نکاتی جالب از زندگانی آیت الله بهجت

 

آیت الله بهجت

آقا از حرم که می خواست برگردد
مشت هایش را می بست
و دیگر باز نمی کرد
تا برسد خانه و روی سر بچه ها دست بکشد.
آیت الله بهجت را می گویم

چند ساعت مانده بود به اذان صبح
طبق معمول بلند شده بودند برای تجدید وضو
هوا خیلی سرد بود
از اتاق بیرون رفته بود
آنجا خورده بود زمین و دیگر نتوانسته بود بلند شود
چند ساعت بعد که آقا را پیدا کرده بودند، دیده بودند در حالی که بدنش از سرما خشک شده، همان طور که روی زمین افتاده، دارد ذکرهایش را می‌گوید
گفته بودند خب چرا صدا نکردید
گفته بود خب نخواستم اذیت بشوید
آیت الله بهجت را می گویم

یکی از اطرافیان بچه‌شان از جایی پرتاب شده بود و توی کما بود.
زنگ زده بودند برای التماس دعا
آقا آن رقت قلب همیشگی را که وقتی کسی التماس دعا می گفت پیدا نکرده بود
یکی از اهل خانه پرسیده بود جریان چیست؟
گفته بود وقتی اجل کسی حتمی است کاری نمی شود کرد
اینها از ما شاکی باشند بهتر است تا این که از خدا شاکی باشند
در عوض ما دعا می کنیم خدا به بهترین نحو برایشان جبران کند
آیت الله بهجت را می گویم

کارهای شخصی اش را به هیچ وجه به کسی نمی گفت
مثلأ می آمد پایین می دید که دندان هایش را جا گذاشته
برمی گشت بالا دندان ها را برمی داشت
یا دنبال عصایش که می خواست بگردد به هیچ کس نمی گفت
آیت الله بهجت را می گویم

مشهد که می رفتند خیلی مقید بود توی نگهداری از بچه ها کمک کند تا عروس‌شان هم به زیارت برسد.
می گفت بچه ها را بگذارید پیش من. وسایل و خوراکی هایشان را هم بگذارید و خودتان بروید زیارت.
از حرم که برمی گشتند می دیدند آقا بچه را بغل کرده تا آرام باشد یا خوابانده و همین طوری توی بغلش راه می برد که بیدار نشود و در حال ذکر و
عبادت خودش است...
آیت الله بهجت را می گویم

مقید بود تولد افراد را بهشان تبریک می گفت.
بعضأ به بچه ها هم هدیه می داد.
به عروس‌شان هم همین طور. روز تولدش که می شد می گفت غذای کافی درست کنید
و فقرا و همسایه ها را اطعام کنید.
آیت الله بهجت را می گویم

آن وقت ها که بچه کوچک داشتند
به خانمش گفته بود فقط مراقب بچه ها باش
لازم نیست به خاطر من مطبخ بروی
یک آب ساده هم که توی هاون بکوبی با هم می خوریم
آیت الله بهجت را می گویم

امان از آن روزی که برای گرفتاری یک کسی یا شفای مریضی به آقا التماس دعا می گفتند
یک ریز آقا باید حال آن شخص را می پرسید ببیند گرفتاری اش برطرف شده یا نه
تا خبر برطرف شدن گرفتاری را هم نمی شنید دست بردار نبود
باید مواظب بودند وقتی التماس دعا می گویند یک جوری بگویند که آقا بو نبرد که آن گرفتاری چه بوده
آیت الله بهجت را می گویم

یکی از مرغ ها مریض شده بود
خیلی حالش بد بود
اهل خانه چندان موافق نبودند که مرغ ها از قفس بیرون بیایند
خب کثیف کاری می شد
آقا هر روز مرغ مریض را یک ساعتی از قفس بیرون می آورد و خودش بالای سرش می ماند و مراقب بود
می گفت خب حیوان باید قدم بزند که حال و هوایش عوض شود و "بهبود" پیدا کند
یک ماهی بود که حیوان کاملا حالش خوب شده بود...
فردای عصری که آقا رحلت کرد دیده بودند که حیوان هم مرده...
آیت الله بهجت را می گویم

مقید بود مرغ و خروس توی خانه داشته باشند
و هم مقید بود رسیدگی به مرغ و خروس ها را خودش تنهایی انجام دهد
صبح از مسجد که برمی گشت اول آب و دانه مرغ و خروس ها را می داد و
قفس‌شان را مرتب می کرد
خودش پوست خیارها و غذاهای مانده را از توی خانه جمع می کرد می آورد برای حیوان ها
بعد ظرفی را که با آن غذا آورده بود توی حوض می شست می آورد داخل خانه
یک بار هم اول شب به مرغ و خروس ها سر می زد
یک بار هم بعد از عبادت یک ساعته سرشب هایش
یک بار هم موقع خواب که روی قفس را با پتوی مخصوص‌شان می پوشاند
می گفت سرما می خورند
آیت الله بهجت را می گویم

رفته بودند آقا برایشان خطبه عقد بخواند
آقا خطبه را که خوانده بود به عروس و داماد گفته بود حالا یک سفارش به عروس خانم دارم یک سفارش هم به آقا داماد
منتها وقتی سفارش عروس خانم را می گویم، آقا داماد باید گوشش را بگیرد و نشنود
وقتی هم سفارش آقا داماد را می گویم، عروس خانم باید گوشش را بگیرد و نشنود
حالا کدام‌تان اول دست روی گوشش می گذارد؟...
بعد گفته بود شوخی کردم. نمی خواهد دست توی گوش‌تان فرو کنید.
اما هر کدام‌تان بدانید که نباید به سفارش آن یکی کاری داشته باشید.
منظور آقا این بود که عروس و داماد نباید یک سره توی روی هم در بیایند و بگویند چرا به سفارش آقا عمل نکردی...
هر کس باید به فکر سفارش خودش و وظیفه خودش باشد...
عاقد، آیت الله بهجت بود

دختر بچه پرتقال دلش خواسته بود
مادرش گفته بود توی این فصل پرتقال از کجا پیدا کنیم؟
بعد از چند دقیقه دختر بچه با یک پرتقال وارد اتاق شده بود
هیچ کس نمی دانست این پرتقال را کی دست او داده
آقا فرموده بود این بچه توی حرم دلش پرتقال خواسته بود
حالا با قاعده به او پرتقال داده اند
منظور آقا این بود که توی حرم هر چیزی که واقعا دلت بخواهد با قاعده می‌آورند بهت می دهند
"با قاعده" یکی از آن تکیه کلام های شیرین آقا بود
آیت الله بهجت را می گویم

می گفت بچه ها را که حرم می برید
حتما خوراکی دست‌شان بدهید که توی حرم بخورند...
آیت الله بهجت را می گویم

بشره فی وجهه و حزنه فی قلبه
اگر ناراحتی یا غم و غصه ای توی صورت کسی می دید
حتی پیش آمده بود که نمازش را نمی بست
تا یک جوری آن ناراحتی رابرطرف کند و صورت آن شخص را خوشحال ببیند
آن وقت نمازش را می بست
می گفت آدم اگر یک نفر را خوشحال کند همان موقع خدا یک ملک خلق می کند که او را از بلاها مصون نگه دارد
آیت الله بهجت را می گویم

موعظه ای از حضرت امام (ره)


اى عزيز! بكوش تا صاحب عزم و داراى اراده شوى، كه خداى نخواسته اگر بى عزم از اين دنيا هجرت كنى، انسان صورى بى مغزى هستى كه در آن عالم به صورت انسان محشور نشوى!
زيرا كه آن عالم محل كشف باطن و ظهور سريره است و جرات بر معاصى كم كم انسان را بى عزم مى كند، و اين جوهر شريف را از انسان مى ربايد...

پس اى برادر! از معاصى احتراز كن، و عزم هجرت به سوى حق تعالى نما، و ظاهر را ظاهر انسان كن، و خود را در سلك ارباب شرايع داخل كن،
و از خداوند تبارك و تعالى در خلوت بخواه كه تو را در اين مقصد همراهى فرمايد، و رسول اكرم صلى الله عليه وآله و اهل بيت او را شفيع قرار ده ، كه خداوند به تو توفيق عنايت فرمايد، و از تو دستگيرى نمايد.

کتاب شریف چهل حديث

شرط آنکه نوروز ، روز نو باشد ...

خداوند ان‌شاءاللَّه سال جديد را بر همه‌ى شما دوستان، برادران و خواهران و همچنين بر خانواده‌ها و كسانتان مبارك كند. اميدواريم كه سال جديد ان‌شاءاللَّه براى همه‌ى شما و براى ملت ايران سال پربركت و شيرينى باشد. البته بخشى از اين به عهده‌ى خود ماست؛ ما هستيم كه با رفتار و جهتگيرى‌هاى خودمان، زندگى را مبارك ميكنيم يا نامبارك ميكنيم. يعنى آنچه كه سرنوشت نهائى انسان را تنظيم ميكند، انتخاب خود انسان است. خداى متعال اين توانائى را به ما داده كه انتخاب كنيم؛ «و هديناه النّجدين»؛ دو راه را به ما نشان داده كه انتخاب كنيم. البته گاهى شرائط جورى است كه انتخاب براى انسان آسان است، گاهى انتخاب سخت است؛ ولى به هر حال بايد در همه‌ى امور انتخاب كرد.

اينكه در سوره‌ى مباركه‌ى حمد، هر روز بارها تكرار ميكنيم «اهدنا الصّراط المستقيم»، نشان‌دهنده‌ى اين است كه صراط مستقيمى كه در پيش گرفته‌ايم - فرض اين است كه مثلاً شناختيم و در پيش گرفتيم - هر لحظه به دو راهى‌هائى ميرسد. يعنى اينجور نيست كه يك تونلى باشد كه وقتى انسان داخل آن رفت، ديگر همين طور تا آخر تضمين شده باشد - مثل خط آهن - نه، دوراهى‌هاى متعددى، سه‌راهى‌هاى متعددى سر راه وجود دارد كه بايد ديد، شناخت، فهميد و قدم در راه درست گذاشت. اين «اهدنا» كه هر روز تكرار ميكنيم، يعنى امروز هم «اهدنا»، فردا هم «اهدنا»، پس‌فردا هم «اهدنا»؛ دراين قضيه هم «اهدنا»، در آن قضيه هم «اهدنا».

كار را هم خيلى نميخواهيم نشدنى و سخت بگيريم؛ نه. خداى متعال بيّنات را در مقابل همه قرار داده؛ «ذلك ان لم يكن ربّك مهلك القرى بظلم و اهلها غافلون». اينجور نيست كه اگر ما وسيله‌ى هدايت در اختيار نداشته باشيم و احياناً حركتمان درست نبود، خداى متعال ما را مؤاخذه كند يا عذاب كند يا چه كند؛ نه، وسيله‌ى هدايت را هم خداى متعال در اختيار ميگذارد. البته مواردى هم هست كه از اين قاعده‌ى كلى استثناء است، ليكن عادتاً اينجور است؛ هدايت الهى هست.

تقوا در کلام امام خامنه ای مدظله العالی

 

امام خامنه ای

تقوا، يعنى مراقب خود بودن. تقوا، يعنى يك انسان بداند كه چه كار مى‌كند و هر حركت خودش را با اراده و فكر و تصميم انتخاب كند؛ مثل انسانى كه سوار بر يك اسب رهوار نشسته، دهانه‌ى اسب در دستش است و مى‌داند كجا مى‌خواهد برود. تقوا، اين است. آدمى كه تقوا ندارد، حركات و تصميمها و آينده‌اش در اختيار خودش نيست. به تعبير خطبه‌ى نهج‌البلاغه: كسى است كه او را روى اسب سركشى انداخته‌اند؛ نه اين‌كه او سوار شده است. اگر هم سوار شده، اسب‌سوارى بلد نيست. دهانه در دستش است، اما نمى‌داند چگونه بايد سوار اسب شود. نمى‌داند كجا خواهد رفت. هرجا كه اسب او را كشيد، او هم مجبور است برود و قطعاً نجاتى در انتظار او نيست. اين اسب هم سركش است.
اگر ما تقوا را با همين معنا در نظر بگيريم، به نظر من راحت مى‌شود راه را طى كرد. البته باز هم نه آن‌طور كه خيلى راحت باشد. به‌هرحال، مى‌شود، ممكن است و واقعاً عملى است كه يك جوان راه اسلامى زندگى كردن را پيدا كند. اگر متديّن است، ببينيد چه كار مى‌كند. اين اقدام، اين حرف، اين رفاقت، اين درس و اين فعل و درك، آيا درست است يا درست نيست. همين كه او فكر مى‌كند درست است يا درست نيست، اين همان تقواست. اگر متديّن نيست، چنانچه همين حالت را داشته باشد، اين حالت او را به دين راهنمايى خواهد كرد. قرآن كريم مى‌گويد: «هدى للمتقين»؛ نمى‌گويد «هدى للمؤمنين». «هدى للمتّقين»؛ يعنى اگر يك نفر باشد كه دين هم نداشته باشد، اما تقوا داشته باشد - ممكن است كسى دين نداشته باشد، اما به همين معنايى كه گفتم، تقوا داشته باشد - او بلاشك از قرآن هدايت خواهد گرفت و مؤمن خواهد شد. اما اگر مؤمن تقوا نداشته باشد، احتمالاً در ايمان هم پايدار نيست.
بستگى به شانسش دارد: اگر در فضاى خوبى قرار گرفت، در ايمان باقى مى‌ماند؛ اگر در فضاى خوبى قرار نگرفت، در ايمان باقى نمى‌ماند.

 

اگر مخلص شدید، به معنای حقیقی عالم هم می­شوید.

اگر مخلص شدید، به معنای حقیقی عالم هم می­شوید.

علم با عمل؛ شاخصه بارز مخلصین عالم

حضرت ذوالجلال والاکرام، عمل از روی جهل را از انسان نمی‌پذیرد. چون خود ذوالجلال والاکرام عالِم مطلق و علیم و حکیم است؛ می‌خواهد انسان هم که به عنوان اشرف مخلوقات خلق کرده، عالم باشد.

در قرآن کریم و مجید الهی و در روایات شریفه به عناوین مختلف راجع به علم و دوری از جهل سخن گفته شده است. خود حضرت حقّ در قرآن می­فرماید: «هَلْ يَسْتَوِي الَّذينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذينَ لا يَعْلَمُونَ»[1] یا «وَ الَّذينَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجات‏»[2]. در روایات شریفه هم طلب علم را بر هر انسانی فرض می‌دانند، «طَلَبُ الْعِلْمِ فَرِيضَةٌ عَلَى كُلِّ مُسْلِمٍ وَ مُسْلِمَة»[3] یا در جای دیگری نیز امر شده که «اطلبوا العلم من المهد إلى اللّحد»[4] و یا در روایت دیگری آمده است که طالبان علم عندالله تبارک وتعالی به قدری قرب و عزّت دارند که ملائکه پروردگار عالم، بال‌هایشان را زیر پای آن‌ها می‌گشایند.

امّا علم آن موقعی معنا پیدا می‌کند که با عمل و آن هم عمل خالص عجین گردد و إلّا اصلاً علم نخواهد بود و تنها صورت ظاهر علم و سواد است. و ای بسا این علم که به عنوان سواد است؛ خود هلاکت‌آور و حجابی شود که طبعاً نهایتش هلاک بشری است. چون چنین کسی احساس می‌کند مثلاً به واسطه دانستن دو مطلب، کسی شده است که خود این عامل هلاکت بشر است.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

ماه مهمانی خدا و فرصت معراج مهمان

فرصت عروج

امام خامنه ای (مدظله العالی)

مسأله اساسى در باب ماه رمضان، این است كه بشر -كه در میان انواع عوامل و موجبات غفلت از خدا و از راه او محاصره شده و انگیزه‌هاى گوناگون، او را به‌سمت پایین و تنزل و سقوط مى‌كشاند- فرصتى پیدا كند كه در آن بتواند روح را -كه روح انسان و باطن بشر، به عروج و اعتلا تمایل دارد- به سمت عروج و اعتلا سوق دهد و به خدا تقرب جوید و به اخلاق الهى، تخلق پیدا كند. ماه رمضان، چنین فرصتى است.

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

بی وفایی به عهد در خانواده یعنی بی وفایی به افراد جامعه

«السّلام علیک یا مولای یا صاحب ­العصر و الزّمان»

 بی وفایی به عهد در خانواده یعنی بی وفایی به افراد جامعه

آیت الله قرهی

اهمّیت وفای به عهد و پیمان

اولیاء الهی بیان کرده­اند: یکی از سؤالات بسیار مهمی که در سه جا پرسیده می­شود؛ عالم قبر، عالم برزخ و عالم قیامت، عهد و وفای به عهد است. کمتر موضوعی داریم که سه مرتبه راجع به آن سؤال شود.

ملّای نراقی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) می­فرمایند: آن­قدر این عهد و وفای به عهد مهم است که ذوالجلال و الاکرام به صراحت در قرآن کریم و مجید الهی خود فرمود: «َ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ كانَ مَسْؤُلاً»[1] وفای به عهد کنید که از عهد سؤال می­شود. جالب این است که امر است و امر جمعی هم هست.

بقیه در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

مهمترین دلیل عدم حاکمیّت امامان برحق

اللهم عجل لولیک الفرج

دروس اخلاق آیت الله استاد روح الله قرهی (مدظله)

آیت الله قرهی

کسانی که به ولایت و ولی امر مسلمین وفادار نباشند، هرگز به امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) وفادار نخواهند بود.

مهمترین دلیل عدم حاکمیّت امامان برحق

تمام اولیاء الهی بیان فرموده­اند: یکی از خصایص سربازان وجود مقدّس مولا که عامل می­شود حضرت آن­ها را به عنوان سرباز انتخاب کند، وفاداریست. وفای به عهد از خصایص سربازان حضرت حجّت(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ است. یک دلیل اینکه حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) که امامان بر حق بودند، نتوانستند حاکمیّت بر جامعه داشته باشند و فقط مولی­الموالی(صلوات اللّه و سلامه عليه)، آن هم در یک مقطع کوتاه موفق شدند، به دلیل بی­وفایی یاران، لشگر و سربازان آن­ها بوده است.

بقیه در ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

آیت الله قرهی

در این پست سعی دارم که به لطف خدا دروس اخلاق عالم وارسته حضرت آیت الله روح الله قرهی را قرار بدهم. امیدوارم که خداوند متعال اخلاق نیکو را روزی همه ما کند.

آيت‌الله روح الله قرهي در تهران و در خانواده‌اي متدين متولد و همزمان با گذراندن دوره متوسطه در سال 1355 تحصيلات حوزوي خود را آغاز كرد.
وي پس از گذراندن دوره مقدمات و تفسير نزد آيت‌الله احمد اديب، حجج اسلام سيد نورالدين دزفولي و حاج ميرزا علي اصغر هرندي در سال 1359 عازم قم شد و سطوح عاليه حوزوي را در قم گذراند.
قرهي سطوح عاليه فقه و اصول خود را نزد حضرات آيات گلپايگاني، مرعشي نجفي، تبريزي، بهجت، مكارم شيرازي و حسن زاده آملي و جوادي آملي گذراند و در نهايت از آيت‌الله مرعشي نجفي (ره) اجازه‌نامه اجتهاد كسب كرد.
وي در دوران هشت سال دفاع مقدس در كنار تحصيل دروس حوزوي بارها در ميدان نبرد حق عليه باطل حضور پيدا كرد و در سال 1364 در منطقه عملياتي فاو بر اثر گاز خردل اعصاب، شيميايي شده و در سال 1365 نيز در منطقه عملياتي شلمچه با اصابت تركش و تخليه چشم راست و ساييدگي مهره‌هاي ستون فقرات به خيل جانبازان جنگ تحميلي پيوست.
اين جانباز 70 درصد، پس از جنگ تحميلي، تدريس مكاسب، كفاية، تجريد العقايد و نهاية الحكمة را در مدرسه علميه فيضيه قم آغاز كرد اما به سبب آسيب‌هاي ناشي از مواد شيميايي و دستور پزشكان، از سال 1374 از شهر مقدس قم به سوي تهران هجرت كرد .
ایشان پس از دريافت مدرك دكتراي فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ، در تهران به تدريس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌هاي نيروي انتظامي، علامه طباطبايي (ره)، امام صادق (علیه السلام) و تهران مشغول شد.
وي از سال 1381 با تأسيس حوزه علميه امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه) در شهرك حكيميه تهران فعاليت‌هاي دانشگاهي خود را متوقف كرده و به تربيت طلاب پرداخت و افزون بر تدريس اخلاق،‌ تفسير قرآن، ادبيات، منطق و كلام ،دوره روش تحقيق را نيز ويژه طلاب برگزار كرد و از سال تحصيلي 1388 تدريس خارج اصول را نيز آغاز كرد.
مؤسس حوزه علميه امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه) تهران تاكنون كتاب‌هاي «گوهرهاي فوق عرشي جلد 1» (شرح دعاي ابوحمزه ثمالي)، «اكسير رمضان»، «تفسير قرآن كريم سوره حمد در چند مجلد»، «حج عارفان»، «اخلاق الهي و سير و سلوك انساني » ، «الحصول في علم الاصول»، «زندگاني امام حسين از منظرهاي مختلف»، «اصول فقه»، «شرح آداب الصلاة امام خميني(ره)» و «شرح رساله ذكر و ذاكر علامه حسن‌زاده آملي» را تأليف كرده است.

«گناه» عامل محروميت از لذت عبادت است

شكر خداوند بدون شكرگزاري از پدر و مادر ميسر نيست

گناه از حب امام زمان(علیه السلام) در دل انسان مي‌كاهد

اجتناب از گناهان صغيره و كبيره و رسيدن به مقام انسانيت

کسانی که به ولایت و ولی امر مسلمین وفادار نباشند، هرگز به امام زمان(علیه السلام) وفادار نخواهند بود.

شرط بخشش گنا‌هان قبلي در ماه رجب

توفيق توبه براي تهمت‌زنندگان به سختي حاصل مي‌شود

همراهي با ولي خدا شرط پذيرش اعمال است

احساس منيّت در مقابل ولي خدا و آثار آن

تنها عامل اوج انسان

ولی خدا حصن حصین برای انسان

هدف از بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

خصایص سربازان امام زمان علیه السلام

درس اخلاق . اخلاق . اخلاق اسلامی . اخلاق در دین . حوزه علمیه امام مهدی . آیت الله قرهی . قرهی . حکیمیه . اخلاق الهی . دروس اخلاق . آیت الله روح الله قرهی

سلسله دروس اخلاق آیت الله سیدابوالحسن مهدوی

سلسله دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در این پست سعی دارم به امید خدا سلسله دروس اخلاق آیت الله مهدوی با موضوع اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی را قرار بدهم.

امیدوارم که مورد رضایت حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه) قرار بگیرد.

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی درسال 1341 هجری شمسی در شهر مقدس نجف و در خانواده ای از تبار علم و تقوی متولد شدند.ایشان در سن چهارده سالگی وارد حوزه علمیه شدند و از محضر بزرگانی همچون مرحوم آیت الله صافی و مرحوم آیت الله صادقی و حضرت آیت الله العظمی مظاهری در سطح خارج فقه و اصول بهره بردند و هم اکنون نیز به تعلیم طلاب علوم دینی در سطح خارج فقه و اصول اشتغال دارند.از دیگر فعالیت های ایشان حضور در مجلس خبرگان رهبری به عنوان نماینده مردم اصفهان می باشد.

 

حب آخرت : جلسه اول

قناعت : قسمت اول

قناعت : قسمت دوم

قناعت : قسمت سوم

صفت رذیله طمع : قسمت اول

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

صفت رذیله حرص : قسمت اول

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه اول

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه دوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

بررسی صفت حسنه ی "ایثار" قسمت سوم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

مجموعه سخنرانی های آیت الله مهدوی

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی

گلچین مناجات با امام زمان علیه السلام با نوای گرم آیت الله مهدوی

دعای روحبخش کمیل با نوای گرم حضرت آیت الله مهدوی

کلمات کلیدی : آیت الله مهدوی ، آیت الله سید ابوالحسن مهدوی ، درس اخلاق ، اخلاق اسلامی ، اخلاق و دین ، اخلاق عملی ، اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی ، روانشناسی ، سیدابوالحسن مهدوی ، مهدوی ، صفات رذیله ، صفات حسنه ، حوزه علمیه اصفهان

خصایص سربازان امام زمان علیه السلام

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

آیت الله قرهی 

خصایص سربازان امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)

خصایص سربازان وجود مقدّس مولا، آقا، سیّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّت­بن­الحسن المهدی)صلوات اللّه و سلامه علیه) همان خصایص سربازان وجود مقدّس ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه علیه) است. آن­ها در مرحله نخست، متخلّق به اخلاق الهی هستند. آیت­الله قاضی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف عظیم­الشّأن این نکته­ بسیار عالی را فرمودند، ایشان فرمودند: خطاب وجود مقدّس مولایمان، به سربازانشان و کسانی که در محضرشان هستند، این است: «اِرکَبوا یا مُتخَلَّقینَ باَخلاقِ اللّه»

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

در جلسه­ی گذشته حدود 50 اثر را برای صفت سخاوت بیان نمودیم.

موضوعات دیگری که در این جلسه باید به آن پرداخته شود نشانه های سخاوت، عوامل ایجاد سخاوت و معالجه­ی سخاوت است که به بیان آن به صورت تفصیلی می­پردازیم.

بقیه در ادامه ی مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

در روزهای گذشته مطالب مهم و مختلفی را درمورد سخاوت و ایثار بیان نمودیم. در این جلسه نیز موارد دیگری برای تکمیل بحث های گذشته در مورد مسائل مالی عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

 دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

موضوع صحبت پیرامون بحث ایثار بود که در جلسات گذشته مطالبی را عنوان نمودیم.

بحثی که در ادامه­ی جلسات قبل، باید به آن پرداخته شود "راهکار های عملی و معالجه­ی ایثار" است.

برای همین حدود چهل نکته­ی علمی را در این راستا بیان می­نماییم که توجه به آن موجب تقویت انگیزه شده و عزم انسان را برای تحصیل صفت ایثار جزم می­کند اگرچه در راه تحصیل آن متحمل سختی­های فراوانی شود.

در پایان بحث نیز به سه راه کار عملی برای تحصیل ایثار عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

در دو جلسه­ی گذشته به بحث ایثار رسیدیم و نکاتی را در این زمینه مورد بررسی قرار دادیم. آنچه امروز در ادامه­ی همان بحث ها شایسته است بیان شود، حد و حدود ایثار است. البته کسانی که می­خواهند از این بحث به نتیجه­ی مطلوبی برسند باید مباحث دو جلسه­ی قبل را نیز حتما مطالعه نمایند.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

آنچه در جلسه­ی گذشته به آن پرداخته شد در مورد صفت "ایثار" بود (تقدیم دیگران بر خود) که گفته شد، بالاترین درجه­ی سخاوت، ایثار است. انسان سخی نیاز خودش را برطرف کرده و مازادش را انفاق می­کند ولی در ایثار، ایثارگر دیگران را بر خودش مقدم می­اندازد در حالی که خودش محتاج تراست و برای همین ایثار بسیار با ارزش تر و بالاتر از سخاوت است.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

یکی دیگر از موضوعاتی که به مناسبت بحث سخاوت شایسته است پیرامون آن صحبت شود، صفت ایثار است. همان طور که در جلسات قبل به تعریف ایثار اشاره کردیم، در تفاوت بین سخاوت و ایثار عرض شد که در ایثار شخص انفاق کننده اول به نیاز دیگران توجه می­کند و آنها را بر خود مقدم می­اندازد ولی در سخاوت اول نیاز خود را برطرف نموده و سپس از مازاد آن به دیگران عطا می­کند.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه سوم

موضوع صحبت پیرامون بحث سخاوت بود که در جلسات گذشته به بیان نکاتی پیرامون آن پرداختیم.

اما بحثی که در این جلسه باید به آن پرداخته شود آثار و نتایجی است که سخاوت برای انسان به ارمغان می­آورد که دانستن آن، موجب تقویت انگیزه­ شده و عزم انسان را برای تحصیل این صفت جزم می­کند. برای همین است که به علم به آثار سخاوت معالجه­ی علمی گفته می­شود.

چنانچه وقتی شخص از خواص فراوان دارویی مطلع می­شود و می­فهمد که از این دارو می­تواند بهره های فراوانی ببرد حاضر می­شود مسافتی طولانی را طی کرده و حتی با پرداخت پول زیاد آن را تهیه و استفاده نماید.

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه دوم

موضوع صحبت پیرامون سخاوت و ایثار بود که در روز گذشته مطالبی را در در مورد آن بیان نمودیم. نکاتی را که در این چند جلسه عرض­ می­نماییم در بحث روانشناسی بسیار مؤثر است.

سخاوت بدون چشم داشت و نگرانی

انسان سخاوتمند نباید نسبت به آینده­ی خودش خوف داشته باشد که مبادا با عطای به دیگران فقیر شود، و همچنین نباید نسبت به طرف مقابل خویش هیچ گونه انتظار جبران نمودن حتی به اندازه­ی یک تشکر داشته باشد. زیرا در واقع با خدای خویش معامله می­کند. امیر المومنین علیه السلام در کلام گوهر بارشان به همین مطلب اشاره می­نمایند و می­فرمایند : « اَلجودُ مِن غَيرِ خَوفٍ وَ لا رَجاءِ مُكافاةٍ حَقيقَةُ الجُود » . [1] یعنی: حقیقت سخاوت این است که نه نسبت به آینده خوفی داشته باشد و نه از طرف مقابلش امید به جبران کردن.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه اول

در جلسات گذشته به بیان صفت رذیله­ی بخل و آثار و عوامل ایجاد آن پرداختیم . مطالبی را به صورت تفصیلی بیان نمودیم. صفتی که در مقابل این رذیله قرار دارد صفت سخاوت است که به بیان تعریف، آثار و عوامل آن می­پردازیم. صفت دیگری که با این بحث مناسبت دارد صفت ایثار است، صفتی که بالاتر از سخاوت، و از کمالات مهم انسانی است که به سادگی نمی­توان آن را تحصیل نمود. زیرا شخص سخیّ مازادِ از زندگی خود را به دیگران می­بخشد در حالی که انسان ایثارگر دیگران را بر خود مقدّم انداخته و چیزی را که به آن محتاج است به دیگران عطا می­کند.

در قرآن کریم در مورد سخاوت هیچ آیه ای ذکر نشده است اما حدود هفت آیه برای ایثار وجود دارد. در مورد کلمات مترادف سخاوت هم مانند « جود » آیه ای ذکر نشده، و کلمه­ی « جودی » که در یکی از آیات آمده، نام کوهی است که کشتی حضرت نوح بر آن مستقر شد و به معنای عطا و بخشش نیست.

البته آنچه در ایجاد صفات خوب اخلاقی باید مورد توجه قرار گیرد مقدّم بودن مرحله­ی تخلیه بر تحلیه­ است. یعنی انسان سالک باید در ابتدا و با زحمت فراوان صفات زشت را از خود دور نماید آن وقت به راحتی صفات خوب را می­تواند جایگزین کند. این جایگزینی مانند شخصی است که می­خواهد بدن خود را به بوی عطر آغشته کند اما هنوز لباس و بدنش کثیف است.

طبیعی است که چنین شخصی هرچقدر هم بوی خوش استعمال کند نتیجه نمی­گیرد. و یا کسی که می­خواهد آب تمیز را وارد حوض آب نماید با این که هنوز آب کثیف حوض را تخلیه نکرده است. او هم به نتیجه­ی دلخواه دست نمی­یابد.

انسان هایی که می­خواهند اَحباب را وارد قلب خویش نمایند نیز باید اول اغیار را بیرون کرده تا جای آمدن اَحباب باز شود. اول باید « لا الهَ » گفت سپس « الله» وارد قلب می­شود. اولیای الهی و در رأس آنها حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا نیزدر جلساتی قدم می­گذارند که فضای آن آماده و مناسب باشد و آلوده به ناخالصی و گناه نباشد.

صفت سخاوت نیز هنگامی وارد وجود انسان می­شود که انسان بتواند با هر زحمت و تلاشی که مقدور است بخل از آن بیرون کرده باشد تا سخاوت به زودی مستقر ­شود.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی

سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی 

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی "رمضان المبارک ۱۳۸۶"

۱- جلسه اول: مقدمه اخلاق

دریافت فایل

پخش

۲- جلسه دوم: غضب ۱

دریافت فایل

پخش

۳- جلسه سوم: غضب ۲

دریافت فایل

پخش

۴- جلسه چهارم: حلم

دریافت فایل

پخش

۵- جلسه پنجم: کینه

دریافت فایل

پخش

۶- جلسه ششم: عفو

دریافت فایل

پخش

۷- جلسه هفتم: رفق

دریافت فایل

پخش

۸- جلسه هشتم: حسد ۱

دریافت فایل

پخش

۹- جلسه نهم: حسد ۲

دریافت فایل

پخش

۱۰- جلسه دهم: حسد ۳

دریافت فایل

پخش

۱۱- جلسه یازدهم: ریا ۱

دریافت فایل

پخش

۱۲- جلسه دوازدهم: ریا ۲

دریافت فایل

پخش

۱۳- جلسه سیزدهم: ریا ۳

دریافت فایل

پخش

۱۴- جلسه چهاردهم: اخلاص ۱

دریافت فایل

پخش

۱۵- جلسه پانزدهم: اخلاص ۲

دریافت فایل

پخش

۱۶- جلسه شانزدهم: حب جاه و مقام ۱

دریافت فایل

پخش

۱۷- جلسه هفدهم: حب جاه و مقام ۲

دریافت فایل

پخش

۱۸- جلسه هجدهم: حب جاه و مقام ۳

دریافت فایل

پخش

۱۹- جلسه نوزدهم: تغافل یا اذن

دریافت فایل

پخش

۲۰- جلسه بیستم: محبت دنیا ۱

دریافت فایل

پخش

۲۱- جلسه بیست و یکم: محبت دنیا ۲

دریافت فایل

پخش

۲۲- جلسه بیست و دوم: محبت دنیا ۳

دریافت فایل

پخش

۲۳- جلسه بیست و سوم: محبت دنیا ۴

دریافت فایل

پخش

۲۴- جلسه بیست و چهارم: محبت دنیا ۵

دریافت فایل

پخش

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

بحثی را که در جلسه­ی گذشته به بیان آن پرداختیم آثار صفت رذیله­ی بخل بود که به بیست و دو اثر اشاره نمودیم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

موضوع بحث پیرامون صفت رذیله­ی بخل بود که درجلسه­ی گذشته به تعریف آن پرداخته و تعاریف کتاب های مختلف لغت را مورد دقت و بررسی قرار دادیم، و عرض نمودیم که امساکی که در بعضی از تعاریف آمده است در حقیقت از آثار بخل است نه خودِ بخل.

یکی از دلایلی که می­توان به همین مناسبت از آن استفاده کرد روایت امام حسن مجتبی علیه السلام است.

« شخصی از امام حسن علیه السلام سؤال کرد که جواد چه کسی است؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: کلام تو دو جهت دارد. اگر جواد در مخلوقات را سؤال می­کنی، جواد کسی است که آنچه بر او واجب شده است را ادا می­کند. و اگر جواد در خالق را سؤال می­کنی، پس خداوند جواد است چه عطا کند و چه عطا نکند. زیرا اگر خدا چیزی به کسی عطا کند، چیزی را عطا می­کند که از آنِ عبد نبوده است و اگر هم چیزی را عطا نکرد، چیزی را عطا نکرده است که از آنِ عبد نبوده است» [۱]به عبارت ساده تر، چون کارهای خداوند متعال بر پایه­ی حکمت استوار است اگر عطائش بجا و بر طبق مصلحت باشد عطا می­کند و اگر بجا نباشد عطا نمی­کند.

قسمت دوم کلام امام علیه السلام هم بسیار مهم است که اگر خداوند عطا هم نکند هنوز جواد است و هیچ کس از خداوند مهربان طلب کار نیست.

انسان سخاوتمند نیزگاهی به خاطر موانعی که وجود دارد سائل را محروم می­کند با اینکه آمادگی کامل برای عطا کردن دارد. مثلا می­داندکه این سائل اهل اسراف است و اگر به او کمک کند باز هم مرتکب اسراف می­شود. در این گونه موارد فرد سخیّ طبق حکمت و مصلحت انسان بخیل را محروم می­سازد و هیچ کس او را مورد مؤاخذه قرار نمی­دهد. بخل زمانی محقق می­شود که سائل کمک را بجا مصرف می­کند اما فرد بخیل هیچ انگیزه ای در وجودش برای بذل و بخشش نمی­یابد. این امساک اثر و نتیجه­ی بخل درونی است.

مطلب دیگری که در ادامه­ی بحث دیروز در مورد شُحّ باید ذکر شود این است که شُحّ همان بخل شدید است، بخلی که به شدت در وجود انسان رسوخ کرده باشد و به خاطر همین رسوخ شدید، بلیغ تر از بخل است و همواره با حرص توأم است؛ یعنی هم چیزی به کسی عطا نمی­کند و هم بر اموالی که ذخیره کرده است حرص می­ورزد.

قرآن کریم در آیه­۱۶ از سوره­ی تغابن می­فرماید:« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » یعنی« و كسانى كه از بخل نفسشان مصون گردند آنها همان رستگارانند». پس کسی که بتواند نفس خود را حفظ نماید و نگذارد بخلش به مرحله­ی عمل برسد چنین شخصی به رستگاری رسیده است.

ادامه نوشته

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

مقدمه

در سال گذشته به توفیق الهی مباحثی را پیرامون اخلاق عملی بیان نموده و مطالب مهم اخلاقی را که مورد بحث و بررسی قرار دادیم.

واژه­ی « اخلاق » به روحیّات و ملکات نفسانی گفته می­شود که انسان به مرور زمان به آنها عادت پیدا کرده است، چه اینکه این صفات از صفت های خوب انسان واز فضایل اخلاقی باشد و یا اینکه از رذایل اخلاقی به شمار رود.

منظور از واژه­­ی «عملی» نیز به این معنا ما را رهنمون می­سازد که این صفات نتیجه و آثار عملی فراوانی در زندگی انسان دارد. از این رو است که برای دستیابی به آثار عملی موضوع ناچاریم به بیان عوامل و آثار صفات اخلاقی بپردازیم.

بنا بر این همانطور که در دو سال گذشته نیز بیان شد این بحث از موضوعات کاملا روانشناسی است؛ زیرا در این بحث از عوامل و آثار صفات مختلف صحبت می­شود.

به عنوان مثال وقتی صفت شجاعت را مورد بررسی قرار می­دهیم و از آثار آن مطلع می­شویم انگیزه­ی زیادی برای تحصیل آن در وجودمان ایجاد می­شود . و در مقابل اگر از آثار زیانبار ترس آگاهی یافتیم عزم و اراده­ی قوی تری برای ترک این رذیله­ی اخلاقی پیدا می­کنیم.

این پدیده نظیر آگاهی انسان از خواص میوه های مختلف است که موجب تقویت انگیزه برای تهیه و استفاده­ی از آن می­شود.

پس علم به آثار و فواید صفات اخلاقی، انسان را به مقام عمل می­کشاند و موجب می­شود با عزم و اراده­ی قوی به تحصیل صفات خوب، و ترک صفات بد اهتمام ورزد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله حرص : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته مطالبی را در مورد معانی و تعاریف صفت های، حرص، کفاف، قناعت و طمع عرض نمودیم. از این جلسه به بیان صفت حرص پرداخته و ابتدا چند مطلب کلی را پیرامون آن بیان کرده و سپس وارد مباحث روانشناسی آن می­شویم.

           صفت رذیله حرص : قسمت اول

مطلب اول، فقیرِقانع

نکته­ی اولی که شایسته است مورد توجه قرار گیرد این است که انسان فقیر باید به آنچه دارد قانع باشد زیرا اگر همراه با فقرش قناعت نداشته باشد در مزر کفر و بی دینی قرار می­گیرد.

امام علیه السلام در این مورد می­فرمایند : « نزدیک است که فقر انسان را به کفر بکشاند.» [1] زیرا فقیری که به اموال کم خود قانع نیست اظهار نارضایتی می­کند و گاهی نیز از خالق خود شکایت می­نماید و می­گوید : " خالق من درست رزق مرا تقسیم نکرده است. من تلاش خود را کردم، دعا نمودم اما باز هم نتیجه نگرفتم. چرا زندگی دیگران بهتر است در حالی که کمتر از من تلاش می­کنند "و گاهی کارش به جایی می­رسد که می­گوید :" من این خدا را دیگر نمی­پرستم و دیگر نماز هم نمی­خوانم؟ "

بنابراین فقری ممدوح است که با قناعت همراه باشد و شخص فقیر باید به اندک مالی که دارد اکتفا کند و با کمال رضایت به زندگی خود ادامه دهد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

بحثی را که در این جلسه پیرامون آن صحبت می­کنیم، بیان عوامل ایجاد کننده­ی حرص است که انسان با شناسایی آن می­تواند این بیماری مهلک را از وجود خود بیرون نماید.

البته منظور از معالجه­ی حرص، درمان حرص مذموم و حرص به دنیا است، نه حرص به آخرت که در جلسه­ی گذشته به بعضی از آن موارد اشاره شد، مواردی مانند حرص در هدایت دیگران، حرص در تحصیل علم، حرص در تهذیب نفس، و حرص در انجام عمل صالح.

قرآن کریم در آیه 128 سوره­ی توبه می­فرماید : « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ » یعنی « حقیقتاً به سوی شما فرستاده‏اى از خودتان آمده كه رنج و ضرر شما بر او گران است، بر (ايمان و كمال) شما حريص است و به مؤمنان رئوف و مهربان است .» و این آیه نشانگر مطلوب بودن حرص بر امور آخرتی است.

حرصی که انسان باید برای معالجه­ی آن تلاش کند، رغبت به امور دنیایی است، اموری مانند طلب ریاست، طلب مال ، جمع آوری اثاث زندگی، خودرو، خانه و دیگر موارد دنیایی.

بنابراین به بیان "عوامل ایجاد حرص" می­پردازیم.

1ـ اولین عامل از عوامل حرص ندانستن ضررها و آفت­های آن است که در جلسه­ی گذشته به حدود 50 مورد اشاره نمودیم. کسی که ضررهای حرص را نداند عاقبت در دام این رذیله­ی خانمان سوز می­افتد.

در اینجا به عناوین بعضی از دیگر عوامل ایجاد حرص اشاره می­نماییم.

1ـ سوء ظن به پروردگار ،2ـ ضعف دین 3ـ قوی بودن خواسته­های نفس، 4ـ ذلت نفس، 5ـ اسارت نفس،6ـ شقاوت نفس، 7ـ احساس نیازمندی و افتقار نفس، 8ـ حب دنیا، 9ـ نگاه به مافوق کردن،10ـ مجالست با اغنیاء، که به بیان هر کدام از این موارد به صورت تفصیلی می­پردازیم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله طمع : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی
صفت رذیله طمع : قسمت اول

بررسی صفت طمع

موضوع صحبت پیرامون طمع است که تعریف آن در جلسات گذشته بیان شد و گفتیم که تمایل درونی انسان به اموال دیگران را طمع گویند و انسان طمع کار دوست دارد که در اموال دیگران تصرف کرده و آن را به ملکیت خود درآورد.

در مقابل آن صفت استغناء نفس قرار دارد که موجب می­شود انسان نفس خود را از دیگران بی نیاز بداند.

تفاوت أمل و طمع

نکته­ی دیگری که در صفت طمع عرض شد این بود که اگر چیزی را که انسان به دنبال تحصیل آن است قریب الوقوع باشد، انسان نسبت به آن چیز « طمع » دارد و اگر اسباب به دست آوردن آن فراهم نبوده و امکان تحصیل آن نباشد به آن « أمل » گویند. مثلا کسی که آرزوی داشتن باغی را که در کشور دیگری قرار دارد می­کند «أمل» دارد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

در جلسه­ی گذشته بعضی از آثار طمع را بیان نمودیم و در این جلسه به ادامه­ی بحث گذشته پرداخته و سپس به کیفیت معالجه می­پردازیم.

قبل از ورود به بحث مطالبی را در مورد حرص عرض می­نمایم.

مطلب اول، نزدیکی طمع و حرص

مطلب اول این است که حرص و طمع بسیار به یکدیگر نزدیک اند. در تعریف حرص گفتیم که شدت تمایل درونی به چیزی است ولی در طمع شدت علاقه نیست بلکه آرزوی تنها است و انسان طمّاع آرزو می­کند که " ای کاش فلان نعمتی را که دیگری دارد من داشتم". بنابراین از نظر اخلاقی صفت طمع در رتبه­ی پایین تری از حرص قرار دارد.

اما از نظر رتبه بندی طمع مقدم بر حرص است زیرا تا کسی اهل طمع نباشد به حرص مبتلا نمی­شود و طمع مقدمه­ی حرص است. یعنی در ابتدا انسان به اموال دیگران چشم می­دوزد و طمع می­ورزد و آرزو می­کند که ای کاش فلان نعمت را داشتم و سپس اگر از خود مراقبت نکند به حرص مبتلا شده و شدت علاقه را به آن پیدا می­کند.

مطلب دوم ، یأس و تقابل آن با طمع

نکته­ی دیگری که در مورد طمع باید ذکر شود این است که بعضی یأس از آنچه در دستان مردم است را مقابل طمع دانسته اند و گفته اند اگر می­خواهید طمع را درمان کنید باید از آنچه در دست مردم قرار دارد مأیوس شوید. در حالی که این دو کاملا در مقابل هم قرار ندارند.

توضیح این مطلب این است که آرزوی نعمت دیگران طمع نام دارد و صفت مقابل آن، آرزو نکردن نعمت دیگران است. انسانی که آرزوی نعمت دیگران را ندارد دو حالت می­تواند داشته باشد؛ یا اینکه نسبت به مال مردم بی تفاوت است و هیچ توجهی به آن ندارد. یعنی نه میل دارد و نه بی میل است.

حالت دومی که می­تواند نسبت به اموال مردم داشته باشد یأس از اموال آنها است یعنی نه تنها بی تفاوت نیست بلکه مأیوس هم هست.

پس انسانی که طمع را از خود دور می­کند ممکن است دو حالت داشته باشد، یا نسبت به آن بی تفاوت می­شود. و یا اینکه از آن مأیوس می­شود. و لذا یأس از مال مردم صد در صد در مقابل طمع نیست. بلکه صفت ضد طمع، انقطاع میل از مال دیگران است چه اینکه مأیوس هم باشد یا نباشد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

قناعت : قسمت سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

قناعت : جلسه سوم

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته به بیان عوامل ایجاد قناعت پرداخته و یک راهکار علمی و ده راهکار عملی را بیان نمودیم. چهار عامل دیگر برای ایجاد قناعت وجود دارد که در این جلسه به آنها اشاره می­کنیم.

12ـ چشم پوشی از اموال دیگران

دوازدهمین عامل ایجاد قناعت، نگاه نکردن به اموال دیگران است. از دیدگاه روایات تعابیر مختلفی در مورد نگاه نکردن به اموال دیگران آمده است.

در بعضی از احادیث به صورت مطلق ذکر شده است و به طور کلی دستور داده اند که به اموال دیگران نگاه نکنید.

و در برخی دیگر فرموده اند که به اموال کسانی که سطح زندگی شان بالاتر است نگاه نکنید. و ما هر دو مورد را در یک نکته آوردیم.

البته صِرف اینکه سطح زندگی کسی پایین تر باشد مجوزی برای نگاه کردن به آن زندگی نیست زیرا ممکن است همان شخص نعمت خاصی داشته باشد که بیننده از آن محروم باشد و آرزوی آن را داشته باشد. پس اگر کسی که پایین تر از انسان است نعمت خاصی دارد نباید به آن نگاه کرد. بنابراین انسان باید از نگاه کردن به زندگی دیگران چشم پوشی کند چه اینکه سطح زندگی آنها پایین تر باشد، هم سطح باشد و یا بالاتر باشد.

امام صادق علیه السلام فرمودند : « قَالَ لِرَجُلٍ اقْنَعْ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَكَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَا عِنْدَ غَيْرِكَ وَ لَا تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ نَائِلَهُ فَإِنَّهُ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ يَقْنَعْ لَمْ يَشْبَعْ وَ خُذْ حَظَّكَ مِنْ آخِرَتِك‏ »[1] یعنی « به آنچه خدا برایت تقسیم کرده راضی باش! و به اموالی که در اختیار غیر تو قرار دارد نگاه نکن! و هیچگاه آرزوی چیزی را که نمی­توانی به دست آوری نکن! زیرا هرکس قانع باشد سیر می­شود. و کسی که قانع نباشد سیر نمی­شود. و بهره­ی خود را برای آخرت بگیر».

در این روایت به صورت کلی چشم دوختن به اموال دیگران را نهی فرمودند.

اما در روایتی دیگر که باز هم از امام صادق علیه السلام است از نگاه کردن به اموال انسان های بالا دست نهی شده است. امام علیه السلام فرمودند : « ٍ انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بِمَا قُسِمَ لَك‏ »[2] یعنی « به اموال انسان های پایین تر از خودت نگاه کن و به مافوق خود که قدرت بیشتری دارد نگاه نکن. زیرا اگر به پایین تر از خودت نگاه نکردی شما را به آنچه خداوند برایتان تقسیم کرده است قانع می­کند».

منظور از نگاه کردن به پایین تر از خود که در این روایت آمده است، با توجه به روایت اول، نگاه کردن به نعمت های خاصی نیست که ممکن است دیگران داشته باشند.

بلکه نگاهی کلی است که انسان بدون توجه به جزئیات، خود را به طور کلی با زیر دستش مقایسه کند تا به زندگی خود قانع شود.

ادامه نوشته

قناعت : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

قناعت : قسمت دوم

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته به بیان تعریف و آثار قناعت پرداختیم و در این جلسه پیرامون عوامل ایجاد قناعت صحبت خواهیم نمود. در واقع در این بخث به بیان علت های قناعت خواهیم پرداخت تا با شناخت آن­ها بتوانیم معلول را در وجود خود به وجود آوریم.

عوامل تحصیل قناعت

۱ - دانستن آثار قناعت

اولین راهکاری که قناعت را در وجود انسان ایجاد می­کند دانستن آثار قناعت است که در جلسه­ی قبلی به حدود چهل مورد اشاره نمودیم.

دانستن آثار قناعت، موجب تصدیق منافع آن شده و وقتی انسان به منافع چیزی تصدیق کرد برای کسب آن شوق پیدا می­کند و سپس اراده می­نماید.

البته وجود علمی آثار، قبل از به وجود آمدن قناعت است اما وجود خارجی آن آثار بعد از تحصیل قناعت محقق می­شود. یعنی در ابتدا انسان به آثار قناعت آشنا می­شود و بعد از اینکه انگیزه در درونش تقویت شد و صفت قناعت را تحصیل کرد آثار آن در خارج به وجود می­آید.

پس این راهکار علمی کاملا بر روی عمل انسان تأثیر می­گذارد.

مثلا کسی که می­فهمد خوردن سیب 30 خاصیت دارد انگیزه اش برای خوردن آن قوی می­شود اما تا وقتی آن را نخورده است آثارش را درک نمی­کند. درواقع وجود خارجی آثار سیب ارتباطی با فهمیدن من ندارد و چه من آن آثار را بدانم و چه ندانم آن آثار در خارج و جود دارد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته