تحول در علوم انسانی واجبی فوری

تحول در علوم انسانی واجبی فوری 

با پیروزی انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی در بهمن 57 ، باب جدیدی از سیاست همراه با دین به روی جهانیان گشوده شد. انقلاب اسلامی عرصه­ی جدیدی از سیاست را روی میز سیاسیون جهان قرار داد که بحمد الله و المنه بسیار هم موفق بوده و هست و این نشان دهنده پایه ریزی فکر شده و با برنامه انقلابیون همراه با امام خمینی «ره» مانند شهید آیت الله بهشتی و شهید آیت الله مطهری  و ... برای به ثمر رساندن چنین حرکت عظیمی می باشد.

اما نکته ای که باید بدان توجه نمود بحث های فرهنگی و اجتماعی در کشور است. پیشبرد اهداف فرهنگی و اجتماعی که مبتنی بر مسائل و نظریات اسلام باشد نیازمند انقلابی دیگر است که می توان گفت به نوبه خود عظمتی چون انقلاب اسلامی را دارد چرا که انقلاب اسلامی به فرموده امام عظیم الشأن «ره» ، انقلاب ارزشهاست که این ارزشها می تواند در رشد فکری و فرهنگی مردم و جامعه نمود پیدا کند. بهترین راه برای رشد فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی یک جامعه را  می توان در اسلام پیدا کرد. لذا علوم انسانی رایج در کشور ما نیازمند یک تحول اساسی می باشد. چون بسیاری از علوم انسانی که در کشور به آن پرداخته می شود یا مستقیما بر مبنای غرب نوشته شده است یا اینکه تفکرات غربی در شکل گیری کلی آن تأثیر فراوانی داشته است. این درحالی است که اسلام به عنوان یک مکتب کامل و انسان ساز ، خود مبانی بسیار دقیق و عادلانه ای را برای این علوم به بشر ارائه کرده است. رشته­هایی چون اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، سیاست ، حقوق ، فلسفه و مدیریت از رشته هایی هستند اسلام بهترین منبع برای شناخت بیشتر و تحصیل آنهاست.

مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف با حوزویان و دانشگاهیان بر ضرورت تحول در علوم انسانی بارها تأکید کرده اند که علوم انسانی رایج در کشور ما باید بر مبنای اسلام باشد نه غرب. این جزء مسلمات است که انقلاب برای پیشبرد اهداف عالیه فرهنگی و اجتماعی خود نیازمند تحولی جدی در علوم انسانی است چرا که اگر اقتصاد ، مدیریت ، جامعه شناسی و ... بر مبنای اسلام باشد ، دیگر اسلام حاکم جامعه خواهد بود نه غرب ولی افسوس که متأسفانه شاهد این هستیم که چنین تحولی در حوزه علوم انسانی هنوز بطور چشم گیر صورت نگرفته است و علوم انسانی مورد مطالعه در دانشگاهها اکثرا طبق مبنای غرب می باشد.

توجه کنید که بر فرض مثال اگر اقتصاد (که یکی از شاخه های علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی می باشد) در جامعه ما یک اقتصاد کاملا اسلامی و بر مبنای ارائه شده توسط دین مبین اسلام باشد ، این همه فساد اقتصادی و فاصله طبقاتی از لحاظ اقتصاد در جامعه وجود خواهد داشت؟ مسلما یکی از برنامه های اقتصاد مبتنی بر اسلام ، نابودی و از بین بردن سریع ربا در جامعه است. ربا هیولایی است که اکنون در جامعه ما ریشه دوانده است و برای نابودی آن بایستی حتما اقدام شود ، آن هم اقدامی جهاد گونه. شاید یکی از مصادیق جهاد اقتصادی همین ریشه کن کردن ربا باشد. نابودی ربا به قدری اهمیت دارد که حتی بسیاری از اقتصادیون (اعم از حوزوی و دانشگاهی) ، آنرا از هدفمند کردن یارانه ها مهم تر می شمارند. دقت کنید که هدفمند کردن یارانه یک امر جهادی بود که توسط دولت انجام شد حال اگر ریشه کن کردن ربا مهمتر از آن باشد ، خود یک جهاد اقتصادی می طلبد. اقتصاد یک مثال ساده و قابل فهم بود و خودمان آثار اقتصاد ضعیف و ناکار آمد را در جامعه شاهد هستیم که تنها راه حل رشد اقتصادی ، منطبق کردن اقتصاد با مبانی اسلام خواهد بود.

علوم انسانی زیر ساخت های یک جامعه را می سازد. حال اگر علوم انسانی مبتنی بر مبانی غرب باشد ، زیر ساخت های اصلی یک کشور ، غربی خواهد شد که این مورد رضایت دشمن بوده و می تواند از وضعیت بوجود آمده توسط چیزی که خودش آنرا برنامه ریزی کرده و به جوامع تحمیل نموده است ، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر مبنا ، اسلام و دستورات اسلامی باشد آن وقت وضعیت فرق خواهد کرد. در آن موقع زیر ساخت ها را اسلام برنامه ریزی کرده و کشور با مبانی حیات بخش اسلام رشد خواهد کرد که این خود رشد کامل و بدور از هر گونه بزرگنمایی کاذبانه خواهد بود.

لذا تحول در علوم انسانی یک امر انکار ناپذیر خواهد بود. این تحول باید صورت بگیرد تا اسلام در جامعه حکمفرما شود. چنین تحولی نیازمند مسائلی است که خلاصه ای از آنرا به شرح ذیل آن را بیان می کنیم :

1-پی گیری و دلسوزی مسئولین و مخصوصا شورای عالی انقلاب فرهنگی

طبق این وظیفه مسوولین کشور بایستی از راههای مختلف مبانی اسلام راجع به علوم انسانی را شناخته و آن را در جامعه و سطح کشور بصورت عملی پیاده نمایند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز کاری کند که علوم انسانی در دانشگاهها بر مبنای اسلام تدریس و تحصیل شود. 

2-علوم انسانی ، از رشته های مهم و اصلی شمرده شود

اگر علوم انسانی از رشته های اصلی دانشگاهها شمرده نشود ، اکثر کسانی که معدل نسبتا کم و یا مشکلات دیگر دارند به رشته های علوم انسانی روی آورده و می شود آنچه نباید بشود. چنانچه اکنون شاهد آن هستیم که اکثر افراد باهوش با استعداد و کسانی که به طریقی قصد خدمترسانی به کشور و جمهوری اسلامی دارند ، وارد دانشگاهها صنعتی یا علوم پزشکی می شوند. قصد این را نداریم که بگوییم آنکه در رشته های علوم انسانی تحصیل می کند استعداد و علمیت کمی دارد (هر چند در دید مردم و حتی مسئولین نیز این کم بینی و ساده انگاشتن دانشجوی رشته های علوم انسانی براحتی دیده می شود) خیر ، بلکه می خواهیم بگوییم آنچه که برای ساخت یک کشور مهم است داشتن یک زیر ساخت قوی و منطبق با اسلام است که به تبع آن باید از مهندس و دکتر نیز استفاده شود ولی توجه کنید که اگر مدیریت (مدیریت یکی از شاخه های علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی است) در کشور غلط و نا سالم باشد ، آنگاه همین دکترو مهندس درس خوانده و زحمت کشیده در دانشگاههای مهم و معتبر کشور وجهان به هرز می روند و نمی توانند افکار و اندیشه های علمی خود را برای ساخت کشور بکار گیرند کما اینکه در گوشه و کنار کشور شاهد این قضیه هستیم.

3- تحول در علوم حوزوی

طلایه دار تحول در علوم انسانی قطعا حوزه علمیه است بلا شک. حوزه است که اسلام شناس تربیت می کند. اسلام شناس کسی است که می داند اسلام نظرش راجع به علوم انسانی مثل اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، مدیریت ، سیاست ، فلسفه ، کلام و .... چیست. حوزه بایستی به سمتی پیش رود که دانشمندانی در علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی تربیت کند که این دانشمندان بتوانند مبنای اسلام را راجع به این علوم از دل متون اسلامی و روایی بیرون کشیده و یک برنامه ای را ارائه کند برای ساخت جامعه اسلامی که بحمدالله این مهم توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمةالله علیه تحت مدیریت عالم عامل حضرت علامه آیت الله مصباح یزدی مدظله العالی صورت گرفته است که با این که دانشجویانی عالم نسبت به علوم انسانی تربیت نموده است ولی حوزه باید کاری بزرگتر و دقیق تر انجام دهد که به لطف خدای متعال تمامی زیر ساخت های کشور اسلامی شود که البته و صد البته چنین کاری هم یاری مسئولین و مدیران حوزه را می طلبد و هم یاری مسئولین و مدیران اجرایی و قانون گذاری را در عمل به مبانی بیرون کشیده شده از متون اسلامی توسط متخصصان حوزوی

به امیدخدا امیدواریم که این مهم با همت عالی مسوولین و مدیران حوزه های علمیه و کشور هر چه سریعتر صورت بگیرد که کاری بس مهم و عملی ضروری به نظر می رسد.


علوم انسانی - تحول - تحول در علوم انسانی - اسلام - علوم اسلامی - علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی - اقتصاد - جامعه شناسی - روانشناسی - دانشگاه - شورای عالی انقلاب فرهنگی - حوزه های علمیه - مدیریت

14 پرسش کلید از حجتی کرمانی!

14 پرسش کلید از حجتی کرمانی!

هجمه­ی سیاسی و رسانه­ای به علامه مصباح ، پدیده­ی جدیدی نیست. اصلاح‏طلبان از آن هنگام که احساس کردند ایشان در مقابل «التقاط و انحراف فکری» آنها، صف­آرایی شجاعانه و شفاف کرده و به هیچ رو، قصد عقب­نشینی و مدارا ندارد، همواره دست به «ترور شخصیت» ایشان زده­اند و به هر مناسبتی، انواعی از تهمت و افترا را بر ایشان روا داشته­اند[1].

چندی پیش «حجت­الاسلام­و­المسلمین حجتی کرمانی- که سابقه­ی چند جلسه مناظره­ی تلویزیونی با علامه مصباح را در کارنامه­ی فکری خود دارد[2] و شاید هم‌چنان از شکست خود در آن مناظره ، تلخ­کام و آزرده دل است- طی نامه‏ای سرگشاده به جناب علامه، ایشان را به دلیل دفاع از دکتر احمدی‏نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388، سرزنش کرد. جوهر و گرانیگاه نامه­ی آشفته و نامسنجم ایشان دربردارنده­ی استدلال زیر است:

مقدمه­ اول :

علامه مصباح در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388 از دکتر احمدی نژاد دفاع کرده است.

مقدمه­ دوم :

امروز ضعف­ها و انحراف­ها و ناکارآمدی­های دکتر احمدی نژاد بر همگان روشن و اثبات شده است.

مقدمه سوم :

اصلاح‏طلبان از وجود چنین ضعف­ها و انحراف­ها و ناکارآمدی­هایی در تفکر و شخصیت دکتر احمدی‏نژاد مطلع بودند و یا تحقق آنها را در آینده، پیش­بینی می‌کردند و از این‏رو، او را برنگزیدند.

نتیجه :

حمایت و دفاع علامه مصباح از دکتر احمدی‏نژاد، خطایی آشکار و پرهزینه، و مخالفت اصلاح‏طلبان با احمدی‏نژاد، تصمیمی صواب و مدبّرانه بوده‌است.

نقد و ابطال :

برای ابطال این استدلال، پرسش‏هایی را- که البته پاسخ‏های شفاف و نمایان دارند- مطرح می‏کنیم و امیدواریم ایشان که زحمت «نامه‏نگاری سرگشاده» را به خود داده‏اند، از «پاسخ‏گویی منطقی» به پرسش­های معطوف به نامه­ی یاد شده، شانه خالی نکنند و نشان بدهند که صرفاً «مقاصد خاص سیاسی» یا «اغراض شخصی» را دنبال نکرده‏اند و تنها در جستجوی «حقیقت» هستند.

1- بر فرض که هر آنچه درباره­ی ضعف و سستی و انحطاط دولت­های نهم و دهم نگاشته‏اید، صحیح و صواب باشد؛ اما آیا از این یافته، «برتری» شخصیت­های مقبول شما- که طبق نوشته­ی خودتان آقایان هاشمی و خاتمی و سایر اصلاح‏طلبان هستند- به اثبات می‏رسد؟! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده باشد؟!

فراموش کرده­اید که مردم طمع تلخ «تورم 50 درصدی» را در دولت هاشمی چشیده­اند! «برخوردهای آمرانه و تحکّم­آمیز» مدیران عالی و میانی دولت سازندگی را با مردم به یاد ندارید که سبب­ساز شکل­گیری شکاف دولت و ملت در انقلاب شد؟! «اشرافیت» و «ثروت­اندوزی» و«مسابقه­ی رفاه­طلبی» میان مسئولین در چه دولتی پا‌گرفت؟! «کرباسچی» و پدیده‏های دیگر از این دست در چه دولتی رشد کردند و ننگ «فساد اقتصادی» را به پیشانی نظام اسلامی چسباندند؟!

از دولت خاتمی و اصلاح‏طلبان بگویم. آیا مشاور عالی خاتمی از «واتیکانیزه کردن ولایت فقیه» سخن نگفت؟ آیا روزنامه‏نگار اصلاح‏طلب مدعی نشد که باید امام خمینی(ره) را به «موزه­ی تاریخ» سپرد؟ آیا امام حسین(ع) در روزنامه‏های زنجیردار به «خشونت‏گرایی» متهم نگردید؟! آیا فعالان فکری اصلاح طلب، به صراحت از «سکولاریسم» سخن نمی‏گفتند؟! «ولنگاری اخلاقی» و «آزادی اباحی‏گرانه» به دست وزیر ارشاد وقت (عطاءالله مهاجرانی) پایه­گذاری نشد؟![3] «فتح سنگر به سنگر»، «فشار از بالا، چانه زنی از پایین»، «عبور از حاکمیت» و تاکتیک‏ها و شعارهای شرم‏آور دیگری از این دست در اتاق فرمان جریان اصلاحات طراحی نشدند؟! «فرمان هشت ماده‏ای مقام معظم رهبری در زمینه­ی مبارزه با مفاسد اقتصادی» در زمان چه دولتی صادر شد؟! اگر مفاسدی در سطح مسؤولان و مدیران دولت­های سازندگی و اصلاحات وجود نداشت و یا دست­کم آن­ها خود در پی رفع فساد برمی­آمدند، چه دلیلی برای «ورود مستقیم مقام معظم رهبری» به این عرصه وجود داشته است؟! آیا «ایران برای همه­ی ایرانیان»[4] و «جمهوری ایرانی»، صورتی دیگر از ملّی‏گرایی­ای نیست که اسفندیار رحیم مشایی آن را در قالب «مکتب ایرانی» تبلیغ می‏کند؟! «تحصن نمایندگان مجلس ششم» که یک چالش سیاسی برای نظام اسلامی رقم زد را که فراموش نکرده‏اید؟! دکتر احمدی‏نژاد را به دیکتاتوری متهم می‏کنید، محتوای «لوایح دوقلوی خاتمی» را نیز مطالعه کنید تا دریابید «دیکتاتوری شخص رییس جمهور» در چه زمانی مطرح شد و خاتمی چگونه قصد داشت کلّیت نظام و حکومت را به تصرّف خود درآورد! [5] دوست دارید از چندین نفر از «مدیران و فعالان سیاسی اصلاح طلب» نام ببرم که امروزه رسماً به «سرویس­های سیاسی امریکا و انگلیس» پیوسته اند و آشکارا و بی‏پروا، «ضدّانقلاب» و «اپوزیسیون» خارج از کشور را در آغوش دارند؟! عطاء­الله مهاجرانی- وزیر ارشاد دولت اصلاحات- رسماً در «شبکه­ی تلویزیونی بی‏بی‏سی» حضور می‏یابد و «انقلاب و نظام اسلامی« را به چالش می‏کشد! بدگویی از انقلاب و ارزش­ها آن هم در خانه­ی «دیرینه­ترین و خبیث­ترین دشمنان»؟! فریبا داوودی مهاجر- مشاور دولت اصلاحات- در جلوی دوربین «تلویزیون صدای آمریکا»، «کشف حجاب» کرده است! این است معنی «تقیّد اصلاح­طلبان به احکام اسلام»؟! در قرائت جدید و متفاوت اصلاح­طلبان از اسلام، حجاب اسلامی هم دیگر جایی ندارد؟! شنیده­اید که رجبعلی مزوروعی – نماینده­ی اصلاح­طلب مجلس ششم- نیز از کشور گریخته است؟! او چه نقشی در فتنه­ی سال 88 داشته که از چنگ قانون و عدالت متواری شده‌است؟!
راستی، به نظر شما آیا احمدی‏نژاد بیشتر اهل «رفیق­بازی» و «قبیله­گرایی سیاسی» است یا آن رئیس جمهور سابقی که حتی اجازه نمی‏دهد «فرزندش» از «لندن» به ایران سفر کند و در «دادگاه نظام اسلامی» حاضر شود؟! [6] مگر در فتنه سال 1388، در خانه‏های تیمی «قیطریه» و «فاطمی» و «سایت جمهوریت» [7] چه می‏گذشته‌است؟! نکند از «شرکت بهینه­سازی مصرف سوخت» که در اختیار همین آقازاده بوه، در راستای «اهداف براندازانه» بر ضد نظام اسلامی استفاده شده‌است؟! آیا دختر احمدی­نژاد بارها و بارها در جریان­ آشوب­های خیابانی فتنه­ی سال 88 در کنار «منافقان» و «سلطنت­طلب­ها» و «بهایی­ها» و «سکولارها» دستگیر شد یا دختر رئیس جمهور یاد شده [8]؟! آیا اعترافات متهمان فتنه‌ی سال 1388 – از قبیل «حجاریان» و «عطریان‏فر» و «ابطحی» [9] و ... – در دادگاه نشان‌گر «انحطاط جریان اصلاحات» نبود؟! در حالی که آن­ها خود به اشتباهاتشان، اذعان عمومی و صریح داشته­اند، شما بر حقانیت جریان اصلاحات پای می­فشرید؟!

آری، مفاسد و معایب دولت‏های سازندگی و اصلاحات، - چه کماً و چه کیفاً- «غیرقابل مقایسه» با دولت احمدی‏نژاد است و حتی اشاره به آنها، مثنوی هفتاد من کاغذ می‏شود! شما کدام ضعف و انحراف و نقص را در «دولت احمدی نژاد» و در شخص او سراغ دارید که در «دولت سازندگی» و «دولت اصلاحات» نبوده‌باشد؟!

2- مفاسد و معایب یاد شده نسبت به دولت‏های سازندگی و اصلاحات در بند اول، مورد تردید نیستند؛ این مطلب نه خبر پنهان است و نه پدیده دور از رؤیت افکار عمومی. این­ها واقعیت‏هایی هستند که حتی مردم کوچه و بازار نیز به آن‏ها واقف هستند! شما که «دلسوز انقلاب» و «مدافع اسلام» و «اهل نامه نویسی سرگشاده» هستید، چرا در طول سال­های گذشته، چشم بر این همه مفاسد و معایب بزرگ و بنیان­برافکن فروبستید و کلامی انتقادی و انذارگونه بر صفحه­ی کاغذ ننوشتید؟! چرا ضعف و نقص و انحراف دوستان سیاسی خود را «سانسور»، و اشتباهات و انحرافات دیگران را «افشا» می‏کنید؟! این نوعی «تبعیض سیاسی» و «جانبداری غیرمنصفانه» نیست؟! از شما که یک روحانی هستید، دست­کم انتظار می‏رفت در مقابل «دین‏ستیزی اصلاح‏طلبان» خاموش ننشیند(هر چند خاموشی شما از دفاع ناشیانه­ی شما از تئوری تساهل و تسامح آن‏ها در جریان مناظره با علامه مصباح بهتر بود!).

3- با توجه به آنچه که در بند اول آمد، حقاً و انصافاً، دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری سال­های 1384 و 1388 بر سایر رقبا «برتری» نداشت؟! او نبود که در مقام نظر و عقیده، «گفتمان امام و انقلاب» را زنده کرد و در مقام عمل و اقدام، در طول مدت دو سال برعهده گرفتن مدیریت شهرداری تهران نشان داد که «روحیه­ی بسیجی» و «نشاط­کاری» و «خدمت­رسانی بی­وقفه» یعنی چه؟! توده های مردم در او چه دیده بودند که وی را با «شهید رجایی» مقایسه می‏کردند؟!

4- هم‌چنان که می‏دانید، رئیس جمهور با رای «توده های مردم» مشخص و انتخاب می‏شود نه نظر «جناب علامه مصباح»! چرا شما نسبت به «مردم» اعتراض نمی‏کنید که در دو دوره­ی پیاپی به دکتر احمدی‏نژاد رای داده‏اند، آن هم با وجود «چند نامزد اصلاح‏طلب» در هر دوره؟! اگر دکتر احمدی‏نژاد، منتخب «مردم» است و نه منصوب «علامه مصباح»، چرا خطاب به «مردم» نامه­ی سرگشاده نمی‏نویسید و آن‏ها را به «اشتباه بزرگشان» واقف نمی‏گردانید؟!

5- چرا از خود نمی‏پرسید که با وجود «هاشمی، «معین» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1384 و «موسوی» و «کروبی» در انتخابات ریاست جمهوری سال 1388، چرا «توده های مردم» از گفتمان دولتهای سازندگی و اصلاحات، به صورت کلّی بریدند و به گفتمان دیگری روی آوردند که نقطه­ی مقابل آن­ها بود؟! آیا اصلاح‏طلبان در این دو انتخابات، «نامزد»ی نداشتند؟! آیا در هر دو انتخابات، «تقلب» روی داده است؟! چرا به جای «خودانتقادی»، «فرافکنی» می‏کنید؟! توصیه می­کنم مدتی را صرف مداقه پیرامون این پرسش کنیدکه چرا مردم از دولت­های سازندگی و اصلاحات روی گرداندند و با چندین «نه» بزرگ و تاریخی در جریان انتخابات، به آنها پاسخ منفی دادند؟ [10]

6- چرا جناب علامه مصباح از دکتر احمدی نژاد دفاع کرد؟! آیا این حمایت ریشه در «اصول» و «ارزش­ها»یی داشت که احمدی‏نژاد از آنها سخن می­گفت یا ناشی از «مناسبات سیاسی» و یا «علاقه شخصی» علامه به احمدی‏نژاد بود؟! پاسخ روشن است. برخلاف تمام نامزدهای انتخاباتی ریاست جمهوری سال 1388، این تنها احمدی‏نژاد بود که از «دولت اسلامی» سخن گفت و به صراحت بر «ارزش‏های اسلامی» تکیه کرد و به بهانه­ی «جذب آراء» و «جلب مخالف»، چهره­ای بزک کرده و فانتزی از خود نشان نداد. خود جناب علامه نیز بارها و بارها تصریح کرده‌است که حمایت ایشان از دولت به دلیل «وفاداری آنها به باورها و ارزش­های اسلامی» بوده است و لاغیر. بنابراین، این «حمایت» تا جایی باقی است و دوام دارد که وفاداری به اصول و ارزش­های یادشده، تدوام داشته باشد. در غیر این صورت، «حمایت» جای خود را به «انتقاد» و «مخالفت» خواهد داد – که اکنون داده است.

7- بر فرض که حمایت جناب علامه مصباح از دکتر احمدی نژاد اشتباه بوده است، «حمایت خاص» مقام معظم رهبری از وی چگونه قضاوت می‏کنید؟! [11] شما که خود را فردی «انقلابی» و «متعهد به ولایت فقیه» می‏انگارید، چه پاسخی برای این «تناقض» دارید؟! شاید اگر شهامت داشتید، خطاب به مقام معظم رهبری نیز «نامه­ی سرگشاده» می‏نوشتید و به ایشان به دلیل «حمایت خاص» از دکتر احمدی‏نژاد، خرده می‏گرفتند!

8- برخلاف شما و دوستان اصلاح‏طلبان‏تان که همواره چشم بر روی «ضعف‏ها» و «کاستی­ها»ی خود بسته­اید و جز به «تمجید» و «تملق» درباره خود، زبان نگشاده­اید، علامه مصباح از همان آغاز به کار دولت نهم نشان داد که حمایت ایشان یک حمایت «جناحی»، «سیاسی» و «شخصی» نبوده است؛ زیرا ایشان هر جا احساس می‏کرد که اشتباه و انحرافی رخ داده، بی‏درنگ و شفاف موضع‏گیری می‏کرد. آیا جناب علامه مصباح نبود که با نظر دکتر احمدی‏نژاد مبنی بر «ورود زنان و دختران به استادیوم‌های ورزشی» مخالفت کرد و حتی دو نفر از شاگردان خو را به سوی رئیس جمهور گسیل کرد تا این مخالفت را به او ابلاغ کنند؟ آیا ایشان بارها از تمرکز صرف دولت نهم بر «عدالت خواهی» و غفلت از تکیه بر همه­ی ارزش­های اسلامی و به خصوص ارزش­های فرهنگی اسلام انتقاد نکرد؟ در ماجرای «جریان انحرافی»، اولین شخصی که به این مسأله وارد شد و «خطر قوّت­یابی مجدد فراماسونری در کشور» را گوشزد کرد، علامه مصباح نبود؟! ایشان نبود که از وقوع فتنه­ای بعد از فتنه سال 1388 خبر داد؟! [12]

این گونه موضع‏گیری‏های صریح و شفاف نشان می‏دهد که جناب علامه، عقد اخوت با هیچ دولتی نبسته­اند و تنها بر اساس معیارها و منطق اسلامی، تعاملات و تصمیم‏گیری‏های سیاسی خود را صورت بندی می‏کنند. این خصوصیتی است که در اکثریت قریب به اتفاق نیروهای اصلاح‏طلب، وجود خارجی ندارد!

9- حمایت علامه مصباح از دکتر احمدی‏نژاد در جریان انتخابات ریاست جمهوری به این دلیل بود که وی را فرد «اصلح» می‏دانست و نه «معصوم». بنابراین، نمی‏توان امروز به محض بروز خطاها و اشتباه‌هایی در دولت وی، اشکال گرفت که چرا از فردی که چنین و چنان است حمایت کردید؟! آیا جناب علامه در جایی ادعا کرده‏اند که احمدی‏نژاد فردی «معصوم» است و هیچ نقصی و ضعفی متوجه او نیست؟! فرد «اصلح»، نه «مصون از خطا» است و نه یک «قهرمان». او صرفاً در مقایسه با رقبای انتخاباتی­اش، ویژگی‏های مثبت و مطلوب بیشتری دارد. همین و بس. کجای این منطق و موضع­گیری خطاست؟!

10- از سوی دیگر، اصلح بودن از نظر زمانی، «نسبی» است؛ یعنی ممکن است فردی در یک زمان(مثلاً زمان الف) اصلح باشد و سپس (مثلاً در زمان ب) در مقایسه با دیگران افول کند. ملاک انتخاب در مقطع زمانی الف، شرایط و ویژگی‏های فرد در «همین زمان» است و نه «زمان­های دیگر». به تعبیر امام راحل، «میزان ، حال فعلی افراد است». ظاهراً اصلاح‏طلبان از جانب علامه، انتظار «غیب­بینی» و «پیش‏گویی» دارند!

11- پیش­فرض اصلاح‏طلبان این است که دکتر احمدی‏نژاد «از آغاز» چنین بوده، حال آن که واقعیت این است که او قدری «تغییر» کرده است [13]. فرد نفوذیافته در دولت توانسته به تدریج، به وی نزدیک شود و نگرش و بینش او را دگرگون سازد. در واقع، احمدی‏نژاد سال 1389 و 13890، همان احمدی‏نژاد سال 1384 نیست. آنگاه می‏توان حکم به خطای علامه مصباح در دفاع و حمایت از احمدی‏نژاد کرد که «احمدی‏نژاد سال 1384» نیز ابتلای بالفعل به ضعف و لغزش­های متأخرش داشته بود، حال آنکه چنین نبوده است. موضع‏گیری سیاسی جناب علامه در دفاع از احمدی‏نژاد در چارچوب همان شخصیت و منش و تفکری از احمدی‏نژاد قابل فهم است که وی از خود بروز داده است و نمی‏توان «تغییرات» و «دگرگونی‏ها»ی رخ داده در مقاطع زمانی بعدی را به زمان‏های قبلی نسبت داد.

12- آیا «هزینه­ی سیاسی» تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی دکتر احمدی‏نژاد بیشتر است یا هزینه سیاسی تحمیل شده به نظام اسلامی از سوی موسوی و کروبی و هاشمی و خاتمی؟ «سران فتنه»- همان گزینه‏ها و نامزدهای ایده‏آل اصلاح‏طلبان- در طول «هشت ماه فتنه سال 88»، کشور را دچار التهاب و تنش سیاسی بسیار جدّی و بی­سابقه کردند و به تعبیر مقام معظم رهبری، «ظلم بزرگی» را در حق نظام اسلامی روا داشتند که به هیچ رو، قابل چشم­پوشی نیست! آری، کسانی که خود را ریش سفیدان انقلاب و منتسبان به امام خمینی(ره) معرفی می‏کردند، فتنه بسیار بزرگ و پیچیده‏ای را رقم زدند که نظام و جامعه همچنان مشغول «پرداخت هزینه‏ها» و «رفع صدمات» ناشی از آن است. حال آیا ما باید به اصلاح‏طلبان به دلیل حمایت‌شان از «سران فتنه» اعتراض کنیم، یا آنها باید به ما به دلیل حمایت­مان از «احمدی‏نژاد» اعتراض کنند؟!

13- اصلاح‏طلبان در گذشته، همواره ادعا می‏کردند که قرائت علامه مصباح از اسلام، شاذ و خاص است و از این رو، گفتمان ایشان، «پایگاه اجتماعی» [14] ندارد. آن‏ها که همواره ایشان را در مقابل «مردم» قرار می‏دادند و چهره‏ای ضدّمردمی از ایشان ترسیم کرده‌بودند، چه شده که امروز حمایت علامه را از احمدی‏نژاد، این اندازه در رای آوردن وی موثر می‏انگارند؟! یعنی جناب علامه این اندازه از «پایگاه اجتماعی وسیع» برخوردارند؟! اگر این گونه است، با دیدگاه پیشین اصلاح‏طلبان چه کنیم که با دیدگاه امروزشان، «تناقض» و «تضادّ» دارد؟!

14- یک پرسش همواره به ذهن خطور می‏کند و آن این است که چرا اصلاح‏طلبان با وجود ادعای «اعتقاد به ولایت فقیه» و «تبعیت عملی از ولی فقیه»، چرا نظرشان درباره «علامه مصباح»، این اندازه با نظر «مقام معظم رهبری» شکاف و حتی ستیز و کشمکش دارد؟! ما از یک سو شاهد بوده­ایم که از آغاز استقرار دولت اصلاحات در سال 1376 و مشخص شدن مواضع انتقادی علامه نسبت به رویه­ی فکری و ایدئولوژیک این دولت، فعالان سیاسی و مطبوعاتی اصلاح­طلب در تخریب و ترور شخصیت ایشان از هیچ امری فروگذار نکرده‌اند! کافی است به روزنامه­های زنجیره­ای اصلاح طلب رجوع کنید، در این صورت به روشنی درمی‏یابید که حجم وسیعی از مطالب و محتوای این روزنامه‏ها و نشریات در طول هر هفته، معطوف به «ترور شخصیت علامه مصباح» بوده است! تحریف و تقطیع سخنان علامه، کوچک­ترین نوع خصومیت­ورزی اصلاح‏طلبان با ایشان بوده است. در مقابل، نظرات «مقام معظم رهبری» درباره­ی علامه مصباح را در همان دوران تاکنون مشاهده می‏کنیم که همه در بردارنده­ی تأییدات بی­نظیر و قدردانی­های ویژه است! این دو تلقی و برداشت، چگونه با یکدیگر قابل جمع هستند؟! آیا حقیقتاً اصلاح‏طلبان «التزام عملی به ولایت فقیه» دارند؟! گفته‏ها و نوشته‏ها و کرده‏های آن‏ها، دست کم، در این زمینه نشان می‏دهد که «التزام عملی آنها به ولایت فقیه»، یک «دروغ سیاسی» برای اغوای افکار عمومی است و هیچ­گونه واقعیتی ندارد. [۱۵]

پی نوشت ها :

[1]. نگاه کنید به: رضا صنعتی؛ گفتمان مصباح؛ تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی؛ 1389.

[2] . نگاه کنید به: مناظره حجت­الاسلام­و­المسلمین حجتی­کرمانی با آیت­الله مصباح یزدی؛ تهران: سروش.

[3]. نگاه کنید به: آزادی یا توطئه؛ قم: دفتر جریان­شناسی تاریخ معاصر.

[4] . در جریان انتخابات مجلس ششم، شعار «ایران برای همه­ی ایرانیان» به شعار کلیدی اصلاح­طلبان تبدیل شد.

[5] . یکی از این لوایح، لایحه­ای با عنوان «لایحه­ی افزایش اختیارات رئیس جمهور» بود.

[6] . مهدی هاشمی رفسنجانی اندکی پس از فتنه­ی سال 88 و با توجه به مهار شدن آن از سوی نظام و نقشی که وی در شکل­گیری و هدایت این فتنه داشت، از ایران به انگلیس گریخت و تاکنون نیز مراجعت نکرده است. فشار و اصرار افکار عمومی برای بازگشت وی برای بررسی اتهاماتش در دادگاه، همچنان بی­نتیجه مانده است!

[7] . بنابر گفته­های متهمان دادگاه فتنه­ی سال 88، «سایت جمهوریت» از سوی مهدی هاشمی رفسنجانی هدایت می­شد.

[8] . فائزه هاشمی رفسنجانی در برخی از تجمعات غیرقانونی و براندازانه­ی فتنه­ی سال 88 حضور داشته و به همین دلیل، چندین بار بازداشت شده است!

[9] . این سه تن بابت اشتباهاتشان، رسماً در دادگاه از مقام معظم رهبری و مردم عذرخواهی کردند.

[10] . نگاه کنید به: مهدی جمشیدی؛ «تبیین جامعه­شناختی علل ظهور و افول اصلاح­طلبان»؛ ماهنامه­ی معرفت، سال هجدهم؛ شماره١٣٨؛ خرداد١٣٨٨؛ صص ٣٣-٥٤.

[11] . «من از دولت حمایت می کنم، از همه دولت­های بر سرکار و منتخب مردم حمایت کردم، بعد از این هم همین خواهد بود؛ از این دولت هم به طور خاص حمایت می­کنم. این حمایت، بی­دلیل و بی­حساب­و­کتاب نیست، اولاً جایگاه دولت در نظام جمهوری اسلامی و در نظام سیاسی کشور ما جایگاه بسیار مهمی است، ثانیاً بیشترین مسئولیت­ها را دولت بر دوش دارد، بعد هم این جهت گیری های دینی و این ارزش­گرایی انقلابی و اسلامی خیلی ارزش دارد؛ سخت کوشی، تلاش فراوان، ارتباط با مردم، سفرهای استانی، جهت­گیری عدالت­ورزی مردمی، اینها خیلی قیمت دارد و من قدر این کارها را می دانم، من به خاطر این چیزها از دولت حمایت می کنم.» (بیانات مقام معظم رهبری در مشهد مقدس در اول فروردین 86). نگاه کنید به:

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=3025

[12] . جزئیات همه­ی این موضع­گیری­های انتقادی در همان زمان در هفته­نامه­ی «پرتو سخن» درج شده است. نگاه کنید به:
http://www.partosokhan.ir

[13] . این مطلب یک ادعای سیاسی و ژورنالیستی نیست. با روش «تحلیل محتوا»(Contentanalysis)می­توان اثبات کرد که گفتمان احمدی­نژاد دچار تغییر شده است.

Social Status . [۱۴]

[۱۵] . مهدی جم، کارشناس و پژوهش‏گر مسایل سیاسی


منبع : یک استکان چای داغ

رهنمودهای جهاد اقتصادی

رهنمودهای جهاد اقتصادی

امام خامنه ای

بیانات مقام معظم رهبری ديدار با مسؤولان و كارگزاران نظام جمهورى اسلامى ايران‏ 1370/5/23

يك‏وقت رئيس‏جمهور كشورى مى‏خواست مشكلات سياسى خودش را براى من تشريح كند. او مى‏گفت كه يكى از رؤساى جمهور گذشته‏ى ما شكر را يك قران گران كرد، عليه او كودتا شد و از بين رفت! من گفتم مشكل او اين بوده كه مردم را با خودش نداشته است. در مملكت ما، جنسهاى تثبيت‏شده گاهى قيمتشان ده برابر بالا مى‏رود، اما آب هم از آب تكان نمى‏خورد؛ چون مردم پشت سر دستگاهند و به دستگاه اعتماد دارند. گفتم مردم وقتى‏كه پشت سر دستگاهند، ما هم مى‏آييم به آن‏ها مى‏گوييم كه مثلًا اين جنس را قبلًا به اين قيمت مى‏داديم، اما حالا مى‏خواهيم گرانش كنيم؛ مردم قبول مى‏كنند. پنج، شش سال قبل به مردم مى‏گفتيم كه همه بايد به عنوان جهاد مالى به جنگ كمك كنند؛ مردم هم مثل مور و ملخ به طرف بانكها ريختند، تا به حساب مالى شوراى عالى پشتيبانى جنگ پول بريزند.
 شما چگونه مى‏خواهيد محبت و اطمينان مردم را جلب كنيد؟ مردم بايد به من و شما اعتماد داشته باشند. اگر ما دنبال مسائل خودمان رفتيم، به فكر زندگى شخصى خودمان افتاديم، دنبال تجملات و تشريفاتمان رفتيم، در خرج كردن بيت‏المال هيچ حدى براى خودمان قائل نشديم مگر حدى كه دردسر قضائی درست بكند! و هرچه توانستيم خرج كرديم، مگر اعتماد مردم باقى مى‏ماند؟ مگر مردم كورند؟ ايرانيان هميشه جزو هوشيارترين ملتها بوده‏اند؛ امروز هم به بركت انقلاب از هوشيارترينهايند؛ از هوشيارها هم هوشيارترند. آقايان! مگر مردم نمى‏بينند كه ما چگونه زندگى مى‏كنيم؟

بقیه در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

ویژه نامه میلاد با سعادت امام زمان علیه السلام

ویژه نامه میلاد امام زمان علیه السلام

اللهم عجل فی فرج مولانا صاحب الزمان علیه السلام

واجعلنا من خیر اعوانه و انصاره و المستشهدین بین یدیه

میلاد امام زمان علیه السلام

 حضرت مهدی علیه السلام فرمودند : همانا من ایمنی بخش اهل زمین هستم، همچنان که ستارگان ایمنی بخش اهل آسمانند. (بحارالانوار / 53 / 181)

برهان لطف و غیبت

اثبات وجود حضرت مهدی علیه السلام

زندگانی حضرت صاحب الامر امام زمان علیه السلام

حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه در قرآن

حضرت مهدی علیه السلام در بیانات مرحوم آیت الله بهجت (ره)

غیبت امام زمان علیه السلام یعنی چه؟

کسانی که به ولایت و ولی امر مسلمین وفادار نباشند، هرگز به امام زمان(علیه السلام) وفادار نخواهند بود.

سخنرانی راجع به امام زمان علیه السلام

مناجات با امام زمان علیه السلام با نوای گرم آیت الله مهدوی

اشعار با موضوع امام زمان علیه السلام

تصاویر با موضوع امام زمان علیه السلام

مداحی میلاد امام زمان علیه السلام

با عمارها چه کرده ایم؟

با عمارها چه کرده ایم؟

قابل توجه متعصبین و کسانی که به بصیرت قلیل اکتفاء کرده و نه فتنه را می شناسند و نه فتنه گر و نمی دانند عمارها چه کسانی هستند !!!

اول : مقدمه :
وَ مَا کانَ المُؤمِنُونَ لِیَنفِرُوا کافَّةً ، فَلَولا نَفَرَ مِن کُلِّ فِرقَةٍ مِنهُم طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوافِی الدّینِ وَ لِیُنذِرُوا قَومَهُم إذا رَجَعُوا إلَیهِم لَعَلَّهُم یَحذَرُونَ. توبه : 122
مؤمنان وظیفه ندارند که همه رهسپار میدان های نبرد شوند و از دست یابی به علم دین بازمانند ، پس چرا از هر فرقه ای گروهی نزد پیامبر نمی روند تا دانش دین بیاموزند و هنگامی که به سوی قومشان بازگشتند آنان را از مخالفت با احکام الهی هشدار دهند ، باشد که آنان بترسند ؟!
1- عبارت « ما کان المؤمنون لینفروا کافة » دلالت می کند که لازم نیست تک تک مسلمانان برای فراگیری فقه ( به معنای عامش ) به سوی پیامبر کوچ کنند و احکام را مستقیماً از آن حضرت دریافت نمایند ، چرا که این کار غیرمقدور یا دست کم بسیار دشوار است.
2- از سوی دیگر مسلمانان می دانند که باید احکام خدا را فراگیرند و به آن عمل کنند و این که همگی آنها نمی توانند خدمت پیامبر برسند دلیل نمی شود که بتوانند از فراگیری و عمل به احکام الهی سر باز زنند.
سؤال : پس چاره ی کار چیست؟
جواب : ادامه ی آیه چاره ی کار را بیان می کند و آن اینکه : « از هر گروهی ، جمعی کوچ کنند و احکام را فرابگیرند ( به اصطلاح فقیه شوند ) و به اطلاع بازماندگان برسانند »
نکته : وجود لفظ « لولا » که برای تحضیض ( تشویق و برانگیختن ) است و تعلیل آن به : « لیتفقهوا فی الدین » و این که فراگیری احکام عقلاً واجب است ، همگی بیانگر آن است که عمل به شیوه ی بیان شده نه تنها جایز بلکه واجب است.
یک نتیجه ی مهم :
ارائه ی راه حل یاد شده مستلزم آن است که گفته های کوچ کنندگان برای دیگران حجت باشد ، و بر آنها لازم باشد که حرف های این کوچ کنندگان را بپذیرند ، و الا اگر کوچ کردن و تفقّه و برگشتن و انذار کردن بر این عده واجب باشد ، ولی گوش کردن بر سایر مردم واجب نباشد ، اصل وجوب چنین کوچ کردنی لغو و بی فایده خواهد بود. و لذا این آیه از مهم ترین مدارک نقلیِ وجوب اجتهاد و تقلید است.
دوم :
امام خامنه ای چند سال قبل و در تحلیل جامعی از مسأله ی خواص و عوام ، سکوت نکردن و روشنگری را از وظائف خواص برشمردند و سکوت خواص را فاجعه بار دانستند.
کما این که حضرت ایشان در سخنرانی معروفشان در ایام فتنه ، با ندای مظلومانه ی « أین عمار ؟ » عمارها را به میدان فراخواندند.
سوم :
لابد از بعضی مدعیان بی منطق و خشک ولایت مداری زیاد شنیده اید که می گویند : « علما محترمند ، ولی ما فقط ولی فقیه را قبول داریم و با هیچ یک از علما کاری نداریم ، هرچه آقا فرمودند همان است و هرگاه آقا در مورد مسأله ای حرفی نزنند ، ما به هیچ یک از علما کاری نداریم ، علما هرچه که می خواهند بگویند! ».
شما را نمی دانم ولی بنده به شخصه بارها و بارها با چنین افرادی برخورد کرده و بحث داشته ام.
در جواب این آقایان با توجه به آنچه که در قسمت « اول » این مقاله گفته آمد می گوئیم :
اگر قرار است تنها گوش به فرمان رهبر باشیم ( که البته باید باشیم و در این جهت حرفی نیست ) ، و به حرف هیچ کس دیگر گوش ندهیم ، پس فایده ی امر کردن آقا به « خواص » و « عمارها » که بیایند و روشنگری کنند چیست ؟!
اگر حق این باشد که نباید به حرف هیچ کس جز مقام معظم رهبری گوش کنیم ، آیا عمارها حق نخواهند داشت که بگویند : « آقا جان وقتی مردم وظیفه ندارند به حرف ما گوش کنند ، پس به میدان آمدن و حرف زدن ما چه فایده ای دارد ؟! »
لذا به شکل خلاصه و بعنوان نتیجه ی نهائی باید گفت :
همان طور که دستور دادن به عده ای برای تفقّه ، و وجوب تفقّه برای این عده ، لازمه اش این است که گوش کردن به حرف های این افراد برای دیگران واجب باشد ( و الا اصل وجوب تفقّه لغو خواهد بود ) ،
دستور دادن به عمارها هم برای به میدان آمدن ، لازمه اش این است که گوش کردن به حرف های عمارها لازم باشد ( و الا وجوب روشنگری کردن عمارها هم لغو خواهد بود ) .
والسلام علی من اتبع الهدی / کیوان عزتی

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ضمن پوزش از استاد بزرگوارم حاج آقای عزتی عزیز

یک تکمله ای با راهنمایی خودشان به مطلب مستدلشان زده ام :

تکمیل مطلب : توجه کنید که اگر قرار بر این بود که حتما ولی صحبت کند و خود را وارد هر گونه دعوایی کند ، دیگر چه نیازی به سایر افراد با بصیرت و عمارها در جامعه بود ؟! همانطور که (البته بلا تشبیه) در زمان غصب خلافت امیر المؤمنین علیه السلام حضرت سکوت کردند ، می بایست حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز سکوت اختیار کرده و به جهت دفاع از مقام ولایت به مسجد نرفته و تمام قد از امامشان دفاع نمی کردند چرا که امیرالمؤمنین سکوت کرده بودند (-و طبق نظر آن دوستانی که خود را ولی شناس مطیع ولی فقیه میدانند!!! و نظرات سایر علمای با بصیرت و راسخ در علم در تصمیم گیری ها و جهت گیری هایشان بدون ارزش است - می بایست حضرت زهرا سلام الله علیها نیز سکوت می کردند چون امیرالمومنین علیه السلام سکوت کرده بودند)  . ولی در تاریخ مشاهده می کنیم که حضرت زهرا حتی در حالت مریضی و جراحتی که برایشان بوجود آمده بود از حضرت علی علیه السلام (که در آن زمان سکوت را مصلحت امت اسلامی می دانستند) به مسجد آمدند و از مولایشان دفاع کردند چون  وظیفه مولا سکوت بود و وظیفه حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها روشنگری.

آری ، ولی فقیه وظیفه ای دارند( که گاهی ممکن است سکوت باشد ) ، عمارها نیز وظیفه ای دیگر (که ممکن است روشنگری در زمان سکوت ولی باشد) و مانیز وظیفه داریم عمارها را بشناسیم و بدانیم چه کسانی نقش عمار را در زمانی که ولی باید سکوت کند، به خوبی ایفا می کنند.

یا علی

تکذیب مصاحبه منسوب به علامه مصباح یزدی

تکذیب مصاحبه منسوب به علامه مصباح یزدی
 
حجت الاسلام جلالی به خبرنگار ما گفت: انتساب چنین اظهاراتی به حضرت علامه مصباح یزدی کذب محض است و ایشان با هیچ خبرگزاری در این زمینه مصاحبه نکرده است از همین رو اعتراض خود را به مسئولین خبرگزاری مهر اعلام کردیم و آنها نیز به حذف این خبر اقدام نمودند.

مهمترین دلیل عدم حاکمیّت امامان برحق

اللهم عجل لولیک الفرج

دروس اخلاق آیت الله استاد روح الله قرهی (مدظله)

آیت الله قرهی

کسانی که به ولایت و ولی امر مسلمین وفادار نباشند، هرگز به امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) وفادار نخواهند بود.

مهمترین دلیل عدم حاکمیّت امامان برحق

تمام اولیاء الهی بیان فرموده­اند: یکی از خصایص سربازان وجود مقدّس مولا که عامل می­شود حضرت آن­ها را به عنوان سرباز انتخاب کند، وفاداریست. وفای به عهد از خصایص سربازان حضرت حجّت(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ است. یک دلیل اینکه حضرات معصومین(علیهم صلوات المصلّین) که امامان بر حق بودند، نتوانستند حاکمیّت بر جامعه داشته باشند و فقط مولی­الموالی(صلوات اللّه و سلامه عليه)، آن هم در یک مقطع کوتاه موفق شدند، به دلیل بی­وفایی یاران، لشگر و سربازان آن­ها بوده است.

بقیه در ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

سخنرانی با موضوع امام زمان علیه السلام

سخنرانی با موضوع امام زمان علیه السلام

امام مهدی علیه السلام

امام مهدی علیه السلام

امام زمان علیه السلام در قرآن

امام شناسی

امامت

آسیب شناسی انتظار

به سوی ظهور

دیدار با امام زمان علیه السلام

سلسله مباحث مهدویت

سخنرانی پیرامون فرج حضرت مهدی علیه السلام

ولایت و امامت

سخنرانی پیرامون انتظار و امام زمان علیه السلام

 

غیبت امام زمان علیه السلام یعنی چه؟

حاج اسماعيل دولابي: غيبت امام زمان يعني چه؟/ بچه گم شده، مي گويد: پدرم گم شده است!

عارف جلیل القدر حاج محمد اسماعيل دولابي (اعلی الله مقامه الشریف)در بياني، معناي غيبت حضرت ولي عصر(عجل الله تعالی فرجه) را اينگونه تشريح مي‌کنند:

سوال شد امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) غايب است يعني چه؟ گفتم غايب؟ کدام غايب؟

بچه دستش را از دست پدر رها کرده و گم شده مي گويد: پدرم گم شده است. ما مثل بچه‌اي هستيم که پدرش دست او را گرفته است تا به جايي ببرد و در طول مسير از بازاري عبور مي‌کنند.

بچه جلب ويترين مغازه‌ها مي‌شود و دست پدر را رها مي‌کند و در بازار گم مي‌شود و وقتي متوجه مي‌شود که ديگر پدر را نمي‌بيند، گمان مي‌کند پدرش گم شده است. در حالي که در واقع خودش گم شده است. انبياء و اولياء پدران خلق اند و دست خلائق را مي‌گيرند تا آنها را به سلامت از بازار دنيا عبور دهند. غالب خلائق جلب متاع‌هاي دنيا شده‌اند و دست پدر را رها کرده و در بازار دنيا گم شده‌اند.

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) گم و غايب نشده است ما گم شديم و محجوب گشته‌ايم. امام غايب نيست، تو نمي بيني آقا را. او حاضر است. چشمت رو که اسير دنيا شده اگر از دنيا دست بردارد، آقا را مي بيند. خلاصه نگو آقا غايب است. تو نمي بيني.


برگرفته از کتاب « امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) در کلام اولياي رباني/مهدي لک علي آبادي

اشعار در مدح امام زمان علیه السلام

 

اشعار در مدح امام زمان علیه السلام

یا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجک 

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی

مشارق انوار

کعبه دل

تبریک عید

 

 

ویژه نامه سال جهاد اقتصادی ( 1390) / مقالات سال جهاد اقتصادی / جهاد اقتصادی /

بسم الله الرحمن الرحیم

سال " جهاد اقتصادی" مبارک باد

سال جهاد اقتصادی

رهنمودهای جهاد اقتصادی

فایل صوتی پیام رهبر معظم انقلاب به مناسبت نوروز 1390

متن پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب به مناسب نوروز 90 و سال جهاد اقتصادی

بیانات رهبر معظم انقلاب در حرم مطهر امام رضا علیه السلام (سال 1390)

عکس از رهبر معظم انقلاب (سال جهاد اقتصادی)

چرایی ، چیستی و چگونگی جهاد اقتصادی

جهاد اقتصادي و جايگاه راهبردي آن در سياست‌هاي اقتصادي

جایگاه دولت در اقتصاد اسلامی (سال جهاد اقتصادی)

در سال جهاد اقتصادی ، گامی به سوی اقتصاد اسلامی

عدالت، محور آموزه‌هاي‌ اقتصادي‌ اسلام‌

اسلام و توسعه اقتصادی در سال جهاد اقتصادی

سال جهاد اقتصادی و سیره اقتصادی معصومین

امنیت اقتصادی و چالش های اقتصاد ایران

سال جهاد اقتصادی و اقتصاد کلان با ابزارهای اسلامی

جهاد اقتصادی ، اسلام و نظام اقتصادی

سال جهاد اقتصادی و نگاهی به برنامه های اقتصادی حضرت علی علیه السلام

جهاد اقتصادی و جایگاه دولت در اقتصاد از دیدگاه اسلام

عادات صحیح اقتصادی در سال جهاد اقتصادی

جهانی شدن اقتصاد و نیاز به دکترین مهدویت در سال جهاد اقتصادی

اولویت های طرح ساماندهی اقتصادی در حکومت امام علی علیه السلام

وظایف و مسئولیت های دولت اسلامی در اقتصاد

قرآن و اقتصاد

ویژگی های اقتصاد در جامعه اسوه اسلامی

راههایی برای موفقیت اقتصاد خانواده در سال جهاد اقتصادی

در سال جهاد اقتصادی ولخرجی ممنوع!

مروری بر اندیشه های اقتصادی امام رضا علیه السلام (1)

مروری بر اندیشه های اقتصادی امام رضا علیه السلام (2)

مروری بر اندیشه های اقتصادی امام رضا علیه السلام (3)

اقتصاد اسلامی از دیدگاه شهید سید محمد باقر صدر (ره)

مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام خمینی (ره) 

(انسان شناسی)

مبانی فلسفی نظام اقتصادی اسلام از دیدگاه امام خمینی (ره)

(خداشناسی)

سال جهاد اقتصادی و آموزه های اسلام در جهت توسعه اقتصادی

فعالیت اقتصادی زنان در سال جهاد اقتصادی

سیاست های مالی از دیدگاه قرآن

جايگاه عدالت اقتصادي در بانكداري اسلامي

زيرساخت‌هاي نظري جهاد اقتصادي و راهكـارهـاي تحقـق عينـي آن

‌‌رابطه‌ي‌ خمس‌ و زكات‌ با ماليات‌هاي‌ حكومتي‌

آیا بانکداری ایران ، اسلامی است؟

سخنرانی دکتر حسن رحیم پور ازغدی راجع به اقتصاد مدرن

واژگان کلیدی : اقتصاد - جهاد - جهاد اقتصادی - فعالیت اقتصادی - اقتصاد اسلامی - دولت و اقتصاد - ویژه نامه سال جهاد اقتصادی - سال 1390 سال جهاد اقتصادی - تلاش اقتصادی - توسعه اقتصادی - خانواده و اقتصاد - اسلام و اقتصاد - کار اقتصادی - جهانی سازی و اقتصاد - توسعه اقتصادی - اسلام و توسعه اقتصادی - سال جهاد اقتصادی - اقتصاد مدرن - تثبیت اقتصادی - رشد اقتصادی

امام زمان علیه السلام در بیانات مرحوم آیت الله بهجت (ره)

امام زمان علیه السلام در بیانات مرحوم آیت الله بهجت (ره)

سبب غيبت امام زمان (علیه السلام) خود ما هستيم ، زيرا دستمان به او نمي‌رسد ، و گرنه اگر در ميان ما بيايد و ظاهر و حاضر شود چه كسي او را مي‌كشد؟! آيا جنّيان آن حضرت را مي‌كشند ، يا قاتل او انسان است؟! ما از پيش در طول تاريخ ائمه (علیه السلام) امتحان خود را پس داده‌ايم كه آيا از امام تحفّظ و اطاعت مي‌كنيم يا اين كه او را به قتل مي‌رسانيم ؟! انحطاط و پستي انسان به حدّي است كه قوم حضرت صالح (علیه السلام) ناقه ی صالح را با اينكه وسيله ی ارتزاق و نعمت آنها بود ، پي كردند ، چنان كه قرآن كريم درباره ی آن مي‌فرمايد: « لها شربٌ و لكم شرب يوم معلوم » يعني : يك روز آب سهم شما باشد و روز ديگر سهم آن ، آن ناقه ، يك روز آب چاه را مي‌خورد و در عوض به آنها شير مي‌داد ! بنابراين ، همان گونه كه ممكن است عقلاً خزينه و انبار نعمت خود را نابود كنند ، همچنان كه ناقه ی صالح را كشتند ، امكان دارد كه ما انسان هاي عاقل (!) نيز امام زمان (علیه السلام) را كه تمام خيرات از او است و از ناقه ی صالح بالاتر و پرفيض تر است براي اغراض شخصيه ی خود به قتل برسانيم!

بقیه در ادامه مطلب .....

ادامه نوشته

برهان لطف و غيبت

برهان لطف و غيبت

امام مهدی علیه السلام

چكيده

برهان لطف، به سبب اهميت جايگاه آن، به قاعده لطف مشهور است. اين قاعده، ميان متكلمان و انديشمندان اسلامي از دير باز مطرح بوده و خاستگاه بسياري از باورهاي و گزينه‌هاي اعتقادي است كه كه بعثت، نصب، وعده، وعيد، بهشت، جهنم و تكاليف ـ‌اعم از تكاليف شرعي و عقلي ـ‌ با آن توجيه و تثبيت مي‌شود. لطف، به لطف مقرب و لطف محصل تقسيم مي‌شود.

بقیه در ادامه مطلب ....

ادامه نوشته

اثبات وجود بقية الله عجل الله تعالی فرجه


اثبات وجود بقية الله عجل الله تعالی فرجه

امام زمان علیه السلام 

الحمد لله رب العالمين و لا حول و لا قوه الا بالله العلي العظيم
و الصلاه و السلام علي خير خلقه و خاتم انبيائه و رسله سيدنا و نبينا و شفيع ذنوبنا ابي القاسم محمد صلي الله عليه و علي اهل بيته الطيبين الطاهرين المعصومين لاسيما بقيت الله في الارضين روحي و ارواح العالمين له الفداء.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

زندگانی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه

امام زمان علیه السلام

1.ولادت

ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان ( علیه السلام) در شب جمعه ، نيمه شعبان سال 255يا 256هجری بوده است . پس از اينکه دو قرن و اندی از هجرت پيامبر  (صلی الله علیه و آله) گذشت ، و امامت به امام دهم حضرت هادی ( علیه السلام) و امام يازدهم حضرت عسکری ( علیه السلام) رسيد ، کم کم در بين فرمانروايان و دستگاه حکومت جبار ، نگراني هايی پديد آمد . علت آن اخبار و احاديثی بود که در آنها نقل شده بود : از امام حسن عسکری ( علیه السلام) فرزندی تولد خواهد يافت که تخت و کاخ جباران و ستمگران را واژگون خواهد کرد و عدل و داد را جانشين ظلم و ستم ستمگران خواهد نمود . در احاديثی که بخصوص از پيغمبر  (صلی الله علیه و آله) رسيده بود ، اين مطلب زياد گفته شده و به گوش زمامداران رسيده بود . در اين زمان يعنی هنگام تولد حضرت مهدی ( علیه السلام) ، معتصم عباسی ، هشتمين خليفه عباسی ، که حکومتش از سال 218هجری آغاز شد ، سامرا ، شهر نوساخته را مرکز حکومت عباسی قرار داد . اين انديشه - که ظهور مصلحی پايه های حکومت ستمکاران را متزلزل مي نمايد و بايد از تولد نوزادان جلوگيری کرد ، و حتی مادران بيگناه را کشت ، و يا قابله هايی را پنهانی به خانه ها فرستاد تا از زنان باردار خبر دهند - در تاريخ نظايری دارد . در زمان حضرت ابراهيم ( علیه السلام) نمرود چنين کرد . در زمان حضرت موسی ( علیه السلام) فرعون نيز به همين روش عمل نمود . ولی خدا نخواست . همواره ستمگران مي خواهند مشعل حق را خاموش کنند ، غافل از آنکه ، خداوند نور خود را تمام و کامل مي کند ، اگر چه کافران و ستمگران نخواهند . در مورد نوزاد مبارک قدم حضرت امام حسن عسکری ( علیه السلام) نيز داستان تاريخ به گونه ای شگفت انگيز و معجزه آسا تکرار شد . امام دهم بيست سال - در شهر سامرا - تحت نظر و مراقبت بود ، و سپس امام يازدهم ( علیه السلام) نيز در آنجا زير نظر و نگهبانی حکومت به سر مي برد . " به هنگامی که ولادت ، اين اختر تابناک ، حضرت مهدی ( علیه السلام) ، نزديک گشت ، و خطر او در نظر جباران قوت گرفت ، در صدد بر آمدند تا از پديد آمدن اين نوزاد جلوگيری کنند ، و اگر پديد آمد و بدين جهان پای نهاد ، او را از ميان بردارند . بدين علت بود که چگونگی احوال مهدی ، دوران حمل و سپس تولد او ، همه و همه ، از مردم نهان داشته مي شد ، جز چند تن معدود از نزديکان ، يا شاگردان و اصحاب خاص امام حسن عسکری ( علیه السلام) کسی او را نمي ديد . آنان نيز مهدی را گاه بگاه مي ديدند ، نه هميشه و به صورت عادی " .

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

امام زمان علیه السلام در قرآن

امام زمان علیه السلام در قرآن

امام زمان علیه السلام

شايد شما هم تا به حال به اين مسئله فکر کرده باشيد که با وجود اهميتي که مسئله مهدويت و منجي آخرالزمان يعني امام زمان (علیه السلام)دردين اسلام دارد، پس چرا نامي از آن حضرت در قرآن نيامده است.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی (شعر آیت الله میرجهانی در مدح امام زمان علیه السلام)

(شعر آیت الله میرجهانی در مدح امام زمان علیه السلام)

امام زمان علیه السلام

به فدای جسم و جانت که شه جهانیانی      

                                         به مدیح تو چه گویم که تو خود جهان جانی

به خیال خال رویت شده طی بساط عمرم

                                         نظری به حال زارم که تو محیئ جهانی

زچه رو شبی به سویم نظری نمی نمایی 

                                         به برم نمی نشینی به برت نمی نشانی

تو که واقفی ز حال دل زار ناتوانم    

                                          چه شود اگر نمایی نظری به ناتوانی

نه زبان آن که گویم غم و ماجرای دل را  

                                          نه تحملی که ســازم به فشار زندگانی

شب و روز در فراقت ز دو دیده اشک ریزم   

                                          که مگر کنی عنایت به ضعیف خسته جانی

همه شب پیام وصل تو رسد به گوش جانم

                                                     همه روز حاضرم من ز برای جان فشانی

به رهت دو دیده بر در که مگر ز در در آیی

                                                  رخ خوب خود نمایی و کنی هر آن چه دانی

تو ذخیره خدایی که برای دادخواهی  

                                          به تو جلوه ها نماید که کنی جهان ستانی

من بینوای حیران بنشسته ام مهیا

                                          که رسد به گوشم از غیب صدای آسمانی

دیوان حیران - مرحوم آیت الله میرجهانی

 

دانلود فایل های صوتی سخنرانی راجع به امام زمان علیه السلام از استاد اصغر طاهر زاده

دانلود فایل های صوتی سخنرانی راجع به امام زمان علیه السلام از استاد اصغر طاهر زاده

آدرس غلط ندهیم ، جریان انحرافی ادامه اصلاحات است

آدرس غلط ندهیم ، جریان انحرافی ادامه اصلاحات است

نقد جریان انحرافی از سوی فعالین و رسانه‌های اصول‌گرا این بهانه را به جریان فتنه و اصلاح طلبان داد که هم فرصت را برای تبرئه‌ی خود غنیمت بشمارند و هم به نوعی خود را پیشتاز شناخت انحراف این جریان معرفی نمایند اما «حجت الاسلام و المسلمین دکتر سید محمود نبویان» با ارایه‏ی تحلیلی، ضمن پرده برداشتن از هویت واقعی هر دو جریان، جریان انحرافی را تداوم فتنه‌ی88، می‏دانند.

توجه داشته باشیم که «جریان انحرافی» ادامه‌ی اصلاحات است. به لحاظ مبانی کسانی مانند «خاتمی، سروش، شبستری و ...» چه تفاوتی با جریان انحرافی دارند؟ آیا اومانیسم را قبول ندارند؟ پلورالیزم را نگفته‏اند؟ از ملی‏گرایی حرف نمی‏زدند؟ آیا مهاجرانی نبود که می‌گفت اصلاً چرا راهیان نور راه افتاده است؟ او نبود که می‏گفت ما ایام نوروز باید افراد را ببریم در تخت جمشید؟ در مقابل این شیوه‌ی مهاجرانی، مقام معظم رهبری بدون این‌که حرفی بزند عملاً مخالفت کرد و به مناطق جنگی تشریف بردند. راهیان نور؛ با این برخورد عملی ایشان آغاز گردید بنابراین باید مشایی را در تداوم اصلاحات دید. همان اندیشه است، ظاهرش را نگاه نکنیم. چند شاهد را بیان می‌کنم.
 
در دوره‌ی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشرده‌ی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعف‌های آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است که داد مراجع از آن بلند شده است. آقای مصباح پیام داد آقای احمدی‏نژاد، مشایی آبروی دولت را خواهد برد، او را کنار بگذارید و... چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشرده‌ی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
شاهد مثال‌های دیگر، سر دبیر روزنامه‌ی «هفت صبح» مشایی، معاون سردبیر روزنامه‌ی «اعتماد» است. در ایام فتنه یک بار هم نشده مشایی نام فتنه را به کار ببرد. «زیباکلامی» که می‏گوید من طرف‌دار رضاخان هستم گفته یک نفرکه به واقع اصول‌گراست، آقای مشایی است زیرا به جریان سبز بی ادبی نکرده است.
 
یعنی چی؟ مقام معظم رهبری که فرمود فتنه، بی‏ادبی است؟ جایی که باید توهین کرد اگر توهین نمی‏کنید بی‌ادبی است. قرآن کریم می‌فرماید: «اولئک کل انعام بل هم اضل؛ از گاو و خر هم پست‏تراند.» آیا قرآن توهین و بی‌ادبی می‏کند؟ بله! جایی که باید توهین بکنی توهین نمی‏کنی، بی ادبی است. توجه کنیم که این طیف‌ها کجا به هم وصل می‏شوند؛ آقای امیری‏فر باجناق آقای عرب‏سرخی است، در جلسه‌ی ختم پدرخانم آقای امیری فر، بهزاد نبوی شرکت می‏کند. سران فتنه آن جا جمع هستند.
 
مشایی تداوم اصلاحات است. به خدا سوگند ما هرچه می‏کشیم از اصلاح طلبان است، از خاتمی، موسوی و کروبی است. این جریان فقط تداوم همان اندیشه است. آدرس غلط ندهیم، اندیشه‌ی آنان را که دیدیم، اومانیسم و پلورالیسم، آقای خاتمی کدام یک را قبول ندارد؟ مشایی همین است، هیچ چیز دیگری نیست. امیری فر در مصاحبه‌ای می‌گوید: «ما در مجلس باید اصول‌گرایان را شکست بدهیم.» این حرف‌ها معنا دارد، آن تداوم خط را ببینیم مشکل ما با همان اصلاح طلبان است.
 
آقای «احمدزاده» استاندار فارس که اکنون رییس میراث فرهنگی شده است جملاتی دارند که غیر از جملات آقای خاتمی چیز دیگری از آن برداشت نمی‌شود. فکر، یک فکر است. این که مقام معظم رهبری می‌فرمایند اصلی و فرعی، همین است. آدرس را غلط ندهیم، دشمن ما اصلاحات است ما دشمن مشایی هستیم چون تداوم اندیشه‏های اصلاحات است.
 
آقای خاتمی در جلسه‌ی سران مجمع روحانیون تأکید می‏کند ساکت باشید اهداف ما دارد پیش می‌رود. حجاریان در جدیدترین صحبت خود می‏گوید: «حاکمیت دوگانه را ما دنبال می‏کردیم اکنون همین شده، اهداف ما دارد پیش می‌رود.»
 
این‌که آقای مشایی ضد ولایت فقیه است مگر آقای خاتمی، موسوی و کروبی نیستند؟ فرق آقای مشایی با اصلاح طلبان چیست؟ دست آن‌ها در دست یک‌دیگر است.
 
آقای احمدزاده می‏گوید: «چه کسی می‏گوید موسیقی حرام است؟ من در دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) درس خوانده‌ام و این چیزها را می‌فهمم.»
 
عجب! ما نمی‏دانستیم فارغ التحصیلان دانشگاه امام صادق(علیه‌السلام) مرجع و مجتهد نیز هستند. شما چند واحد فقه خوانده‏اید؟ که بگویی موسیقی حرام است یا نه؟
 
یا می‌گوید: «تا اسم موسیقی که می‌آید می‏گویند حرام است. می‌گویند چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است رفتن به آن جا بد است چون شاه ملعون به تخت جمشید رفته است نباید به آن‌ جا برویم پس چون شاه حرم امام رضا(علیه‌السلام) رفته، آن جا هم نباید برویم.» این حرف آشکارا مبارزه با سیره‌ی مقام معظم رهبری است. چون ایشان و علمای فارس از رفتن به تخت جمشید جلوگیری کردند. به جملاتش دقت کنید، مبارزه با ولایت فقیه بزرگ‌ترین آرمان کیست؟ اصلاح طلبان.
 
آقای احمد زاده در مورد برگزار نشدن جشن نوروز می‏گوید: «می‏خواستیم جشن مهمانی نوروز را برگزار کنیم، بیانیه دادند که اسلام در خطر است. مسأله‌ی اصلی بحرین و ایام فاطمیه است. چرا نمی‌گذارید با حضور مسؤولان چند کشور، جشن نوروزی را برگزار کنیم. بگذارید مردم شاد باشند به شادی بپردازند این قدر به مردم سخت نگیرید.»
 
به روزنامه‏های سال 77 اصلاح طلبان نگاه کنید. می‏نوشتند اکنون جامعه‌ی ما نیاز به قطار شادی دارد. در مورد حجاب اسلامی و فرضیه‌ی امر به معروف ببینید چه می‏گوید. این یک اندیشه‌ی اصلاح طلبی است، چیز دیگری نیست. وی می‌گوید: ‌«اگر کسی مانتو کوتاه و شلوار تنگ پوشید نباید سخت گرفت بگذارید مردم آزاد باشند همه چیز را به حساب اسلام نگذارید. اسلام دین آزادی است. وقتی می‌بینید که دختر و پسر در کنار هم هستند نباید آن‌ها را سین جیم کرد.»
 
در دوره‌ی دوم آقای احمدی نژاد لوح فشرده‌ی 90 [سیاسی] پخش شد، این لوح فشرده فقط به بیان نقطه ضعف‌های آقای احمدی نژاد اختصاص داشت  اما یکی از نقاط ضعف احمدی‏نژاد، مشایی است چرا مخالفان احمدی‏نژاد (اصلاح طلبان) یک کلمه در لوح فشرده‌ی 90 سیاسی نامی از مشایی نیاورده بودند؟
 
در مورد مکتب ایرانی، می‌گوید: «دولت ما مظلوم است. هرکجا حرفی از ایرانی و ایرانی می‌زنند مورد هجوم قرار می‌گیرد. نماینده‌ای که از اسلام و شرع سخن می‏گوید به خاطر رأی آوردن است. من چیزی به نام اصلاح طلب، اصول‌گرا و سوسول‌گرا را قبول ندارم.»
 
این اندیشه‌ی اصلاح طلبان است که دارد حاکم می‏شود منتهی ممکن است رنگ و رو عوض کرده باشد. به تازگی تعدادی از افراد منتسب به جریا انحرافی دستگر شده‌اند، از جمله‏ی آن‌ها «عباس غفاری» و «آقای محققی» هستند.
 
عباس غفاری که گفته می‏شود بسیار اهل جن‌گیری، رمالی و ... است در زمان آقای خاتمی برای وارد شدن در نهاد ریاست جمهوری نیاز به هماهنگی نداشت. 
 
کلیپی درست کرده‏اند اولش صحبت آقای موسوی است: «این دولت، دولت رمالی است.» (البته جای سؤال از موسوی است که شما از کجا فهمیدید، به‌وسیله‌ی اقای عباس غفاری که دوست شما بود؟) در کلیپ بلافاصله صحبت مقام معظم رهبری را می‌گذارند که چرا توهین می‌شود به دولت که این دولت، دولت رمالی است؟ بعد هم بلافاصله صحبت اخیر آقای مصباح را می‌گذارند که نمی‌شود با رمالی کار را پیش برد.چه چیزی می‌خواهد بگویند؟ می‌خواهند بگویند دیدید پیش‌بینی موسوی درست بود. دیدید حرف آقای هاشمی درست بود که می‌گفت این ضد ولایت است؟
 
در جواب جریان اصلاح طلب باید گفت اصلاً به فرض احمدی نژاد ضدولایت است. البته ما می‌گوییم صددرصد در جهل مرکب است، گول خورده است. همین الان هم آقای احمدی نژاد بیاید مقابل این سه نفر به موسوی، کروبی و نفر سوم که اسمش را نیارم. قرار بگیرید، ما به او رأی می‌دهیم. عین جمله‌ی همین نفر سوم است در ایام انتخابات که گفته است کشور به لحاظ اقتصادی در سراشیبی سقوط است. رهبر انقلاب در کردستان تشریف داشتند گفتند: «کسانی که چنین اظهار نظر می‌کنند در نیّت صدقشان آدم شک دارد.» این جمله‌ی مقام معظم رهبری است.
 
به چه کسی رأی بدهیم؟ چه‌قدر آقای احمدی نژاد نسبت به این‌ها در اوج است؟ اسلام را در جهان مطرح کرد. استکبار ستیزی را مطرح کرد ـ کم کاری نشده است ـ در مورد هدفمندی یارانه‎ها، هاشمی با آن اقتدارش جرأت نزدیک شدن به آن را نداشت.
 
خاتمی هم که اصلاً حسابش جداست. چه کسی آمد این کار را انجام داد؟ در انرژی هسته‌ای چه کسی این کار را انجام داد اما آقای هاشمی گفت: «ایشان ضد ولایت است.»
 
من سؤال می‌کنم شما دلتان برای ولایت سوخته که ایشان ضد ولایت است یا با او مشکل داشتید؟ اگر دلت برای ولایت سوخته بود چرا طرف‌دار موسوی بودی؟ صریحاً «نتانیاهو» می‌گوید و اعلام می‌کند که سران اصلاحات به نمایندگی از ما با جمهوری اسلامی می‌جنگند. این‌ها ولایت را قبول دارند؟ این‌ها قانون را قبول دارند؟
 
آقایان اصلاح طلب! ایشان به فرض ضدولایت است، تازه شده مثل شما. چیز جدیدی نشده است. شما که باید خوشحال باشید. شما مگر طرف‌دار ولایت هستید؟ خط یکی است، آدرس غلط ندهیم. اصلاحات قرار است تداوم پیدا کند.
 
وقتی مقام معظم رهبری می‌فرمایند این مسأله فرعی است یعنی تداوم آن را جای دیگری ببینید. جریان آقای مشایی خطرناک است ولی تداوم را در جای دیگری جست‌وجو کنید.
 
اما رمالی چه‌قدر نقش دارد؟ کسی بیاید تحلیل کند دولت، دولت رمالی است. رمالی و غیب‌گویی ممکن است واقعیت داشته باشد. در زمان خاتمی هم همیشه عباس غفاری آن‌جا بود. این شاید 10 درصد یا 20 درصد خطر کار آقای مشایی است. آقای مشایی دو بخش دیگر هم دارد.
 
بخش دوم او ارتباطات خارجیش است. بخش مهم‌تر از همه، شورای عالی ایرانیان خارج از کشور است که پوششی برای این ارتباطات است.
 
بخش سوم و مهم‌ترین بخش خطر مشایی و تیمش این است که اهل تحلیل خطرناک هستند. با این تحلیل‌شان به این جا رسیده‌اند.
 
این‌ها معتقد هستند که مردم جامعه دو دسته‌اند: قشر محروم جامعه و قشر متوسط جامعه. این دو قشر از نظر جریان انحرافی ویژگی‌هایی دارند:
 
1.      می‌گویند قشر محروم بین سی تا چهل میلیون نفر هستند. جوانان محروم سر چهار راه می‌نشیند معنی آن این است دین و ... کنار بگذاریم. فضا، فضای اباحی‏گری است. ولایت فقیه چیست؟ به این‌ها پول هم بدهی جذب می‌شوند. عاشق رابطه با آمریکا هستند. یک جوان پول هم که نداشته باشد، می‌رود از کلوپ فیلم تهیه می‌کند. اگر شب فیلم آمریکایی نبیند، نمی‌خوابد. اگر این‌طور است همین چهار پنج ویژگی را دارند ما باید نسبت به جذب این‌ها چه کار کنیم؟ رابطه با آمریکا، مبارزه با ولایت فقیه، کوروش، شاهنشاه و آریا مهر چه بدی دارند؟ ملی‌گرایی چه بدی دارد؟ شما می‌آیید دین را مطرح می‌کنید خطبه‌ی 52 فرمایشات حضرت امیر(علیه‌السلام) چرا باید منشور بین المللی شود؟ منشور کوروش باید منشور بین المللی شود. ما برای جذب این طبقه باید این کارها را بکنیم.
 
2.      قشر متوسط، شهرنشینانی هستند که 13 میلیون رأی به آقای موسوی داده‏اند. این‌ها را باید چگونه جذب کرد؟ مؤلفه‌های این‌ها چیست؟ تقریباً نزدیک به طبقه‌ی قبلی هستند. با هم یک قدر مشترک دارند که با دین کاری ندارند.
 
 هرچند این تحلیل صددرصد اشتباه است و مردم جامعه‌ی ما این‌طور نیستند منتهی این‌ها اهل تحلیل هستند. فکر نکنیم این‌ها با رمالی کار خود را پیش می‌برند. این خیلی ساده انگاری است.
 
آقای مصباح که به رمالی اشاره دارند، به بخشی از همان 10، 20 درصد اشاره می‌کنند، رمال و غیب‌گو یادتان باشد به قول غربی‌ها «پراگماتیس» نیست، اهل عمل نیست. آقای احمدی نژاد از 24 ساعت، 18 ساعت را به قول ما مثل بلدوزر دارد کار می‌کند. آدم غیب‌گو که اهل کار نیست. این‌ها اهل تحلیل نیز هستند و تحلیل دارند و کارهایشان را در این قاعده‌ها ببینید.
 
نتیجه:  نخست، این جریان کاملاً منحرف است. دوم، این جریان تداوم اصلاحات است.
 
در قانون اساسی فتنه‌ی 88 با عنوان «قانون اساسی نوین ایران» هرجا نامی از اسلام بود، برداشتند. اکنون سال 1390 هجری شمسی و 1432 قمری است. سال قمری را هم از قانون اساسی خودشان برداشته‏اند. این قانون اساسی را چه کسی نوشته است؟ آقای اردشیر امیر ارجمند که در حال حاضر رابط آقای مشایی است و با مشایی در ارتباط است.
 
اکنون واضح شده آقای مشایی دروغ‌گو است. 11 روز حکم صریح مقام معظم رهبری را زمین زدند. این‌ها طرف‌دار ولایت هستند، کدام ولایت؟ ما از ساختار دولت به جد دفاع می‌کنیم. به جدّ هم مشایی را می‌کوبیم و به خاطر انحرافات فکری، رد می‌کنیم. مشایی را تدوام اصلاحات می‏بینیم، فتنه‌ی 90، تداوم فتنه‌ی 88 است .
 
اکنون جای سؤال است که چرا مقام معظم رهبری از آقای احمدی نژاد- اگر فکرش به واقع این است – دفاع کرد؟
 
مقام معظم رهبری از ملاک‌ها و از اصول دفاع کرد. در سفر به کردستان از ساده زیستی، پرکاری، اندیشه‌ی اسلامی، استکبار ستیزی سخن گفتند زیرا فرد دیگری نبود و این ملاک‌ها رفت در سبد آقای احمدی نژاد. مقام معظم رهبری از اصول دفاع کرد. حتی کروبی می‌گفت مقام معظم رهبری که این معیارها را می‌گوید نظرش به بنده است.
 
خود احمدی نژاد می‌گوید من دوره‌ی دوم رفتم پیش مقام معظم رهبری، گفتم این قدر از من دفاع نکنید، این‌ها حمله می‌کنند. ایشان فرمودند: «من از تو دفاع نمی‌کنم، من یک سری اصولی را دارم مطرح می‌کنم» این اصول در سبد آقای احمدی نژاد قرار دارد. این نکته را می‌گویم تا نگویند آقای هاشمی آن موقع فهمیده بود ولی مقام معظم رهبری الان، نه ایشان می‌دانند.
 
باید زمان و میزان خطر را درک کرد. اکنون عده‌ای  به سمت بحث استیضاح آقای رییس جمهوررفته‏اند، اما اکنون چرا؟ چه‌قدر سادگی است کسی که برود به  سمت استیضاح، خاتمی 8 سال با آن فساد، با آن خرابی کسی به سراغ استیضاح او نرفت. احمدی نژاد در یک مورد نشان داد  ولایت‏پذیر نیست، ما هم قبول داریم. اصلاح طلبان که 8 سال ضد ولایت بوده‌اند کدام‌شان طرف‌دار ولایت بودند؟ کدام‌شان حرف ولی فقیه را گوش می‌دادند اگر ما آقای احمدی نژاد را مثلاً استیضاح بکنیم ثمره‌اش چیست؟ ثمره‌اش این است مردم منطقه که اکنون در خیزش اسلامی بلند شده‌اند از خیزش مردم ایران الگو گرفته‌اند و احمدی‏نژاد در میان مردم منطقه به عنوان یک فرد شجاع، استکبار ستیز و آمریکا ستیز مطرح است اگر احمدی نژاد را کنار نهادیم، آمریکا چه می‌گوید؟ مردم منطقه چه می‌گویند؟ می‌گویند ما چرا مبارزه می‌کنیم. شاه ما و رییس ما طرف‌دار آمریکا است. احمدی نژاد استکبارستیز را جمهوری اسلامی خودش ساقطش کرد. آن وقت چه چیزی برای مردم منطقه می‌ماند؟

منبع : سایت برهان

خاطرات خواندني آيت‏الله مهدوي از مقام معظم رهبري

خاطرات خواندني آيت ‏الله مهدوي از امام خامنه ای

امام خامنه ای

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آنچه در ادامه مي خوانيد خاطرات و ناگفته هاي آيت‌الله سيدابوالحسن مهدوي عضو مجلس خبرگان از استان اصفهان درباره رهبر معظم انقلاب است كه به پيشگاه ملت ولايتمدار و ارادتمندان رهبر معظم انقلاب تقديم مي شود:

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

آیت الله قرهی

در این پست سعی دارم که به لطف خدا دروس اخلاق عالم وارسته حضرت آیت الله روح الله قرهی را قرار بدهم. امیدوارم که خداوند متعال اخلاق نیکو را روزی همه ما کند.

آيت‌الله روح الله قرهي در تهران و در خانواده‌اي متدين متولد و همزمان با گذراندن دوره متوسطه در سال 1355 تحصيلات حوزوي خود را آغاز كرد.
وي پس از گذراندن دوره مقدمات و تفسير نزد آيت‌الله احمد اديب، حجج اسلام سيد نورالدين دزفولي و حاج ميرزا علي اصغر هرندي در سال 1359 عازم قم شد و سطوح عاليه حوزوي را در قم گذراند.
قرهي سطوح عاليه فقه و اصول خود را نزد حضرات آيات گلپايگاني، مرعشي نجفي، تبريزي، بهجت، مكارم شيرازي و حسن زاده آملي و جوادي آملي گذراند و در نهايت از آيت‌الله مرعشي نجفي (ره) اجازه‌نامه اجتهاد كسب كرد.
وي در دوران هشت سال دفاع مقدس در كنار تحصيل دروس حوزوي بارها در ميدان نبرد حق عليه باطل حضور پيدا كرد و در سال 1364 در منطقه عملياتي فاو بر اثر گاز خردل اعصاب، شيميايي شده و در سال 1365 نيز در منطقه عملياتي شلمچه با اصابت تركش و تخليه چشم راست و ساييدگي مهره‌هاي ستون فقرات به خيل جانبازان جنگ تحميلي پيوست.
اين جانباز 70 درصد، پس از جنگ تحميلي، تدريس مكاسب، كفاية، تجريد العقايد و نهاية الحكمة را در مدرسه علميه فيضيه قم آغاز كرد اما به سبب آسيب‌هاي ناشي از مواد شيميايي و دستور پزشكان، از سال 1374 از شهر مقدس قم به سوي تهران هجرت كرد .
ایشان پس از دريافت مدرك دكتراي فلسفه غرب از دانشگاه هامبورگ، در تهران به تدريس فلسفه، حقوق و معارف در دانشگاه‌هاي نيروي انتظامي، علامه طباطبايي (ره)، امام صادق (علیه السلام) و تهران مشغول شد.
وي از سال 1381 با تأسيس حوزه علميه امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه) در شهرك حكيميه تهران فعاليت‌هاي دانشگاهي خود را متوقف كرده و به تربيت طلاب پرداخت و افزون بر تدريس اخلاق،‌ تفسير قرآن، ادبيات، منطق و كلام ،دوره روش تحقيق را نيز ويژه طلاب برگزار كرد و از سال تحصيلي 1388 تدريس خارج اصول را نيز آغاز كرد.
مؤسس حوزه علميه امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه) تهران تاكنون كتاب‌هاي «گوهرهاي فوق عرشي جلد 1» (شرح دعاي ابوحمزه ثمالي)، «اكسير رمضان»، «تفسير قرآن كريم سوره حمد در چند مجلد»، «حج عارفان»، «اخلاق الهي و سير و سلوك انساني » ، «الحصول في علم الاصول»، «زندگاني امام حسين از منظرهاي مختلف»، «اصول فقه»، «شرح آداب الصلاة امام خميني(ره)» و «شرح رساله ذكر و ذاكر علامه حسن‌زاده آملي» را تأليف كرده است.

«گناه» عامل محروميت از لذت عبادت است

شكر خداوند بدون شكرگزاري از پدر و مادر ميسر نيست

گناه از حب امام زمان(علیه السلام) در دل انسان مي‌كاهد

اجتناب از گناهان صغيره و كبيره و رسيدن به مقام انسانيت

کسانی که به ولایت و ولی امر مسلمین وفادار نباشند، هرگز به امام زمان(علیه السلام) وفادار نخواهند بود.

شرط بخشش گنا‌هان قبلي در ماه رجب

توفيق توبه براي تهمت‌زنندگان به سختي حاصل مي‌شود

همراهي با ولي خدا شرط پذيرش اعمال است

احساس منيّت در مقابل ولي خدا و آثار آن

تنها عامل اوج انسان

ولی خدا حصن حصین برای انسان

هدف از بعثت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

خصایص سربازان امام زمان علیه السلام

درس اخلاق . اخلاق . اخلاق اسلامی . اخلاق در دین . حوزه علمیه امام مهدی . آیت الله قرهی . قرهی . حکیمیه . اخلاق الهی . دروس اخلاق . آیت الله روح الله قرهی

سلسله دروس اخلاق آیت الله سیدابوالحسن مهدوی

سلسله دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در این پست سعی دارم به امید خدا سلسله دروس اخلاق آیت الله مهدوی با موضوع اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی را قرار بدهم.

امیدوارم که مورد رضایت حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه) قرار بگیرد.

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی درسال 1341 هجری شمسی در شهر مقدس نجف و در خانواده ای از تبار علم و تقوی متولد شدند.ایشان در سن چهارده سالگی وارد حوزه علمیه شدند و از محضر بزرگانی همچون مرحوم آیت الله صافی و مرحوم آیت الله صادقی و حضرت آیت الله العظمی مظاهری در سطح خارج فقه و اصول بهره بردند و هم اکنون نیز به تعلیم طلاب علوم دینی در سطح خارج فقه و اصول اشتغال دارند.از دیگر فعالیت های ایشان حضور در مجلس خبرگان رهبری به عنوان نماینده مردم اصفهان می باشد.

 

حب آخرت : جلسه اول

قناعت : قسمت اول

قناعت : قسمت دوم

قناعت : قسمت سوم

صفت رذیله طمع : قسمت اول

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

صفت رذیله حرص : قسمت اول

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه اول

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه دوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

بررسی صفت حسنه ی "ایثار" قسمت سوم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

مجموعه سخنرانی های آیت الله مهدوی

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی

گلچین مناجات با امام زمان علیه السلام با نوای گرم آیت الله مهدوی

دعای روحبخش کمیل با نوای گرم حضرت آیت الله مهدوی

کلمات کلیدی : آیت الله مهدوی ، آیت الله سید ابوالحسن مهدوی ، درس اخلاق ، اخلاق اسلامی ، اخلاق و دین ، اخلاق عملی ، اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی ، روانشناسی ، سیدابوالحسن مهدوی ، مهدوی ، صفات رذیله ، صفات حسنه ، حوزه علمیه اصفهان

خصایص سربازان امام زمان علیه السلام

سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

آیت الله قرهی 

خصایص سربازان امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)

خصایص سربازان وجود مقدّس مولا، آقا، سیّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّت­بن­الحسن المهدی)صلوات اللّه و سلامه علیه) همان خصایص سربازان وجود مقدّس ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه علیه) است. آن­ها در مرحله نخست، متخلّق به اخلاق الهی هستند. آیت­الله قاضی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف عظیم­الشّأن این نکته­ بسیار عالی را فرمودند، ایشان فرمودند: خطاب وجود مقدّس مولایمان، به سربازانشان و کسانی که در محضرشان هستند، این است: «اِرکَبوا یا مُتخَلَّقینَ باَخلاقِ اللّه»

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

در جلسه­ی گذشته حدود 50 اثر را برای صفت سخاوت بیان نمودیم.

موضوعات دیگری که در این جلسه باید به آن پرداخته شود نشانه های سخاوت، عوامل ایجاد سخاوت و معالجه­ی سخاوت است که به بیان آن به صورت تفصیلی می­پردازیم.

بقیه در ادامه ی مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

در روزهای گذشته مطالب مهم و مختلفی را درمورد سخاوت و ایثار بیان نمودیم. در این جلسه نیز موارد دیگری برای تکمیل بحث های گذشته در مورد مسائل مالی عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

 دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

موضوع صحبت پیرامون بحث ایثار بود که در جلسات گذشته مطالبی را عنوان نمودیم.

بحثی که در ادامه­ی جلسات قبل، باید به آن پرداخته شود "راهکار های عملی و معالجه­ی ایثار" است.

برای همین حدود چهل نکته­ی علمی را در این راستا بیان می­نماییم که توجه به آن موجب تقویت انگیزه شده و عزم انسان را برای تحصیل صفت ایثار جزم می­کند اگرچه در راه تحصیل آن متحمل سختی­های فراوانی شود.

در پایان بحث نیز به سه راه کار عملی برای تحصیل ایثار عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

در دو جلسه­ی گذشته به بحث ایثار رسیدیم و نکاتی را در این زمینه مورد بررسی قرار دادیم. آنچه امروز در ادامه­ی همان بحث ها شایسته است بیان شود، حد و حدود ایثار است. البته کسانی که می­خواهند از این بحث به نتیجه­ی مطلوبی برسند باید مباحث دو جلسه­ی قبل را نیز حتما مطالعه نمایند.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

آنچه در جلسه­ی گذشته به آن پرداخته شد در مورد صفت "ایثار" بود (تقدیم دیگران بر خود) که گفته شد، بالاترین درجه­ی سخاوت، ایثار است. انسان سخی نیاز خودش را برطرف کرده و مازادش را انفاق می­کند ولی در ایثار، ایثارگر دیگران را بر خودش مقدم می­اندازد در حالی که خودش محتاج تراست و برای همین ایثار بسیار با ارزش تر و بالاتر از سخاوت است.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

یکی دیگر از موضوعاتی که به مناسبت بحث سخاوت شایسته است پیرامون آن صحبت شود، صفت ایثار است. همان طور که در جلسات قبل به تعریف ایثار اشاره کردیم، در تفاوت بین سخاوت و ایثار عرض شد که در ایثار شخص انفاق کننده اول به نیاز دیگران توجه می­کند و آنها را بر خود مقدم می­اندازد ولی در سخاوت اول نیاز خود را برطرف نموده و سپس از مازاد آن به دیگران عطا می­کند.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

چرایی ، چیستی و چگونگی جهاد اقتصادی

چرایی ، چیستی و چگونگی جهاد اقتصادی

امام خامنه ای ، سال جهاد اقتصادی

مقدمه
 
جهاد اقتصادی چند سرفصل دارد که عبارت هستند از چرايی جهاد اقتصادی، چيستی جهاد اقتصادی و چگونگی جهاد اقتصادي.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته