مناجات با امام زمان علیه السلام با نوای آیت الله مهدوی

مناجات با امام زمان علیه السلام توسط آیت الله مهدوی

میلاد امام زمان علیه السلام



دادیم به یک جلوه رویت دل و دین را

قربان خاک پایت ای مهر عالم آرا

نمی دانم عزیز جان کجایی ( صلوات مخصوص امام زمان علیه السلام و مناجات با حضرت)

نقش جمال یار را تا که به دل کشیده ام

خوشا آنانکه سودای تو دارند

خورده پیوند دلم با غم تو

به یادت روز و شب در سوز و سازم

تو نور چشم ختم المرسلینی

 


امام زمان - امام مهدی علیه السلام - صاحب الزمان - ولی امر - مناجات - مناجات با امام زمان - حضرت مهدی - مناجات با خدا - حاج آقا مهدوی - آیت الله مهدوی -آیت الله سید ابوالحسن مهدوی - گلچین مناجات با امام زمان - گلچین مناجات با خدا - امام دوازدهم

شرح صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (4)

 

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

یکی از نکاتی که پیرامون دعا باید بدانیم این است که دعا به معنای شنواندن صدا به خدای متعال نیست، و این­گونه نیست که خدای متعال نیاز ما را نداند؛
پدر یا مادر تا زمانی­که فرزند از آن­ها درخواست نکند، نمی­دانند بچه تشنه است یا گرسنه، لذا ولو بچه زبان هم نداشته باشد، باید گریه کند تا پدر یا مادر متوجه شده و در راستای رفع آن نیاز اقدام نمایند. اما نسبت ما با خدای متعال این­چنین نیست، خداوند مصداق أتمّ و أکمل « یَا خَبِیراً بِفَقْرِی وَ فَاقَتِی » است، در دعای ماه رجب می­خوانیم: « وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ »، یعنی: خداوند باطن سکوت کنندگان را می داند، پس غرض از دعا تعلیم خداوند متعال نیست.

ادامه این مقاله را اینجا بخوانید

شرح صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (3)

 

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

یکی از کمالات بزرگ انسان این است که به تقدیرات الهی راضی باشد، آن هم نه فقط زمانی که مشکلی ندارد، بلکه حتی در اوج مشکلات به مقدرات الهی راضی باشد، همان که امام علیه­السلام فرمودند: «الهی رضاً بقضائک».
در تقدیرات الهی بحث رضایت، بحث بسیار مهمی است. این­که بنده همیشه بگوید: الحمدلله، هم وقتی سالم است و هم وقتی مریض است، بگوید: الحمدلله، نه تنها به زبان، بلکه در دل هم راضی باشد، چرا؟ چون خدا خواسته است. نه مانند آن شخصی که وقتی امام علیه­السلام از او پرسیدند: چگونه صبح کردی؟ در جواب عرض کرد: صبح کردم در حالی که فقر را بهتر از غنا و بیماری را بهتر از سلامتی می­دانم! چون امام علیه­السلام به او فرمودند: ما خاندان این­طور نیستیم! ما راضی هستیم به آن­چه خدا راضی است، یعنی: اگر او به سلامت ما راضی است، ما هم سلامتی را می­خواهیم، آن­هم نه از این باب که سلامتی موافق میل ما است، بلکه چون موافق خواست اوست. نشانه­اش هم این است که اگر خدا اراده کند مریض باشیم، ما هم راضی به همان هستیم

ادامه این مقاله را اینجا بخوانید

 

شرح صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (2)

 

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

حیات جسمی جبراً به انسان عطا شده و نیازی نیست که انسان آن­را تحصیل کند، ولی حیات روحی با اختیار انسان حاصل می­شود؛ و همین فرق سبب می­شود که حیات جسمی ارزش برای انسان محسوب نشود، و لذا هیچ­کس صرفاً به این دلیل که نفس می­کشد مدح نمی­شود. اما در طرف مقابل، حیات روحی چون با اختیار انسان تحصیل می­شود، مورد مدح قرار می­گیرد.

ادامه این مقاله را اینجا بخوانید

شرح صحیفه سجادیه توسط آیت الله سید ابوالحسن مهدوی (1)

 

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

صحیفه سجادیه درحالی­که مجموعه­ای از ادعیه­ی امام سجاد علیه­السلام است، مشتمل بر معارف دقیق دین نیز هست. به عبارت دیگر دعاهای امام سجاد علیه­السلام چندان تفاوتی با روایاتی که از امام باقر و امام صادق علیهماالسلام رسیده است ندارد. از نظر ظاهری، در نقل روایات، راویان در محضر امام علیه السلام می­نشستند و ایشان نیز املاء می­کردند، اما دعاهای امام چهارم علیه­السلام این چنین نبوده بلکه حضرت در قالب مناجات با خداوند متعال سخن می­گفتند، با این همه، این تفاوت تنها در شکل ظاهری است، و از حیث واقعی و ماهوی، حقیقت یکی است، یعنی همان معارفی که توسط روایات به ما منتقل شده، در قالب دعا هم به ما منتقل شده است.

بقیه این مقاله را اینجا بخوانید

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع "بصیرت"

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع "بصیرت"

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

زمان این سخنرانی محرم الحرام ۱۳۸۹ در محفل رزمندگان اسلام اصفهان (محبان حضرت زهرا علیهاالسلام) در مسجد امام (ره) اصفهان می باشد.

قسمت اول (1)

قسمت دوم (2)

قسمت سوم (3)

قسمت چهارم (4)

قسمت پنجم (5)

 بصیرت ، بصیر ، فتنه ، فتنه گر ، با بصیرت ، مهدوی ، آیت الله مهدوی ، آیت الله سید ابوالحسن مهدوی ،

خاطرات خواندني آيت‏الله مهدوي از مقام معظم رهبري

خاطرات خواندني آيت ‏الله مهدوي از امام خامنه ای

امام خامنه ای

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آنچه در ادامه مي خوانيد خاطرات و ناگفته هاي آيت‌الله سيدابوالحسن مهدوي عضو مجلس خبرگان از استان اصفهان درباره رهبر معظم انقلاب است كه به پيشگاه ملت ولايتمدار و ارادتمندان رهبر معظم انقلاب تقديم مي شود:

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

سلسله دروس اخلاق آیت الله سیدابوالحسن مهدوی

سلسله دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در این پست سعی دارم به امید خدا سلسله دروس اخلاق آیت الله مهدوی با موضوع اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی را قرار بدهم.

امیدوارم که مورد رضایت حضرت بقیة الله الاعظم (عجل الله تعالی فرجه) قرار بگیرد.

حضرت آیت الله سید ابوالحسن مهدوی درسال 1341 هجری شمسی در شهر مقدس نجف و در خانواده ای از تبار علم و تقوی متولد شدند.ایشان در سن چهارده سالگی وارد حوزه علمیه شدند و از محضر بزرگانی همچون مرحوم آیت الله صافی و مرحوم آیت الله صادقی و حضرت آیت الله العظمی مظاهری در سطح خارج فقه و اصول بهره بردند و هم اکنون نیز به تعلیم طلاب علوم دینی در سطح خارج فقه و اصول اشتغال دارند.از دیگر فعالیت های ایشان حضور در مجلس خبرگان رهبری به عنوان نماینده مردم اصفهان می باشد.

 

حب آخرت : جلسه اول

قناعت : قسمت اول

قناعت : قسمت دوم

قناعت : قسمت سوم

صفت رذیله طمع : قسمت اول

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

صفت رذیله حرص : قسمت اول

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه اول

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه دوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه سوم

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" : جلسه چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

بررسی صفت حسنه ی "ایثار" قسمت سوم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

مجموعه سخنرانی های آیت الله مهدوی

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی

گلچین مناجات با امام زمان علیه السلام با نوای گرم آیت الله مهدوی

دعای روحبخش کمیل با نوای گرم حضرت آیت الله مهدوی

کلمات کلیدی : آیت الله مهدوی ، آیت الله سید ابوالحسن مهدوی ، درس اخلاق ، اخلاق اسلامی ، اخلاق و دین ، اخلاق عملی ، اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی ، روانشناسی ، سیدابوالحسن مهدوی ، مهدوی ، صفات رذیله ، صفات حسنه ، حوزه علمیه اصفهان

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه چهارم

در جلسه­ی گذشته حدود 50 اثر را برای صفت سخاوت بیان نمودیم.

موضوعات دیگری که در این جلسه باید به آن پرداخته شود نشانه های سخاوت، عوامل ایجاد سخاوت و معالجه­ی سخاوت است که به بیان آن به صورت تفصیلی می­پردازیم.

بقیه در ادامه ی مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت پنجم (تکمیلی بحث سخاوت و ایثار)

در روزهای گذشته مطالب مهم و مختلفی را درمورد سخاوت و ایثار بیان نمودیم. در این جلسه نیز موارد دیگری برای تکمیل بحث های گذشته در مورد مسائل مالی عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

 دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت چهارم

موضوع صحبت پیرامون بحث ایثار بود که در جلسات گذشته مطالبی را عنوان نمودیم.

بحثی که در ادامه­ی جلسات قبل، باید به آن پرداخته شود "راهکار های عملی و معالجه­ی ایثار" است.

برای همین حدود چهل نکته­ی علمی را در این راستا بیان می­نماییم که توجه به آن موجب تقویت انگیزه شده و عزم انسان را برای تحصیل صفت ایثار جزم می­کند اگرچه در راه تحصیل آن متحمل سختی­های فراوانی شود.

در پایان بحث نیز به سه راه کار عملی برای تحصیل ایثار عرض می­نماییم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" جلسه سوم

در دو جلسه­ی گذشته به بحث ایثار رسیدیم و نکاتی را در این زمینه مورد بررسی قرار دادیم. آنچه امروز در ادامه­ی همان بحث ها شایسته است بیان شود، حد و حدود ایثار است. البته کسانی که می­خواهند از این بحث به نتیجه­ی مطلوبی برسند باید مباحث دو جلسه­ی قبل را نیز حتما مطالعه نمایند.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت دوم

آنچه در جلسه­ی گذشته به آن پرداخته شد در مورد صفت "ایثار" بود (تقدیم دیگران بر خود) که گفته شد، بالاترین درجه­ی سخاوت، ایثار است. انسان سخی نیاز خودش را برطرف کرده و مازادش را انفاق می­کند ولی در ایثار، ایثارگر دیگران را بر خودش مقدم می­اندازد در حالی که خودش محتاج تراست و برای همین ایثار بسیار با ارزش تر و بالاتر از سخاوت است.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه "ایثار" قسمت اول

یکی دیگر از موضوعاتی که به مناسبت بحث سخاوت شایسته است پیرامون آن صحبت شود، صفت ایثار است. همان طور که در جلسات قبل به تعریف ایثار اشاره کردیم، در تفاوت بین سخاوت و ایثار عرض شد که در ایثار شخص انفاق کننده اول به نیاز دیگران توجه می­کند و آنها را بر خود مقدم می­اندازد ولی در سخاوت اول نیاز خود را برطرف نموده و سپس از مازاد آن به دیگران عطا می­کند.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه سوم

موضوع صحبت پیرامون بحث سخاوت بود که در جلسات گذشته به بیان نکاتی پیرامون آن پرداختیم.

اما بحثی که در این جلسه باید به آن پرداخته شود آثار و نتایجی است که سخاوت برای انسان به ارمغان می­آورد که دانستن آن، موجب تقویت انگیزه­ شده و عزم انسان را برای تحصیل این صفت جزم می­کند. برای همین است که به علم به آثار سخاوت معالجه­ی علمی گفته می­شود.

چنانچه وقتی شخص از خواص فراوان دارویی مطلع می­شود و می­فهمد که از این دارو می­تواند بهره های فراوانی ببرد حاضر می­شود مسافتی طولانی را طی کرده و حتی با پرداخت پول زیاد آن را تهیه و استفاده نماید.

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه دوم

موضوع صحبت پیرامون سخاوت و ایثار بود که در روز گذشته مطالبی را در در مورد آن بیان نمودیم. نکاتی را که در این چند جلسه عرض­ می­نماییم در بحث روانشناسی بسیار مؤثر است.

سخاوت بدون چشم داشت و نگرانی

انسان سخاوتمند نباید نسبت به آینده­ی خودش خوف داشته باشد که مبادا با عطای به دیگران فقیر شود، و همچنین نباید نسبت به طرف مقابل خویش هیچ گونه انتظار جبران نمودن حتی به اندازه­ی یک تشکر داشته باشد. زیرا در واقع با خدای خویش معامله می­کند. امیر المومنین علیه السلام در کلام گوهر بارشان به همین مطلب اشاره می­نمایند و می­فرمایند : « اَلجودُ مِن غَيرِ خَوفٍ وَ لا رَجاءِ مُكافاةٍ حَقيقَةُ الجُود » . [1] یعنی: حقیقت سخاوت این است که نه نسبت به آینده خوفی داشته باشد و نه از طرف مقابلش امید به جبران کردن.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت حسنه ی سخاوت جلسه اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت حسنه ی "سخاوت" جلسه اول

در جلسات گذشته به بیان صفت رذیله­ی بخل و آثار و عوامل ایجاد آن پرداختیم . مطالبی را به صورت تفصیلی بیان نمودیم. صفتی که در مقابل این رذیله قرار دارد صفت سخاوت است که به بیان تعریف، آثار و عوامل آن می­پردازیم. صفت دیگری که با این بحث مناسبت دارد صفت ایثار است، صفتی که بالاتر از سخاوت، و از کمالات مهم انسانی است که به سادگی نمی­توان آن را تحصیل نمود. زیرا شخص سخیّ مازادِ از زندگی خود را به دیگران می­بخشد در حالی که انسان ایثارگر دیگران را بر خود مقدّم انداخته و چیزی را که به آن محتاج است به دیگران عطا می­کند.

در قرآن کریم در مورد سخاوت هیچ آیه ای ذکر نشده است اما حدود هفت آیه برای ایثار وجود دارد. در مورد کلمات مترادف سخاوت هم مانند « جود » آیه ای ذکر نشده، و کلمه­ی « جودی » که در یکی از آیات آمده، نام کوهی است که کشتی حضرت نوح بر آن مستقر شد و به معنای عطا و بخشش نیست.

البته آنچه در ایجاد صفات خوب اخلاقی باید مورد توجه قرار گیرد مقدّم بودن مرحله­ی تخلیه بر تحلیه­ است. یعنی انسان سالک باید در ابتدا و با زحمت فراوان صفات زشت را از خود دور نماید آن وقت به راحتی صفات خوب را می­تواند جایگزین کند. این جایگزینی مانند شخصی است که می­خواهد بدن خود را به بوی عطر آغشته کند اما هنوز لباس و بدنش کثیف است.

طبیعی است که چنین شخصی هرچقدر هم بوی خوش استعمال کند نتیجه نمی­گیرد. و یا کسی که می­خواهد آب تمیز را وارد حوض آب نماید با این که هنوز آب کثیف حوض را تخلیه نکرده است. او هم به نتیجه­ی دلخواه دست نمی­یابد.

انسان هایی که می­خواهند اَحباب را وارد قلب خویش نمایند نیز باید اول اغیار را بیرون کرده تا جای آمدن اَحباب باز شود. اول باید « لا الهَ » گفت سپس « الله» وارد قلب می­شود. اولیای الهی و در رأس آنها حضرت بقیه الله الاعظم ارواحنا له الفدا نیزدر جلساتی قدم می­گذارند که فضای آن آماده و مناسب باشد و آلوده به ناخالصی و گناه نباشد.

صفت سخاوت نیز هنگامی وارد وجود انسان می­شود که انسان بتواند با هر زحمت و تلاشی که مقدور است بخل از آن بیرون کرده باشد تا سخاوت به زودی مستقر ­شود.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی

سخنرانی حضرت آیت الله مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی 

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی "رمضان المبارک ۱۳۸۶"

۱- جلسه اول: مقدمه اخلاق

دریافت فایل

پخش

۲- جلسه دوم: غضب ۱

دریافت فایل

پخش

۳- جلسه سوم: غضب ۲

دریافت فایل

پخش

۴- جلسه چهارم: حلم

دریافت فایل

پخش

۵- جلسه پنجم: کینه

دریافت فایل

پخش

۶- جلسه ششم: عفو

دریافت فایل

پخش

۷- جلسه هفتم: رفق

دریافت فایل

پخش

۸- جلسه هشتم: حسد ۱

دریافت فایل

پخش

۹- جلسه نهم: حسد ۲

دریافت فایل

پخش

۱۰- جلسه دهم: حسد ۳

دریافت فایل

پخش

۱۱- جلسه یازدهم: ریا ۱

دریافت فایل

پخش

۱۲- جلسه دوازدهم: ریا ۲

دریافت فایل

پخش

۱۳- جلسه سیزدهم: ریا ۳

دریافت فایل

پخش

۱۴- جلسه چهاردهم: اخلاص ۱

دریافت فایل

پخش

۱۵- جلسه پانزدهم: اخلاص ۲

دریافت فایل

پخش

۱۶- جلسه شانزدهم: حب جاه و مقام ۱

دریافت فایل

پخش

۱۷- جلسه هفدهم: حب جاه و مقام ۲

دریافت فایل

پخش

۱۸- جلسه هجدهم: حب جاه و مقام ۳

دریافت فایل

پخش

۱۹- جلسه نوزدهم: تغافل یا اذن

دریافت فایل

پخش

۲۰- جلسه بیستم: محبت دنیا ۱

دریافت فایل

پخش

۲۱- جلسه بیست و یکم: محبت دنیا ۲

دریافت فایل

پخش

۲۲- جلسه بیست و دوم: محبت دنیا ۳

دریافت فایل

پخش

۲۳- جلسه بیست و سوم: محبت دنیا ۴

دریافت فایل

پخش

۲۴- جلسه بیست و چهارم: محبت دنیا ۵

دریافت فایل

پخش

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی

سخنرانی آیت الله مهدوی با موضوع ولایت فقیه و حکومت اسلامی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

۱ـ ولایت فقیه: جلسه اول

دریافت

پخش

۲ـ ولایت فقیه جلسه دوم

دریافت

پخش

۳ـ ولایت فقیه : جلسه سوم

دریافت

پخش

۴ـ ولایت فقیه : جلسه چهارم

دریافت

پخش

۵ـ ولایت فقیه : جلسه پنجم

دریافت

پخش

۶ـ ولایت فقیه : جلسه ششم

دریافت

پخش

۷ـ ولایت فقیه : جلسه هفتم

دریافت

پخش

۸ـ ولایت فقیه : جلسه هشتم

دریافت

پخش

۹ـ ولایت فقیه : جلسه نهم

دریافت

پخش

۱۰ـ ولایت فقیه : جلسه دهم

دریافت

پخش

۱۱ـ ولایت فقیه : جلسه یازدهم

دریافت

پخش

۱۲ـ ولایت فقیه : جلسه دوازدهم

دریافت

پخش

۱۳ـ ولایت فقیه : جلسه چهاردهم

دریافت

پخش

۱۴ـ ولایف فقیه : جلسه پانزدهم

دریافت

پخش

۱۵ـ ولایت فقیه : جلسه شانزدهم

دریافت

پخش

۱۶ـ ولایت فقیه : جلسه هفدهم

دریافت

پخش

۱۷ـ ولایت فقیه : جلسه هجدهم

دریافت

پخش

۱۸ـ ولایت فقیه : جلسه نوزدهم

دریافت

پخش

۱۹ـ ولایت فقیه : جلسه بیستم

دریافت

پخش

پخش همه فایل ها

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت سوم

بحثی را که در جلسه­ی گذشته به بیان آن پرداختیم آثار صفت رذیله­ی بخل بود که به بیست و دو اثر اشاره نمودیم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت دوم

موضوع بحث پیرامون صفت رذیله­ی بخل بود که درجلسه­ی گذشته به تعریف آن پرداخته و تعاریف کتاب های مختلف لغت را مورد دقت و بررسی قرار دادیم، و عرض نمودیم که امساکی که در بعضی از تعاریف آمده است در حقیقت از آثار بخل است نه خودِ بخل.

یکی از دلایلی که می­توان به همین مناسبت از آن استفاده کرد روایت امام حسن مجتبی علیه السلام است.

« شخصی از امام حسن علیه السلام سؤال کرد که جواد چه کسی است؟ امام علیه السلام در پاسخ فرمودند: کلام تو دو جهت دارد. اگر جواد در مخلوقات را سؤال می­کنی، جواد کسی است که آنچه بر او واجب شده است را ادا می­کند. و اگر جواد در خالق را سؤال می­کنی، پس خداوند جواد است چه عطا کند و چه عطا نکند. زیرا اگر خدا چیزی به کسی عطا کند، چیزی را عطا می­کند که از آنِ عبد نبوده است و اگر هم چیزی را عطا نکرد، چیزی را عطا نکرده است که از آنِ عبد نبوده است» [۱]به عبارت ساده تر، چون کارهای خداوند متعال بر پایه­ی حکمت استوار است اگر عطائش بجا و بر طبق مصلحت باشد عطا می­کند و اگر بجا نباشد عطا نمی­کند.

قسمت دوم کلام امام علیه السلام هم بسیار مهم است که اگر خداوند عطا هم نکند هنوز جواد است و هیچ کس از خداوند مهربان طلب کار نیست.

انسان سخاوتمند نیزگاهی به خاطر موانعی که وجود دارد سائل را محروم می­کند با اینکه آمادگی کامل برای عطا کردن دارد. مثلا می­داندکه این سائل اهل اسراف است و اگر به او کمک کند باز هم مرتکب اسراف می­شود. در این گونه موارد فرد سخیّ طبق حکمت و مصلحت انسان بخیل را محروم می­سازد و هیچ کس او را مورد مؤاخذه قرار نمی­دهد. بخل زمانی محقق می­شود که سائل کمک را بجا مصرف می­کند اما فرد بخیل هیچ انگیزه ای در وجودش برای بذل و بخشش نمی­یابد. این امساک اثر و نتیجه­ی بخل درونی است.

مطلب دیگری که در ادامه­ی بحث دیروز در مورد شُحّ باید ذکر شود این است که شُحّ همان بخل شدید است، بخلی که به شدت در وجود انسان رسوخ کرده باشد و به خاطر همین رسوخ شدید، بلیغ تر از بخل است و همواره با حرص توأم است؛ یعنی هم چیزی به کسی عطا نمی­کند و هم بر اموالی که ذخیره کرده است حرص می­ورزد.

قرآن کریم در آیه­۱۶ از سوره­ی تغابن می­فرماید:« وَ مَنْ يُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » یعنی« و كسانى كه از بخل نفسشان مصون گردند آنها همان رستگارانند». پس کسی که بتواند نفس خود را حفظ نماید و نگذارد بخلش به مرحله­ی عمل برسد چنین شخصی به رستگاری رسیده است.

ادامه نوشته

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بررسی صفت رذیله بخل : قسمت اول

مقدمه

در سال گذشته به توفیق الهی مباحثی را پیرامون اخلاق عملی بیان نموده و مطالب مهم اخلاقی را که مورد بحث و بررسی قرار دادیم.

واژه­ی « اخلاق » به روحیّات و ملکات نفسانی گفته می­شود که انسان به مرور زمان به آنها عادت پیدا کرده است، چه اینکه این صفات از صفت های خوب انسان واز فضایل اخلاقی باشد و یا اینکه از رذایل اخلاقی به شمار رود.

منظور از واژه­­ی «عملی» نیز به این معنا ما را رهنمون می­سازد که این صفات نتیجه و آثار عملی فراوانی در زندگی انسان دارد. از این رو است که برای دستیابی به آثار عملی موضوع ناچاریم به بیان عوامل و آثار صفات اخلاقی بپردازیم.

بنا بر این همانطور که در دو سال گذشته نیز بیان شد این بحث از موضوعات کاملا روانشناسی است؛ زیرا در این بحث از عوامل و آثار صفات مختلف صحبت می­شود.

به عنوان مثال وقتی صفت شجاعت را مورد بررسی قرار می­دهیم و از آثار آن مطلع می­شویم انگیزه­ی زیادی برای تحصیل آن در وجودمان ایجاد می­شود . و در مقابل اگر از آثار زیانبار ترس آگاهی یافتیم عزم و اراده­ی قوی تری برای ترک این رذیله­ی اخلاقی پیدا می­کنیم.

این پدیده نظیر آگاهی انسان از خواص میوه های مختلف است که موجب تقویت انگیزه برای تهیه و استفاده­ی از آن می­شود.

پس علم به آثار و فواید صفات اخلاقی، انسان را به مقام عمل می­کشاند و موجب می­شود با عزم و اراده­ی قوی به تحصیل صفات خوب، و ترک صفات بد اهتمام ورزد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله حرص : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته مطالبی را در مورد معانی و تعاریف صفت های، حرص، کفاف، قناعت و طمع عرض نمودیم. از این جلسه به بیان صفت حرص پرداخته و ابتدا چند مطلب کلی را پیرامون آن بیان کرده و سپس وارد مباحث روانشناسی آن می­شویم.

           صفت رذیله حرص : قسمت اول

مطلب اول، فقیرِقانع

نکته­ی اولی که شایسته است مورد توجه قرار گیرد این است که انسان فقیر باید به آنچه دارد قانع باشد زیرا اگر همراه با فقرش قناعت نداشته باشد در مزر کفر و بی دینی قرار می­گیرد.

امام علیه السلام در این مورد می­فرمایند : « نزدیک است که فقر انسان را به کفر بکشاند.» [1] زیرا فقیری که به اموال کم خود قانع نیست اظهار نارضایتی می­کند و گاهی نیز از خالق خود شکایت می­نماید و می­گوید : " خالق من درست رزق مرا تقسیم نکرده است. من تلاش خود را کردم، دعا نمودم اما باز هم نتیجه نگرفتم. چرا زندگی دیگران بهتر است در حالی که کمتر از من تلاش می­کنند "و گاهی کارش به جایی می­رسد که می­گوید :" من این خدا را دیگر نمی­پرستم و دیگر نماز هم نمی­خوانم؟ "

بنابراین فقری ممدوح است که با قناعت همراه باشد و شخص فقیر باید به اندک مالی که دارد اکتفا کند و با کمال رضایت به زندگی خود ادامه دهد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

صفت رذیله حرص : قسمت دوم

بحثی را که در این جلسه پیرامون آن صحبت می­کنیم، بیان عوامل ایجاد کننده­ی حرص است که انسان با شناسایی آن می­تواند این بیماری مهلک را از وجود خود بیرون نماید.

البته منظور از معالجه­ی حرص، درمان حرص مذموم و حرص به دنیا است، نه حرص به آخرت که در جلسه­ی گذشته به بعضی از آن موارد اشاره شد، مواردی مانند حرص در هدایت دیگران، حرص در تحصیل علم، حرص در تهذیب نفس، و حرص در انجام عمل صالح.

قرآن کریم در آیه 128 سوره­ی توبه می­فرماید : « لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ مِنْ أَنْفُسِكُمْ عَزيزٌ عَلَيْهِ ما عَنِتُّمْ حَريصٌ عَلَيْكُمْ بِالْمُؤْمِنينَ رَؤُفٌ رَحيمٌ » یعنی « حقیقتاً به سوی شما فرستاده‏اى از خودتان آمده كه رنج و ضرر شما بر او گران است، بر (ايمان و كمال) شما حريص است و به مؤمنان رئوف و مهربان است .» و این آیه نشانگر مطلوب بودن حرص بر امور آخرتی است.

حرصی که انسان باید برای معالجه­ی آن تلاش کند، رغبت به امور دنیایی است، اموری مانند طلب ریاست، طلب مال ، جمع آوری اثاث زندگی، خودرو، خانه و دیگر موارد دنیایی.

بنابراین به بیان "عوامل ایجاد حرص" می­پردازیم.

1ـ اولین عامل از عوامل حرص ندانستن ضررها و آفت­های آن است که در جلسه­ی گذشته به حدود 50 مورد اشاره نمودیم. کسی که ضررهای حرص را نداند عاقبت در دام این رذیله­ی خانمان سوز می­افتد.

در اینجا به عناوین بعضی از دیگر عوامل ایجاد حرص اشاره می­نماییم.

1ـ سوء ظن به پروردگار ،2ـ ضعف دین 3ـ قوی بودن خواسته­های نفس، 4ـ ذلت نفس، 5ـ اسارت نفس،6ـ شقاوت نفس، 7ـ احساس نیازمندی و افتقار نفس، 8ـ حب دنیا، 9ـ نگاه به مافوق کردن،10ـ مجالست با اغنیاء، که به بیان هر کدام از این موارد به صورت تفصیلی می­پردازیم.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله طمع : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی
صفت رذیله طمع : قسمت اول

بررسی صفت طمع

موضوع صحبت پیرامون طمع است که تعریف آن در جلسات گذشته بیان شد و گفتیم که تمایل درونی انسان به اموال دیگران را طمع گویند و انسان طمع کار دوست دارد که در اموال دیگران تصرف کرده و آن را به ملکیت خود درآورد.

در مقابل آن صفت استغناء نفس قرار دارد که موجب می­شود انسان نفس خود را از دیگران بی نیاز بداند.

تفاوت أمل و طمع

نکته­ی دیگری که در صفت طمع عرض شد این بود که اگر چیزی را که انسان به دنبال تحصیل آن است قریب الوقوع باشد، انسان نسبت به آن چیز « طمع » دارد و اگر اسباب به دست آوردن آن فراهم نبوده و امکان تحصیل آن نباشد به آن « أمل » گویند. مثلا کسی که آرزوی داشتن باغی را که در کشور دیگری قرار دارد می­کند «أمل» دارد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

صفت رذیله طمع : قسمت دوم

در جلسه­ی گذشته بعضی از آثار طمع را بیان نمودیم و در این جلسه به ادامه­ی بحث گذشته پرداخته و سپس به کیفیت معالجه می­پردازیم.

قبل از ورود به بحث مطالبی را در مورد حرص عرض می­نمایم.

مطلب اول، نزدیکی طمع و حرص

مطلب اول این است که حرص و طمع بسیار به یکدیگر نزدیک اند. در تعریف حرص گفتیم که شدت تمایل درونی به چیزی است ولی در طمع شدت علاقه نیست بلکه آرزوی تنها است و انسان طمّاع آرزو می­کند که " ای کاش فلان نعمتی را که دیگری دارد من داشتم". بنابراین از نظر اخلاقی صفت طمع در رتبه­ی پایین تری از حرص قرار دارد.

اما از نظر رتبه بندی طمع مقدم بر حرص است زیرا تا کسی اهل طمع نباشد به حرص مبتلا نمی­شود و طمع مقدمه­ی حرص است. یعنی در ابتدا انسان به اموال دیگران چشم می­دوزد و طمع می­ورزد و آرزو می­کند که ای کاش فلان نعمت را داشتم و سپس اگر از خود مراقبت نکند به حرص مبتلا شده و شدت علاقه را به آن پیدا می­کند.

مطلب دوم ، یأس و تقابل آن با طمع

نکته­ی دیگری که در مورد طمع باید ذکر شود این است که بعضی یأس از آنچه در دستان مردم است را مقابل طمع دانسته اند و گفته اند اگر می­خواهید طمع را درمان کنید باید از آنچه در دست مردم قرار دارد مأیوس شوید. در حالی که این دو کاملا در مقابل هم قرار ندارند.

توضیح این مطلب این است که آرزوی نعمت دیگران طمع نام دارد و صفت مقابل آن، آرزو نکردن نعمت دیگران است. انسانی که آرزوی نعمت دیگران را ندارد دو حالت می­تواند داشته باشد؛ یا اینکه نسبت به مال مردم بی تفاوت است و هیچ توجهی به آن ندارد. یعنی نه میل دارد و نه بی میل است.

حالت دومی که می­تواند نسبت به اموال مردم داشته باشد یأس از اموال آنها است یعنی نه تنها بی تفاوت نیست بلکه مأیوس هم هست.

پس انسانی که طمع را از خود دور می­کند ممکن است دو حالت داشته باشد، یا نسبت به آن بی تفاوت می­شود. و یا اینکه از آن مأیوس می­شود. و لذا یأس از مال مردم صد در صد در مقابل طمع نیست. بلکه صفت ضد طمع، انقطاع میل از مال دیگران است چه اینکه مأیوس هم باشد یا نباشد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

قناعت : قسمت سوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

قناعت : جلسه سوم

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته به بیان عوامل ایجاد قناعت پرداخته و یک راهکار علمی و ده راهکار عملی را بیان نمودیم. چهار عامل دیگر برای ایجاد قناعت وجود دارد که در این جلسه به آنها اشاره می­کنیم.

12ـ چشم پوشی از اموال دیگران

دوازدهمین عامل ایجاد قناعت، نگاه نکردن به اموال دیگران است. از دیدگاه روایات تعابیر مختلفی در مورد نگاه نکردن به اموال دیگران آمده است.

در بعضی از احادیث به صورت مطلق ذکر شده است و به طور کلی دستور داده اند که به اموال دیگران نگاه نکنید.

و در برخی دیگر فرموده اند که به اموال کسانی که سطح زندگی شان بالاتر است نگاه نکنید. و ما هر دو مورد را در یک نکته آوردیم.

البته صِرف اینکه سطح زندگی کسی پایین تر باشد مجوزی برای نگاه کردن به آن زندگی نیست زیرا ممکن است همان شخص نعمت خاصی داشته باشد که بیننده از آن محروم باشد و آرزوی آن را داشته باشد. پس اگر کسی که پایین تر از انسان است نعمت خاصی دارد نباید به آن نگاه کرد. بنابراین انسان باید از نگاه کردن به زندگی دیگران چشم پوشی کند چه اینکه سطح زندگی آنها پایین تر باشد، هم سطح باشد و یا بالاتر باشد.

امام صادق علیه السلام فرمودند : « قَالَ لِرَجُلٍ اقْنَعْ بِمَا قَسَمَ اللَّهُ لَكَ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَا عِنْدَ غَيْرِكَ وَ لَا تَتَمَنَّ مَا لَسْتَ نَائِلَهُ فَإِنَّهُ مَنْ قَنِعَ شَبِعَ وَ مَنْ لَمْ يَقْنَعْ لَمْ يَشْبَعْ وَ خُذْ حَظَّكَ مِنْ آخِرَتِك‏ »[1] یعنی « به آنچه خدا برایت تقسیم کرده راضی باش! و به اموالی که در اختیار غیر تو قرار دارد نگاه نکن! و هیچگاه آرزوی چیزی را که نمی­توانی به دست آوری نکن! زیرا هرکس قانع باشد سیر می­شود. و کسی که قانع نباشد سیر نمی­شود. و بهره­ی خود را برای آخرت بگیر».

در این روایت به صورت کلی چشم دوختن به اموال دیگران را نهی فرمودند.

اما در روایتی دیگر که باز هم از امام صادق علیه السلام است از نگاه کردن به اموال انسان های بالا دست نهی شده است. امام علیه السلام فرمودند : « ٍ انْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ دُونَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ وَ لَا تَنْظُرْ إِلَى مَنْ هُوَ فَوْقَكَ فِي الْمَقْدُرَةِ فَإِنَّ ذَلِكَ أَقْنَعُ لَكَ بِمَا قُسِمَ لَك‏ »[2] یعنی « به اموال انسان های پایین تر از خودت نگاه کن و به مافوق خود که قدرت بیشتری دارد نگاه نکن. زیرا اگر به پایین تر از خودت نگاه نکردی شما را به آنچه خداوند برایتان تقسیم کرده است قانع می­کند».

منظور از نگاه کردن به پایین تر از خود که در این روایت آمده است، با توجه به روایت اول، نگاه کردن به نعمت های خاصی نیست که ممکن است دیگران داشته باشند.

بلکه نگاهی کلی است که انسان بدون توجه به جزئیات، خود را به طور کلی با زیر دستش مقایسه کند تا به زندگی خود قانع شود.

ادامه نوشته

قناعت : قسمت دوم

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

قناعت : قسمت دوم

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

در جلسه­ی گذشته به بیان تعریف و آثار قناعت پرداختیم و در این جلسه پیرامون عوامل ایجاد قناعت صحبت خواهیم نمود. در واقع در این بخث به بیان علت های قناعت خواهیم پرداخت تا با شناخت آن­ها بتوانیم معلول را در وجود خود به وجود آوریم.

عوامل تحصیل قناعت

۱ - دانستن آثار قناعت

اولین راهکاری که قناعت را در وجود انسان ایجاد می­کند دانستن آثار قناعت است که در جلسه­ی قبلی به حدود چهل مورد اشاره نمودیم.

دانستن آثار قناعت، موجب تصدیق منافع آن شده و وقتی انسان به منافع چیزی تصدیق کرد برای کسب آن شوق پیدا می­کند و سپس اراده می­نماید.

البته وجود علمی آثار، قبل از به وجود آمدن قناعت است اما وجود خارجی آن آثار بعد از تحصیل قناعت محقق می­شود. یعنی در ابتدا انسان به آثار قناعت آشنا می­شود و بعد از اینکه انگیزه در درونش تقویت شد و صفت قناعت را تحصیل کرد آثار آن در خارج به وجود می­آید.

پس این راهکار علمی کاملا بر روی عمل انسان تأثیر می­گذارد.

مثلا کسی که می­فهمد خوردن سیب 30 خاصیت دارد انگیزه اش برای خوردن آن قوی می­شود اما تا وقتی آن را نخورده است آثارش را درک نمی­کند. درواقع وجود خارجی آثار سیب ارتباطی با فهمیدن من ندارد و چه من آن آثار را بدانم و چه ندانم آن آثار در خارج و جود دارد.

بقیه در ادامه مطالب ...

ادامه نوشته

قناعت : قسمت اول

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

قناعت : قسمت اول

آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

بحث در مورد قناعت و کفاف است، دو صفت زیبای اخلاقی که در مقابل دو رذیله حرص و طمع، مورد تأکید واقع شده است.

در ابتدای بحث به تعریف قناعت و کفاف پرداخته و تفاوت آن دو را بیان می­کنیم و سپس به عوامل و آثار هر کدام می­پردازیم.

تعریف قناعت و کفاف

همانطور که به صورت تفصیلی بیان کردیم قناعت عبارت بود از حالتی نفسانی که در درون انسان قرار دارد و با چشم دیده نمی­شود که در اثر آن به کمترین مقداری که می­تواند با آن زندگی کند اکتفا می­کند و از آن وضعیت راضی است. بنابراین اگر کسی به کمترین مقدار اکتفا کرد اما راضی نبود در واقع قناعت ندارد.

کفاف از کلمه­ی « کف » گرفته شده است که در لغت به معنای منع و جلوگیری کردن است و منظور از « کف النفس » نیز جلوگیری از نفس است. علت نامیدن کفِ دست به کف نیز این است که به وسیله­ی آن از ضرری که می­خواهد به شخص برسد جلوگیری می­کنند و چون دست ابزار بازداشتن است به آن کف می­گویند. کفه­ی ترازو را نیز به این خاطر کفه می­گویند که از ریخته شدن جنسی که در آن است جلوگیری می­کند.

اما منظور از کفافی که در مورد رزق و روزی مطرح می­نماییم این است که انسان با رعایت کفاف، از مقدار مازاد بر نیاز زندگی جلوگیری می­کند.

البته بعضی از لغویین در تعریف کفاف قید ضرر را اضافه کرده اند یعنی وقتی کلمه­ی کفاف بکار می­رود که از ضرری جلوگیری شود نه اینکه فقط جلوگیری و منع به تنهایی باشد. ما نیز با دقت در معنای کفاف در می­یابیم که وقتی کسی در زندگی به حد وسطِ متعارف اکتفا کرد و از مازاد آن جلوگیری نمود به کفاف رسیده است. زیرا با جلوگیری از مازادِ حدِ وسط، از ضرر جلوگیری کرده است.

مثلا فرض کنید کسی می­خواهد قناعت کرده و با کمترین مقدار ممکن زندگی خود را بچرخاند و کمترین مقدار هم 200 تومان است. اما اگر ­خواست به اندازه­ی حد وسط زندگی کند و به اصطلاح با کفاف باشد و از مازاد بر حد وسط جلوگیری کند باید با مبلغ 500 تومان زندگی را بگذراند و با این مبلغ نفس خود را از زیاده خواهی که بیش از 500 تومان است منع کرده است.

هزینه های این شخص اگر از مبلغ 500 تومان بیشتر شد و مثلا 600 تومان شد از حدوسط جلو تر رفته و وارد زیاده روی و ضرر شده است.

بقیه در ادامه مطالب

ادامه نوشته

اخلاق عملی از دیدگاه روانشناسی(حب آخرت 1)

دروس اخلاق آیت الله سید ابوالحسن مهدوی

آیت الله مهدوی

حب آخرت جلسه اول

آیا بحث حب آخرت از موضوعات اخلاقی است یا فقهی؟

واضح است که تا وقتی که بحث محبت مطرح است این موضوع یک بحث اخلاقی است چون بحث های اخلاقی بحثهایی است که مربوط به خُلق و روحیات باطنی انسان است و محبت نیز از صفاتی است که روحیۀ انسان می¬شود.

بقیه در ادامه مطالب ....

ادامه نوشته