وحدت بین شیعه و سنی

 

امام خمینی

امام خمینی : بين شيعه و سنى ابداً تفرقه نيست؛ بين شيعه و سنى نبايد تفرقه باشد. بايد وحدت كلمه را حفظ كنيد. ائمه اطهار ما سفارش كردند به ما كه بپيونديد با هم؛ و با هم اجتماعمان را حفظ كنيم. و كسى كه اين اجتماع را بخواهد كه به هم بزند، يا جاهل است و يا مغرض. و نبايد به اين حرفها گوش بكنند.. (صحیفه امام جلد ۶ - صفحه ۸۳)

 

شریک جرم قتل شیعیان نشویم

 

آیت الله العظمی بهجت

حضرت آیت الله بهجت درباره برخی از رفتارها به نام عیدالزهرا فرمودند: «چه بسا… این کارها موجب اذیت و آزار و یا قتل شیعیانی که در بلاد و کشورهای دیگر در اقلیت هستند گردد؛ دراینصورت اگر یک قطره خون از آنها ریخته شود ما مسبب آن و یا شریک جرم خواهیم بود».

کتاب «در محضر حضرت آیتالله بهجت»، ص ۱۳۸  

نوسترآداموس پیشگوی بزرگ یهود - قسمت دوم

 

کتاب یک هزار پیشگویی او، همان چیزی است که امروزه نوسترآداموس را مشهور ساخته و نام او را هر از چندگاهی بر سر زبان ها می اندازد. او در آن کتاب لغات و اصطلاحات یونانی، ایتالیایی، لاتین و زبان‌های منطقه‌ای را با هم تلفیق کرده است و با ساختن ملغمه ای مبهم راه را برای هرگونه تاویل و تفسیری از نوشته هایش باز گذاشته است. به نظر می رسد نوستر آداموس سفارش تهیه و نوشتن متنی را دریافت کرده است که دارای ویژگی های لازم برای بهره برداری ها و تبلیغات و خرافه پردازی های طولانی مدت آتی باشد. در سال 1555 کتاب پیشگویی‏ های نوستراداموس در لیون چاپ شد و برایش شهرت فراوان به ارمغان آورد.
نوسترآداموس

نوستر آداموس حتی از آثار پیشگوهای قبل از خود که فاصله زمانی چندانی هم با او نداشته اند سرقت کرده و به نام خود گردآوری کرده است. ریچارد روست یکی از پیشگویانی بوده که قبل از نوستراداموس می زیسته و نوشته هایش گاهی عیناً توسط او کپی برداری شده است. بخشی از پیشگویی های منتسب به نوستر آداموس در نسخه های قدیمی تر موجود نیست و کاملا مشخص است همان گروه کابالایی که نوستر آداموس را پرورید و به دستگاه قدرت فرانسه نفوذ داد در ادامه کار خود و برای بهره برداری های بیشتر، مرتباً در نوشته های نوستر آداموس دست برده و برای تهیه مواد لازم برای خرافه پردازی و مشغول کردن جوامع هر روز صفحه جدیدی به نوشته های بی سر و ته او افزوده است.
در سال ۱۹۸۳ نسخه ‌های اصلی نوشته های مربوط به سال ‌های ۱۵۵۵ و ۱۵۵۷ توسط محققی به نام چومارات کشف و آشکار شد که بسیاری از نوشته های منتسب به نوستراداموس در آن نسخه ها موجود نیستند و هیچ سند معتبر امروزی هیچ یک از ادعاهای پرطمطراق در مورد پیشگویی های نوستر آداموس را نمی تواند اثبات ‌کند. بعدها مشخص شد که بسیاری از این پیشگویی ها شایعات غیر معتبر و اکاذیبی بوده‌ که توسط افرادی همچون ژابرت (۱۶۵۶)، گوناد (۱۶۹۳) و بارست (۱۸۴۰) ساخته شده و به نوشته های نوستر آداموس اضافه شده اند.
نوستر آداموس در نوشته های خود که نام پیشگویی بر آنها گذاشته است از داستان و اعتقادات اساطیری یونان و همچنین تورات، انجیل و قرآن کپی برداری کرده است. بخشی از پیش گویی های میشل ترجمه ای غامض از آیات قرآن است که با شیطنت خاص یهود و پس و پیش کردن کلمات به خواننده تحویل داده شده است.
قبر نوسترآداموس
ویل دورانت جملات جالبی درباره نوسترآداموس دارد:
کتاب نوستراداموس مشتمل بر صدها فقره پیشگویی به زبان فرانسه گنگ و مبهم است و قابل تفسیر و تأویل‏ های متفاوت و حتی متعارض. او در این کتاب به پیشگویی حوادث از نیمه سده شانزدهم تا «پایان جهان» پرداخته که به ‏زعم او در سال3797 میلادی رخ خواهد داد. مطالب کتاب «چنان ماهرانه در لفاف ابهام پیچیده شده بود که هر سطر آن می‏ توانست تقریباً بر هر واقعه‏ ای از تاریخ آینده انطباق یابد.» (ویل دورانت، تاریخ تمدن، ترجمه فریدون بدره‏ ای و دیگران، تهران: سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی،1368، ج6، ص1014)
مبلغان نوستراداموس مدعی‏ اند که او اعدام چارلز اوّل، پادشاه انگلیس، و لویی شانزدهم، پادشاه فرانسه، آتش‏ سوزی سال 1666 لندن، ظهور و سقوط ناپلئون اوّل، ظهور هیتلر و بسیاری از حوادث دیگر را پیش‏ بینی کرده است. این در حالی است که نوستراداموس از پیشگویی نزدیک‏ترین حوادث زمانش عاجز بود. به‏ نوشته ویل دورانت، «نوستراداموس برای شارل نهم عمری نود ساله پیشگویی کرد که ده سال بعد در 24 سالگی زندگی را بدرود گفت.» (همان مأخذ، ص 1013)

ادامه این مقاله را اینجا بخواند

نظر رهبر انقلاب درباره خرافات مربوط به 9 ربیع‌الاول

 

رهبرمعظم انقلاب حضرت آیت الله خامنه ای

بعضی‌ها به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، این روزها و در این دوران کاری می‌کنند که انقلاب را که محصول مجاهدت فاطمه زهراست، در دنیا لنگ کنند ... اگر امروز کسی کاری کند که آن دشمن انقلاب، آن مأمور سیاسی آمریکا، آن مأمور استخبارات کشورهای مزدور آمریکا، وسیله‌ای پیدا کند، دلیل پیدا کند، نواری پیدا کند، ببرد اینجا و آنجا بگذارد، بگوید کشوری که شما می‌خواهید انقلابش را قبول کنید این است، می‌دانید چه فاجعه‌ای اتفاق می‌افتد؟ بعضی دارند به نام فاطمه زهرا(سلام الله علیها) این کار را می‌کنند، در حالی‌که فاطمه زهرا راضی نیست، این همه زحمت برای این انقلاب کشیده شده ... آن وقت یک نفری که معلوم نیست تحت تأثیر کدام محرکی واقع شده، به نام شاد کردن دل فاطمه زهرا، کاری کند که دشمنان حضرت زهرا را شاد کند کند.

(هفته‌نامه عملی – فرهنگی بصیر(حوزه)، سال چهاردهم، شماره اول، مسلسل 323، صفحه 6)

شيعه‌ها را سر مي‌بريدند، ثوابش باشد برای آن سخنران و آنها که تشویقش کردند!

آیت­الله جاودان را تهرانی­ها بسیار خوب می­شناسند؛ شاگرد اخلاقی مرحوم آیت­الله حق­شناس که در مدرسه چهارراه بازار، جلسات گیرای معارف و اخلاق­شان، محفل جمع طلاب و جوانان جویای کمال است. آن­چه از نظر می­گذرانید سخنان مهم آیت­الله جاودان درباره برخی جشن­ها و مراسمات نهم ربیع­الاوّل است. اين مطلب از آخرين شماره نشريه «خط» كاري از خانه طلاب جوان انتخاب شده است.

روز نهم ربیع، روز شادمانی است. شادمانی اهل­بیت است. آن را قدر بدانیم و به حرام آلوده نکنیم. گاهی کسانی که عنوان دوستی دارند، حرام­های خیلی روشن و مسلّم را انجام می­دهند. البته اگر واقعاً دوست بود که این کارها را نمی­کرد و به حرام آلوده نمی­شد، به بی­ادبی آلوده نمی­شد، به بی­حیایی آلوده نمی­شد.

یک آقای بزرگواری است که الان در استان خراسان، امام جمعه است. ایشان یک طلبه­ فاضل و خیلی باعرضه بوده و دو سه زبان خارجی هم آموخته بود و آرزو می­کرد که برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود. یک­وقت فرمایشات رهبر را گوش می­کند که از ایشان سؤال کردند که اگر شما در این مقام رهبری نبودید، دلتان می­خواست که چه کاری انجام بدهید؟ ایشان فرموده بودند که دلم می­خواست بروم در یک روستا و کار آخوندی بکنم.

ایشان، اوّلین­بار که این حرف را شنیده، از آن آرزو که امیدوار بود برای کارهای تبلیغی به کشورهای خارجی برود، دست برداشت و گفت خُب می­رویم به یک روستا. به سیستان و بلوچستان رفت. اوّل که به آن روستا وارد شده بود، کسی جواب سلامش را هم نمی­داد. اما باقی ماند و حوصله کرد. خوش اخلاقی و خدمت نشان داد. آرام آرام اهالی این روستا به او علاقه­مند شدند، اهالی آن روستا به او علاقه­مند شدند، این­جا می­توانست کار بکند، آن­جا می­توانست کار بکند، از این طرف می­بردنش، از آن طرف می­بردنش.

یک­دفعه که به روستایی رفته بود، مثلاَ پنجاه کیلومتر آن طرف­تر، هنگام برگشت، پشت ماشین که نشسته و کمی از آن منطقه دور شده بود، یک نفر اسلحه­ای را پشت گردنش می­گذارد و می­گوید آقا کنار بایست. ایشان فکر می­کند بچه­های بسیج هستند و دارند با او شوخی می­کنند. ولی دید خیلی جدّی است.

از ماشین پیاده­اش کردند و روی موتور نشاندند و رفتند تا پاکستان. حدود صد و پنجاه کیلومتر راه بود. ایشان می­گوید هر کجا آن­ها پیاده شدند که آب بخورند، به من فقط اجازه­ی یک مشت آب می­دادند. وقتی که فهمیده ­بود به دست چه کسانی گرفتار شده، به حضرت صدیقه کبری(س) عرض کرده­ بود: "یک کاری کنید آبرویم نرود، آبروداری کنیم. حالا هرطور هم شد، بشود".

خب در راه با نهایت شجاعت با آن­ها برخورد کرد. ایشان به دست عوامل ریگی گرفتار شده ­بود؛ آن­ها یک مجموعه بزرگی از شیعیان را از هر طرف ­دزدیده بودند. در آن­جا هم شکنجه و شلاق برقرار بود و با فاصله­هایی، سر می­بریدند. ایشان تعریف می­کرد که یک نوار سخن­رانی در اصفهان که خیلی هم سرو صدا داشت را ابتدا پخش می­کردند. سخنرانی علنی که نوارهایش را همه­جا برده­اند. لعن و سبّ کرده ­بود. هروقت می­خواستند سر یک نفر را ببُرند، این نوار را می­گذاشتند، خون­شان به جوش می­آمد و بعد، سر می­بریدند. خُب ثوابش برای آن آقایی که سخنرانی کرد و آن­هایی که پای منبر خندیدند و کف زدند! آن­هایی که تشویق کردند، آن­هایی که دعوت کردند، ثوابش به آن­ها هم می­رسد!

ایشان به حساب همان حرفی که با حضرت زهرا(س) عرض کرده ­بود، تمام این حوادث را به خوبی پشت سر گذاشته­بود. همه را در یک کنار می­نشاندند، سر یک نفر را می­بریدند که بقیه را هم آزار بدهند. آن­ها به ایشان گفته بودند ما نمی­دانیم تو چه طوری هستی! همه­ این­هایی که می­بینی این­جا هستند، همه­ شما که می­گویید شیعه هستید، همه­شان مشرک هستند. وقتی پای مرگ می­آید، می­افتند به دست و­ پای ما و التماس می­کنند و قسَم می­دهند. هرکار بتوانند، می­کنند تا کشته نشوند. ما هم برای این که نشان می­دهند که مشرک هستند، حقد و کینه­مان بیشتر می­شود. آن نوار لعن و نفرین را هم که می­گذارند.

در هر صورت، در این مدّت هم که آن­جا بود، چون باسواد بود، ناگزیر با آن­ها زیاد بحث می­کرد و آیه و حدیث برایشان می­خواند. به برکت آن توسّل به حضرت صدیق طاهره، یکی از مریدان آن­ها، کمی به ایشان تمایل پیدا کرده ­بود. یعنی احساس کرده ­بود حرف­های ایشان، حق است. هم­او، یک روزی ایشان را نجات می­دهد و الان هم در خراسان، در یکی از شهرستان­های کوچک، امام جمعه است. اگر همه آن جمع توسّل می­کردند، همه­شان نجات پیدا می­کردند.

همین یک حادثه کافی است، هرچند که صد نمونه از این دست، شنیده­ایم که مثلاً یک نفر به خودش بمب می­بندد و می­رود داخل یک مسجد تا صد نفر، دویست نفر شیعه را تکّه پاره ­کند. این کار، صدها عامل دارد. آمریکا هست، اسرائیل هست، عربستان سعودی هم هست، من هم با آن منبر و اظهاراتم، یک عامل هستم که کمک می­کنم. لااقل ما نکنیم. حالا در داخل این شهر، هزار جای دیگر می­کنند، من این را نکنم. من به قتل عام شیعه کمک نکنم. رهبر هم که فتوا دادند، حکم کردند به حرمت.

ما در سابق جلساتی داشتیم، با دوستان صحبت می­کردیم، می­گفتیم تو در بند رضای خدایی یا هر کاری دلت می­خواهد، می­کنی؟ اگر خواست دلت مهم است، پس هر کاری می­خواهی بکن! خدا که در کار نیست. اما اگر در بند رضای خدایی، من شک دارم. چون می­بینم یک مرجع تقلید، دو مرجع تقلید، بلکه بیشتر این حرکت را حرام دانسته­اند. شک می­کنم در بند رضای خدا باشی. وقتی یک نفر، دو نفر از مراجع، چنین حرفی زده­اند و از حرمت سخن گفته­اند، آدم شک در رضای خدا می­کند. شما دربند رضای خدا هستی یا نیستی؟

رجا نیوز

موضوع انشاء: انتخابات آزاد (طنز)

 

انتخابات آزاد

موضوع انشاء "انتخابات آزاد"

من انتخابات آزاد را دوست دارم. پدرم هم انتخابات آزاد را دوست دارد. حتی دایی ام هم انتخابات آزاد را دوست دارد .دایی ام دیروز ظهر مهمان ما بود. ما ظهر آبگوشت داشتیم. دایی ام به مادرم گفت :خواهرجان! می خواستی دلمه هفت رنگ بپزی. پدرم کمی ابرو درهم کشید و گفت: ما را چه به دلمه هفت رنگ،ما همه چیزمان یک رنگ است مثل خودمان! مادرم گفت : باید دستور پختش را از دختر همسایه مان فائزه خانم بپرسم . اما پدرم گفت: فائزه خانم اگر آشپزی بلد بود که هر روز نمی رفت ساندویچ بخرد!
من از دایی ام پرسیدم: از کجا بفهمیم که یک انتخابات آزاد بوده است یانه؟ دایی ام گفت: باید انتخابات برگزار شود بعد اگر آنکه ما می خواستیم رای آورد می گوییم انتخابات کاملا آزاد بود اما اگر آنکه ما می خواستیم رای نیاورد می گوییم انتخابات آزاد نبوده است !
من گفتم: خوب اینجوری که نمی شود، چون عده ای می گویند انتخابات آزاد بوده و عده ای می گویند آزاد نبوده است .
دایی ام گفت: بله این را خوب فهمیدی. راست می گویند که بچه حلال زاده به دایی اش می رود. وقتی کاندیدای ما رای نیاورد می گوییم انتخابات آزاد نبوده است بعد این وسط ، جرو بحث می شود و عده ای می گویند آزاد بوده و عده ای می گویند آزاد نبوده ، بعد ما به عنوان عقل کل! می آییم وسط میدان و می گوییم برای اینکه مشخص شود انتخابات آزاد بوده یا آزاد نبوده ؛ بیایید رفراندوم برگزار کنیم تا بالاخره بفهمیم انتخابات آزاد بوده یا آزاد نبوده ؟!
من گفتم: دایی جان! بعد اگر مردم رای دادند که انتخابات آزاد بوده است آن وقت چه کار می کنیم؟

دایی ام گفت: اگر در رفراندوم گفتند انتخابات آزاد نبوده که همان چیزی است که ما می خواستیم و دوباره باید انتخابات برگزار کنیم آن هم انتخابات کاملا آزاد. اما اگر در رفراندوم گفتند که انتخابات آزاد بوده آن وقت دوباره می گوییم رفراندوم آزاد نبوده و باید دوباره رفراندوم برگزار شود تا ببینیم آیا مردم رای می دهند به اینکه این رفراندومی که برگزار شد آزاد بوده یا آزاد نبوده .
من خندیدم و گفتم : بعد دوباره اگر مردم رای دادند که رفراندوم هم آزاد بوده آن وقت چه کار می کنیم؟

دایی ام گفت: آن وقت دوباره می گوییم این رفراندوم هم آزاد نبوده و باید دوباره رفراندوم برگزار کنیم و آنقدر رفراندوم برگزار می کنیم تا مردم بگویند انتخابات آزاد نبوده ، بعد دوباره انتخابات برگزار می کنیم و بعد اگر دوباره در انتخابات کاندیدای ما رای نیاورد دوباره می گوییم انتخابات آزاد نبوده و دوباره باید رفراندوم برگزار کنیم !
من از خوشحالی پریدم بالا و گفتم : خوب دایی جان! این همین کاری است که من همیشه انجام می دهم. وقتی داریم فوتبال بازی می کنیم هر وقت ببینم تیم ما دارد می بازد جر و بحث راه می اندازم و بازی را به هم می زنم تا دوباره از اول بازی کنیم باز دوباره اگر دیدم داریم می بازیم دوباره بهانه می آورم و می گویم داوری را قبول ندارم و بازی را به هم می زنم و اینقدر این کار را می کنم تا تیم ما برنده شود !

دایی ام پوزخندی زد و گفت: احسنت به تو! من همیشه به مادرت می گفتم که پسرت بالاخره یک چیزی می شود . اصلا خدا را چه دیدی شاید روزی مصلحت سنج شدی یا تئوری تمدنی دادی!
من کمی سرم را زیر انداختم و گفتم: ولی دایی جان ! دیگر هیچ تیمی حاضر نیست با تیم ما بازی کند، اسم تیم ما را گذاشته اند تیم قالتاق و دودوزه باز !

دایی ام گفت: نگران نباش ! این به خاطر معصومیت دوران نوجوانی شماست. پا به سن که گذاشتید این ها برایتان عادی می شود و اسم این روش ها را می گذارید روش های کاملا دموکراتیک که برای رسیدن به تیم وحدت ملی لازم است از این روش ها استفاده شود !
بعد دایی ام کمی صدایش را بالا برد و دستی بر پشتم زد و گفت: اما مگر موضوع قحط بود که درباره انتخابات آزاد می نویسی؟ من گفتم: معلم مان گفته است بنویسم مجبورم وگرنه پس گردنی می خورم.

دایی ام گفت: معلمتان یا کله اش بوی قورمه سبزی می دهد یا به کله گنده ها وصل است! اما من گفتم: نه دایی جان! معلم ما همیشه از چندرغاز حقوقش می نالد و می گوید آه در بساط ندارد. دایی ام خندید و گفت: تو هنوز بچه ای نمی فهمی و زود قضاوت می کنی ،روزی که ده میلیارد تومانش را رو کرد دم خروسش نمایان می شود !.....
آقا نزن....آقا تو رو خدا نزن...آقا ما که نگفتیم ، دایی مون گفته!!!

برنارد لوییس طراح تجزیه کشورهای خاورمیانه

 

برنارد لوییس

«تفرقه بیانداز و حکومت کن» و یا «جدا کن و غالب شو»، این عبارت همواره در تاریخ بشر با نام لشکرکشان و جنگ طلبان بزرگ و قدرت های استعماری سلطه گر و انحصار طلب معادل بوده است. با نگاهی به تاریخ جهان می بینیم که همواره طبقه حاکم بر جهان این دستور کار مهم را مد نظر داشته و از طریق جداسازی و تجزیه سرزمین ها و قدرت ها به راحتی به فتح و غلبه بر آنان دست یافته اند. این طبقه در طول تاریخ در کشورهای مختلفی این نسخه را با موفقیت آزموده و هر بار با کوله باری از تجربه های بیشتر بر شدت و وسعت اجرای این حکم استعماری افزوده اند.
در این برهه زمانی از تاریخ باز همین دستور کار است که برای خاورمیانه ملتهب از انقلاب های مختلف بر روی میز طبقه حاکم قرار گرفته است. دیگر حکام زورگوی پیر دست نشانده در خاورمیانه برای سلطه گران جهانی کاربردی ندارند و از سال ها قبل با پیش بینی این ناکارآمدی طرح جدیدی برای ثروتمندترین منطقه استراتژیک جهان اندیشیده شده است. از همین روست که می بینیم متعاقب انقلاب هایی که دنیای غرب آن را بهار عربی می خواند و سرنگونی دیکتاتورهای چندین دهه ای بلافاصله بخش «جدا کن» دستور کار قدیمی طبقه سلطه در غالب حرکات تجزیه طلبانه و استقلال خواهی ها شروع می شود تا راه رسیدن به بخش «غالب شو» هموارتر گردد.

ایران طراحی شده توسط برنارد لوییس

بقیه این مقاله را اینجا بخوانید.

برنارد لوئیس ، تئوریسین آمریکا برای طراحی خطرناک ترین طرح قرن

برنارد لوئیس صهیونیست نسخه تجزیه جهان اسلام را می پیچد
 
تئوریسین آمریکا طراح خطرناک ترین طرح قرن

آن‌چه جهان اسلام و عرب امروز از جنگ و اختلاف و تقسیم و تجزیه شاهد آن است، حاصل تصادف و اتفاق نیست، بلکه نقشه از پیش طراحی حساب‌شده‌ای است که سال‌ها پیش توسط فردی به نام "برنارد لوئیس" ریخته شد.

برنارد لوئیس صهیونیست

"فتحی شهاب الدین"، نویسنده جهان عرب در مقاله‌ای به تبیین و تشریح طرح برنارد لوئیس درباره تقسیم جهان اسلام و عرب می‌پردازد و در این‌باره می‌نویسد.

کسانی‌که تاریخ را نمی‌خوانند، گمان می‌کنند، آنچه آمریکا در عراق انجام داده و این کشور را اشغال کرده، اقدامی تصادفی و زاده حوادث اتفاقی بود است، پس از آن شاهد حوادث سودان بودیم که منجر به جدایی جنوب سودان از شمال آن شد، درحالی‌که بسیاری آنچه را که فراموش کرده‌اند، این حقیقت بزرگ است که این اقدامات جزیی از اجرای یک طرح استعماری است که صهیونیسم جهانی آن را برای تفکیک و تجزیه جهان اسلام و عرب طراحی کرده تا براساس آن این دو جهان را به کشورهای مجزا و کوچک تبدیل کند و به این وسیله زمینه حاکمیت رژیم صهیونیستی ابتدا بر سرزمین فلسطین و سپس بر سراسر منطقه خاورمیانه را فراهم کند.

اما هدف از انتشار این مطلب آشنا کردن جهان اسلام و بویژه جوانان مسلمان با این طرح خطرناک است، بخصوص این‌که صهیونیسم بین الملل برای شستشوی مغزی جوانان و تحریف آنها سرمایه‌گذاری کلانی را کرده تا به این وسیله به طرح رژیم صهیونیستی و آمریکا خدمت کنند.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته