید می کند بنابراین با جریان بی سابقه مردمی، احمدی‌نژاد حمایت شد تا مسیر دولت نهم ادامه یابد.

خروج نيروهاي دلسوز و كاناليزه شدن رئيس جمهور از دیدگاه شما چقدر در تغيير احمدي‌نژاد مؤثر بوده است؟

در کل انسان با هر طیف از اطرافیان خود که ارتباط داشته باشد، به تدریج رنگ و بوی آنان را پیدا خواهد کرد. دوستان باتقوا سبب می شوند که انسان، مراعات مسائل دینی را کرده و مسیر را گم نکند، اما اگر افرادی اهل تملق و چابلوس دور انسان را بگیرند، عیوبش را به او نخواهند گفت. در مورد دولت کنونی نیز دوستان اصلی که از سال 84 با آقای احمدی‌نژاد همراه بودند و تا بعد از انتخابات 88 نیز او را همراهی کردند، طی فرآیندی به یکباره از کنار وي رفتند.

هر چند که احمدی‌نژاد انسانی باتقوا، هوشمند، با ایمان و در مسیر آرمان‌های انقلاب است اما خصلت مدیریتی این است که با توجه به سرازیری مشکلات، فرد دوست دارد کمتر مورد سرزنش قرار گیرد، هر چند که این موضوع در دراز مدت فضا را برای چابلوسان باز کرده و ضربه وارد می کند.

نوع رابطه احمدی‌نژاد با رهبری در دولت دهم چه تغییر کرده است؟

دولت دهم دولتی است که از جهت گیری های رهبری تبعیت می کند و دارای ویژگی های مثبتی از جمله خدمت شبانه روزی به مردم است. اما درباره این ارتباط متاسفانه موارد خوبی را استشمام نمی کنم. با به‌کارگیری برخی از نیروها، این افراد جهت گیری ها را منحرف می کنند و جریان انحرافی غلبه می کند، در واقع آنان مسیر کار و خدمت را منحرف کرده و به سمت گروه گرایی می کشانند.

حضور افراد ناسالم در کنار شخصیتی خدمتگزار، به شخص احمدی‌نژاد خدشه وارد کرده و اذهان را تیره می کند و این سئوال پیش می آید که چرا در کنار رئیس‌جمهور مردمی که از قدرت طلبی مبرا است، چنین افرادی قرار دارند. نباید فراموش کرد که انحراف از موارد کوچک آغاز می شود پس چرا این افراد مورد بازبینی قرار نمی گیرند، مگر یک یا چند نفر چقدر ارزش دارند که رئیس‌جمهور پشتیبانی مردم و حزب الله را به خاطر آنان از دست بدهد. فکر کنید اگر زمانی افرادی که اکنون حامی دولت هستند، احساس بی تفاوتی کنند، چقدر پشت دولت خالی می شود.

یه نظر شما نقش احمدي‌نژاد در مهار فتنه چه بود؟

احمدی‌نژاد در این زمان رویکرد خوبی را انتخاب کرد؛ کار مضاعف که رهبر گرانقدر انقلاب نیز سال بعد را به همین نام انتخاب کرد. با این حساب جریان خدمت رسانی سریع به راه انداخته شد و اجازه داده نشد که مسائل حاشیه ای وارد کار شود.

آيا بدنه‌ي اجتماعي گفتمان سوم تير از انتخاب خود پشيمان است؟

خیر، در واقع مردم مسیری که نیاز داشتند، همین مسیر بود. تا الان نیز این راه درست بوده اما بنده به شخصه احساس نگرانی دارم. مسیرها هر چند به سختی اما تاکنون راه را آسان کرده و امید به آینده را افزایش داده است اما نگرانی از این است که دوباره به سختی های دوم خرداد و قبل از آن بازگردیم. دوست داریم از مسیرهای رهبری که از پیروی کردن از آن تاکنون ضرر نکرده ایم، پیروی کنیم، می ترسم مسیر گم شود و گروه‌هایی بر سر کار بیایند که در ظاهر حرف‌های موافق می زنند اما در باطن همراه نیستند. حتی انقلاب پیامبر عظیم الشان اسلام نیز با آمدن چند انسان انحرافی، از مسیر خود منحرف شد. امیدوارم که در سایه رهبر انقلاب اسلامی هیچ گاه مسیر را گم نکنیم.

اگر تجربه احمدی‌نژاد -خدای ناکرده- یک تجربه شکست خورده شود، آیا در آینده بدنه حزب الله باید منتظر انتخاب گزینه هایی از سوی جریان مدعی اصولگرایی بماند و خود نظاره گر باشد؟

انتخاب احمدی‌نژاد، شکست خورده نیست زیرا مردم بسیاری از دستاوردهای شش ساله او را دیده اند و شخصیت پاک، ساده زیست و کارآمد احمدی‌نژاد در دولت نهم موجب شد که دوباره او را انتخاب كنند، اکنون اگر مردم احساس کنند که فردی بعد از انتخاب تغییر رویکرد می دهد، او را رها کرده و کسی را که واقعی و حقیقی قدم در این راه بگذارد، انتخاب می کنند. در هر صورت مردم شکست نخواهند خورد بلکه منحرفان از مسیر شکست می خورند، افراد و جریان حزب اللهی کاملا به بلوغ رسیده است و می تواند مدیریت کند، تبعیت از ولایت فقیه هیچگاه به ضرر نبوده و نیست. حزب اللهی ها با این بلوغ فکری قطعا نظاره گر نخواهند بود و جریان را در مسیر اصلی به پیش خواهند برد.

شنیدنی ترین خاطره خود از زمان انتخابات را بفرمایید.

دوران انتخابات فضا بسیار مغشوش شده بود هر چند که در تهران رقابت پا به‌پا داشتیم اما می دانستیم که در شهرستان‌ها استقبال و نگاه مردم به دولت نهم است ولي با این وجود باز هم نگرانی هایی وجود داشت. با توجه به اینکه کار برنامه ریزی در این زمینه را مي‌كرديم، پیش بینی بنده رأی بالای 20 میلیون نفر به احمدی‌نژاد بود. در پایان انتخابات وقتی ميزان آرا اعلام شد، احساس فوق العاده خوبی به من و دوستان دست داد که قابل توصیف نیست.

منبع : رجا نیوز

چه كساني حق نقد ولايتمداري احمدي‌نژاد را دارند؟

تمايز جريان عدالتخواه سوم تيري از گروه انحرافي/ چه كساني حق نقد ولايتمداري احمدي‌نژاد را دارند؟

اشاره: دكتر مهدي كوچك‌زاده نماينده مردم تهران در مجلس را همه به صراحتش مي‌شناسند، از همان دوره مجلس هفتم، زماني كه با صراحت نظراتش را بيان مي‌كرد، در ستاد جنگ رواني جريان موسوم به اصلاح‌طلب هدف قرار گرفت و در چند شماره با تيتر و عكس يك روزنامه‌هاي زنجيره‌اي مانند شرق تخريب شد.


با روي كار آمدن دولت احمدي‌نژاد به‌عنوان نماينده حامي دولت در مجلس شناخته شد، اين در حالي بود كه بارها در كنار حمايت‌هاي خود از اقدامات درست دولت، انتقادهايش را نيز بيان كرد. در آستانه سالروز حماسه بیست و دوم خرداد، با وي به گفت‌وگو نشستيم و روي اين بحث متمركز شديم كه آيا اين ادعا كه جريان‌هاي فتنه و يا جريان‌هاي به اصطلاح اصولگراي همراه فتنه اين روزها بيان مي‌كنند كه آيا انتخاب احمدي‌نژاد از ابتدا اشتباه بود و اين جريان، يك جريان انحرافي بود، آيا درست است؟ بخش اول اين گفت‌وگوي خواندني در ادامه آمده است:
مسأله‌اي كه در حال حاضر با آن مواجه هستيم اين است كه عده‌اي تعريف جديدي از فتنه ارايه مي‌دهند كه بر اساس اين تعريف، فتنه اصلي يك جريان بي‌ريشه و بي‌هويت بوده كه با انجام يك‌سري كارها قدرت را در دست گرفته و چند سال هم همه را به بازي داده و اكنون هويت خود را رو كرده و مشخص شده كه با چه انگيزه‌اي آمده است. اين صورت مسأله جديدي از فتنه است كه گروهي آن را درست كرده‌اند و مي‌گويند كه اين جريان از ابتدا هم منحرف بوده است. اين افراد حتي به تعبيري به رهبر معظم انقلاب نيز تعريض مي‌كنند كه شما كه به ما مي‌گفتيد بصيرت داشته باشيد، خودتان بصيرت كافي نداشتيد و اينها را از ابتدا نشناختيد و ندانستيد كه از اول با اين جريان چگونه بايد برخورد كرد و آن را تقويت كرديد.
از سوي ديگر با اين تعريف، بدنه حزب‌الله كه اين جريان راه همراهي كرده به و اين گفتمان را شاخ و برگ بخشيده، به بي‌بصيرتي محكوم است و به او مي‌گويند كه از اين به بعد تو نبايد حرف بزني و اين يك دفعه هم كه دخالت كردي و به حرف ما گوش ندادي، نتيجه‌اش اين شد. سؤال من از جنابعالي اين است كه شما تا چه حد اين تعريف را قبول داريد و آيا اين جريان از ابتدا منحرف بوده و آيا اين جريان در طول اين شش سال به كشور ضربه زده است و آن عده‌اي كه اين حرف‌ها را مي‌زنند، خواستار چه چيز هستند؟
- من اگر بخواهم جواب جامعي در پاسخ به اين پرسش شما بگويم، ابتدا لازم مي‌دانم كه تعريف جامعي از ريشه‌دار و بي‌ريشه بودن را بيان كنم. ما نبايد از اين موضوع يك تعريف ارتجاعي كنيم. كساني كه امروز و از ابتداي به رياست جمهوري رسيدن آقاي احمدي‌نژاد اين بحث را عنوان مي‌كردند كه افراد بي‌سابقه و بي‌ريشه در انقلاب آمده‌اند و كار را در دست گرفته‌اند و اين به عاقبت خيري منجر نخواهد شد، تعريف خاصي از ريشه‌دار بودن دارند و ما نيز تعريف خود را داريم. من براي روشن شدن تعريف ريشه‌داري به اصلي‌ترين اصلي كه اگر در حكومت نباشد، هيچ‌يك از اركان آن مشروعيت نخواهند داشت، ارجاع مي‌دهم و به بيانات رهبر معظم انقلاب استناد مي‌كنم.
ايشان در خطبه‌هاي نماز جمعه 28 آبان 1382 مي‌فرمايند كه ما به‌عنوان شيعه بايد اين درس را به ياد داشته باشيم كه عدالت قابل اغماض و قابل معامله نيست و هيچ‌يك از مسائل گوناگون، نه مصالح فردي و نه مصالح حكومت در كشور اسلامي نمي‌تواند با عدالت معامله شود. من متناسب با اين جمله از امام(ره) نيز جمله‌اي دارم كه مي‌توانم آن را نقل كنم. امام(ره) در جايي مضمون صحبت‌شان اين بود كه بالاخره بايد حكومت بماند. اميرالمؤمنين به خاطر عدالت اين مشكلات را تحمل كرد. همچنين در جاي ديگري در تاريخ 5 شهريور 82 رهبر معظم انقلاب مي‌فرمايند كه مشروعيت من و شما وابسته به مبارزه با فساد و تبعيض و نيز عدالتخواهي است و اين پايه مشروعيت ماست. در حال حاضر درباره مشروعيت حرف‌هاي زيادي زده مي‌شود و بنده هم از اين حرف‌ها بلدم اما حقيقت قضيه اين است كه اگر ما به دنبال عدالت نباشيم، حقيقتاً من كه اينجا نشسته‌ام وجودم نامشروع خواهد بود. يعني هرچه اختيار دارم و هرچه تصرف كنم، تصرف نامشروع بوده و ديگران هم همين‌طور هستند. روند كار نبايد به سمت تنعم روزافزون مسؤولان و تظاهر به اين معنا باشد و اين غلط است.
با توجه به اين دو مطلب مي‌توانيم ريشه‌دار بودن را تعريف كنيم. من مي‌خواهم بگويم كه اصلا ريشه اين انقلاب در خون جواناني است كه از كوچه‌هاي جنوب شهر تهران بي‌هيچ نام و نشان و هيچ‌گونه وابستگي به خاندان‌هاي بزرگ به تعبير آقايان، برخاستند. امام(ره) در جايي خطاب مي‌كنند "اين جنوب شهري‌ها كه شما اكنون آنها را به اين نام مي‌خوانيد والا يك موي اين كوخ‌نشين‌ها به همه شما كاخ‌نشين‌ها مي‌ارزد"، ريشه و اصل انقلاب در دل جواناني است كه هيچ نام و نشاني در دوره‌ها و سلطنه‌ها و... نداشتند. اين تعريف ريشه‌دار و ريشه‌دار بودن است. كساني كه همه هستي‌شان را در راه برقراري عدالت فدا مي‌كنند كه البته اين تنها در حكومت اسلامي محقق خواهد بود وگرنه چيز ابتري خواهد ماند. اين موضوع در ظاهر ممكن است رفاهي را براي طبقاتي فراهم كند اما در پايان منجر به بي‌عدالتي و نقض غرض خواهد شد.
مجموعه دولت فعلي از زماني كه به قدرت رسيد و اختيار كار اجرايي كشور را در دست گرفت، با افرادي مواجه شد كه تعريف‌شان از ريشه‌داري همان وابستگي به خاندان كذا بوده و يا اگر بخواهيم با تساهل با آن برخورد كنيم، كساني كه از ابتدا با امام(ره)‌ بودند. بسياري از كساني كه انقلاب در خون آ‌نها ريشه دارد، اصلا در زماني كه انقلاب پيروز شد و يا از زمان 15 خرداد كه انقلاب امام آغاز شد، تازه به دنيا آمده بودند. بنابراين اين افراد نمي‌توانند ادعاي در محضر امام بودن و همراهي امام(ره) را داشته باشند. لذا وقتي اين انتقال قدرت در سال 83-84 صورت گرفت، برايشان بسيار تعجب‌آور و غيرقابل تحمل بود و خود آقاي احمدي‌نژاد هم از آن تعبير مي‌كند به اينكه كساني كه در اين دايره تعريف نشده بودند، وارد شدند. اينها منافعي را از دست داده بودند و از همان روز اول شروع به سنگ‌اندازي، دشمني و مخالفت كردند، اگرچه ادعاي غير از اين را داشتند. سند من براي سنگ‌اندازي اين افراد نامه‌اي است كه آقاي هاشمي رفسنجاني در آن انتخاب اوليه آقاي احمدي‌نژاد به رياست جمهوري، در گله از پيروز نشدن خود در انتخابات نوشت كه مضمون آن نامه اين بود كه من چون اميدي به رسيدگي ندارم، به خدا واگذار مي‌كنم و اين زدن ريشه انقلابي بود كه در خون بچه‌هاي جنوب شهر وجود دارد. پس از آن تا دو، سه سال هم هر حرف و تهمتي هم كه مي‌خواستند به رييس‌جمهور مي‌زدند؛ مانند بي‌تدبير، كوتوله سياسي و حرف‌هايي از اين قبيل و پس از سه سال هم گفتند كه ما تا به حال مدارا كرديم و از اين به بعد برخورد خواهيم كرد. من هم در آن زمان گفتم كه اگر اين اسمش مداراست كه حتما بعد از اين كودتاي سياسي خواهيد كرد.
يعني شما مي‌گوييد كه يك جريان منحرفي كه از ابتدا با هدف و نيت خاصي آمده باشد و بخواهد يك جريان اصيل را به حاشيه براند و بعد كار خودش را بكند، وجود نداشته است؟
- اصلاً اينطور نيست و اين حرف مبناي منطقي ندارد. در تاريخ صدر اسلام هم وقتي اميرالمؤمنين به حكومت مي‌رسد -البته من اصلاً قصد مقايسه ندارم، بلكه از باب تبيين و شاهد تاريخي است- اگر مي‌خواست از ريشه‌دارها با معنايي كه آقايان از ريشه‌دار بودن دارند، استفاده كند، بايد طلحه و زبير را به استانداري بصره مي‌گماشت اما ايشان اين كار را نكرد. در قسمتي از سريال امام علي(ع) كه با استفاده از مستندات تاريخي ساخته شده است، مي‌بينيم كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) كشاورزي را به استانداري يك استان منصوب مي‌كند. اين يك كار اسلامي است و كار اسلامي ريشه‌دار، معني‌دار و صحيح است. شما به كارهاي ارتجاعي كه در دوران هشت سال اصلاحات و قبل از آن انجام شد، نگاه كنيد؛ در آن زمان قوم و خويش‌بازي مملكت را فرا گرفته بود. پرداختن به مرفهين، چرب كردن سبيل آنها و انواع و اقسام امتيازات را براي اطرافيان از قبيل زمين و تسهيلات و... درست كردن كه ما در كميسيون اصل 90 به موارد متعددي از آنها برخورديم و اعلام كرديم اما متأسفانه در دوران رياست رييس قبلي قوه قضاييه به آنها رسيدگي نشد. اگر اينها ريشه‌داري و نبود انحراف است، ما ريشه نداريم و دچار انحراف هستيم!
اما مجموعه شرايطي كه علي‌رغم زحمات طاقت‌فرساي شخص رييس دولت و شاكله اين دولت كشيده شد، با آنكه ضعف‌هايي هم داشت كه ما منكر آنها نيستيم، ولي جرياني كه دسترسي به رسانه داشت و تريبون و امكانات داشت، به جاي تشكر از زحمات شخص رييس‌جمهور و لااقل كارهاي مثبت دولت و برخورد منصفانه فقط برخورد حذفي و سلبي كرد.
خب، اين جرياني كه مي‌گوييد چه جرياني بود، چون به نظر مي‌رسد اين جريان يك طيف باشد و يك جريان مشخص نيست. شما مي‌گوييد كه جريان آقاي احمدي‌نژاد يك جريان عدالتخواه بوده و ريشه‌اش هم در عدالتخواهي‌اش است و اگر هم يك اشكالاتي بر ايشان وارد است، اين‌گونه نبوده كه از ابتدا داراي يك انحراف مشخصي بوده باشد، بلكه به‌دليل يك‌سري دلايل اين مشكلات به‌وجود آمده است. درباره اين دلايل توضيح دهيد.
- نكته اول اينكه اصلاً آن جرياني كه آقاي احمدي‌نژاد را به رياست جمهوري رساند، مردم بودند و به هيچ‌وجه چهره‌ها و جريان‌هاي شناخته شده سياسي در پيروزي او سهم و دخالتي نداشتند. اين براي بنده به عنوان فردي كه در عرصه حضور داشتم، اظهر من الشمس است. حتي آقايان اصولگرا تمايلي به اينكه ايشان رييس‌جمهور شود، نداشتند و من اين رأي توده‌هاي مردم را يكي از مهم‌ترين ويژگي‌هاي انتخاب شدن آقاي احمدي‌نژاد به رياست‌جمهوري مي‌دانم. لذا بايد بگويم كه اگر مردم را منحرف مي‌دانند، پس ديگر اين‌قدر سنگ مردم را به سينه نزنند.
اين جريان وقتي كه از ميان خود يك فرد تلاش‌گر، عدالتخواه و مخلص را بر سر كار آورد، با كارشكني‌ها و بدگويي‌هاي متعدد ظرف چهار، پنج سال تا امروز مواجه شد. من اولا دليل اين عمل خبطي را كه براي بار دوم صورت گرفت (تعلل در ابقاي وزير اطلاعات) و زبان اين افراد مخالف را به روي جريان مردمي آقاي احمدي‌نژاد باز كرد، بگويم. بار اول اين عمل زماني صورت گرفت كه آقاي احمدي‌نژاد، آقاي مشايي را به معاون اولي منصوب كرد، خوب، تا اينجا اشكالي نبود اما وقتي رهبر معظم انقلاب به ايشان فرمودند كه به مصلحت تو نيست و باعث ايجاد اختلاف و سرخوردگي ميان دوستان تو مي‌شود، ما انتظار داشتيم نامه‌اي كه در جواب رهبر معظم انقلاب نوشته مي‌شود، چنين مضموني نداشته باشد. به هرحال اين عمل انجام شد و ما آن را به حساب خطا گذاشتيم و از آن عبور كرديم. اما دوباره در قضيه وزير اطلاعات، ما شاهد آن بوديم كه اين باور در آقاي احمدي‌نژاد به وجود آمده كه علي‌رغم اينكه رهبر معظم انقلاب هم از نظر اطلاعات از ايشان در سطح بالاتري قرار دارند و هم به گواهي همه نخبگان روحاني در مجلس خبرگان و همه مردم، پرچمدار دين و عدالت در كشور، مقام معظم رهبري هستند و ايشان بودند كه با فراهم كردن زمينه گفتمان عدالت و عدالتخواهي، سبب شد تا آقاي احمدي‌نژاد از سوي مردم برگزيده شود، اما علي‌رغم همه اينها، آقاي احمدي‌نژاد پس از قطعي شدن نظر مقام معظم رهبري، براي خودش نظر قايل است. اين اشتباه قابل بخشش و گذشت نيست و متأسفانه آنهايي كه واقعا بي‌ريشه هستند از همين اشتباه سوء استفاده كردند.
سؤال همين است كه اين اشتباه محصول چيست؟ آيا محصول يك انحراف مشخص است يا يك خطا و يا خودپرستي است؟ در اين جريان كه شما آن را جريان مردمي مي‌ناميد، عده‌اي از دلسوزان انقلاب بودند كه مثلاً در پايگاه، فلان كانون فرهنگي يا فلان هيأت كار مي‌كردند و پست و مقامي نداشتند و كار سياسي و فرهنگي خود را در راستاي نظام و انقلاب انجام مي‌دادند، اين جريان به هر حال در سوم تير يكپارچه شد و احمدي‌نژاد و دولت نهم از آن برخاست. آيا كاري كه اينها انجام دادند و سپس در مسير دولت نهم آن را ادامه دادند، اشتباه بوده يا اينكه نه، آن جرياني كه در اين چهار سال در تلاش بوده تا به جريان عدالتخواهي و... ضربه بزند، اكنون مي‌خواهد به بهانه خبط احمدي‌نژاد، اين جريان را نيز حذف كند و بگويد كه به‌خاطر شما بزرگاني از صحنه كنار رفتند و اين تنها به‌خاطر مدل رفتار و حمايتي كه شما مي‌كرديد، بود.
- به عقيده من هيچ‌گونه اشكالي به اين خط و جريان وارد نيست و اگر اشكالي وارد است، تنها به تخطي يك فرد از اين خط و جريان است و آن فرد آقاي احمدي‌نژاد است. حال چرا او مرتكب اين خطا شده است؟ بايد درباره آن بحث كنيم. اما اين‌طور نيست كه بگوييم اين جريان از ابتدا اشتباه كرده كه اين گفتمان را براي خودش برگزيده و در تطبيق اين گفتمان به مصاديق، به احمدي‌نژاد رسيده و به او رأي داده است.
اما من مي‌خواهم اين موضوع را كه چرا آقاي احمدي‌نژاد به اينجا رسيده، بگويم. يكي از اين دلايل همين مخالفت‌هاي كشنده و بد و بيراه‌هايي است كه بر او طي اين چند سال روا شد. رهبر معظم انقلاب نيز در خطبه‌هاي خود در نماز جمعه فرمودند كه رييس‌جمهور قانوني كشور را رمال و دروغگو و... خطاب كردند و اين افراد، خود، دروغگوترين افراد هستند كه رأي مردم را برنتابيدند و به انتخابات احترام نگذاشتند. خب، وقتي كه شما از همه طرف مورد هجمه قرار مي‌گيريد، اين طبيعي است (نمي‌گويم مطلوب است) كه نسبت به همه دچار سوءظن شويد. بخشي از اين عزل و نصب‌ها كه توسط ايشان صورت گرفت نيز ناشي از همين سوءظن‌ها بود.
مطلب ديگر اين است كه در اين فضاي سخت، يك قشري در اطراف آقاي احمدي‌نژاد شكل گرفت كه اينها به جاي اينكه دلسوزانه و از روي خيرخواهي عيب‌ها و نقاط ضعف را متذكر شوند، به تملق براي به كرسي نشاندن عقايد و نظرات خودشان پرداختند و اين موجب نوعي رخوت شد. اين دو چيز باعث خطاي رييس‌جمهور شد.
ما كه به عنوان جريان حامي دولت در رسانه، و شما در مجلس شناخته مي‌شويم، آيا بايد اشكالات و عيب‌هاي آقاي احمدي‌نژاد را مي‌گفتيم و آن را برجسته مي‌كرديم و اگر اين كار را نكرديم آيا مرتكب اشتباه شديم و نگفتن‌هاي ما موجب اين خطاها شد؟
- خير؛ ما در شرايطي بوديم كه اشكال‌گيري علني و در تريبون باز نسبت به رييس‌جمهور به جاي اينكه اثر مثبت داشته باشد، اثر منفي داشت و موجب سوء استفاده همان جريان بي‌ريشه مي‌شد. بنده به شخصه در جلسه‌اي كه خدمت رهبر معظم انقلاب رسيدم، بخشي از مقصودم از ديدار با ايشان كسب تكليف در مورد اين بود كه آيا ايشان ايراد گرفتن نسبت به رييس‌جمهور در تريبون و به شكل علني را جايز مي‌دانند يا خير. البته من به اين شكل از ايشان سؤال نكردم، بلكه مسائل و اشكالاتي را مطرح كردم كه رهبر معظم انقلاب در پاسخ به من، نقاط مثبت و برجسته دولت را ذكر فرمودند و من اين‌طور برداشت كردم كه ايشان راضي به طرح مشكالات و انتقادات از آقاي احمدي‌نژاد به صورت علني نيستند.
بنابراين ما اين كار را كمتر و يا اصلا انجام نمي‌داديم، اما در جلسات و جمع‌هاي خصوصي بين ما و خود ايشان، خدا مي‌داند كه چقدر تذكر داديم و مسائل و مشكلات را مطرح كرديم. اكنون برخي‌ها مي‌گويند كه چرا حالا نسبت به اطرافيان رييس‌جمهور و آقاي مشايي ايراد مي‌گيريد. خب، اين در رسانه‌ها منعكس است كه ما دو سال پيش از اين و از گذشته بيش از چندين بار با آقاي مشايي به همراه اعضاي فراكسيون انقلاب فرهنگي ديدار و گفت‌وگو كرديم و مسائل و مشكلات را با ايشان در ميان گذاشتيم و حتي گاهي نيز اين گفت‌وگوها به بحث‌هاي تند و باريك كشيده شد اما اين ضرورت را احساس نكرديم كه در تلويزيون و يا رسانه‌ها اين بحث‌ها را منعكس كنيم، چون انسان مؤمن و فهيم كسي است كه بداند چه حرفي را كجا و در چه زماني مطرح كند.
يك بحث ديگري كه مطرح مي‌شود، اين است كه مي‌گويند آقاي احمدي‌نژاد تقلب گفتماني كرده، يعني اينكه اگر ايشان در دوره دوم رياست جمهوري خود مي‌گفت كه "من، آقاي مشايي هستم و مشايي، عين من است"، آن‌وقت مسأله طور ديگري بود يا اگر آقاي احمدي‌نژاد از ابتداي دولت دهم مشخص مي‌كرد كه اطرافيان او كساني مانند بقايي، مشايي، رحيمي و... هستند، طور ديگري تصميم‌گيري مي‌شد و اصلاً ممكن بود نفر ديگري هم از اصولگرايان كانديداي رياست جمهوري شود. آيا به نظر شما آقاي احمدي‌نژاد محكوم به اين نيست كه به نوعي مرتكب تقلب گفتماني شده است؟ زيرا ايشان در دولت نهم با تصوير ديگري از مردم رأي گرفت و در دولت دهم عملكرد و جهت‌گيري‌هاي خود را تغيير داد.
- من چنين باوري ندارم، چون شما بايد ببينيد كه مثلاً آقاي مشايي در آن دوره در ميان مردم و اجتماع چه وجهه و چهره‌اي داشت. البته من نمي‌گويم كه آقاي مشايي در آن زمان اين‌گونه نبود، چون ايشان در آن زمان تا اين حد به آقاي احمدي‌نژاد نزديك و در كنار ايشان نبود.
من روي سخنم با خود آقاي احمدي‌نژاد است زيرا ايشان مي‌دانست كه آقاي مشايي چه ويژگي‌هايي دارد و شناخت كاملي از وي داشت.
- بله، اما من نمي‌توانم بگويم كه در اين صورت آقاي احمدي‌نژاد در انتخابات پيروز نمي‌شد اما عده‌اي از خواص كه از آقاي مشايي و تفكرات او در زمان رياستش در سازمان ميراث فرهنگي شناخت داشتند، ممكن بود تجديد نظر كنند. اما نمي‌توانم با قطعيت بگويم كه ممكن بود احمدي‌نژاد رأي نياورد، چون مجموعه فعاليت‌ها و خدماتي كه از سوي دولت براي مردم شده بود، آنقدر پربار بود كه من فكر مي‌كنم مردم باز هم به وي رأي مي‌دادند؛ درصدي از افرادي كه به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادند، مردم عادي بودند؛ البته منظور من اين نيست كه آنها لاابالي و يا گروه خاصي بودند، اين عده از ميان همين مردم مسلمان هستند. اينها كساني بودند كه به واسطه فراموش شدن عدالت و عدالت اجتماعي، از رأي دادن مأيوس شدند. وقتي احمدي‌نژاد در بحث‌هاي انتخاباتي و مناظره‌ها دست روي نقطه اصلي كه در ذهن مردم مظهر بي‌عدالتي بود، گذاشت –فارغ از درست يا غلط بودن آن-، عموم مردم آن نقطه را مظهر بي‌عدالتي و ظلم در كشور ارزيابي مي‌كردند. وقتي احمدي‌نژاد روي اين نقطه دست گذاشت، آن جماعت مسلمان -كه شايد به تعبير شما حزب‌اللهي هم نباشند اما شايد اگر شرايطش پيش بيايد، تا پاي جان بايستند و چه‌بسا كه از ميان همين جماعت بودند كه در زمان جنگ تحميلي به جبهه‌ها و ميدان‌هاي جنگ رفتند-، به پاي صندوق‌هاي رأي آمدند.
بخشي از اين افراد ممكن است آن برداشتي را كه من و شما از مليت و و دشمني‌اي كه امام(ره) با مليت منحرف مي‌كرد و ما داريم را ندارند، باور آنها اين است كه ما ايراني و مسلمان هستيم و نمي‌توانند مسائل را تفكيك كنند. دست‌هاي پشت پرده همواره در طول زمان و تاريخ ايران، هرجايي كه خواستند ملت را دچار تفرقه كنند و آنها را از وحدت فراگير بازدارند، بحث‌هاي انحرافي را مطرح كرده‌اند كه يكي از آنها بحث ملي‌گرايي است. همانطور كه امام(ره) مي‌فرمايند: «ملي‌گرايي اساس بدبختي مسلمين است و ما هرچه از اين ملي‌گرايي ديده‌ايم، جز بدبدختي چيزي نبوده». امام(ره) در عين حال خودش ملي‌گراترين انسان بود. ايشان در جايي فرمودند: «من وقتي تصوير شاه را ديدم كه در كنار رييس‌جمهور آمريكا عينكش را برداشته بود و از زير چشم به او نگاه مي‌كرد، خدا مي‌داند تلخي اين صحنه هنوز در ذائقه من هست». اين بدان معناست كه امام حتي به اين راضي نبود كه شاه ملت ايران تحقير شود. اما براي عموم مردم و آنهايي كه آمدند و به آقاي احمدي‌نژاد رأي دادند، اين مسائل به اين ريزي شكافته شده نيست و قبح آن را نمي‌دانند.
اما بحث ما در مورد جريان مرجعي است كه احمدي‌نژاد را ترويج كرد؛ همه جريان‌ها و احزاب سياسي يك‌سري الزامات را براي خودشان تعريف كرده و خود را در آن چارچوب معرفي مي‌كنند و سعي مي‌كنند گروه‌هاي مختلف جامعه را هدف گرفته و جذب خود كنند. چيزي كه مي‌گويند اين است كه آقاي احمدي‌نژاد در سال 84 از درون يك فرآيند سيستمي بيرون نيامد، ايشان شخصي ورود كرد و در همان چهار سال اول كارهاي مثبتي انجام داد و هرگز نمي‌توانيم بگوييم كه در آن چهار سال نشانه‌اي از انحراف در وي ديده مي‌شد، اما چهار سال دوم رياست آقاي احمدي‌نژاد به دو شاخه مي‌شود: عده‌اي مي‌گويند كه ايشان از همان ابتدا آمد كه كارهايي را انجام بدهد و زمينه را براي آن كارها فراهم كرد كه البته با توضيحاتي كه شما داديد و آنچه كه رهبر معظم انقلاب سراغ داريم و ايشان فرمودند: "دولت نهم قطار انقلاب را به ريلش بازگرداند"، مي‌شود اين ديدگاه را رد كرد. با توجه به اين مسائل مي‌خواهيم در اين مورد صحبت كنيم كه اگر شخصي به مثل احمدي‌نژاد از درون يك جريان و فرآيند جمعي بيرون نيايد، آيا ناگزير است كه در مسير ديگري وارد شود و وقتي جلو مي‌رود مي‌بيند كه نه كسي را دارد كه از او به‌طور سيستمي دفاع و همراهي كند و نه كسي را دارد كه در سطح حاكميت غير از مقام معظم رهبري از او حمايت كند. اين يعني بحث آسيب‌شناسي؛ اگر ما در فرآيند ديگري مثلاً در 10 سال ديگر خواستيم براي جريان حزب‌الله تصميم بگيريم و آن‌وقت، يك نفر اصلح و يك نفر صالح مقبول وجود داشت كه در بدنه حزب‌الله و مردم مقبوليت داشت، بايد به سمت كدام‌يك رفت و آسيب كدام ممكن است بيشتر باشد؟ آقاي توكلي مي‌گويد كه رأي ما به آقاي احمدي‌نژاد يك رأي اضطراري بود چون اگر به او رأي نمي‌داديم، موسوي رأي مي‌آورد اما ما براي احمدي‌نژاد تبليغي هم نكرديم چون به آن اعتقاد نداشتيم. ولي اگر رو به آينده و به لحاظ آسيب‌شناسي بخواهيم بگوييم، اگر ما يك اصلح داشتيم، مثل احمدي‌نژاد كه در چهار سال اول دوره رياست جمهوري خود نيز بدون انحراف و بسيار خوب عمل كرد؛ اما مي‌خواهم بگويم كه كسي كه از درون يك جريان سيستمي بيرون نيامده، به خاطر اينكه كسي نيست كه از او حمايت كند و در واقع كسي را هم ندارد، آيا طبيعي است كه انحراف‌هايي در او ايجاد شود؟ چون سيستمي نيز وجود ندارد كه وي پاسخگوي آن باشد و كسي نيست كه او را بازخواست كند.
- به نظر من اين مي‌تواند اتفاق بيفتد.
پس اگر اين‌طور است، ما اشتباه كرديم به آقاي احمدي‌نژاد رأي داديم و بايد به آقاي قاليباف رأي مي‌داديم!
- خير، منظور من اين نبود. ما نبايد اين را معيار كنيم كه حتما به كسي رأي دهيم كه يك‌سري از خواص و گروهي خاص از او حمايت كنند. من اين را چيز مثبتي نمي‌دانم اما مي‌خواهم اين را بگويم كه اين تنها گذاشته شدن وي و اين مخالفت‌ها و فحش‌ها و كارشكني‌هايي كه كردند، مي‌تواند تعادل منطقي اين فرد را بر هم بزند. ما نبايد از ترس تكرار اين قضيه در آينده بگوييم كه حتما فرد منتخب بايد از دل يكي از جريان‌هاي سياسي بيرون بيايد، من اين را قبول ندارم.
اما جريان‌هاي مخالف به ما مي‌گويند كه شما يك بار اشتباه كرديد و نتيجه‌اش اين شد، حالا ديگر ساكت بمانيد و كنار برويد تا ما كار درست را انجام دهيم.
خير، اگر اشتباه و يا كوتاهي از جانب ما صورت گرفته، در خاموش كردن عربده‌هاي اين آقايان بي‌ريشه بوده كه در حقيقت به دنبال تحميل خط و خطوط جريان سياسي خود به خواست مردم هستند. من اتفاقاً در عرايضم اين را گفتم كه يكي از ويژگي‌هاي مثبت آقاي احمدي‌نژاد را در اين مي‌دانم كه اين سهم‌بازي احزاب را به هم زد و با رأي مردم روي كار آمد. ما امروز هيچ حزب و تشكيلات سياسي نداريم كه به دنبال قدرت نباشد و متقابلاً به دنبال تجمع و تشكل براي نيت خير و امر به معروف و نهي از منكر باشد و به معناي واقعي ما حزب اسلامي نداريم. لذا اينكه ما رضايت دهيم كه يك فرد اصلحي بود كه يك حزب آن را حمايت مي‌كرد، من قبول ندارم. در مورد اين وضعيتي كه براي آقاي احمدي‌نژاد پيش آمده نيز نمي‌خواهم بگويم كه اگر ايشان از دل يك حزب بيرون مي‌آمد اين‌گونه نمي‌شد، اما اين كاري كه قدرت‌ها و احزاب با او كه منتخب مردم بود، كردند، موجب شد كه عده‌اي در اطراف بتوانند از اين موقعيت سوءاستفاده كنند و موجب تصميم‌هاي غلط شوند.
در مورد وزن اشتباهي كه آقاي احمدي‌نژاد مرتكب شده و چشم‌انداز آن كمي صحبت كنيد و همچنين اينكه اين‌گونه اشتباه وي را چه كسي مي‌تواند در شرايط كنوني نقد كند؟
- ببينيد، من گاهي اين اتفاقي كه افتاد را به اين تعبير مي‌كنم كه يك فردي كه مردم يك كالاي گران‌قيمت را به دست او سپرده‌اند كه به مدت چهار سال آن را نگاه دارد و با خود حمل كند، كه اگر دقت نكنيم و اين كالا به زمين بخورد، به شدت به آن ضربه مي‌خورد. اين فرد دچار يك بيماري شده است به نظر من ايستادن در برابر ميل و نظر رهبر معظم انقلاب هيچ توجيهي ندارد. شما اگر سراسر ايران را به سرپنجه تدبير خودت آباد كني اما موجب تضعيف چنين ركني شوي، نظامي را كه پرچمدار عدالت در دنياست را مضمحل كرده‌اي. براي اينكه اين مسأله روشن شود، لازم است به شما بگويم كه يكي از مشكلات اساسي در نهضت‌هاي منطقه نبودن يك علمدار است و امروز با نگاهي به كشورهاي يمن، بحرين، مصر، تونس و... بهتر مي‌شود اين قضيه را توضيح داد. به دليل نبودن چنين عنصري در اين كشورها، نگراني در مورد آنها به شدت احساس مي‌شود. لذا من معتقدم هدف تمام اين مقابله‌ها در اين شش، هفت سال به اشكال مختلف تنها رهبري بوده است. حتي در فرمايشات خود مقام معظم رهبري هم بود كه مي‌فرمودند اينها با خود رهبري مخالفند و چون حيا مي‌كنند، به رييس‌جمهور توهين مي‌كنند. اين چيزي است كه اينها به دنبال آن هستند.
اولاً كساني مي‌توانند نسبت به او منتقد باشند كه خودشان دچار اين بيماري نباشند. من معتقدم كه برخي از اينها خود آن ويروس هستند. كساني كه مروج سكولاريسم و جدايي دين از سياست بودند، امتحان‌شان را پس داده‌اند. كساني كه از ابتدا به دنبال حذف ولايت مطلقه فقيه بودند، نمي‌توانند به ما بگويند كه ديديد احمدي‌نژاد با ولايت نبود.
نظرات رهبر معظم انقلاب اظهر من الشمس است و مصاديق متعدد آن را در مجلس مي‌توانم براي شما برشمرم؛ قضيه رأي به وقف دانشگاه آزاد، قضيه تعرفه واردات خودرو و... تمام اينها را مديريت مجلس با علم به اينكه نظر رهبري با آن موافق نيست، عمل كردند. اينها حق ندارند به هواداران اين جريان و مردمي كه به معناي واقعي تابع رهبري هستند و آقاي احمدي‌نژاد را به قدرت رساندند، بگويند كه احمدي‌نژاد شما ضد ولايت از آب درآمد.
اصلاً اگر نقدي هم باشد بايد از داخل خود اين جريان و كساني كه در اين جريان مردمي هستند، باشد. اما مخالفان مي‌گويند كه شما حق نداريد حرف بزنيد.
- اين افراد آرزويشان اين است كه امثال بنده بيايند و در اين مورد موضع شديد بگيرند و البته ما اين آرزو را بر دل آنها خواهيم گذاشت. من از ابتدا گفتم كه ما حامي يك پرچم و جرياني بوديم كه تا آخر هم خواهيد بود و از ادامه اين راه خسته نمي‌شويم، حتي اگر دچار چنين معضلاتي شويم. ما خودمان اين پرچم را حمل خواهيم كرد و يك راهش اين است كه اين وضعيت را اصلاح كنيم.
اما اينكه آقاي احمدي‌نژاد مي‌گويد كه من خودم ولايي هستم و عملم دلسوزي براي رهبري است، پذيرفتني نيست. اولاً حرف با عمل خيلي تفاوت دارد. بله؛ آقاي احمدي‌نژاد پس از اين ماجرا آمد و در يك صحبت تلويزيوني درباره ولايت فقيه بحث كرد اما اين يك ايرادي بزرگي است كه به ما وارد بود و بنده خودم به عنوان يك دلسوز بزرگ اين جريان، اين را يك ايراد بزرگ مي‌دانم، همان ايرادي كه به حرف‌هاي آقاي هاشمي رفسنجاني در خطبه‌هاي نماز جمعه وارد بود و آن اين بود كه ايشان يك حرف درستي را چندين بار تكرار كرد كه رهبري و ولايت بدون مردم دست بسته است و مردم بدون رهبري منحرف و گمراه. سؤال من اين است كه يك وقت اين كلمة الحق يراد بها الباطل نباشد. مگر در حال حاضر وضعيت ما اين است كه ايشان اين حرف را مي‌زند و مگر اكنون مردم ما رهبري را تنها گذاشته‌اند؟ اين حرفي بود كه آقاي هاشمي نيز در فرصتي كه در خطبه‌هاي نماز جمعه به وي داده شد، زد. ايشان گفت كه پيامبر اكرم(ص) در اواخر عمر گرانقدرش به حضرت علي(ع) فرمود: «اي علي(ع)، اگر مردم تو را نخواستند، آنها را رها كن و برو». مگر حالا مردم علي را نخواسته‌اند؟ اشاره به اين مطلب يا از غفلت آقاي احمدي‌نژاد بود و يا القاي اطرافيان منحرف. حال گيريم كه اين حرف اشكال ندارد و از آن بگذريم اما در عمل ما ملتزم به عاشقي به ولايت هستيم. اكنون مشخص شده كه بين همين مجموعه اصولگرايان تبعيت از ولايت دو تعريف دارد؛ يك تعريف آن را يكي از چهره‌هاي اصلي آقايان به اصطلاح اصولگراي معتدل يعني آقاي علي مطهري اين روزها آن را به وضوح بيان مي‌كند. ايشان در سخنراني‌هايش در مجلس به دفعات اين را گفته كه ما نبايد به اينكه در هر موضوعي رهبري چه مي‌گويد كار داشته باشيم، ما بايد كار خودمان را انجام دهيم و اگر رهبري در يك جايي دستور يا حكمي دادند، ما به آن عمل كنيم. عرض ما اين است كه در تعريف ما رابطه اصولگرا با رهبري در رعايت حكم قانوني تعريف نمي‌شود، بلكه اين يك رابطه عاشق و معشوقي است. ثانياً اگر بخواهيم حرف آقاي مطهري را مد نظر قرار دهيم، بسيار خوب، هرجا رهبري با صداي بلند گفت "نكن"، ما هم با صداي بلند تبعيت كنيم. اما بهتر است ايشان پنبه را از گوش‌هايش درآورد، شايد رهبري در جايي براي حفظ آبروي من و تو با يك اشاره بگويد "نكن". ما بايد اين را بفهميم، نه اينكه مجبور شوي پس از چند ماه كه تلاش كردي و نتوانستي عليه رييس‌جمهور امضا جمع كني، آن‌وقت رهبري بيايد و در پشت تريبون نماز جمعه بگويد يك فردي يك حرف غلطي زد اما بس است ديگر.
ما اين دو نوع اصولگرايي را مي‌فهميم. البته آقاي علي مطهري به صراحت گفت كه اتفاقاً من از اين ويژگي آقاي احمدي‌نژاد خوشم مي‌آيد كه كاري به كار رهبري ندارد و كار خودش را مي‌كند تا رهبري جلويش را بگيرد. اين پذيرفته نيست و اصلاً گلايه ما هم همين است. همچنين آقاي احمدي‌نژاد اصلاً در اين موضع نيست و نه شرايطش را دارد و نه حقش را كه بگويد من براي رهبري دلسوزي مي‌كنم. البته همه ما بايد دلسوز و خيرخواه رهبري باشيم اما بايد ببينيم كه اميرالمؤمنين در خطبه نهج‌البلاغه حق متقابل مردم و رهبري را چه مي‌دانند كه اتفاقاً من اين روزها مي‌بينم كه همه اين را وارونه مي‌خوانند. حضرت در نهج‌البلاغه مي‌فرمايند اي مردم، مرا بر شما و شما را بر من حقي واجب شده است؛ حق شما بر من آنكه از خيرخواهي شما دريغ نورزم و بيت‌المال را ميان شما عادلانه تقسيم كنم و شما را آموزش دهم تا بي‌سواد و نادان نباشيد و شما را تربيت كنم تا راه و رسم زندگي را بدانيد. اما حق من بر شما اين است كه به بيعت با من وفادار باشيد و در آشكار و نهان برايم خيرخواهي كنيد، هرگاه شما را فرا خواندم اجابت نماييد و فرمانم را اطاعت كنيد.
پس مي‌بينيم كه اين به آن معنا نيست كه رو در روي رهبري بايستيم و بگوييم كه من خير تو را مي‌خواهم و اين كار را نكن. دليل منطقي هم دارد؛ ولي فقيه به لحاظ اطلاعاتي و ويژگي‌هاي علمي، عالم‌ترين و عادل‌ترين است كه اين 90 نفر خبره تشخيص داده‌اند. حتماً علي مطهري و محمود احمدي‌نژاد نمي‌توانند براي ايشان خيرخواهي كنند و بگويند ما اين را درست‌تر مي‌دانيم. علاوه بر عالم و عادل بودنش، به واسطه جايگاهي كه ايشان دارد، مطلع‌تر از همه ما به جوانب و امور در خارج و داخل است. لذا تصميم او منطقي‌ترين تصميم و درست‌ترين تصميم است. البته شما مي‌توانيد در يك جلسه خصوصي با ايشان گفت‌وگو كنيد. اصلاً همه اين شوراهاي مشورتي را خود ايشان تشكيل داده كه بتوانيم با ايشان بحث و گفت‌وگو كنيم اما وقتي تصميم نهايي را خود ايشان گرفت، ديگر بايد اطاعت كرد و متأسفانه اين‌گونه نشد. ما اين را نمي‌پذيريم كه آقاي احمدي‌نژاد بگويد من 20 سال ديگر را مي‌بينم و براي جمهوري اسلامي خيرخواهي مي‌كنم. مقام معظم رهبري از همه ما خيرخواه‌تر است.
 
منبع : رجا نیوز

اقدامات دولت احمدی نژاد بی نظیر است ؛ جریانی انحرافی حاشیه سازی می کند

اقدامات دولت احمدی نژاد بی نظیر است ؛ جریانی انحرافی حاشیه سازی می کند.

حسین شریعتمداری

دستگاه محترم قضايي هر از چندگاه، همايش و سميناري برگزار مي كند و از برخورد سخت و پشيمان كننده با متخلفان و قانون شكنان سخن مي گويد، اما ظاهرا سودجويان قانون شكن، اين تهديدها را خيلي جدي نمي گيرند و چه مي دانيم؟

فرماندار يكي از شهرها- يك شهر فرضي- در اولين روزهاي بعد از انتصاب، مردم شهر را فراخواند تا در جمع آنها برنامه كاري خود را تشريح كند و درباره اقداماتي كه قصد انجام آن را دارد، توضيح بدهد، مردم كه از گوشه و كنار شهر گرد آمدند، آقاي فرماندار پشت تريبون رفت و سخن آغاز كرد... «به شما اطمينان مي دهم كه تمام توان خود را براي مبارزه با ماركسيسم و امپرياليسم به كار بگيرم، سوسياليسم كه حرفش را نزنيد، پلوراليسم قابل قبول نيست، به شدت با فمينيسم مقابله مي كنم، از مبارزه با ناسيوناليسم يك قدم كوتاه نمي آيم و...» در اين هنگام پيرزني از ميان جمعيت برخاست و خطاب به آقاي فرماندار گفت؛ مادر جان! من كه از اين «ايسم، ميسم»هايي كه فرموديد چيزي سر در نمي آورم ولي كاش براي «رماتيسم» من هم يك فكري مي كرديد و برنامه اي داشتيد!
علاوه بر آمار و ارقام مستندي كه تاكنون ارائه شده، فقط نيم نگاهي به اقدامات دولت احمدي نژاد طي نزديك به 6 سال گذشته و مقايسه آن با اقدامات مشابه دولت هاي قبلي، براي هيچيك از ناظران واقع بين و باانصاف كمترين ترديدي باقي نمي گذارد كه دولت هاي نهم و دهم در عرصه هاي اقتصادي، عمراني، رفاهي، فقرزدايي، علمي، تكنولوژيك، مردم گرايي و تقريبا تمامي عرصه ها، موفقيت هاي چشمگير فراوان و در برخي از موارد، كم نظير و بي نظير داشته است، از سوي ديگر، مردم اين مرز و بوم نيز تلاش شبانه روزي و خدمات گسترده دولت و دولتمردان را قدر دانسته و در صف دولت هاي پيشين، بر «صدر» نشانده اند، تا آنجا كه مردم دوستي و خدمت محوري دولت آقاي احمدي نژاد به اصلي ترين شاخصه دولت ايشان تبديل شده است.
اين روزها اما، در بستر رسيدگي به برخي از امور جاري كشور و مسير خدمت رساني دولت كه اصلي ترين شاخصه آن و بااهميت ترين انتظار مردم از دولتمردان است، نشانه هايي - هرچند اندك و كمرنگ- از كندي به چشم مي خورد و كم توجهي بخش هايي از دو قوه قضائيه و مقننه كه با مشغول شدن آنها به مسائل نه چندان اصلي نيز همراه است بر نگراني مورد اشاره مي افزايد. به عنوان مثال- و فقط به عنوان مثال- مي توان از اجراي موفق و هوشمندانه طرح هدفمندي يارانه ها ياد كرد. طرحي كه اجراي آن، خواسته و آرزوي دستكم بيست و چند ساله نظام بود و دولت هاي قبلي، اگرچه خواستار آن بودند و بر ضرورت انجام اين طرح تاكيد مي ورزيدند ولي به هر علت- از جمله كمبود جرأت و جسارت- از اجراي آن طفره رفتند. اين طرح در دولت آقاي احمدي نژاد با شجاعت آميخته به هوشمندي و همكاري ساير قوا، مخصوصا مجلس شوراي اسلامي به ميدان اجرا وارد شد و از همراهي آگاهانه و درخور تقدير مردم نيز برخوردار بوده و هست. اجراي اين طرح برخلاف آنچه دشمنان بيروني انتظار مي كشيدند و برخي از سياست بازان ورشكسته تبليغ مي كردند، با موفقيت چشمگيري روبرو بوده است تا آنجا كه درخواست شماري از ديگر كشورها براي الگوبرداري از آن را در پي داشته و دارد.
و اما، طرح هدفمندي يارانه ها ضمن آن كه يارانه ها را به هدف اصلي آن و در مسير حمايت از اقشار محروم و مستضعف جامعه هدايت مي كند- كه كرده است- و مانع از توزيع بي حساب و كتاب آن مي شود- كه شده است- «واقعي شدن» قيمت ها را نيز به دنبال دارد و از اين روي افزايش بهاي برخي از كالاها و خدمات تا مرز «واقعي» آنها قابل پيش بيني بوده است و اين افزايش در مقابل پرداخت هاي نقدي به مردم با محاسبه نفرات خانوارها منطقي و معقول بوده و هست. ولي قرار بود با افزايش فراتر از قيمت واقعي كالا و خدمات، يعني گراني لجام گسيخته مقابله شود و با نظارت دقيق و پيوسته، از فشار سودجويان بر مردم، مخصوصا اقشار مستضعف و حقوق بگيران جزء جلوگيري به عمل آيد، ولي متاسفانه در اين زمينه ها، كم توجهي و رخوت محسوسي به چشم مي خورد كه مخصوصا افزايش بي رويه و لجام گسيخته قيمت برخي از كالاها و خدمات به بهانه اجراي طرح هدفمندي يارانه ها، فشار سودجويان بر اقشار مستضعف و كم درآمد جامعه را در پي داشته است و اين تصور نزديك به توهم را پديد آورده است كه دولت خدمتگزار، سودجويان را به حال خود رها كرده است و مجلس شوراي اسلامي و دستگاه قضايي و مراكز بازرسي و نظارتي از اين عرصه غافل شده اند و در همان حال به شماري از مسائل دست چندم و غيرضروري و يا در اولويت هاي چندم مشغولند. نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، شرط نامعقول و غيرقابل توجيه مدرك فوق ليسانس را براي نامزدهاي نمايندگي مجلس در اولويت كاري خود قرار مي دهند و اين شرط را كه به يك «شوخي بي مزه» شبيه است با جديت دنبال مي كنند و در كم توجهي غيرقابل توجيه شوراي محترم نگهبان به تصويب مي رسانند و دريغ از اختصاص بخشي از وقت و فرصت مجلس به تصويب يك طرح جدي براي نظارت قانونمند بر اموري كه تخلف و سودجويي در آنها مي تواند به چرخه زندگي عادي مردم آسيب برساند. اگرچه خدمات برجسته مجلس محترم قابل انكار نيست. دستگاه محترم قضايي هر از چندگاه، همايش و سميناري برگزار مي كند و از برخورد سخت و پشيمان كننده با متخلفان و قانون شكنان سخن مي گويد، اما ظاهرا سودجويان قانون شكن، اين تهديدها را خيلي جدي نمي گيرند و چه مي دانيم؟ شايد حق داشته باشند و به هر علت، خود را در حاشيه امن تلقي كنند! و صد البته، تلاش و خدمات دستگاه محترم قضايي نيز بر كسي پوشيده نيست.
و اما، در اين وجيزه، سخني دلسوزانه با دولت محترم در ميان است و آن، نگراني نسبت به برخي تصميم هاي احتمالا شتابزده و كم توجهي به پي آمد پاره اي از مشاوره هاي غيركارشناسانه است و بيم آن كه، ادامه اين روند در مسير خدمت رساني دولت محترم خدشه ايجاد كند. نگاهي به مسائل جاري حكايت از آن دارند كه جرياني در مجموعه دولت محترم، اصرار دارد كفه اظهارنظرهاي به زعم خود ايدئولوژيك! و نظريه پردازي هاي بعضاً موهوم و بي پايه را كه كار اصلي دولت نيست بر كفه خدمتگزاري و تلاش بي وقفه در امور اجرايي- آن گونه كه تاكنون بوده است- برتري داده و سنگين تر كند. حاشيه سازي هاي پي درپي و جنجال آفريني اين جريان انحرافي از طريق اظهارنظرهاي سخيف ايدئولوژيك و تئوري بافي هاي بي اساس از يكسو و دخالت هاي غيركارشناسانه در عزل و نصب ها و جابه جايي يا بركناري دولتمردان از سوي ديگر، روند خدمتگزاري دولت و رئيس جمهور محترم را با كندي محسوسي روبرو كرده است، تا آنجا كه وقت زيادي از فرصت گرانبهاي رياست محترم جمهوري در پاسخگويي به شبهه آفريني اين جريان انحرافي به هدر مي رود و برخي از وظايف جاري دولت و امور اجرايي كشور به دليل باندبازي جريان ياد شده با اخلال و كندي غيرقابل توجيه روبرو مي شود. نگاهي هرچند گذرا به نمونه هايي از اين دست كه مخصوصا طي چند ماه اخير اتفاق افتاده است به وضوح از مشغول كردن دولت خدمتگزار به اموري فرصت سوز و بيرون از بستر خدمتگزاري حكايت مي كند. به عنوان مثال، چه نيازي به برخي تئوري بافي هاي بي پايه و اساس و سخيف بوده است كه جريان ياد شده با طرح آن و دميدن در شيپور رسانه هاي تحت مديريت خود بخش قابل توجهي از ذهن و فرصت رياست محترم جمهوري را براي پاسخگويي و يا توجيه آن هزينه كند و دستكم به همان اندازه از پرداختن ايشان به امور جاري و اجرايي كشور كه وظيفه اوليه رياست محترم جمهوري است، باز دارد؟ و يا، ادغام وزارتخانه ها، اگرچه الزام قانوني برنامه پنجم- ماده 53- بوده است ولي آيا شتابزدگي در اجراي اين ماده و ادغام چند وزارتخانه مهم اقتصادي، آنهم در حالي كه طرح سرنوشت ساز و تعيين كننده هدفمندي يارانه ها با موفقيت به اجرا درآمده و جريان دارد، سؤال برانگيز نيست و با توجه به سابقه و عملكرد جريان انحرافي، اين احتمال را پيش نمي كشد كه جريان ياد شده قبل از آن كه اجراي الزامي ماده 53 را در نظر داشته باشد، در پي جابه جايي برخي از وزيران و نهايتاً اخلال در امور اجرايي كشور و نوشتن آن به حساب رياست محترم جمهوري بوده است؟!
و بالاخره، گفتني است كه خدمتگزاري و خدمت رساني بزرگترين و برجسته ترين نقطه قوت دولت بوده و هست و به نظر مي رسد يك جريان انحرافي از درون دولت قصد دارد دولت محترم را از اين نقطه قوت مثال زدني محروم كرده و خداي نخواسته از چشم مردمي كه به آن دلبسته اند، بيندازد.

منبع : روزنامه کیهان به قلم حسین شریعتمداری

پادوهای جریان انحرافی پاسخ بدهند : اجتهاد در برابر نص یا بازیچه شدن عرصه سیمرغ ؟

پادوهای جریان انحرافی پاسخ بدهند : اجتهاد در برابر نص یا بازیچه شدن عرصه سیمرغ ؟

جریان انحرافی برای تخریب علامه مصباح از هیچ کاری فروگذار نمی کند و این وسط دل آدم می سوزد برای پادوهای رسانه ای که این وظیفه را به دوش می کشند.

اینان به قدری بر این امر اصرار دارند که حتی حاضرند در برابر نص صریح بیانات آقا اجتهاد کرده و نظر خود را جای نظر ایشان جا بزنند.

در جدیدترین این تلاش ها یکی از این پادوها ( سر پادو !) با کنار هم گذاشتن یک در میان جملات آقا و آیت الله مصباح سعی کرده تا تفاوت دیدگاه دو بزرگوار را نتیجه بگیرد در حالی که خود حضرت آقا نظرشان را درباره علامه مصباح به صراحت بیان کرده اند و این دست و پا زدن ها بی معنی است.

عنصر هتاک جریان انحرافی : جوانفکر

سوال اینجاست که علامه مصباح دقیقا از کی بی بصیرت شدند؟ ایشان از چه وقت مشغول غیبت کردن شدند و تقوای شان آب رفت ؟ شاید بتوان توصیف « مطهری زمان » بودن را که آقا برای ایشان بکار بردند و یا اینکه: « بنده نزديك به چهل سال است كه جناب آقاي مصباح را مي شناسم و به ايشان به عنوان يك فقيه، فيلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسي اسلام ارادت قلبي دارم » را با چوب « ملاک حال فعلی افراد است » راند اما از برخی توصیفات حضرت آقا که هنوز چهار ماه هم نگذشته است.

علامه مصباح از تابستان سال قبل لبه تند انتقادات را متوجه جریان انحرافی کردند و بر شدت انتقادات افزودند و اشاره را کنار گذاشته و به بیان مستقیم روی آوردند.

ایشان فرمودند:
« كساني كه بي شرمانه جاي اسلام را با ايران عوض مي‌كنند ، خودي نيستند ؛ زيرا اگر پيرو خط امام بودند ، بايد مي ديدند كدام سخنراني امام است كه در آن ده ها بار از اسلام دم زده نشده باشد »

و یا در جایی دیگر گفتند:
« عجيب است که در جامعه اسلامي و انقلابي و در جامعه‌اي که امامِ آن ، هيچ‌گاه اسلام از کلامش نمي‌افتاد ، کساني به عنوان پيروي از امام بگويند: " ديگر صحبت از تبليغ اسلام گذشته است و بايد ارزش‌هاي عام انساني را تبليغ کنيم! "»

و سخنانی از این دست که بی هیچ پرده پوشی جریان انحرافی و رأس آن را نشانه رفت.

پاداش خوش خدمتی !!!

اما در این شرایط حضرت آقا در سفر خود به شهر قم به بازدید از موسسه ایشان می روند. البته همین صرف حضور معظم له در این موسسه از میان آن همه حوزه و موسسه در قم ، خود گویای همه چیز است و جایگاه رفیع این موسسه را نزد آقا نشان می دهد ، اما طبیعتا نباید انتظار داشت کسانی که گفته های صریح و اشارات مستقیم آقا را توجیه می کنند و هنوز دنبال حکم حکومتی مصلحی می گردند ، نتوانند از پس توجیه پیام های غیر مستقیم رفتار ایشان برآیند!

آقا در این دیدار به تجلیل از موسسه امام خمینی (ره) پرداخته و می فرمایند:

« این مؤسسه خوب ، جامع و كامل می تواند از لحاظ تلاش پیگیر ، خستگی ناپذیر ، خالصانه و عالمانه الگویی برای حوزه باشد.»

ایشان همچنین با تجلیل از فضل و اخلاص و تقوای آیت الله مصباح یزدی وجود این كمالات را در مدیریت یك موسسه موجب افزایش بركات الهی خواندند و افزودند:

« خدمات و تلاش های این مؤسسه ، به شكل صحیح اطلاع رسانی شود

امام خامنه ای و عمار امام خامنه ای : علامه مصباح یزدی

بنابراین حضرت آقا علی رغم اینکه در جریان مواضع ایشان بودند اینچنین از علامه مصباح تجلیل می کنند. آیا این جز به این معنی است که رهبر انقلاب اتخاذ آن مواضع را نافی تقوا و اخلاص و فضل آیت الله مصباح نمی دانند؟ مگر اینکه پادوهای رسانه ای اعتقاد داشته باشند حضرت آقا هم در جریان امور نیستند و کانالیزه می شوند!!!

بعد از دیدار آبان ماه آقا و علامه در قم ، این روند ادامه پیدا می کند: آیت الله مصباح همچنان به انتقادات خود ادامه می دهد و جریان انحرافی هم به طرق مختلف به ایشان حمله می کند.

اما در بیستم بهمن ماه حضرت آقا در دیداری غیر رسمی به منزل علامه مصباح رفته و در آنجا توصیفاتی را برای ایشان به کار می برند که دیگر حجت را بر همه تمام می کند. این قضیه وقتی اهمیت پیدا می کند که بدانیم جریان انحرافی تا حالا سعی می نمود با پذیرش نسبی جایگاه علمی آیت الله مصباح ، نوک پیکان تخریب را متوجه بصیرت ایشان کند و با زدن انگ هایی مثل کانالیزه شدن و... ایشان را بی بصیرت جلوه دهد. در این شرایط حضرت آقا اتفاقا از بصیرت ایشان تعریف می کنند و می فرمایند:

«بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه‌اي هستند و حقا و انصافا ما امروز نظير ايشان را -حالا به اين تعبير بگوييم- خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين وزانت علمي و عمق علمي و احاطه و وسعت و با اين آگاهي و بينش و صفا. اين سه جهت در ايشان جمع است ؛ هم علم ، هم بصيرت به معناي حقيقي کلمه و هم صفا. اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌ا... وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند.» ( فایل صوتی این سخنان آقا در
اینجــا موجود است )

دیدار امام و عمار

چنین تعریف هایی که با جمله والای « بصیرت به معنای حقیقی کلمه » مزین شده است ، در حالی متوجه علامه مصباح می شود که ایشان بر روند انتقادات خود از جریان انحرافی افزوده اند و حضرت آقا هم قطعا این را می داند و در جریان مواضع ایشان هستند پس اطلاق چنان اوصافی به آیت الله مصباح آیا به معنای اتمام حجت نیست؟!

صحبت های امروز علامه مصباح نیز تفاوتی با فرمایشات سال قبل ایشان ندارد. ایشان همچنان به روشنگری درباره این جریان مشغولند و این همان کاری است که سال گذشته نیز انجام می دادند و با آنچنان موضع گیری هایی از طرف آقا همراه شدند.

اما جریان انحرافی به راه خود ادامه می دهد و همچنان با بی تقوایی و بی بصیرتی به تخریب ایشان مشغول است و پادوهای رسانه ای این جریان سعی می کنند با آسمان ریسان بافتن در برابر نص صریح بیانات آقا اجتهاد کنند اما باید گفت:

...عرصه سیمرغ نه جولانگه توست

با تشکر از : محمدرضا شهبازی

منبع : یک استکان چای داغ

نه آنروز كه حمايت كرديم و نه امروز، تحت تأثير هوچي گري ها نيستیم

نه آنروز كه حمايت كرديم و نه امروز، تحت تأثير هوچي گري ها نيستیم

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در جمع شماری از نخبگان سیاسی و فرهنگی سراسر کشور در چهاردهمین همایش دفتر پژوهش های فرهنگی در مجتمع فرهنگی یاوران مهدی(عجل الله تعالی فرجه) قم به تبیین شگردهای جریان انحرافی و چگونگی مبارزه با آن پرداخت :

علامه مصباح یزدی

* اگر توقع داشته باشیم برای تصدی پست های کشور اسلامی کسانی انتخاب شوند که هیچ نقص و عیبی در رفتار و فکر و اخلاقشان نباشد ، باید فقط منتظر ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) باشیم و این همان تفکر تفریطی هاست که می گفتند این کارها فایده ندارد و باید بنشینیم تا امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) بیاید.

* عضو مجلس خبرگان رهبری در پاسخ به این سوال که برخی می گویند این کاری بود که خودتان کردید و حالا باید نتیجه آن را هم ببینید، گفت: نه آن روز که برای انتخاب شخصی زحمت کشیدیم تحت تاثیر بودیم و نه امروز تحت تاثیر هوچی گری ها و تبلیغات منفی قرار می گیریم بلکه در هر زمان هر چه که احساس کنیم تکلیف است با تمام توان انجام داده ولو با وظیفه و تکلیف سابق جور نباشد.

* بنده قبلا از بعضی اشخاص که شما خوب می شناسید به دلیل جلوگیری از ضرر به نظام بسیار دفاع می کردم که البته همان زمان در بین موجودین بهترین بودند و بعدها همان اشخاص از ریزش های انقلاب شدند.

* آيت‌الله مصباح پس از تبيين دليل ورود به نقد اين جريان علي‌رغم حمايت قبلي از شخص رئيس‌جمهور، به شگردهاي اين جريان نفوذي در دولت پرداخت و با شيطاني خواندن آن‌ها، فسادهای پیچیده و عمیق را نتیجه برنامه ریزی دقیق ابلیس از سال‌هاي قبل دانست و اظهار داشت: این فساد بسیار پیچیده می تواند بزرگ‌ترین نعمت الهی را که با تقدیم هزاران شهید به دست آورده ایم، زیر و زبر کند. برنامه ریزی شیطان آن‌قدر دقیق و جامع است که پس از مهیا کردن زمینه ها، یک نفر را از لایه های درونی بیرون می آورد و او شبکه ای را تشکیل می دهد تا بزرگ‌ترین نعمت الهی در طول تاریخ اسلام را از بین ببرد. شاید با یک فرمول صد عضوی بتوان دلایل این انحراف عظیم را یافت ، باید بدانیم از کجا می خواهند ما را فریب دهند و در این راه از چه شگردهایی بهره می برند.

* در پاسخ به کسانی که می گویند این آدم قد و قواره اش اینقدر نیست که اینکارها را انجام دهد باید گفت که مدرس اصلی این جریان انحرافی ابلیس است ، البته به برخی می گویند اینها لیاقت آن را ندارند که عنوان جریان را داشته باشند و باید به آنها گروهک انحرافی گفت اما هر چه آنان تجربه شیطنت نداشته باشند ، ابلیس با تجربه چندین هزار ساله به کمک اینها آمده است. این شخص منحرف با این بهانه که فوق العاده است و ارتباطات معنوی با امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و اصحاب ایشان دارد، تأثیر عجیبی بر رئیس جمهور گذاشته و اعتمادش را جلب کرده است.

* یکی از ترفندهای این جریان این است که می گوید ما غیبت کسی را نمی کنیم و نسبت به دشمنان اسلام نیز تبری نمی جویند که این از جلوه های نفاق است. نمی شود کسی از دین‌داری و تدین حرف بزند و از امریکا و اسرائیل به عنوان دشمنان قسم خورده بشریت تبری نجوید و نسبت به آنان بدگویی نکند که این از ریشه های نفاق در این جریان است. وقتی معاویه جهت گرفتن بیعت برای ولایت‌عهدی یزید خدمت امام حسین (علیه السلام) رفته بود، در پاسخ به آقا که فرموده بودند با یزید سگ باز شراب‌خور بیعت نمی کنم ، گفته بود اما یزید در مورد شما اینجور بدگویی نمی کند که شما می گویید.

* برخی در تبلیغات انتخابات شعار اطاعت از رهبری سر دادند اما در عمل انتظار ما را محقق نکردند، میزان سنجش عملکرد مسؤولان ، ولایت فقیه است و با حرکت در خط ولایت و توسل و دعا به همراه بصیرت ، تلاش و مجاهدت می توانیم از گردنه های پرخطر عبور کرده و پرچم را به دست امام زمان برسانیم.

حاشیه ساز ، دولت است یا دلسوزان؟!

 حاشیه ساز ، جریان انحرافی است یا دلسوزان؟!

سایت تحلیلی خبری 598 در یک پست خبری مطلبی را با عنوان « بررسی آماری پرداخت سایت های خبری در دو موضوع جهاداقتصادی و جریان انحرافی+ نمودارها» قرار داده بود که بهتر است بررسی شود.

افرادی که سیری دردنیای اینترنت دارند می دانند که همین جریان انحرافی نفوذ کرده در دولت است که تمام قد در مقابل برنامه های پیشرفت اقتصادی ایستاده است.

به عنوان نمونه :
آیا جریان ساخت تالارهای بین المللی کیش مقابله با رشد و بالندگی اقتصادی و بخصوص جهاد اقتصادی نیست؟!
 آقاي «يحيي فيوضي» به اتفاق دخترش، خانم «پانته آ فيوضي» (ساكن آمريكا) با سفارش آقاي «م» و آقاي «ب» براي انجام پروژه اي با عنوان ساخت «تالارهاي بين المللي كيش» به مسئولان منطقه آزاد كيش معرفي مي شوند و هنگامی که با مخالفت بعضی از اعضای هیأت مدیره و عوامل فنی منطق آزاد کیش روبرو می شوند ، بنا به پیشنهاد یکی از عوامل وابسته به باند جریان انحرافی  ، شركتي با مشاركت 51 درصدي كانون اتوموبيلراني و 49 درصدي منطقه آزاد كيش تاسيس می شود. تأسیس این شرکت بدین خاطر است که كانون اتوموبيلراني يك شركت خصوصي تلقي مي شود و از آنجا كه اين شركت خصوصي 51 درصد سهام را در اختيار دارد ملزم به رعايت مقررات مربوط به واگذاري پروژه ها، از جمله مطالعات اوليه و برگزاري مناقصه نيست. بنابراين شركتي با نام «مجتمع تالارهاي كيش» به ثبت مي رسد تا از اين طريق و با دور زدن قانون، پروژه ياد شده به آقاي «يحيي فيوضي» واگذار شود!! خوشبختانه خبر اين ترفند و حيله اي كه در دست انجام بود به بيرون درز مي كند و ادامه تلاش براي اجراي اين سناريوي موذيانه متوقف مي شود.
اما این پایان این سناریو در فساد اقتصادی در سال جهاد اقتصادی نیست چون ؛ بعد از شكست اين سناريو و با توجه به مبلغ كلان پروژه، تصميم گرفته مي شود كه آقاي «ب» مستقيما از هيئت دولت يا شوراي اقتصاد اجازه «ترك تشريفات» بگيرد و پروژه ياد شده بدون انجام تشريفات قانوني، مخصوصا بدون برگزاري مناقصه به آقاي فيوضي سپرده شود! بعد از اين تصميم، درخواست «ترك تشريفات» به دولت ارائه مي شود و تعدادي از امضاهاي لازم اخذ مي گردد، اما باز هم به لطف خدا آقاي عزيزي معاون نظارت و برنامه ريزي رياست محترم جمهوري از امضاي آن خودداري مي كند و اين سناريو نيز -لااقل تاكنون- به علت عدم امضاي معاونت محترم نظارت و برنامه ريزي، عقيم مي ماند. اما دست اندركاران اين پروژه دست از ماجرا نمي كشند و...
شواهد نیز بر صحت این ماجرا گواه است نمونه آن گود برداری توسط شرکت آقاي فيوضي بدون وجود قراردادي مبنی بر واگذاری پروژه به وی!! و در این میان آقاي فيوضي که بعد از انجام گودبرداري غیرقانونی و بدون انعقاد قرارداد ،مستوجب تعقيب قضايي و پرداخت خسارت و جريمه نيز هست ؛ طي دو مرحله مبالغ 5 و 16 ميليارد تومان از منطقه آزادكيش مطالبه مي كند!  اين در حالي است كه - اگر از تخلف مستحق مجازات و تأديه خسارت وي صرفنظر شود- برآوردهاي كارشناسان حكايت از آن دارد كه حجم كار انجام شده در بالاترين رقم از يك ميليارد تومان تجاوز نمي كند. اما متأسفانه در سال جهاد اقتصادی منطقه آزاد كيش تحت فشار آقاي «ب» مبلغ 5 ميليارد تومان را بدون عقد قرارداد و بي آن كه تشريفات قانوني طي شده باشد به آقاي فيوضي پرداخت مي كند. این درحالیست که براي پرداخت اين مبلغ اولا؛ بايد قراردادي منعقد شده باشد كه نشده بود ثانياً؛ بايد تشريفات مقدماتي طي شود كه نشده است. ثالثاً؛ در صورت عقد قرارداد و طي شدن تشريفات مقدماتي، بايد پيشرفت كار مورد ارزيابي كارشناسان رسمي قرار بگيرد، كه نگرفته است. رابعاً؛ مطابق قانون، پرداخت هرگونه وجه و مبلغ به پيمانكار بايد در مقابل دريافت ضمانت نامه بانكي باشد كه ضمانتي در كار نبوده است.
جريان- بخوانيد باند- انحرافي در اينگونه موارد، به جاي پاسخگويي ادعا مي كند كه عده اي قصد تضعيف رئيس جمهور محترم را دارند! و توضيح نمي دهد كه ميان آنها و رئيس جمهور پاكدست و ساده زيست چه سنخيتي مي تواند وجود داشته باشد؟!

حال این حرکت در سال جهاد اقتصادی قابل توجیه است؟! اینکه بسیاری از سایتهای اصولگرا و دلسوز دولت محترم بر علیه جریان انحرافی فعالیت کرده ، خبر و تحلیل می گذارند قابل قبول است چون فساد اقتصادی جریان انحرافی زیاد است که مطلب فوق فقط یک گوشه از آن است.
در ضمن جهاد اقتصادی یک ملزوماتی داردکه مقام معظم رهبری در حرم مطهر امام رضا علیه السلام آنها را ذکر میکنند  و خودتان انصاف دهید که آیا این جریا ن انحرافی به این ملزومات عمل کرده است ؟!
آیا این جریان انحرافی نفوذ کرده در دولت کاری برای پیشبرد هر چه بیشتر اهداف و منویات اقتصادی رهبر معظم انقلاب که واقعا اقتصاد اسلامی را خواستارند ، کرده است یا فقط با سنگ اندازی ها و ایجاد حواشی جلوی رشد و بالندگی اقتصادی کشور را گرفته است ؟!


اکنون به بیانات امام خامنه ای در حرم مطهر امام رضا علیه السلام توجه کنید و خودتان قضاوت کنید:
اگر ما بخواهيم اين حركت عظيم اقتصادى در كشور در سال 90 انجام بگيرد، يك الزاماتى هم دارد. اين الزامات را هم من فهرستوار عرض بكنم.

اولاً روحيه‌ى جهادى لازم است. ملت ما از اول انقلاب تا امروز در هر جائى كه با روحيه‌ى جهادى وارد ميدان شده، پيش رفته؛ اين را ما در دفاع مقدس ديديم، در جهاد سازندگى ديديم، در حركت علمى داريم مشاهده ميكنيم. اگر ما در بخشهاى گوناگون، روحيه‌ى جهادى داشته باشيم؛ يعنى كار را براى خدا، با جديت و به صورت خستگى‌ناپذير انجام دهيم - نه فقط به عنوان اسقاط تكليف - بلاشك اين حركت پيش خواهد رفت. 

دوم، استحكام معنويت و روح ايمان و تدين در جامعه است. عزيزان من! اين را همه بدانند؛ تدين جامعه، تدين جوانان ما، در امور دنيائى هم به ملت و به جامعه كمك ميكند. خيال نكنند كه متدين شدن جوانان، اثرش فقط در روزهاى اعتكاف در مساجد يا در شبهاى جمعه در دعاى كميل است. اگر يك ملت جوانانش متدين باشند، از هرزگى دور خواهند شد؛ از اعتياد دور خواهند شد؛ از چيزهائى كه جوان را زمينگير ميكند، دور خواهند شد؛ استعداد آنها به كار مى‌افتد، كار ميكنند، تلاش ميكنند؛ در زمينه‌ى علم، در زمينه‌ى فعاليتهاى اجتماعى، در زمينه‌ى فعاليتهاى سياسى، كشور پيشرفت ميكند. در اقتصاد هم همين جور است. روحيه‌ى معنويت و تدين، نقش بسيار مهمى دارد.

يك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيه‌اى مبتلا نشود. ببينيد، در بسيارى از اوقات يك مسئله‌ى اصلى در كشور وجود دارد كه همه بايد همت كنند و به سراغ اين مسئله‌ى اصلى بروند؛ بايد مسئله‌ى كانونى كشور اين باشد؛ اما ناگهان مى‌بينيم از يك گوشه‌اى يك صدائى بلند ميشود، يك مسئله‌ى حاشيه‌اى درست ميكنند، ذهنها متوجه آن ميشود. اين مثل اين ميماند كه در يك مسافرت مهمى، كاروانى، قطارى دارد حركت ميكند، هدفش رسيدن به يك نقطه‌ى خاص است؛ ناگهان ذهنها را مشغول كنند به يك چيز حاشيه‌اى در بيابان، از راه باز بمانند، احياناً امكان ادامه‌ى حركت هم از آنها گرفته شود. مسائل حاشيه‌اى نبايد به ميان بيايد. مردم ما خوشبختانه قدرت تحليل دارند، هوشمندند، هوشيارند؛ ميتوانند مسائل فرعى و حاشيه‌اى را از مسائل اصلى جدا كنند. توجه شود مسائل حاشيه‌اى كانون توجه افكار عمومى قرار نگيرد.

حال توجه کنید :
مطلب اولی اکه حضرت آقا فرمودند :
داشتن روحیه جهادی بود. این جریان انحرافی روحیه جهادی بالایی دارد ! اما نه در امر اقتصادی بلکه در به حاشیه کشاندن اصول و ارزشها و آوردن مطالب ضد ارزشی به متن !
به این روحیات جهادی توجه کنید! :
- دوستی با مردم اسرائیل
- ضعف مدیریت انبیاء
- دیدار با هنرمندان و حضور در نمایشگاه عکاسی ایشان و اعطای مبالغی هنگفت به عنوان کمک به هنر ، به ایشان ( البته این حرکت با جهاد ضد اقتصادی کاملا سازگار است. چون در کشور ما همه مردم وضع مالی و رفاهی بسیار خوبی دارند و فقط همین خانم باصطلاح هنرمند مشکل اقتصادی داشتند که بحمدالله با عنایت آقای رئیس دفتر وقت رئیس جمهوری حل شد!!!)
- ارتباط جهادی با جن گیران و رمالان
- ارتباط نداشتن جهادی با علماء و دلسوزان دولت
- سرافکنده کردن طرفداران دولت
- محدود سازی جهادی ولی فقیه
- ارائه جهادی مکتب ایرانی به جای مکتب اسلامی ( البته بعدها ایشان اصلاح فرمودند منظورشان را ولی باید گفت که نمیشد همان اول منظور صحیح را می فرمودید؟! یادم هست که عبدالکریم سروش نیز همین گونه حرف میزد و بعدش اصلاح می کرد !!« البته اصلاح مصلحتی»)
- و ....

و اما مطلب دوم بیان شده توسط حضرت آقا :
استحكام معنويت و روح ايمان و تدين در جامعه.

بیان ضعف مدیریت انبیاء و ارائه مکتب ایرانی به جای مکتب انسان ساز اسلامی توهین به علماء و دلسوزان دولت ، عزل وزراء و کارکنان دلسوز دولتی ، تجلیل از هنرمندانی که دل برای انقلاب یا حتی کشور نسوزانده اند و در بسیاری از موارد انتقادهای نابجا و با نخردانه از نظام مقدس جمهوری اسلامی داشته اند ، مشکلات و انحرافات اقتصادی زیاد ، عدم توجه به فرمان رهبر انقلاب مبنی بر درست نبودن معاون اولی رئیس جمهور ، دخالت در اموری که تخصص ندارند مثل مباحث مهدویت و اسلام شناسی و ... ، دوستی با مردم اسرائیل و دهها مطلب دیگر که همه از آن آگاهند دلیل بر معنویت و وجود روح ایمان در این جریان منحرف نفوذ کرده در دولت است؟؟!!

مطلب سوم
عدم ابتلاء کشور ه مسائل حاشیه ای

در این مطلب فقط یک جمله می نویسم (بقیه مسائل حاشیه بوجود آمده توسط جریان انحرافی را بیان نمی کنم) دیگر انصاف با خواننده :
یازده روز رئیس جمهور دور کاری داشت! و باعث به تکاپو افتادن رسانه های خارجی شد که احمدی نژاد در مقابل ولایت فقیه ایستاده است و کشور جمهوری اسلامی ایران دو قطبی شده است. گفته نشد؟!
بعد از آنهم که رئیس جمهور به کار بازگشت و به اصطلاح از ولی و ولایت فقیه حمایت کرد فهمیدیم که به عمل کار برآید به سخنرانی نیست ! چون این سؤال پیش می آید که آیا در جلسه بعدی که مصلحی (وزیر اطلاعات) حضور داشت احمدی نژاد به جلسه آمد؟
بله آمد! ولی بعد از خروج مصلحی از جلسه هیأت دولت!! که به اصرار احمدی نژاد انجام شد که بهتر است از آنچه که در آن روز گذشت دیگر چیز بیشتری گفته نشود!!
حال چه کسانی کشور را به مسائل حاشیه ای کشانیده اند؟!
خبرگزاری های دلسوز دولت یا خود دولت و جریان انحرافی نفوذ کرده در آن؟!؟

مطالعه کنید : آقای احمدی نژاد آیا همه "عقب افتاده" هستند ؟!


 

دعا کنیم احمدی‌نژاد همان رئیس‌‌جمهور 6 ماه پیش شود!

دعا کنیم احمدی‌نژاد همان رئیس‌‌جمهور 6 ماه پیش شود!

محمود احمدی بیغش، نماینده شازند استان مرکزی که نامش را شاید به عنوان یکی از سرسخت‌ترین مدافعان دولت محمود احمدی‌نژاد در مجلس هشتم می‌شناسیم، کمتر باری ممکن بود که از وی درباره دولت پرسیده شود و به حمایت از آن مطلبی را ادا نکند. اما این روزها حکایت دیگری در جریان است که شاید ذائقه این نماینده مدافع را‌ اندکی تلخ نموده که به گفته خود وی‌، ناشی از شرایط انحرافی موجود در دولت است. این نماینده 49 ساله مجلس مدرک فوق‌لیسانس امور دفاعی دارد و مدیریت سپاه و تدریس در دانشگاه را نیز تجربه کرده است. وی با اظهار تأسف از روند شکل‌گیری جریان انحرافی می‌گوید: آیت الله مصباح یزدی قبل از اینکه امثال ما در مجلس به خاطر اتفاقات اخیر و حمایت‌هایمان از احمدی‌نژاد فحش بخوریم‌، آبرویش را برای رئیس‌‌جمهور گذاشته است.

آقای احمدی، خبرنگاران از شما به عنوان یکی از نمایندگان حامی دولت در مجلس حتماً می‌پرسند که قصه این کلمه انحرافی در رسانه‌ها که این روزها بسیار شنیده می‌شود و گویا مستندات زیادی هم برای آن کشف شده ولی تا به حال واکنشی از سوی رئیس‌ دولت به آن داده نشده است، چیست؟ شما جریان انحرافی را قبول دارید؟

سؤال شما دراین مقطع زمانی یک سؤال اساسی است. در اینکه یک جریان انحرافی و افراد منحرفی قصد انجام کارهایی در مقابل نظام مقدس جمهوری اسلامی دارند، شکی نیست. نکته اول این است که دشمنان قسم خورده این نظام در حال حاضر پشت این جریان و الفاظ خود را مخفی کرده و علاقه‌مند به کشاندن ما به انحراف به جای مبارزه با آنها هستند. نکته بعد این است که باید دید واقعاً چه کسانی این مسائل را می‌گویند؟ آیا کسانی هستند که اعتقاد عملی به نظام جمهوری اسلامی و ولی امرخودشان دارند یا اشخاصی را شامل می‌شوند که معتقد به منافع شخصیند. بسیاری از افرادی که امروزه سعی می‌کنند این قضایا را دامن بزنند به نظر من از گروه دوم هستند.

دلیل این نوع نگاه شما چیست؟منافع شخصی این گروه دوم در کجاست که به این شکل نمود عینی پیدا کرده است؟

رهبر معظم انقلاب تکلیف را برای همه ما روشن کرده‌اند. رهبر انقلاب فرموده‌اند علاوه بر داشتن آگاهی و بصیرت کامل و مواظبت از انقلاب اسلامی باید افکار مردم را مخدوش نکرد و تنش‌ها را به جامعه و بین مردم عادی نکشاند. از سویی نیز اعتقاد رهبر عزیز این است که مسئولان و مردم باید از دولت حمایت کنند. البته باید یادمان باشد که حمایت به معنای حمایت از متخلف نیست.

اما در حال حاضر در میان برخی از مدافعان دولت چنین اختلاطی در دفاع و حمایت از متخلفان دیده می‌شود.

حساب متخلف و منحرف وکسانی که تابع رهبر عزیز نیستند، جداست. مقصود از حمایت، کلیات دولت و به طور خاص کسانی است که حاضر به اطاعت از رهبر در همه شرایط باشند.

نکته مهم صحبت‌های ابتدایی شما عدم انتقال تنش به عامه جامعه است. این انتقال تنش به نظر شما واقعاً از جایی غیر از جریان دولت در حال رخ دادن است یا این که جریان دولت نیز مقداری در این انتقال سهم دارد؟

هردو طرف می‌توانند مسئول انتقال این تنش باشند. ما نمی‌توانیم یک طرف را مبرا بدانیم. قطعاً کسانی که خودشان، چه درهمین داستان اخیردستی دارند وچه کسانی که مانند فتنه‌گران سال گذشته که اصولاً اعتقادی به ولایت ندارند، دراین انتقال تنش سهیم هستند. جالب است که فتنه گران خودشان را پشت قضایای انحراف قایم کرده‌اند! متأسفانه عده زیادی ازمسئولان درشرایط فعلی آنها را به فراموشی سپرده‌اند اما فتنه گران مخالفت با انقلاب و اصل ولایت فقیه و شعارهای راهپیمایی‌هایشان را رها نکرده‌اند و در خشونت‌های سال 88 و89 نیز به همین شکل با صراحت این مسئله را اعلام کردند. آنها در حال حاضر فکر می‌کنند که وضعیت خوبی پیش آمده و در حال بهره‌برداری از این شرایط هستند و از آب گل‌آلود برای خودشان ماهی صید می‌کنند.

اصولاً قائل به این هستید که جریانی تحت عنوان انحرافی در بطن قوه اجرایی کشور وجود دارد و در حال رشد کردن است؟

من نمی‌دانم که نامش را «جریان» بگذاریم یا غیر از آن، اما اگر معنی جریان این است که یک سلسله افراد، گروه و جریانی را بنا گذاشته‌اند تا انقلاب را از مسیر اصلی و متعالی‌اش که خدای متعال است، به انحراف بکشانند، درست است و این گروه تشکیل شده است اما من تصور نمی‌کنم که جمعیت زیادی داشته باشند.

این گروه خاصی را در دولت تعریف می‌کنید یا بیرون از دولت؟

متأسفانه این جریان خاص هم در دولت و هم در بیرون از دولت حضور دارند.

بعضی از دوستداران دولت این انتقاد را به رئیس‌ جمهوری دارند که چرا با این افراد که رد پایشان در بسیاری از بخش‌ها از جمله دولت مشخص شده است برخورد نمی‌شود و شخص آقای احمدی‌نژاد به چه علتی در مورد آنها سکوت کرده است؟!

اتفاقا! این مطلبی است که در بیرون از مجلس عده‌ای تلاش می‌کنند تا آن را درقالب شعار مطرح کنند و حتی از آن کیسه‌ای برای خودشان بدوزند. بنده با صراحت هم به آقای احمدی‌نژاد و هم به برخی از دولتمردان گفته‌ام و باز هم می‌گویم که ضرر هرگونه تنش دراین جامعه و در وهله اول به طور مستقیم گریبانگیر نظام جمهوری اسلامی و بعد از آن گریبانگیر مردم خواهد شد درحالی که مردم نیاز به خدمتگزار واقعی دارند. من به رئیس‌جمهور و چند نفر از معاونان ایشان نیز گفته‌ام که بیایید و برای حفظ اصل نظام از یک عده از افرادی که نامشان در این جریانات بارها شنیده می‌شود، دست بکشید! چه عیبی دارد که دولت با جدا شدن از حضور سه یا چهار نفر اصل نظام را محافظت کند.

اما بسیاری از مدافعان دولت به ویژه در مجلس با صراحت کلام از رئیس‌‌جمهور بابت حضور چند نفری که در مظان اتهام هستند، انتقاد نکرده‌اند.

علی بن ابیطالب (علیه السلام) برای حفظ اصل دین اسلام ازخلافت چشم‌پوشی کرد و 25 سال خانه‌نشین شد تا اصل اسلام را حفظ کند. چرا ما نباید به خاطر حفظ ولی فقیه و حفظ نظام که ثمره خون 300 هزار شهید است، حاضر به دست کشیدن از سه چهارتا دوست شویم؟ من اعتقاد دارم که طی 32 یا 33 سال گذشته از انقلاب، آقای احمدی‌نژاد یکی از پرتلاش‌ترین، ساده زیست ترین و استکبارستیزترین مسئولان نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده است. اما متأسفانه سه یا چهار نفر همه این زحمات را نابود کردند. امروز هم من این را واقعاً عرض می‌کنم که اگر آقای احمدی‌نژاد برگردند و از این سه چهار نفر دست بکشند درست است که دیگر آن اصلش نمی‌شوند اما قطعاً کمک بزرگی به نظام و شخص خودشان خواهند کرد.

گویا قانون‌گریزی در برخی از مسئولان درحال ورود به فاز جدیدی است. فکر نمی‌کنید که دولت دهم با همه خدمات شایسته‌ای که انجام داده است با نهادینه کردن چنین نحوه قانون گریزی در حال انجام مهم‌ترین خدمت به دشمنان انقلاب است؟

نه، من این اعتقاد را ندارم. این ایراد به دستگاه قضائی وارد است.

چرا ما همیشه با آفتابه دزد مبارزه کنیم. من یک سؤال از دستگاه قضا دارم. اگر واقعاً به جای برخی افراد در دولت، برادر شما یا من یا کاسب سرکوچه جرمی را مرتکب شده بود، باز دستگاه قضائی تأمل می‌کرد؟ این ربطی به دولت ندارد که دستگاه قضائی به این نقطه رسیده است.

اگرآن وقت آقای احمدی‌نژاد یا کسی در مجموعه دولت راه را سد کرد و نگذاشت این اتفاق بیفتد آن وقت باید بگوییم دولت مانع تحقق عدالت در این زمینه شده است. به نظر نمی‌رسد درحال حاضر این طور باشد. دستگاه قضائی باید کارش را به خوبی انجام دهد.

البته شاید به صورت مستند از سوی آقای احمدی‌نژاد چنین اتفاقی نیفتاده باشد ولی با توجه به فضای خاصی که ایشان به یک سری از عناصر زیر مجموعه‌شان داده‌اند و قدرتی که آنها از سوی رئیس‌‌جمهور کسب کرده‌اند باعث اعمال نفوذ در دستگاه قضائی و دور زدن چنین احکامی شده‌اند؟

من این را تأیید نمی‌کنم. اگر این را که شما گفتید وجود داشته باشد، بازهم ایراد به دستگاه قضا وارد است. برخی جرم‌ها طبق اطلاع رسانی دستگاه قضائی، مشخص شده‌اند این حرف ما نیست بلکه حرف خود قوه قضائیه به عنوان دستگاه نظام جمهوری اسلامی است و ما هم این مسئله را قبول داریم، اما سؤال مهم آن است که چرا برای دستگیری مجرم اقدام نمی‌شود؟ اگر احتمال می‌دهند که آقای احمدی‌نژاد اعمال فشار می‌کند، بیایند و در رسانه‌ها این مسئله را اعلام کنند که ما خواستیم پیگیری کنیم اما احمدی‌نژاد نگذاشت!

شاید مصلحت‌اندیشی‌ها در قوه‌قضائیه این اجازه را نداده است.

من فکرنمی‌کنم به این شکل که شما گفتید باشد. قرارنیست ما سرنوشت انقلاب و خون 300 هزارجوان را به مصلحت افراد خاصی بفروشیم. نظام جمهوری اسلامی با کسی تعارف ندارد. ما پاسدارها در اوایل انقلاب شعار می‌دادیم قائم مقام رهبری؛ غایت حق منتظری. اما آن روزی که وی از اسلام و انقلاب اسلامی منحرف شد و به حرف امام که فرمودند بیت خود را از لوث وجود منافقین پاک‌کن، گوش نداد، با وی به آن شکل برخورد شد. امروز هم آقای احمدی‌نژاد باید دقیقاً همین کار را انجام دهد و بیش از این اجازه ندهد که مردم عذاب بکشند.

بنابر این شما جریان انحرافی را در دولت تأیید می‌کنید؟

قطعاً قبول دارم که متأسفانه جریانی به این نام وجود دارد اما از سویی واقعاً دلمان برای آقای احمدی‌نژاد می‌سوزد.

بسیاری از دلسوزان نظام هم احساس مشابه شما را به رئیس‌ جمهور دارند و از شرایط به وجود آمده عمیقاً متأسفند. یک زنجیره عجیب در نوع تغییرمدیریت در بدنه دولت در ماه‌های اخیر رخ داد که حتی در مجلس نیز انتقادات زیادی را برانگیخت. شما معتقدید که تعویض مدیران جای نگرانی ندارد. آیا شکل جدیدی از تعویض مدیران که توسط آقای احمدی‌نژاد پایه‌گذاری شده است برای سیستم اجرایی کشور واقعاً جای نگرانی ندارد؟

درست است. من اعتقاد دارم آنچه که درسازمان میراث فرهنگی اتفاق افتاد بسیار بد بود. استاندار فارس آمد و مسئولیت را در اختیار گرفت و این یک فاجعه است. من به عنوان نماینده حامی دولت چطور این مسئله را توجیه کنم؟ کسی که درقضایای اخیربا دوز و کلک و دروغ امضای 13 استاندار را برای این که مقابل رهبری بایستند، گرفته است و در شرایط فعلی در رأس سازمان میراث فرهنگی به کار گماشته می‌شود را به چه شکلی می‌توان توجیه کرد؟ ما در حال حاضر نه در بین مردم و نه درمجلس چه حرفی برای گفتن داریم؟

موضوع 13 امضا چه بود؟

همین موضوعی که آقای احمدی‌نژاد چند روز به خانه رفتند.

منظورتان همان زمانی است که از آن به عنوان دورکاری رئیس‌‌جمهور نام برده می‌شود؟

(با لبخند) بله، دورکاری! ما که این دورکاری‌ها را قبول نداریم، زیرا اگر کسی بخواهد کار کند باید در محیط کارش باشد و در خانه نشستن به معنی استراحت کردن است وحالا اسمش را هر چه که می‌خواهند بگذارند. آن زمان این آقای استاندار فارس که بعد به ریاست سازمان میراث رسید، متنی را به حمایت از آقای احمدی‌نژاد تهیه کرد و به امضای 13 استاندار رساند. حمایت از آقای احمدی‌نژاد وقتی ارزش دارد که حمایت از رهبری در صدر آن قرار بگیرد والا همان قضیه منتظری و خاتمی وچندین نفر دیگر پیش می‌آید که در این 32سال گذشته از ریزش‌های انقلاب بودند.

افراد ریزشی از انقلاب جزو برجسته ترین‌های نظام هم بودند؟

بله، حتماً همین طور است. البته ناگفته نماند که ما نگران نیستیم اما واقعاً دلمان می‌سوزد که آقای احمدی‌نژاد خدای ناخواسته روزی از انقلاب جدا شود که این واقعاً یک فاجعه است. حرکت زشت و پلید استاندار فارس که با دروغ یا نیرنگ به هر شکلی از 13 استاندار برای حمایت از آقای احمدی‌نژاد امضا می‌گیرد، موضوع قابل تأملی است.

امکان این جدایی وجود دارد!؟

اگر خدای ناخواسته این رویه پیش رفته و اصلاحی نیز در آن صورت نگیرد ممکن است این جدایی پیش بیاید. من نمی‌خواهم در مورد آن صحبت کنم، اما به هر حال تجربه تاریخ نشان داده کسی را که پیغمبر خدا سیف‌السلام می‌نامید، از دین خارج شد و مقابل علی‌بن ابیطالب ایستاد. به نظر شما به چه دلیل امکان این مسئله در حال حاضر وجود ندارد؟! روزی پیامبر اسلام طلحه و زبیر را جزو عزیزترین کسان دانست و نام آنها را شمشیر خدا گذاشت زیرا در رکاب رسول خدا از دیگران تلاش بیشتری کرده و زحمت کشیدند و حتی جانباز شدند اما همانها آمدند در مقابل علی ابن ابیطالب ایستادند‌. امکان هر چیزی وجود دارد. مذهب شیعه حق مطلق است و شیطان سراغ افراد منحرف نمی‌رود بلکه به سراغ آدم‌های حسابی می‌رود زیرا شخص منحرف حسابش روشن است اما در میان شیعیان به خاطر حق مطلق بودن آنها قطعاً شیطان دست‌بردار نیست و به سراغ آنها می‌آید. در حال حاضر نیز شاید بیاید و این را واقعاً دور نمی‌بینیم. احمدی‌نژاد یکی از کسانی بود که در این 32 سال گذشته از انقلاب بیشترین خدمت را در دوره شش ساله انجام داد اما متأسفانه عده‌ای وی را خراب کردند.

این روزها بازار اظهار نظر و کارشناسی و آنالیز مسائل مربوط به رئیس‌‌جمهور گرم است. دریکی از همین دست اظهار نظرات گفته بودند که آقای احمدی‌نژاد به نوعی دچار ناپختگی سیاسی است زیرا پله‌های سیاست و نخبگی را بسیار سریع طی کرده است. شما فکر می‌کنید ماهیت مسئله‌ای که برای آقای احمدی‌نژاد پیش آمد شخصاً به خاطر خودشان است یا به خاطر شرایط سیاسی که اطرافیانشان به وجود آورده‌اند؟

حمایت‌ها چه در زمان امام وچه در زمان مقام معظم رهبری از عملکردها و نه از افراد صورت می‌گرفت. مقام معظم رهبری درصحبت‌های اخیرشان نیز فرمودندکه ما از عملکردها و نه از اشخاص حمایت می‌کنیم. البته عملکردها از اشخاص سر می‌زند و قطعاً اگر بنده یا شما عملکرد خوبی داشته باشیم از این عملکرد خوب و از حمایت‌های آن خودمان نیز سود خواهیم برد. رهبری عزیز، آوردن نام امام زمان و شعار علیه اسرائیل را در سازمان ملل خوب می‌دانند. خب چه کسی جز احمدی‌نژاد این کار را انجام داده است؟ اما حمایت رهبری تا آن زمان است که احمدی‌نژاد این نوع عملکرد را رعایت می‌کند. شیطان قسم خورده است که تا زمانی که دنیا دنیاست خوبان را تا به انحراف نکشاند، رها نمی‌کند و حتی برای این مسئله در پیشگاه خدای متعال قسم یاد کرده است. اما به این که دیگران می‌گویند ایشان به یکباره پله‌های سیاست را طی کرده‌اند، اعتقادی ندارم. مگر شهدا، رزمندگان و فرماندهان لشکر در دوران دفاع مقدس که یک میانگین سنی 25 سال داشتند دوره‌های سربازی، استواری و گروهبانی را طی کرده بودند؟ آقای احمدی‌نژاد متعهد بود و در حال حاضر هم نباید این مسئله در اذهان مردم جای بگیرد که آقای احمدی‌نژاد تعهد ندارد. باید دعا و کمک کنیم تا احمدی‌نژاد همان احمدی‌نژاد شش ماه پیش شود.

در این شش ماه به نظر شما چه اتفاقی افتاده یا چه سناریویی نوشته شده است که باید برای بازگشت به آن به رئیس‌‌جمهوری کمک شود؟

وقتی حضرت امام (ره) که من اعتقاد دارم بعد از انبیا و اولیای الهی عزیزترین خلق خداست 30 سال پیش می‌گوید که امریکا شیطان بزرگ است‌، اینطور نیست که بیاید حرفی بزند که بر حسب عادت باشد. حضرت امام تمام حرف‌هایش حرف‌های خدایی بود. بعضی از شیطنت‌های امریکا به عنوان شیطان بزرگ آفریننده کودتا‌ها،ترور‌ها، آتش سوزی‌ها، تخریب‌ها و جنگ‌ها شد. شیطان بزرگ امریکا وسایلی برای نفوذ در آدم‌ها با ابزار امروز و از طریق قدرت دارد. بخشی از اتفاقاتی که در این مدت افتاد مربوط به همین شیطان بزرگ است. ما واقعاً نباید نقش امریکا را در جریانات اخیر دست کم بگیریم. انقلاب اسلامی باعث شد که برای اولین بار در تاریخ 200 ساله ایالات متحده امریکا شکست تجربه شود و به هر حال این قضایا پیش آمده است.

یعنی جریان انحرافی از طریق امریکا نوشته و شارژ شده است؟

نمی‌خواهم بگویم صد در صد، اما به هر حال در این قضایا بی‌تأثیر نبوده است.

جریان انحرافی شخصیت دیگری را نیز هدف قرار داده است و آن آیت‌الله مصباح است که یکی از مهم‌ترین حامیان آقای احمدی‌نژاد بعد از مقام معظم رهبری بود. نظر شما در مورد ایشان چیست؟دقیقاً دریک مقطع مشخص زمانی از فتنه و قبل از انتخابات شخصیت آقای مصباح به شدت مورد تهاجم گروه‌های مخالف آقای احمدی‌نژاد قرار گرفت. در حال حاضر هم دقیقا از طرف یکسری افراد این سناریو باز هم کلید خورده است، دلیل این مسئله چیست؟

ما برای اصل این قضیه بسیار متأسف هستیم و واقعاً غصه مان می‌شود اگر آقای مصباح و مصباح‌ها احمدی‌نژاد را رها کنند یا خود آقای احمدی‌نژاد به نحوی آنها را رها کند. آقای مصباح قبل از اینکه ما در مجلس یا در جاهای دیگر فحش بخوریم برای آقای احمدی‌نژاد آبرویش را گذاشت و در واقع همه آبرویش را تقدیم آقای احمدی‌نژاد کرد. البته ایشان با خدا معامله کرده و ضررنکرده بلکه برد کرده است اما بیشترین هجمه‌ها به علت حمایت از آقای احمدی‌نژاد به طرف ایشان بود.

مقام معظم رهبری در تعبیری آقای مصباح را شبیه شهید مطهری می‌دانند و برای ما دوستان احمدی‌نژاد باز همانطور است. حساب سه چهار نفر از همه اطرافیان احمدی‌نژاد جدا‌ست. طرفداران آقای احمدی‌نژاد باید کسانی باشند که اول طرفداران رهبری هستند وبعد طرفدار سرباز رهبری، زیرا احمدی‌نژاد سرباز رهبری است. شما باید اعتقاد داشته باشید که آقای احمدی‌نژاد یک مقلد است که باید چشم و گوشش را ببندد و فقط مرجع و رهبرش را نگاه کند. امروز آقای مصباح درمعرض تیر سهمگین قرار گرفته است که باعث تأسف است. آقای مصباح شخص بسیار عزیز و دانشمندی فرهیخته است. وی مورد علاقه ویژه رهبری است و در حال حاضر هم هر کسی تیری را به طرف ایشان پرتاب کند قطعاً مورد رضایت امریکایی‌هاست و اگر این تیرها ادامه پیدا کند دیگر باید دست امریکا را واقعاً در این معرکه ببینیم.

شما بین صحبت‌هایتان گفتید؛ «ما دوستان آقای احمدی نژاد». هنوز هم خودتان را جزو دوستان و طرفداران و حامیان ایشان می‌دانید یا کسی که یک زمانی جزو حامیان اصیل ایشان در مجلس بوده است ولی در شرایط فعلی جزو دوستان منتقد وی شده‌اید؟کلمه دوست را معنی کنید؟

من دو نکته را می‌گویم. اولاً حضرت آقا فرموده‌اند که از آقای احمدی‌نژاد حمایت شود. حضرت آقا که با کسی تعارف ندارد، فقط کافی است در مورد ایشان ایما و اشاره کنند و بخواهند کسی را رد کنند.

اگر ایشان بخواهند که ما اطراف وی را خالی کنیم قطعاً این کار را انجام خواهیم داد. به هر حال ریاست جمهوری یک رأی است که چه در کشور ما و چه در سایر کشورها عمری نهایتاً هشت ساله دارد، اما ولی فقیه ربطی به چهار و شش سال و 33سال انقلاب ندارد. چطور یک شیعه نماز می‌خواند؟ نماز که مربوط به یک قرن و دو قرن و بیست قرن نیست. تا زمانی که انسان‌ها روی زمین وجود دارند، باید نماز را بخوانند. ولی فقیه هم برای ما همین حکم را دارد. ما نمی‌توانیم یک کار و حکم الهی را فدای یک امر هشت ساله یا چهار ساله کنیم. 

در حال حاضر ما اعتقاد داریم که دوست آقای احمدی‌نژاد هستیم. مردم ایران هم به وی علاقه‌مند هستند اما بشرطها و شروطها که آقا را نرنجانده و اطراف خودش را سم‌زدایی کند.

منبع : جوان آنلاین 


 

آخرين گزارش از تحركات گروه انحرافي

طنز : آخرين گزارش از تحركات گروه انحرافي:

-بر اساس آخرین گزارشات وارده یکی از عناصر ارشد گروه انحرافی تخت دو نفره منزل خود را از کنار پنجره به کنار در ،سمت چپ اتاق جابجا کرده است.

-این عنصر در آخرین استحمام به جای کیسه از لیف و صابون استفاده کرد.

-جن گیر گروه انحرافی تعداد حامیان مشایی در میان اجنه را دست کم سی و پنج میلیون نفر اعلام کرد.این فرد در پی ایجاد صفحه ای از این حامیان در فیس بوک است.

-هواداران مشایی تصویری از گوگل ارث منتشر کردند که در آن پرچم هواداران او از فاصله ده هزار پایی قابل تشخیص و شناسایی بود.این افراد مدعی اند از این فاصله در ایران تنها برج میلاد قابل رویت است.

-یک جنی دارای شبهه در مورد اظهارات یک تئوریسین گروهک انحرافی با فرد مزبور دیدار کرد.جن مزبور اعلام کرد بسیاری از شبهه هایش برطرف شده اما هنوز درک نمی کند چرا عکس دو نفره تئوریسین مذکور با یک خانم از چنان زاویه نامطلوبی گرفته شده است.

-گروه انحرافی در پی ایجاد اتاق فکری برای طراحی نوعی دیپلماسی موسوم به دیپلماسی ظهور است.در این طرح قرار است فعالان اصلی ظهور همچون سفیانی و غیره در اقدامی هماهنگ زمان ظهور را نزدیک کنند.

-یکی از عناصر گروه انحرافی گفت شعیب بن صالح هم یک انسان است.

-گروه انحرافی در پی ایجاد فشار بر معاون بین الملل وزارت کشاورزی در امور نفت برای توجه بیشتر به بقایای تمدن ساسانی در روستای کتالم است.

-حاج مجید سین در محفلی دانشجویی گفت بزودی از میکروچیپی که ارتباط یکی از اعضای گروه انحرافی را با بیگانگان نشان می دهد رونمایی خواهد کرد.وی از آنجا که این چیپ هنوز رمز گشایی نشده از اظهار نظر بیشتر خودداری کرد.

-سایت کهکشان نیوز Version 2.1 نرم افزار باطل السحر را جهت دانلود مستقیم در دسترس كاربران قرار داد.این نرم افزار چند منظوره که بصورت فشرده و با حجم پنج مگابایت ارائه شده دارای امکاناتی است همچون آنتی جن ، آنتی جن اسپای ، آنتی مجیک و قدرت شناسایی    jenbug

-بر اساس آخرین تصمیم گروه انحرافی قرار است م.د مشاور جوان دستیار دوم جانشین معاون اجتماعی ر.ک به استانداری فارس منصوب شود.این تصمیم زمانی گرفته شد که قرار شد ر.ک به معاونت اول رئیس جمهور و استاندار فارس به ریاست سازمان امور فرهنگی و گردشگری ارتقا یابند.گفتنی است م.د همزمان سرپرستی فرمانداری شيراز را هم به عهده خواهد داشت.

-در جلسه معاونان ادارات کل و سازمانهای تابعه وزارت کشاورزی كه در ارتباط با اصلاح نژاد دام و طیور برگزار شد ر.م مدت یک ساعت به سخنرانی پرداخت.محورهای سخنراني او عبارت بود از:

-دین تشیع به فردوسي

-مدیریت دوران ظهور

-اهمیت تزکیه نفس از نظر انسان کامل

-ضرورت کشف و تخلیص نژاد گاو ایرانی

-پرورش کودکان ایرانی با شیر گاو ایرانی

- لزوم جنبش نرم افزاری در عرصه  استخراج فرامین اقتصاد-کشاورزی منشور کوروش

-هم نژادی گاو اسرائیلی و گاو ایرانی

-هواداران مشایی در نظر دارند در همایشی با عنوان بصیرت ذره بینی را که "مهندس"با آن به منشور کوروش نگاه کرده است به عنوان نماد بصیرت ایرانی به نمایش بگذارند.محل  برگزاری این همایش هنوز مشخص نشده است.

منبع : وبلاگ بچه های مسجد

رمز گشایی آیت الله مصباح از برنامه های جریان انحرافی!

رمز گشایی آیت الله مصباح از برنامه های جریان انحرافی!

آیت الله علامه مصباح یزدی

هدف تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیت‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترین استراتژیست عالم است، بنابراین او باید رئیس‌جمهور آینده شود.
آیت‌الله مصباح‌یزدی رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در دیدار با سردار رحیم صفوی و جمعی از سرداران سپاه پاسداران، درباره نگرش اسلام نسبت به جهان گفت:‌ بینش اسلام این نکته را الهام می‌کند که مسیرهای پر پیچ و خم و پرفراز و نشیبی برای افراد و گروه‌ها و جوامع وجود دارد که برای رسیدن به سر منزل مقصود و قرب الهی، باید از این مسیرها با سلامت عبور کرد و به همین دلیل است که حوادث پیش‌بینی نشده و غافل‌گیر کننده اتفاق می‌افتد و شیطان در صدد است در این موقعیت‌ها، هم افراد و هم جامعه را به انحرافات خطرناک سوق دهد.
وی افزود:‌ هر چه سطح کمال افراد و اجتماع بالاتر رود، امتحانات سنگین‌تر و پیچیده‌تر می‌شود و سختی امتحان دلیل رشد جامعه است تا پاداش بالاتری به دست آید.

برقراری نظام اسلامی زیر سایه رهبری و نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از موهبت‌های ویژه الهی است.

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) اظهار داشت: برقراری نظام اسلامی زیر سایه رهبری و نائب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) از نعمت‌ها و موهبت‌های ویژه الهی است بنابراین وظیفه ما در چنین جامعه‌ای سخت‌تر است و امتحانات الهی نیز شکل خاص‌تری پیدا می‌کند.
آیت‌الله مصباح‌یزدی دو اصل کلی مرتبط با جامعه اسلامی را مورد توجه قرار داده و تصریح کرد: باورها، اعتقادات و بینش‌های ما نسبت به خود، جامعه و جهان هستی و هم‌چنین گرایش‌ها، از عواملی است که باید مراقب آنها بود و محتاطانه عمل کرد و از باورهای غلط و گرایش‌های انحرافی که انسان را از اهداف اصیل دور و سرگرم لذت‌های زودگذر می‌کنند، پرهیز کرد.
وی با اشاره به گذشت بیش از چهارده قرن از ظهور اسلام، افزود: استفاده از تجربیات دوران طولانی، ملت ما را آماده کرده تا از بسیاری از امتحانات سربلند بیرون بیاید و توطئه‌های شیطانی را خنثی کند زیرا سختی‌هایی که از سوی بیگانگان و مزدوران داخلی بر ملت ما تحمیل شده، ‌موجب شده تا مردم در راه حفظ نظام اسلامی فداکاری کنند و چه بسا دلیل اینکه امام خمینی(ره) این ملت را از مسلمانان صدر اسلام بهتر معرفی کردند، همین باشد.
عضو مجلس خبرگان رهبری اضافه کرد: در مقابل این فتنه‌های پیچیده، بسیاری از افراد زیرک و با فراست هم فریب می‌خورند و باید برای نجات از این فتنه‌ها به فضل الهی و توسل به اهل‌بیت علیهم‌السلام امید داشت.
آیت‌الله مصباح‌یزدی ادامه داد: استفاده از همین تجربیات اخیر هم، نیاز به تدبر و عبرت‌گیری دارد چراکه هر گاه مردم احساس مسئولیت را رها کردند و خود را نسبت به حوادث بی‌تفاوت نشان دادند، شیطان بر آن‌ها مسلط می‌شود بنابراین باید خیلی هشیار باشیم، حساسیت نشان داده، وظیفه خود را به درستی انجام دهیم.

برخی گمان می‌کنند مبارزه با انحرافات به هزینه‌هایش نمی‌ارزد

رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) خاطرنشان کرد:‌ از طرف دیگر شیطان با این تجربیات طولانی که از فریب انسان‌های مختلف به دست آورده، می‌داند از کجا شروع کند. او از نقطه‌ای بسیار کم‌رنگ شروع می‌کند و تدریجا پیش می‌رود به طوری که حساسیتی ایجاد نشود و بعضی‌ها هم به خاطر صداقت و صفا و اندکی سادگی، حساسیتی نشان نمی‌دهند یا توجیه می‌کنند و یا گمان می‌کنند که مبارزه با این انحرافات به هزینه‌هایش نمی‌ارزد.
آیت‌الله مصباح‌یزدی افزود: بعضی‌ها نسبت به خطر اطلاع دارند ولی آن را ساده می‌انگارند و مسامحه می‌کنند، بعضی هم که عمق خطر را بیشتر درک می‌کنند ‌به خاطر تعلق به گروه خاص، واکنش به خطر را به مصلحت گروه خود نمی‌بینند و عکس‌العملی نشان نمی‌دهند.
وی در ادامه گفت: ‌تنها افراد اندکی هستند که چشم تیزبینی دارند، خطر را می‌بینند، آینده‌اش را درک و ارزیابی می‌کنند و طبعاً حساسیت نشان می‌دهند اما غالباً با چنین افرادی رفتارهای نامهربانانه می‌شود و این نامهربانی‌ها نه تنها از سوی دشمنان بلکه گاهی اوقات از طرف دوستان نیز دیده می‌شود که جای تعجب دارد.
عضو مجلس خبرگان رهبری تصریح کرد:‌ ما باید به این هشدارها توجه کنیم، مخصوصاً اگر تجربه مثبتی نسبت به این هشدارها در گذشته وجود داشته باشد.

شیطان تمام تجربیات و حیله‌های خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند

آیت‌الله مصباح‌یزدی در ادامه سخنان خود اظهار داشت:‌ در چند سال اخیر، چنین احساسی پیش آمده که خطری پیچیده نسبت به اساس فکری جامعه در حال شکل‌گرفتن است و شیطان تمام تجربیات و حیله‌های خود را به کار گرفته تا طرز فکری انحرافی را در جامعه القاء کند.
وی به نقطه شروع این تفکر اشاره کرد و گفت: بعد از پیروزی انقلاب اسلامی که با بینش عمیق و درک خاص امام (ره) نسبت به مسائل سیاسی و اجتماعی و مدیریت شایسته ایشان و همدلی و یکپارچگی ملت به‌وقوع پیوست، دشمنان کوشیدند نقش امام (ره) را در ایجاد این تحول عظیم اسلامی کمرنگ کنند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) اضافه کرد:‌ ظهور یک رهبر دینی و نفوذ فوق‌العاده او در توده‌ مردم، ‌دشمنان را نسبت به روحانیت حساس کرد، بنابراین کوشیدند از این محبوبیت و نفوذ جلوگیری کنند و تفکر ضد روحانیت را در میان اقشار جامعه رواج دهند.

استراتژی قطعی شیطان تضعیف مرتبه و قداست روحانیت شیعه است

آیت‌الله مصباح‌یزدی ادامه داد: استراتژی قطعی شیطان این است که بتواند مرتبه و قداست روحانیت شیعه را تضعیف کند چون تنها راه تضعیف اقتدار اسلام و دور کردن جامعه از خداوند، تضعیف روحانیت است.
وی با اشاره به چند نمونه از این اقدامات بعد از پیروزی انقلاب اسلامی خاطرنشان کرد:‌ قدم اول در القای این تفکر، سعی در کاستن از محبوبیت روحانیت با بزرگ جلوه دادن نقاط ضعف برخی روحانیان و حتی لغزش‌های ایشان در تکلم و پوشش و قدم دوم مطرح کردن اسلام منهای روحانیت بود.
عضو مجلس خبرگان رهبری همچنین اظهار داشت: این استراتژی تمام نشده و امروز هم با الگو قرار دادن اروپا در کنار زدن کلیسا، تلاش می‌کنند تا روحانیت را مانع پیشرفت ایران جلوه دهند و با این ایده، درصدد کنار گذاشتن روحانیت و القای تفکر ضد روحانیت در جامعه هستند.

برخی با القای اداره کشور توسط امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) ‌سعی در تضعیف جایگاه ولی‌فقیه دارند

آیت‌الله مصباح‌یزدی یادآور شد:‌ امام خمینی (ره) ایران را برای اسلام می‌خواست، اما این گروه اسلام را فدای ایران می‌کنند.
وی در ادامه تأکید کرد:‌ کمال استادی این شیاطین در اینجا ظاهر می‌شود که با القای این فکر که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) کشور را اداره می‌کند، سعی در تضعیف جایگاه ولی‌فقیه دارند و نیاز به وجود ولی‌فقیه را زیر سؤال می‌برند.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) تصریح کرد: این طرز فکر به سمتی در حال حرکت است که می‌گوید ما با رابطه‌ای معنوی می‌توانیم خواسته امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) را به دست آوریم و کشور را بی‌واسطه و بدون نیاز به متخصصان اسلام‌شناس اداره کنیم.

هدف تفکر انحرافی القای منحصر بودن تمام فعالیت‌ها به یک نفر برای رئیس‌جمهور شدنش است

آیت‌الله مصباح‌یزدی ادامه داد:‌ هدف این تفکر انحرافی آن است که در آینده این تصور القا شود که تمام فعالیت‌ها، طرح‌ها و خدمات‌ انجام‌شده در این چند سال از جانب یک نفر منحرف بوده و او بزرگ‌ترین استراتژیست عالم است و هر کاری که انجام داده‌ایم از او الهام گرفته‌ایم و بنابراین او باید رئیس‌جمهور آینده شود و کشور را اداره کند.
وی همچنین خاطرنشان کرد: این خطر بزرگی است که به نام اسلام، با استفاده از خون شهیدان و بعد از تحمل این همه سختی‌ها بگویند انتخاب شدن چنین کسی که نه شناخت درستی از اسلام دارد و نه سوابق روشنی در انقلاب، مرتبه‌ای از ظهور است، بدین ترتیب شیطان وسایلی فراهم کرده که در دل یک کشور اسلامی با شعارهای دینی، نطفه یک حرکت ضد اسلامی منعقد شود.
رئیس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در پایان تأکید کرد: اکنون اگر احتمال ضعیفی هم بدهیم که شیطان چنین نقشه‌ای کشیده است، باید حواسمان جمع باشد، احتیاط کنیم و نسبت به حوادث و فتنه‌ها حساسیت و عکس العمل مناسب انجام دهیم.

 منبع : پایگاه خبری جوان

ناگفته‌هايي از گروه انحرافي - مصاحبه با حجت الاسلام رسایی

ناگفته‌هايي از گروه انحرافي - مصاحبه با حجت الاسلام حمید رسایی (نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی)

حجت الاسلام حمید رسایی

يك عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس كه ساعت‌ها با مشايي بي‌پرده و چهره‌ به چهره مباحثه و گفت‌وگو داشته، او را "الياس " دولت احمدي‌نژاد و مأمور محدودكردن ولي فقيه و منحرف‌كردن نظام اسلامي خواند و خواستار برخورد دستگاه قضايي با وي و همفكرانش شد.
 
حجت‌الاسلام حميد رسايي عضو فراكسيون انقلاب اسلامي مجلس و از جمله حاميان محمود احمدي‌نژاد است كه هراندازه از عملكرد دولت دفاع كرده، به همان اندازه و از چند سال قبل مخالف جدي اسفنديار رحيم‌مشايي رئيس دفتر رئيس جمهور بوده و منتقد ديدگاه‌ها و رفتارهاي اوست. 
 
مخالفت نماينده مردم تهران با رحيم مشايي ناشي از چندين ساعت‌ گفت‌وگو و مباحثه چهره به چهره و بي‌‎پرده با رئيس دفتر رئيس جمهور است كه وي را در نگاه رسايي به "الياس " كابينه احمدي‌نژاد و منحرف‌كننده مسير اصلي دولت نهم و دهم مبدل كرده است؛ در ميان حاميان رئيس جمهور، رسايي تنها كسي بود كه فرصت يافت در خصوص نقد مشايي در برنامه "ديروز، امروز، فردا " با علي اكبر جوانفكر مشاور رسانه‌اي احمدي‌نژاد به مناظره بنشيند و انتقادات علني خود را بيان كند كه البته بعد از آن مناظره، برنامه چالشي "ديروز، امروز، فردا " براي مدتي تعطيل شد. 
 
مدير مسئول هفته‌نامه 9 دي كه اين روزها مواضع خود را بيشتر از طريق اين نشريه اعلام مي‌كند و در چند هفته اخير بارها مسائلي را درباره جريان انحرافي و مرتبطان با اين شبكه مطرح كرده، در گفت‌وگويي تفصيلي بافارس به بيان ديدگاه‌هايش در خصوص ماهيت و اهداف رحيم مشايي پرداخت و تاكيد كرد كه در روزهاي آينده به افشاگري بيشتري در اين زمينه خواهد پرداخت. 
 
حجت‌الاسلام رسايي در مطلع بحث، در خصوص ويژگي‌ها، اهداف و ترفندهاي جريان انحرافي در دولت به سركردگي اسفنديار رحيم مشايي اظهار داشت: 
 
سابقه انقلاب اسلامي و بررسي عملكرد شخصيت‌ها نشان مي‌دهد دشمنان همواره تلاش كرده‌اند اگر نتوانستند به‌طور مستقيم شخصيتي را تحت‌تاثير قرار داده و از او در راستاي منافع خود استفاده كنند، از كانال اطرافيان وي وارد ‌شوند؛ به عنوان نمونه در قضيه آقاي منتظري دشمنان از طريق بيت او و دامادش كه منتظري اعتماد بسيار زيادي به وي داشت، وارد عمل شده و اهداف خود را پيگيري كردند و يا در موضوع آقاي هاشمي رفسنجاني هم دشمن تلاش زيادي كرد تا منافع خود را از طريق فرزندان و برخي اطرافيان وي تامين كند. 
 
گزينه‌هاي متعدد ديگري هم وجود دارد كه دشمن، برخي از آنها را با فساد اقتصادي و بخشي ديگر را با فساد اخلاقي به خدمت خود درآورده و در مواردي هم دشمن با توجه به زمينه‌هاي شخصيتي افراد از طريق مسائل اعتقادي وارد عمل شده ‌است. 
 
جريان انحرافي امروز با توجه به خصوصيات و ويژگي‌هايي كه شخص آقاي احمدي‌نژاد داشت و عمدتاً هم اين خصوصيات و ويژگي‎ها بر اساس مباني اعتقادي بود، ابتدا با رويكرد اعتقادي وارد صحنه شد و پس از آن اهداف سياسي و اقتصادي خود را پيگيري كرد و به برخي از آنها رسيد. 
 
* به نظر شما مهم‌ترين هدف جريان انحرافي چيست و در واقع اين جريان چه هدفي را از چه مسيري پيگيري مي كند؟ 
 
رسايي: از جمله اهدافي كه مشايي براي رسيدن به آن تلاش مي كند، تصدي كرسي رياست جمهوري يازدهم است اما اين شخص به فراتر از رياست جمهوري مي انديشد و اگر غايت هدف او كسب جايگاه رياست جمهوري بود، مي توانست با استمرار مرام و جهت‌گيري احمدي‌نژاد سال 84، بدون اينكه نشان دهد با ولايت فقيه مشكل دارد به آن برسد ولي مشايي مأموريت دارد تا نظام اسلامي را به انحراف بكشاند. از نظر مشايي جايگاه رهبري بايد به يك جايگاه تشريفاتي برسد و بسياري از ارزش هاي ديني به ارزش هاي ملي گرايانه تغيير كند. 
 
به عبارت ديگر، از آنجا كه جريان انحرافي و شخص آقاي مشايي به شدت قدرت‌طلب است، در حقيقت با رويكرد ورود به مباحث اعتقادي به دنبال آن است كه از جايگاه آقاي احمدي‌نژاد براي رسيدن به قدرت در انتخابات مجلس نهم و سپس رياست جمهوري يازدهم بهره برد؛ در حالي كه ترديد نداريم اعتقادات مشايي انحرافي است و از احمدي‌نژاد فقط به عنوان يك سپر استفاده مي كند تا از طريق او به اهدافش برسد. 
در كنار اين موضوع، يكي از مهم‌ترين اهداف جريان انحرافي ناكارآمد نشان دادن مديريت انقلابي و ولايي است؛ اتفاقي كه در طول چند سال گذشته رخ داد، اين بود كه مردم طعم مديريت انقلابي را پس از سال‌ها مجدداً در مسير تبعيت از ولايت چشيدند و ما در نقاط مختلف كشور شاهد نتايج اين نوع مديريت بوديم و رهبر معظم انقلاب هم بر اين اساس بارها اصول زنده شده توسط احمدي‌نژاد را ستودند و راه دولت را تأييد كرده مورد تمجيد قرار دادند اما اوجي كه مديريت انقلابي گرفته بود، متاسفانه با فعاليت ده‌ها برابري جريان انحرافي به دليل اعتماد زيادي كه آقاي احمدي‌نژاد به برخي شخصيت‌هاي اين جريان و در رأس آن آقاي مشايي داشت، با ركود مواجه شد. 
 
* آيا آقاي احمدي‌نژاد از اين مسئله اطلاع ندارد و اساسا مي‌توان پذيرفت كه رئيس جمهور با درايت و ذكاوتي مانند احمدي‌نژاد، تحت تاثير افرادي چون مشايي قرار گيرد؟ 
 
رسايي: من مي‌توانم به اين سؤال هم جواب نقضي و هم جواب حلي بدهم؛ بله احمدي‌نژاد با همه هوش و حواسش مي تواند تحت ‌تأثير الياس‏هايي قرار بگيرد كه آنها را به عنوان يك شخصيت مثبت باور كرده است. آقاي احمدي‌نژاد فردي شجاع، مدير و با رويكردي زاهدانه است اما معصوم و مجتهد و دين‎شناس نيست و اتفاقا آسيب‌هايي كه به او وارد مي شود، از همين نقطه است. همه شخصيت‌ها اشتباه مي‌كنند و احمدي‌نژاد هم مصون از اشتباهات نيست اما اين اشتباهات به ويژه در اتفاقات اخير هزينه سنگيني براي وي داشته كه شايد اگر دير بجنبد، جبران اين هزينه سنگين دشوار باشد. 
 
علاوه بر اين ما شخصيت‌هايي را در تاريخ انقلاب داشته‌ايم كه اعتماد زيادي به برخي اطرافيان خود داشتند كه نمونه آن شهيد رجايي بود كه با همه سلامت اعتقادي و اقتصادي، فريب فردي همچون مسعود كشميري را خورد و اعتماد به كشميري به حد اعتقاد رئيس جمهوري محبوب و مردمي آن روز به كشميري رسيد و موجب شد كه فرد مذكور در ساختار اجرايي كشور به قدري نفوذ كند كه رجايي و باهنر را به شهادت برساند تا به زعم خودش به نظام لطمه بزند. 
 
* جناب‎عالي چند مرتبه رودررو با مشائي بحث و گفت‌وگو داشتيد و حتي بعد از يكي از همين ديدارهايتان او را به "الياس " شخصيت شيطاني و اغواگر سريال "اغما " تشبيه كرديد كه تلاش مي‌كرد شخصيت‌هاي اصلي داستان را تحت‌تاثير قرار داده و فريب دهد. از نظر شما مهم‌ترين انحرافات مشايي و اساسا خاستگاه انحرافات فكري جرياني كه وي در راس آن قرار دارد، چيست؟ 
 
رسايي: مهم‌ترين انحراف مشايي در فرض خوشبينانه اين است كه اسلام را بر اساس ديدگاه‌هاي خودش تفسير مي‌كند و دچار بيماري تفسير به رأي از دين است. مشائي مطالعات ديني متفرقه داشته اما اين مطالعات را عمق نبخشيده و به اساتيد فن و مجتهدان مسلط به كتاب و سنت هم مراجعه نكرده تا مسير مطالعاتي وي را مشخص و در مسير درست هدايت كنند؛ در جلسات مختلفي كه با او مواجه بوديم و بحث كرديم به اين نكته روشن رسيدم كه او معتقد به اسلام منهاي روحانيت است و تلاش كرده احمدي‌نژاد را هم به اين سو ببرد كه البته در سايه ولايت فقيه و وجود رهبري با درايت و حكيم در رأس نظام اسلامي نمي‌تواند موفق به تحقق ديدگاه خود شود. 
 
مشايي معتقد است اكثريت جامعه مستضعف‌اند اما وي استضعاف آنها را فقط مالي نمي داند، بلكه معتقد است اكثريت مردم نسبت به دين اعتقاد جدي ندارند، نسبت به غرب تمايل دارند، ضد روحانيت هستند، از نظر مالي فقير و منتظر كمك مسئولان هستند و از نظر سياسي هم نمي‎توانند جريانات سياسي را از هم تفكيك دهند. 
 
اجازه بدهيد براي اثبات اين سخن يك خاطره نقل كنم تا بهتر اين مسئله مفهوم شود؛ بعد از مناظره بنده و آقاي جوانفكر در برنامه "ديروز،‌ امروز، فردا " درباره مشايي و رابطه او با دولت كه مناظره خوبي بود و البته پس از آن شاهد تعطيلي اين برنامه تلويزيوني بوديم، يكي از وزراي دولت دهم به مشايي انتقاد كرد كه چرا شما مواضعي اتخاذ مي‌كنيد كه نيروهاي خودي مجبور شوند در برابر هم قرار گرفته مناظره كنند آن هم با اين دفاع بدي كه جوانفكر از دولت مي كند. مشايي در پاسخ وي گفته بود: "مناظره رسايي و جوانفكر كاملاً به نفع ما بود و ما برنده شديم، چرا كه روحانيت در برابر ما قرار گرفته بود ". 
 
اگرچه حذف روحانيت از صحنه سياسي كشور شالوده فكري مشايي و همفكران اوست، اما بايد توجه داشته باشيم كه مشايي شخصيت چندوجهي دارد و در محافل عمومي و حتي بعضا در برابر احمدي نژاد به تناسب مخاطبينش شخصيت‌هاي متنوع خود را بروز داده و از خود چهره‌هايي علمي، فرهنگي، سياسي و اجرايي به نمايش مي‌گذارد كه اين از ويژگي‌هاي بارز نفاق است. 
 
* آيا انحرافات مشايي در حد انحرافات فكري است يا او انحرافات عملي هم دارد؟ در طول سال‌هاي حضور رحيم‌مشائي در عرصه اجرايي كشور ما شاهد نوعي دست‌اندازي‌ها به منابع عمومي و هزينه آنها براي اشخاص خاص و در واقع نوعي فساد اقتصادي بوده‌ايم كه با شعارهاي دولت احمدي‌نژاد در تعارض است . . . . 

رسايي: اين موضوع را در نظر بگيريد كه اساسا فساد اقتصادي به دنبال خود فساد سياسي و فساد اعتقادي و حتي فساد اخلاقي مي‌آورد؛ مفاسد امروز مشايي هرچند برجستگي اعتقادي دارد اما اين برگرفته از مفاسد اقتصادي است كه درباره شخصيت‌هايي مانند مهدي هاشمي و برخي اصلاح‌طلبان و افرادي كه در كنار آقاي هاشمي بوده و اكنون نيز هستند، صدق مي‌كند و ما در گذشته هم نسبت به آنها هشدار داده بوديم، ريشه در فساد اقتصادي اين افراد دارد. 
 
بسياري از مباني و مواضعي كه امروز توسط مشايي اتخاذ مي‌شود، قبلا توسط اصلاح‌طلبان و جريان فتنه اتخاذ شده بود و موضوع تازه‌اي نيست و به همين دليل شما مي‌بينيد كه در طول دو سال اخير، مشايي هرگز حاضر نشده از تعبير فتنه درباره جريان برانداز استفاده كند و فتنه‌گران را در حد مجرمين از نگاه نظام جمهوري اسلامي معرفي كرده و به اطرافيان خودش هم حتي توصيه داشته به جريان برانداز، فتنه‌گر نگويند. 
 
در بسياري از مواقع، اشتراك اهداف بين جريان انحرافي و جريان فتنه به وضوح مشاهده مي‌شود كه از مهم‌ترين اهداف آنها تضعيف جايگاه ولايت فقيه و واتيكانيزه كردن اين جايگاه و تضعيف روحانيت و تضعيف روحيه استكبارستيزي است؛ در شيوه عمل اين دو جريان هم مشاهده مي‌كنيم اين اشتراكات وجود دارد و مشايي دقيقاً با روش‌هاي اصلاح‌طلبان به دنبال جذب آراي مردم است. 
 
البته برخي به اصطلاح اصولگرايان ديگر هم بيماري جذب آراي مردم به هر قيمت را دارند كه نمونه خيلي بارز آن را در انتخابات رياست جمهوري نهم شاهد بوديم كه افرادي با شيوه‌هاي غربي و روش‌هايي كه در مباني ديني و انقلابي ما پذيرفته شده نيست، دنبال كسب رأي مردم بودند و هرچند كه امروز منتقد مشايي هستند، اما با او در مواقعي اشتراك عمل داشته اند. 
 
به عنوان نمونه عرض مي‌كنم در بسياري از امور بين آقاي لاريجاني و مشايي اختلاف نظر و ديدگاه وجود دارد ولي در خصوص مسائل سياسي و چگونگي جذب آراي مردم براي پركردن پيمانه انتخابات، شاهد اين هستيم كه هر دو جريان يك هدف را دنبال مي كنند ولي دو تاكتيك دارند؛ هر دو به دنبال به دست‌آوردن 13 ميليون راي انتخابات يازدهم هستند اما يكي معتقد است كه اگر در كنار آقاي هاشمي بايستد به هدفش مي رسد و ديگري معتقد است بايد از طريق نفوذ در بدنه جريان فتنه رسيدن به هدف خود را پيگيري كند كه براي همين سراغ هنرپيشه‌ها مي‏رود و حرف‌هاي ملي‎گرايانه مي‎زند. 
 
* شما نقش جريان فتنه و همچنين بيگانگان را در حمايت و تقويت جريان انحرافي و بسط افكار انحرافي اين جريان چگونه مي‎بينيد؟ 
 
رسايي: ما در خصوص مواجهه با دشمنان بيگانه همواره يك سخن حضرت امام(ره) را به عنوان شاخص داريم كه بارها رهبر معظم انقلاب هم آن را يادآوري كرده اند؛ البته اين شاخص هم مانند بقيه شاخصه‌ها برگرفته از كلام وحي است كه خداوند در قرآن كريم مي‌فرمايد: "لن‏ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتّبع ملتّهم (يهود و نصارا از شما راضي نمي‌شوند مگر اينكه از آنها تبعيت كنيد) ". هروقت ديديم كه دشمنان اسلام به ويژه در اين اديان تحريف شده از كسي خوششان آمده، بايد در او شك كنيم. ما شاهد بوديم كه رسانه‌هاي بيگانه از منافقين، از بني‎صدر، از سياست‌هاي فرهنگي دوره سازندگي، از اصلاح‌طلبان، از فتنه‌گران، از فرزندان آقاي هاشمي و حتي از برخي مواضع خود آقاي هاشمي، موسوي، كروبي و خاتمي تعريف و تمجيد كردند و مدت‌هاست كه از مشايي نيز تعريف و تمجيد مي‌‌‌كنند و حتي در اتفاقات اخير وقتي احمدي‌نژاد چند روز در خانه نشست، براي نخستين بار پس از 6 سال فحاشي نسبت به او، به‎يك‌باره همه مدافع احمدي‌نژاد شدند! خوب نبايد شك كنيم كه دشمن از مشايي و طرز فكر او و اهداف او خوشش مي‎آيد و از احمدي‌نژاد هم اگر تغيير كند، استقبال مي كند. 
 
مشايي در بسياري از اهداف با جريان فتنه اشتراك نظر دارد و هر دو به دنبال حذف ولايت فقيه بودند؛ از طرفي با جريان اشرافي هم اشتراك داشت كه به دنبال محدودسازي ولي فقيه است. براي همين هم فتنه‌گران هواي مشايي را داشتند. شما در ايام تبليغات انتخابات دهم شاهد بوديد كه جريان فتنه براي تخريب آقاي احمدي‌نژاد اقدام به توليد CD به ظاهر مستندي تحت عنوان "90 سياسي " كرد و در آيتم‌هاي مختلف آن موضوعات متنوعي درباره رئيس جمهور مطرح كرد تا در نتيجه انتخابات تاثير بگذارد اما با آنكه مشايي پاشنه آشيل تغيير راي و نظر نيروهاي متدين و ارزشي و حزب‌اللّهي بود، در اين CD هيچ اشاره‎اي به وي نشد؛ چرا كه آنها براي تحركات آينده خود به او نياز داشتند. 
 
* اما معاون سياسي دفتر رئيس جمهور، وجود جريان انحرافي را در دولت "توهم " خوانده و شخصيت‌هاي برجسته مخالف اين جريان را به مخالفت كوركورانه متاثر از جعليات تحريك‌آميز، ويژه‎خواري مالي و اقتصادي و زورگويي فكري و فرهنگي به جامعه متهم و آنها را به جرياني خطرناك و انحرافي نفوذ كرده در برخي ساختارهاي حاكميتي كه همواره در پي استحاله نظام بوده، منتسب كرده است . . . . 
 
رسايي: اينها يك سري تحليل‎هاي دم‌دستي و بدون انطباق با واقعيت‌هاي بيروني است كه توسط برخي اطرافيان متملق گفته مي‌شود؛ البته كه در بيرون از جريان اصلاح‌طلبي طبقه‌اي از نفوذي‌ها را داريم كه ويژه‎خواري مالي و اقتصادي دارند و نفوذ كرده‌اند ولي امروز اين افراد در حال برگزاري جلسات محفلي و انتخاباتي با چه‎كسي هستند؟ آيا غير از مشايي براي آنها تور جذب پهن كرده؟ مانند بسياري از افراد فاسد و معلوم‌الحال ديگر كه مشايي در برنامه ريزي جذب آرا با آنها ارتباط گرفته است. 
 
* آقاي رسايي! برخي معتقدند كه حاميان دولت در جريانات اخير نسبت به جريان انحرافي و مشائي موضع سكوت اتخاذ كردند و به همين دليل هم حاميان دولت را مورد هجمه قرار دادند. آيا واقعاً شما در اين مدت سكوت كرده بوديد يا . . .؟ 
 
رسايي: به‏خلاف آنچه رسانه‌هاي همسو با فتنه و خواص مردود ادعا مي‌كنند كه برخي هواداران احمدي‌نژاد و حاميان دولت نسبت به مشايي سكوت كرده و موضع‌گيري نكردند، ما از پيشگامان نقد جريان انحرافي بوده‌ايم و پيش از اين در دولت نهم در برابر اين جريان و حتي شخص آقاي مشايي موضع‌گيري كرديم و به همين دليل هم همواره از طرف احمدي‌نژاد با گلايه و شكايت مواجه بوديم. 
 
اتفاقاً كساني كه امروز براي كسب برخي منافع سياسي و حزبي و اقتصادي به صورت دوپهلو نسبت به موضوع جريان انحرافي موضع‌گيري مي كنند، همان كساني هستند كه در محافل خصوصي با مشايي و عوامل او نشست و برخاست دارند و در نهايت هم بر سر قدرت به تفاهم مي رسند؛ آن‎وقت همين‎ها ما را متهم به سكوت مي‌كنند! 
 
براي ما موضوع مشايي تازگي ندارد و از سال 85 آيت‌الله مصباح در خصوص مشايي تذكراتي را فرمودند و همه ما را حساس كردند، اما مصالح انقلاب اسلامي در زماني كه درگير فتنه‌هاي بزرگتري بوديم، اقتضا مي‌كرد كه نسبت به موضوع مشايي به صورت موضوع فرعي برخورد كنيم و در آن مقطع در حد و اندازه ضرورت و امروز هم در حد و اندازه خود به موضوع بپردازيم. 
 
تلاش ما اين است كه با موضوع بر اساس واقعيت، درايت و مصالح انقلاب و نظام برخورد كنيم؛ ما تفاوت جدي بين آقاي احمدي‌نژاد و مشايي قائل هستيم و به صراحت مي‌گوييم كه پيشينه، سابقه و گذشته احمدي‌نژاد نشان مي‌دهد كه او فسادهاي اعتقادي و اقتصادي مشايي را ندارد اما متاسفانه به وي اعتماد و حتي اعتقاد زيادي دارد. 
 
* به‌عنوان آخرين سؤال بفرماييد بالاخره براي حل اين مشكل در برابر آقاي احمدي‌نژاد چه راهكاري را پيشنهاد مي‎كنيد؟ 
 
رسايي: امروز با توجه به تحركات جريان انحرافي دستگاه قضايي نبايد بي‎كار بنشيند. بنابراين براي اينكه حتي احمدي‌نژاد هم بهانه‌اي براي اعتراض نداشته باشد، دستگاه قضايي با دستگيري برخي افراد شاخص فتنه‌گران مانند فائزه و مهدي هاشمي، مشايي و برخي افراد حلقه اول جريان انحرافي را بايد دستگير كند و به اتهامات مالي و سياسي آنها در كنار سران فتنه رسيدگي كند. 
 
البته توجه داشته باشيد كه براي برخورد با اين موضوع در خصوص آقاي احمدي‌نژاد نبايد از روش برخورد مستقيم استفاده كرد بلكه به عقيده من بايد مردم به احمدي‌نژاد كمك كنند و به او بفهمانند همان‎طور كه رهبري انقلاب فرمودند، حمايت مردم از او، حمايت از اصول است، نه شخص و البته هر شخصي به اين اصول پايبند باشد به اين محبوبيت و حمايت مي رسد و آن را در سبد خود مي بيند. نكته ديگر اينكه احمدي‌نژاد بايد بداند ما به احمدي‌نژاد بدون مشايي اعتماد و اعتقاد داريم و از نظر ما مشايي عنصري است كه در زمين دشمنان اين ملت بازي مي‎‌كند. 
 
بنده همچنان معتقدم كه مهم‌ترين عنصر براي نجات احمدي‌نژاد از فتنه مشايي فقط مردم ولايت‎مدار هستند و اميدواريم با اطلاعاتي كه پس از دستگيري برخي افراد مرتبط با حلقه انحرافي در هفته‌هاي گذشته كسب شده، آقاي احمدي‌نژاد هم پي به چهره واقعي مشايي و ياران او ببرد.

منبع : رجانیوز

آزمون بزرگ تبعيت!

آزمون بزرگ تبعيت!

امام خامنه ای - احمدی نژاد

مسئله ولايت پذيري و تبعيت از فرامين رهبران سياسي ـ الهي اهميت فوق العاده اي در شريعت مبين اسلام دارد. با نگاهي به تاريخ درس آموز گذشتگان مي توان نمونه هاي فراواني را سراغ گرفت كه سرپيچي از دستورات سلسله وُلاه امر منجر به سقوط معنوي و بروز شكست هاي عظيمي براي پيروان آنان گشته است.

در تاريخ 28 فروردين ماه 1390 خبر غيرمنتظره اي در صدر اخبار رسانه ها و مطبوعات قرارگرفت: وزير اطلاعات از سمت خود كناره گيري كرده و استعفاي وي از جانب رئيس جمهور پذيرفته شده است.
هرچند كه متأسفانه تغييرات پي در پي كابينه و خداحافظي هاي پرحاشيه همكاران رئيس جمهور از هيأت دولت در سالهاي اخير حكم يك رويه مرسوم را پيدا كرده است، اما استعفا و شايد عزل ناگهاني جناب آقاي مصلحي علي رغم كارنامه قابل قبول ايشان و خصوصاً با توجه به شرايط حساس كشور و منطقه در برهه كنوني بسيار عجيب و به دور از منافع ملي و مصالح نظام مي نمود. اهميت موضوع زماني دوچندان گرديد كه به فاصله كوتاهي از اعلام كناره گيري وزير اطلاعات، خبر ديگري مبني بر مخالفت صريح رهبر معظم انقلاب اسلامي با اين تصميم و در نتيجه، ابقاي آقاي مصلحي منتشر شد.
هرچه كه بود، قاطبه مسئولين و ناظران آگاه با استناد به واجب الأطاعه بودن فرامين ولي فقيه در ساختار سياسي جمهوري اسلامي و با اطلاع از مشي ولايتمدار و روحيه ارزشي رياست محترم جمهور، مسئله را تمام شده مي انگاشتند و در تبعيت قوه اجرايي كشور از دستور مقام مافوق ترديدي به خود راه نمي دادند. لكن استنكاف حيرت آور آقاي دكتر احمدي نژاد از پذيرش نظر رهبر انقلاب و پافشاري وي بر كنارگذاشتن وزير اطلاعات كه متعاقباً به صدور حكم حكومتي مكتوب از جانب معظم له و حتي ارسال نامه مستقيم خطاب به آقاي مصلحي (مورخ 30 فروردين) و دستور اكيد به ايشان براي تداوم فعاليت در وزارت اطلاعات انجاميد، همگان را در بهتي عميق فروبرد و چند روزي فضاي سياسي كشور را دستخوش التهاب و حواشي آزار دهنده اي ساخت.
رئيس جمهور در واكنش به مخالفت رهبري با تصميم وي، به نشانه قهر و اعتراض جلسات هيأت دولت را ترك گفت و حربه بي سابقه خانه نشيني را اتخاذ كرد. رفته رفته با مشاهده غيبت مشكوك و معنادار آقاي احمدي نژاد، خبر ماجرا به ميان مردم و حتي خارج از مرزها كشيده شد و رسانه هاي معاند نظام كه همچون گرگ هاي گرسنه همواره در انتظار فرصتي براي هجمه به جمهوري اسلامي هستند، با مسرت به انعكاس و بزرگنمايي اين رويداد پرداخته و از آنچه كه بروز شقاق در سطوح بالاي مديريت كشور و شكل گيري يك "حاكميت دوگانه " مي خواندند، ابراز خرسندي كردند.
سرانجام پس از گذشت چند روز و با ميانجي گري گروه هاي مختلفي از مسئولين و نمايندگان مجلس، اختلافات به وجود آمده مرتفع گرديد و رئيس جمهور ضمن دعوت از وزير اطلاعات براي حضور مجدد در جلسات هيأت دولت، دوباره سكان اداره امور را به طور رسمي در دست گرفت. هرچند كه علي الظاهر پرونده اين ماجرا مختومه شده و اوضاع به حالت عادي بازگشته است، لكن موضوع تخطي مقام عالي اجرايي كشور از حكم حكومتي ولايت فقيه به راحتي قابل اغماض و ناديده انگاري نيست و نيازمند مداقه و بررسي موشكافانه مي باشد تا راه را بر تكرار موارد مشابه در آينده ببندد. در اين زمينه نكات قابل تأملي وجود دارد كه ذيلاً به آنها خواهيم پرداخت:

1. آزمون بزرگ تبعيت:
مسئله ولايت پذيري و تبعيت از فرامين رهبران سياسي ـ الهي اهميت فوق العاده اي در شريعت مبين اسلام دارد. با نگاهي به تاريخ درس آموز گذشتگان مي توان نمونه هاي فراواني را سراغ گرفت كه سرپيچي از دستورات سلسله وُلاه امر منجر به سقوط معنوي و بروز شكست هاي عظيمي براي پيروان آنان گشته است. في المثل سرپيچي بني اسرائيل از دستورات موسي و طالوت (علیه السلام)، تمرد مسلمانان از فرمان پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) در ماجراي جنگ احد، ماجراي انتخاب اسامهابن زيد به عنوان فرمانده سپاه جنگ با روميان و عدم پذيرش جانشيني اميرالمؤمنين پس از وفات ايشان و يا سرپيچي از فرمان اميرالمؤمنين در نبرد صفين، جملگي شواهد تلخي از زيرپانهادن جايگاه ولايت رهبران الهي و خسارات هنگفت متعاقب آن به شمار مي آيند.
ولايت فقيه نيز حلقه ديگري از زنجيره ولاه امر است كه در زمان غيبت واجد تمامي صلاحيت ها و اختيارات حكومتي امام معصوم بوده و از اين حيث، حكم او به منزله حكم امام معصوم و واجب الأطاعه تلقي مي شود. همچنين با توجه به فرايند عمودي تفويض قدرت در اسلام (خداوند، پيامبر، امام معصوم، ولي فقيه) مشروعيت تمامي قواي سياسي و نظامي منوط به تأييد از جانب ولي فقيه مي باشد و هيچ مسئولي بدون اذن او اجازه اعمال حاكميت و وضع قوانين براي جامعه اسلامي را ندارد.
با اين حساب به نظر مي رسد كه رياست محترم جمهور جناب آقاي دكتر احمدي نژاد در ماجراي بركناري وزير اطلاعات، در بوته يك آزمون بزرگ تبعيت و ولايت پذيري قرارگرفت و مع الأسف بايد اعتراف كرد كه از ورطه اين آزمون دشوار چندان سربلند بيرون نيامد. استنكاف ايشان از تمكين به حكم حكومتي مكتوب رهبر معظم انقلاب با هيچ توجيهي ابداً قابل پذيرش نيست. زيرا چنين اقدامي برمبناي نظريه ولايت فقيه به منزله يك خطاي آشكار سياسي و يك حرام شرعي است. رئيس جمهور بايد بداند كه مردم ولايتمدار ايران اسلامي ضمن ارج نهادن به تلاش هاي شايسته دولت خدمتگزار، تا زماني به حمايت از مسئولين ادامه خواهند داد كه آنان شأن و جايگاه خويش را در طول و نه در عرض ولايت فقيه تعريف نمايند. در غير اين صورت ايشان نيز ممكن است به سرنوشت كساني دچار گردد كه به دليل برخي لغزش ها، پايگاه اجتماعي و وجاهت خود در ميان ملت را از كف دادند و سوابق درخشانشان به طرفهالعيني حبط و نابود گرديد.

2. غفلت از مصلحت بزرگ:
وقتي كه يك رئيس جمهور در مراسم تحليف در پيشگاه قرآن كريم سوگند ياد مي كند، لازم است اين نكته حائز اهميت را در نظر بگيرد كه زين پس هر قدمي كه برمي دارد و هر كلامي كه بر زبان مي راند بايد در راستاي منافع ملي و مصالح نظام اسلامي باشد. زيرا وي مظهر اراده ملت و نظام محسوب مي شود و لذا هيچ گاه نمي تواند بر مبناي ملاحظات شخصي، گروهي و جناحي تصميم بگيرد. به عبارت ديگر در شرايط تزاحم منافع ملي با منافع شخصي، بلاشك هميشه اين منافع شخصي است كه بايد به پاي مصالح بزرگتر قرباني شود.
اما در ماجراي بركناري وزير اطلاعات متأسفانه شاهد بوديم كه رئيس جمهور در كشاكش انتخاب ميان منافع شخصي و ملي، تصميم نادرستي اتخاذ كرد و در برهه حساسي كه تحولات منطقه موجب ارتقاء و برجستگي نقش جمهوري اسلامي ايران گرديده و لازم است از هرگونه تضعيف جايگاه و شأن كشور اكيداً پرهيز شود، با عزل ناگهاني مسئول دستگاه اطلاعاتي و امنيتي دولت، بهانه اي را به دست بيگانگان داد تا از بروز اختلافات مديريتي و شكل گيري حاكميت دوگانه در جمهوري اسلامي سخن بگويند. اين اقدام رئيس جمهور سبب گرديد تا مقام معظم رهبري به عنوان حافظ مصالح كلان كشور و انقلاب مقتدرانه به صحنه بيايند و از ناديده انگاري يك مصلحت بزرگ ممانعت ورزند. ايشان در تبيين علت ورود خود به اين ماجرا فرمودند:
رهبري هيچ گاه بناي دخالت در تصميم ها و كارهاي دولت را ندارد. مگر آنجايي كه احساس كند مصلحتي مورد غفلت قرارگرفته است. در قضيه اخير هم كه چندان مهم نيست احساس شد از مصلحت بزرگي غفلت شده است.
با اين حساب مي توان گفت كه زمان شناسي، توانايي تشخيص مصلحت ها در مقاطع مختلف و اتخاذ تصميمات برمبناي آن و نيز برخورداري از ملكه تقواي سياسي براي ترجيح منافع كشور و نظام بر صلاحديد شخصي، از جمله صفات لازم يك دولتمرد صالح در جامعه اسلامي به شمار مي آيد كه فقدان آن بدون ترديد تبعات وخيمي را براي خود دولتمرد و براي جامعه تحت مديريت وي به همراه خواهد داشت.

3. منطق روشن رهبر معظم انقلاب:
ماجراي بركناري وزير اطلاعات و حواشي متعاقب آن، شبهاتي را در اذهان برخي ايجاد كرد كه نمي توانستند موضع گيري قاطع مقام معظم رهبري در قبال تصميم رئيس جمهور را با درنظرگرفتن حمايت هاي بي دريغ ايشان از آقاي دكتر احمدي نژاد و دولت وي طي سال هاي گذشته درك و تحليل نمايند. به زعم آنان اين مخالفت صريح، تأييدها و تمجيدهاي كم سابقه پيشين را زيرسؤال مي بُرد. اما اگر با نگاه ژرف تري به موضوع بنگريم، آشكارا درخواهيم يافت كه عملكرد رهبر انقلاب همواره بر شالوده يك منطق روشن اسلامي استوار بوده و از اين حيث، حمايت ديروز و موضع گيري امروزِ معظم له حاوي هيچ تناقض و ابهامي نيست.
برطبق شريعت اسلام، افراد و شخصيت ها هرگز ملاك و معيار تعريف حق نيستند بلكه اين حق است كه با شاقول خود، كژي يا راستي كردار حق جويان را محك مي زند. مولاي متقيان علي (علیه السلام) در اين باره مي فرمايد:
إنَّ الحقَّ لا يعرَفُ بِالرِّجالِ؛ أعرِف الحَقَّ تَعرِف اهلَه (همانا حق به شخصيت ها شناخته نمي شود. خود حق را بشناس تا پيروان آن را بشناسي)
در نتيجه، مشروعيت و حقانيت افراد از منظر شريعت مبين نه خصلتي مطلق و هميشگي بلكه مشروط به تداوم حركتشان بر وفق مدار حق مي باشد و در صورت بروز انحرافات، جايگاه خود را از دست خواهند داد.كمااينكه در تاريخ صدر اسلام شاهد هستيم چگونه برخي از اصحاب سرشناس و باسابقه پيامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) پس از چندي به دليل زاويه گرفتن از صراط مستقيم و ايستادگي در برابر ولايت اميرالمؤمنين دچار سقوط و انحطاط معنوي شدند. بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) همواره اين منطق روشن را سرلوحه زندگي سياسي خود در مقام ولايت فقيه قرار مي دادند و با تأكيد بر عبارت "ميزان، حال فعلي افراد است "، به همه مسئولين و سياسيون گوشزد مي كردند كه حفظ وجاهت آنان در نظام اسلامي مستلزم عدم تخطي از آرمان ها و موازين شرع مقدس خواهد بود. امام راحل در حكم تنفيذ رياست جمهوري شهيد رجايي مي نويسند:
اينجانب رأي ملت شريف را تنفيذ و ايشان را به سمت رياست جمهوري اسلامي ايران منصوب نمودم، و مادام كه ايشان در خط اسلام عزيز و پيرو احكام مقدس آن مي باشند و از قانون اساسي ايران تبعيت و در مصالح كشور و ملت عظيم الشأن در حدود اختيارات قانوني خويش كوشا باشند و از فرامين الهي و قانون اساسي تخطي ننمايند، اين نصب و تنفيذ به قوت خود باقي است. و اگر خداي ناخواسته برخلاف آن عمل نمايند، مشروعيت آن راخواهم گرفت.
پس از وفات معمار كبير انقلاب نيز حضرت آيت الله خامنه اي در سراسر دوران رهبري همواره همين منهج را پي گرفته و در برابر عدول مسئولين از مصالح كشور و نظام اسلامي هيچ مجامله اي را روا ندانسته اند. ايشان در تبيين منطق روشن خود كه ميراث ارزشمند حضرت امام مي باشد مي فرمايند:
امام بارها فرمود قضاوت در مورد اشخاص بايد با معيار حال كنونى اشخاص باشد. گذشته‌ى اشخاص، مورد توجه نيست. گذشته مال آن وقتى است كه حال فعلى معلوم نباشد. انسان به آن گذشته تمسك كند و بگويد: خوب، قبلاً اينجورى بوده، حالا هم لابد همان جور است. اگر حال فعلى اشخاص در نقطه‌ى مقابل آن گذشته بود، آن گذشته ديگر كارائى ندارد... ميزان، وضعى است كه امروز بنده دارم. اگر خداى نكرده نفس اماره و شيطان، راه را در مقابل من منحرف كردند، قضاوت چيز ديگرى خواهد بود. مبناى نظام اسلامى اين است و امام اينجورى عمل كرد.
برطبق آنچه گفته شد اينك مي توان با شفافيت بيشتري به تحليل حوادث اخير پرداخت. جناب آقاي دكتر احمدي نژاد از بَدو تصدي مقام رياست جمهوري در سال 84 پيگيري مصرانه آرمان هاي بلند اسلام و انقلاب را در دستوركار دولت خود قرارداد كه موجب مسرت و اميدواري فراوان خانواده انقلاب ـ خصوصاً پس از تحمل هشت سال حاكميت جريانات اصلاح طلب سكولار ـ گرديد. ويژگي هاي منحصر به فرد رئيس جمهور و دولت وي مانند ساده زيستي، سختكوشي، روحيه اعتماد به نفس، شجاعت بي نظير، استكبارستيزي، عدالت خواهي، مردمي بودن و امثالهم، سرمنشأ بركات و توفيقات بسياري براي كشور و نظام اسلامي گرديد كه ذكرشان در اين مجال نمي گنجد و محبوبيت روز افزون دولت در ميان اقشار جامعه و نيز پشتيباني كم سابقه رهبري را به همراه داشت. ايشان خود در بيان علل حمايت خاصشان از دولت اظهار مي دارند:
من از دولت حمايت مي كنم. از همه دولت هاي بر سركار و منتخب مردم حمايت كردم، بعد از اين هم همين خواهد بود؛ از اين دولت هم به طور خاص حمايت مي كنم، اين حمايت، بي دليل و بي حساب و كتاب نيست. اولاً جايگاه دولت در نظام جمهوري اسلامي و در نظام سياسي كشور ما جايگاه بسيار مهمي است، ثانياً بيشترين مسئوليت ها را دولت بر دوش دارد، بعد هم اين جهت گيري هاي ديني و اين ارزشگرايي انقلابي و اسلامي خيلي ارزش دارد. سخت كوشي، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهاي استاني، جهت گيري عدالت ورزي مردمي، اينها خيلي قيمت دارد و من قدر اين كارها را مي دانم، من به خاطر اين چيزها از دولت حمايت مي كنم.
ايشان همچنين در ديدار رئيس جمهور و كابينه وي ضمن تجليل از تطابق شعارهاي دولت با شعارهاي انقلاب اسلامي مي فرمايند:
يكى از مهمترين خصوصيات اين دولت اين است كه شعارهاى خودش را شعارهاى انقلاب قرار داده و به اين، احساس سربلندى و افتخار مي كند. مردم هم به خاطر همين به شما اقبال كردند؛ اين هم معلوم باشد. مردم به اين شعارها دلبسته‌اند، علاقه‌مندند. شعار عدالت‌طلبى، براى مردم جذاب است؛ شعار اجتناب از اشرافيگرى، براى مردم شعار مطلوب و شعار جذابى است؛ يا شعار خدمت‌رسانى به مردم، يا شعار استكبارستيزى، يا شعار ساده‌زيستى، يا شعار كار و تلاش و خدمت به مردم؛ اينها چيزهائى است كه مردم دوست مي دارند و اينها را مي خواهند. يك جامعه و يك كشور و يك ملت بيدار از مسئولينش اين چيزها را مطالبه مي كند: مطالبه‌ى عدالت، مطالبه‌ى انصاف، مطالبه‌ى خدمت، مطالبه‌ى ارتباط صميمى با مردم، مطالبه‌ى دين، پايبندى به ارزش هاى دينى، پايبندى به شرع. اين چيزها را مردم مي خواهند و دوست مي دارند. شما هم بحمداللَّه اين شعارها را داده‌ايد، مردم هم قبول و اقبال كرده‌اند؛ اين را مغتنم بشماريد.
اما مع الأسف چندصباحي است كه شاهد رخنه جرياني انحرافي در بدنه دولت خدمتگزار هستيم كه مي خواهد رئيس جمهور را به نفع خود مصادره كرده و با اعمال نفوذ بر روند امور اجرايي كشور، اهداف سياسي مشكوكي را تعقيب نمايد. در ماجراي عزل وزير اطلاعات، برداشت بسياري از تحليلگران اين بود كه اصرار بر كنارگذاشتن آقاي مصلحي در حقيقت بخشي از يك سناريوي هدفمند مي باشد كه توسط جريان انحرافي به منظور بسترسازي براي دخالت سازمان يافته در انتخابات آتي مجلس شوراي اسلامي از طريق در اختيارگرفتن اهرم وزارت اطلاعات طراحي شده است. اما مقام معظم رهبري با هوشمندي، كياست و تيزبيني مثال زدني خود اين خط انحرافي را تشخيص دادند و قاطعانه و بدون پرده پوشي در برابرش موضع گرفتند. صدور حكم ولايي از جانب ايشان و پايفشاري بر آن علي رغم قهر چندروزه رئيس جمهور به وضوح نشان مي داد كه رهبر انقلاب در جايگاه ولي فقيه بر سر حفظ مصالح نظام اسلامي حاضر به مسامحه با هيچ شخص يا گروهي نيستند. حتي كساني كه تا كنون از حمايت خاصِ معظم له برخوردار بوده اند.
در نتيجه، بنابر منطق روشن رهبر معظم انقلاب، در نظام اسلامي اصالت نه با اشخاص بلكه با اصول و ارزش هاي ايدئولوژيك است و بالطبع مشروعيت افراد همواره منوط به حركت بر وفق اصول و ارزشها خواهد بود. همچنين ولي فقيه نيز به عنوان يك ديده بان آگاه و حافظ مصالح عاليه نظام با هيچ جريان سياسي ميثاق حمايت جاودانه نبسته است و پشتيباني وي مشروط و برمبناي حال فعلي اشخاص مي باشد. كلام شيواي ايشان به وضوح تأييدگر اين مدعاست:
هر جا خدمت باشد، هم مردم طرفدار هستند، هم رهبرى طرفدار است. ما كه راجع به شخص قضاوت نمي كنيم؛ ما كار را، خط را، جهتگيرى را ملاك و معيار قرار مي دهيم. آنجائى كه كار و خدمت و تلاش هست، حمايت ما هست، حمايت مردم هست... ما در مواضع صحيحِ خودمان محكم ايستاده‌ايم. تا من زنده هستم، تا من مسئوليت دارم، به حول و قوه‌ى الهى نخواهم گذاشت اين حركت عظيم ملت به سوى آرمان ها ذره‌اى منحرف شود.

4. ويروس منازعه:
وقايع اخير بار ديگر نشان داد كه به استناد آيه 46 سوره انفال (... و لا تَنازَعوا فَتَفشَلوا و تَذهَبَ ريحُكُم)، تنها رهاورد منازعات و جنجال هاي بيهوده سياسي ميان دولتمردان، تضعيف نظام اسلامي و از بين رفتن شأنيت و جايگاه آن در عرصه بين المللي است. تجربه سي ساله انقلاب نشان داده است كه جمهوري اسلامي ايران تا حد زيادي در مقابل تهديدات خارجي رويين تن گرديده و تنها پاشنه آشيل آسيب پذير آن كه مورد توجه دشمنان نيز قرار دارد، همانا منازعات سياسي داخلي مي باشد. ويروس منازعه مي تواند به سرعت از ميان حلقه هاي سياسيون به بدنه جامعه تسري يابد و فضايي مسموم و سرشار از التهاب و تشويش را بيافريند كه بدون ترديد بستر مناسبي براي تحقق اهداف كشور در سند چشم انداز و نيل به توسعه پايدار نخواهد بود. لذا مهمترين نكته اي كه رهبر معظم انقلاب در واكنش به وقايع اخير بر آن تأكيد ورزيدند، همين پرهيز از جدال هاي پوچ سياسي و كشيدن آن به ميان صفوف مردم و دادن بهانه به دست معاندان نظام بود. ايشان فرمودند:
نبايد از گفته ها و يا نوشته هاي ما برداشت اختلاف شود و اگر هم اختلاف نظري هست نبايد جلوي مردم اخم كرد و بهانه به دست رسانه هاي بيگانه داد. امام بزرگوار در آن دوران بارها خطاب به مسئولان مي فرمودند در جلسات هرچه مي خواهيد بگوييد اما آن را به جامعه نكشانيد زيرا مردم گناهي ندارند.

5. جمع بندي:
در مجموع، ماجراي اخير عرصه آزمون ديگري براي محك عيار وحدت، تقواي سياسي و ولايتمداري مسئولان و مردم بود كه نكات درس آموز فراواني با خود داشت. البته بايد اذعان كرد كه اين بار شاهد عملكرد آگاهانه تر، سنجيده تر و آميخته با بصيرت بسياري از خواص به ويژه نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بوديم كه در عين اتخاذ مواضع بهنگام و صريح مبني بر لزوم تبعيت محض از فرامين رهبري و غيرقابل پذيرش بودن تخطي از حكم حكومتي ولي فقيه، نسبت به حفظ آرامش كشور، پرهيز از دامن زدن به مجادلات و ملتهب ساختن فضاي سياسي و نيز اصلي و فرعي كردن امور و نكشاندن حاشيه به متن، ملتزم بودند و همين عامل سبب حل و فصل اختلافِ به وجود آمده ظرف چند روز و جلوگيري از تبديل آن به يك چالش حاد سياسي يا امنيتي براي نظام اسلامي گرديد. اين مسئله نشان مي دهد تجربه هشت ماه جنگ نرم تمام عيار در سال 88 علي الظاهر ظريب هوشياري و بصيرت كنشگران در جامعه سياسي جمهوري اسلامي ايران را ارتقا بخشيده است كه در صورت استمرار، نويد خوبي براي آينده كشور خواهد بود.

منبع : خبرگزاری فارس به قلم روح الأمين سعيدي ـ دانشجوي دكتري روابط بين الملل دانشگاه تهران

منشأ اظهار نظرهاي جنجالي سردسته جريان انحرافي - حجت الاسلام نبویان

اظهار نظرهاي جنجالي سردسته جريان انحرافي از كجا نشأت مي گيرد؟

ريشه هاي فكري و عقيدتي جريان انحرافي كجاست؟ مقام معظم رهبري چه خطري را احساس كردند كه صريحاً فرمودند تا من زنده هستم نخواهم گذاشت در مسير حركت ملت و انقلاب انحراف بوجود آيد؟

حجت الاسلام نبویان

چندي پيش حجت الاسلام نبويان استاد حوزه و دانشگاه در سخناني تحليلي و افشاگرانه در يك جمع دانشجويي به تبيين ريشه هاي فكري و عقيدتي جريان انحرافي پرداخت. متن این سخنرانی را مطالعه کنید:

مباحث جاري روز احتياج به يك تحليلي دارد كه اين بحث روشن شود. يك مقدار از آقاياني كه انتظار نمي رفت، كارهايي انجام دادند كه اين كارها اصلا درست نبود.
اما سوال اين است كه چرا رخ داد؟انحراف در كجاست؟ مقام معظم رهبري چه خطري را احساس كردند. انحراف كار كجاست؟ من امروز تمام تحليلم روي همين نكته است. يك مقدار مباحث اعتقادي و تئوريك را مي خواهم مطرح كنم.. ولي قبل از آن دو نكته را مطرح مي كنم و‌ بر اساس اين نكات،‌ پيش مي آيم.

بقیه در ادامه مطالب ؛

ادامه نوشته