عقلانیت رمز موفقیت شیعه نه تعصب

 

آیت الله العظمی خامنه ای

آن كسانى كه مايلند همه‌ى مردم دنياى اسلام به محبت اهل‌بيت و ولايت اهل‌بيت بگروند، بدانند با دعوا راه انداختن و با اهانت كردن و با دشمنى كردن هيچ كس را نمی‌توان شيعه كرد و به ولايت اهل‌بيت متوجه كرد.

دعوا ايجاد كردن جز بَغضاء و جدائى و دشمنى هيچ اثر ديگرى ندارد و اين بغضاء‌ و دشمنى و جدائى همان چيزى است كه امروز آمريكا می‌خواهد، صهيونيست‌ها می‌خواهند و دارند براى آن تلاش می‌كنند.

۱۳۸۷/۰۹/۲۷

بعثت ، حرکت عظيم براي نجات انسانها

بعثت ، حرکت عظيم براي نجات انسانها

مقام معظم رهبری می فرمایند :

واقعه ي عظيم بعثت، با وجود گذشت قرنهاي متوالي و اظهار نظر متفکران و انديشمندان عالم، همچنان شايسته و درخور تدقيق و تامل از جوانب مختلف است. بعثت نبي اکرم(صلی الله علیه و آله) يک حرکت عظيم در تاريخ بشر و در راه نجات انسانها و تهذيب نفوس و ارواح و اخلاق بشر و مقابله با مشکلات و مصايبي بود که بشر در همه ي دوران با آن روبه رو بوده و هنوز هم هست. همه ي اديان، مقابل با شر و فسادند و راه و صراط مستقيمي به سمت اهداف عاليه ايجاد مي کنند؛ ولي آيين مقدس اسلام اين خصوصيت را دارد که يک نسخه ي هميشگي است. براي همه ي ادوار زندگي بشر، اين نسخه کار ساز است.

اسلام، يک نسخه ي شفابخش براي همه ي ادوار

وقتي ما در قرآن کريم مي خوانيم که «هوالذي بعث في الاميين رسولا منهم يتوا عليهم اياته و يزکيهم و يعلمهم الکتاب والحکمه».( 1 ) اين به آن معنا نيست که با آمدن دين خاتم و رسول خاتم، همه ي نفوس بشر تزکيه خواهند شد، يا تزکيه شده اند؛ اين به آن معنا نيست که بشريت بعد از طلوع قرآن، ديگر روي ظلم و تبعيض و شقاوت و نارساييهاي مسير خود به سمت تکامل را نخواهد ديد. اگر مي گوييم که پيامبر و دين اسلام براي استقرار عدل و نجات مستضعفان و شکستن بتهاي جاندار و بي جان، قدم به عرصه ي وجود گذاشتند، بدان معنا نيست که بعد از طلوع اين خورشيد پر فروغ، ديگر مردم ظلمي نخواهند داشت؛ طاغوتي نخواهند داشت و بتي بر زندگي بشريت حکمراني نخواهد کرد. واقعيت هم نشان مي دهد که بعد از طلوع اسلام، در اقطار عالم، حتي در محيط اسلامي- البته با گذشت چند ده سال- بتهايي پيدا شدند، طواغيتي پيدا شدند، ظلمهايي به بشريت شد ، و همان ناکاميهايي که همواره بشر با آن دست به گريبان بود، باز هم براي بشريت به وجود آمد.
پس، معناي اين که غايت و هدف بعثت، نجات انسان است ، چيز ديگري است؛ معنايش اين است که آنچه پيامبر و اسلام به مردم دادند، يک نسخه ي شفابخش براي همه ي ادوار است؛ نسخه يي است در مقابل جهل انسانها؛ در مقابل استقرار ظلم؛ در مقابل تبعيض؛ در مقابل پايمال شدن ضعفا به دست اقويا؛ در مقابل همه ي دردهايي که از آغاز خلقت، بشر از آن دردها ناليده است. مثل همه ي نسخه هاي ديگر، اگر عمل شد، نتيجه خواهد داد؛ اگر متروک شد، يا بد فهميده شد، يا جرأت و گستاخي اقدام به آن وجود نداشت، کان لم يکن خواهد بود. بهترين اطبا اگر صحيحترين نسخه ها را به شما بهدند، اما شما نتوانيد آن را بخوانيد، يا بد بخوانيد، يا عمل نکنيد و در نتيجه متروک بماند، چه تاثيري به حال بيماري خواهد داشت، وچه عيبي برآن طبيب حاذق است؟

نقش مسلمانان صدر اسلام در ماندگاري دين و ايمان

قرنها گذشت، مسلمانان قرآن را فراموش کردند؛ خطوط روشن قرآن در زندگيها محو شد؛ يا بد فهميدند، يا عمداً تحريف کردند؛ يا فهميدند ، اما جرات و شجاعت اقدام نداشتند؛ يا اقدام هم کردند، محصولي هم به دست آمد، اما براي دفاع و نگهداري از آن محصول، فداکاري نکردند. اگر در صدر اسلام هم کلام پيامبر را نمي فهميدند، يا جرأت نمي کردند به آن اقدام کنند ومي ترسيدند - همچنان که به بعضي از اين گونه افراد در قرآن اشاره شده است: «يقولون ان بيوتنا عوره و ما هي بعوره ان يريدون الا فرارا»(2) - يا آنچه را که به دست آمد، اگر براي آن فداکاري نمي کردند، نمي ماند.
اميرالمومنين(علیه السلام) صريحاً بيان مي کند: «و لعمري لوکنا ناتي ما اتيتم ما قام للدين عمود ولا اخضر للايمان عود»؛ (3) يعني اگر در صدر اول در کنار پيامبر، ما هم مثل شما- آن کساني که مخاطبان آن بزرگوار بودند- عمل مي کرديم، يک شاخه ي ايمان سبز نمي شد و يک عمود دين برپا داشته نمي شد. پس، اين چيزها لازم است.

جهالت بشر در هر زماني متصور است

اين نسخه در مقابل چيست؟ در مقابل جهالت بشر. اين جهالت بشر، آن چيزي نيست که نقطه ي مقابلش اختراعات و اکتشافات است؛ بلکه اگر بشر به دانشهاي مختلفي دست پيدا کند، اما روابط صحيح انساني را نشناسد، دچار جهالت است. اگر بشر به اوج علم هم برسد، اما از لحاظ حقوق و احکام، قائل به دو گونه انسان و دو طبقه ي بشر باشد، اين بشر جاهل است. اگر بشريت به پيشرفتهايي مادي هم برسد، اما بناي زندگي، بناي ظالمانه يي باشد؛ زورگويي بر زندگي مردم حاکم باشد؛ قدرتهاي قوي، ضعفا را پايمال کنند؛ در دنيا نور معرفت و انسانيت نباشد؛ در دنيا فريب رايج باشد، باز هم همان جاهليت است؛ اينهاست آن بلاهايي که بشر را دچار بدبختي و تيره روزي مي کند.
در نهج البلاغه، کلمات و جملات بسيار گويايي در شرايط ظهور اسلام و بعثت پيامبر وجود دارد؛ از جمله: « والدّنيا کاسفه النّور ظاهره الغرور» ، (4) يا در يک جاي ديگر: « في فتن داستهم باخفافها و وطئتهم باظلافها و قامت علي سنابکها».(5) هر وقت مردم را دچار فتنه کردند، انسانيت را غرق در مشکلات و مسائل اولي خود کردند و راه او را بستند، هر وقت بشر مهذب نبود، ظلم وجود داشت و حاکم بود، از سوي قدرتهاي بزرگ نسبت به ضعفا زورگويي بود، برادرکشي بود، اخلاق فاسد بود، آن روز، روزي است که همان نسخه را بايد عمل کرد؛ کهنه نمي شود.

نسخه ي اسلام که در بعثت آمده، هميشگي است

اين که هر وقت در دنيا يک حرکت اسلامي ديده مي شود، عهده يي شروع به نوشتن مي کنند که اسلام کهنه شد، روز اين حرفها گذشته است. اين ، يا ناشي از ندانستن حقيقت و محتواي دين اسلام است، يا ناشي از غرض ورزي است. سيزده سال است که به خاطر کوبيدن انقلاب اسلامي وجمهوري اسلامي، ايادي استکبار عليه اسلام دارند مطلب مي نويسند و مي گويند؛ راجع به همين که اينها کهنه پرستي است مربوط به گذشته است! نه، اينها متعلق به گذشته نيست؛ اينها درمان دردهاي مزمن بشر است. تا هر وقت اين دردها هست، اين نسخه به اعتبار خود باقي است. امروز هم به مناسبت اين که مردم در شمال آفريقا و درکشور الجزاير حرکت اسلامي کرده اند و گرايش اسلامي نشان داده اند، باز دوباره همان قلمها شروع کرده اند و همان حرفها و همان مطالب را مي گويند؛ نه، اين حرفها بيجاست. بعثت، هميشگي است. نسخه ي اسلام که در بعثت آمده، هميشگي است.

اسلام و انبعاث به بعثت نبي اکرم، علاج مشکلات مسلمين

اکثر بلياتي که آن روز دست جهالت و عصبيت بر زندگي مردم در جزيره العرب حاکم کرده بود، امروز بر زندگي ملتهاي اسلامي حاکم است. فقر و بي سوادي و عقب ماندگي علمي و استبداد داخلي و سطله ي قدرتهاي استکباري و اختلافات داخلي درکشورهاي اسلامي هست .امروز بيش از يک ميليارد مسلمان در دنيا زندگي مي کنند که مي توانند در حوادث عالم و مسائل عمده ي جهان، يک نظر وحرف تعيين کننده داشته باشند؛ اما با اين تشتت، با اين گرفتاريهاي داخلي، با اين مشکلات اوّلي انسانها و ملتها دست به گريبانند و اين کميت عظيم- که بينشان دانشمندان و علما و شخصيتهاي برجسته هم هستند- يک چيز بي خاصيت شده است! چرا؟ اين دردها را چه چيزي مي تواند علاج کند؟ اسلام و انبعاث به بعث نبيّ اکرم(صلی الله علیه و آله) (6)


پی نوشت ها :
 
1. جمعه: 2.
2. احزاب :13.
3. نهج البلاغه، خطبه ي 56
4. نهج البلاغه، خطبه ي 89.
5. نهج البلاغه ، خطبه ي 2.
6. حديث ولايت، ج9، صص 237-241

منبع:شخصیت و سیره معصومین (علیهم السلام) در نگاه مقام معظم رهبری

محبوبیت امیرالمومنین(علیه السلام)،نزد پیغمبر(صلی الله علیه و آله) در کلام رهبر انقلاب

مقام اميرالمؤمنين در نزد خداوند متعال در سايه‌ى مجاهدت، عبادت، تلاش و فداكارى براى آن بزرگوار به دست آمده است. خداى متعال قبل از خلقت اين انسانهاى بزرگ، نتيجه‌ى آزمون خود درباره‌ى آنها را ميداند. پاداش اين آزمونها همان طينت پاك، همان خلقت ممتاز، همان خصوصياتى است كه در اين وجود مقدس و ساير معصومين (عليهم السّلام)، خداى متعال جمع فرموده است. همين خصوصيات موجب ميشود كه اميرالمؤمنين در چشم پيغمبر اكرم آن رتبه و مقام عالى را به دست بياورد.

امام خامنه ای

در روايات اهل سنت درباره‌ى محبت پيغمبر به اميرالمؤمنين (عليهما الصّلاة و السّلام) مطالبى آمده است كه براى همه‌ى مسلمانان قابل تدبر و قابل توجه است. در سنن «تَرمذى» كه از صحاح سته‌ى اهل سنت است، از قول ام‌المؤمنين - عايشه - نقل ميكند كه ايشان گفته است كه: «ما خلق اللَّه خلقا احبّ الى رسول اللَّه (صلّى اللَّه عليه و اله) من علىّ»؛ يعنى ايشان شهادت ميدهد كه در ميان خلائق هيچ انسانى محبوبتر از اميرالمؤمنين در نزد پيغمبر و در چشم پيامبر مكرم نبود.
باز در يك روايت ديگرى، احمد حنبل -كه از ائمه‌ى چهارگانه اهل سنت است- از اسماء بنت عميس نقل ميكند كه گفت: پيغمبر اكرم دست به دعا برداشت و عرض كرد: «اللّهمّ انّى اقول لك كما قال اخى موسى اجعل لى وزيرا من اهلى اشدد به ازرى و اشركه فى امرى علىّ كى نسبّحك كثيرا و نذكرك كثيرا»؛يعنى پيغمبر اكرم به خداوند متعال عرض ميكند: پروردگارا ! همان طورى كه موساى پيغمبر از تو درخواست كرد كه براى او وزيرى قرار بدهى، شريكى قرار بدهى كه در كارها به او كمك كند و همراه او باشد و بازوى تواناى او باشد، من هم از تو درخواست ميكنم كه على را وزير من و شريك من و بازوى تواناى من قرار بدهى.
اين حقائق را دنياى اسلام در مقابل چشم دارد. آن مقامات معنوى اميرالمؤمنين، آن قرب به خداى متعال، آن قدرت مسيطرى كه خداى متعال به اين ذوات مقدسه داده است، آنها از درك امثال ما خارج است؛ اما اين چيزها در مقابل چشم ماست؛ اين را همه مى‌بينند، همه ميفهمند. اميرالمؤمنين مثال عالى تربيت اسلامى است. هم دوران سربازى و مجاهدت را گذرانده است، هم دوران غربت را گذرانده است، هم دوران حكومت و زمامدارى را گذرانده است. هر كدام از اينها مشتمل بر درسهاى فراوانى براى امت اسلام است كه اگر ما امروز به اين درسها عمل بكنيم، صراط مستقيمِ هدايت و تكامل و تعالى در مقابل ما باز خواهد شد. از اين مناسبتها اين استفاده‌ها را بايد كرد؛ اين درسها را بايد گرفت.

چند حدیث قدسی پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

چند حدیث قدسی پیرامون پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

- خدای متعال در شب معراج خطاب به پیامبرش فرمود :

انا المحمود و انت محمد شققت لک اسما من اسمی ، من وصلک وصلته ، و من قظعک بتکته ، انزل الی خلقی فاعلمهم بکرامتی ایاک . و انی لم ابعث نبیا الا جعلت له وزیرا و انک رسولی و ان علیا وزیرک.

من محمودم و تو محمد ، از نام خویش نامت را برون کشیدم . هرکس با تو پیوند خورد با من پیوند می خورد و هر کس از تو روی برتابد ، سرکوبش می کنم. به سوی مردمان فرود آی و بدانان بگو که چگونه تو را بزرگ داشتم و من پیامبری برننگیخته ام مگر وزیری برایش گماشته ام و تو پیامبر منی و علی وزیر تواست.(امالی شیخ صدوق)

----------------------------------

- سالها از رفتن عیسی به آسمان می گذشت و پیامبری نیامده بود. کعبه به خداوند شکایت کرد که « بارپروردگارا! زائران من بسی اندک شده اند !» خدا فرمود :

انی منزل نورا جدیدا علی قوم یحنون الیک کما تحن الانعام الی اولادها و یزفون الیک کما تزف النسوان الی ازواجها.

دیری نمی پاید که نوری دیگر بر مردمان فرو می فرستم ؛ مردمانی که مشتاق تو هستند ؛ همان گونه که زنان برای مهر شوهر آغوش می گشایند. (من لا یحضره الفقیه)

اثبات رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

اثبات رسالت پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله

پيامبرى پيامبران، از سه راه قابل اثبات است: 

۱-  از راه آشنايى با منش ايشان و استفاده از قرائن اطمينان بخش. 

۲-  از راه پيشگويى پيامبران پيشين.

۳- راه ارائه معجزه.

در مورد پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هر سه راه، وجود داشت: از سويى مردم مكه، چهل سال زندگى پرافتخار آن حضرت را از نزديك ديده بودند كه كوچكترين نقطه تاريكى در آن، يافت نمى‌شد و آنچنان او را به راستگويى و درست كردارى شناخته بودند كه لقب «امين» به آن حضرت داده بودند. و طبعاً در مورد چنين شخصى احتمال دروغ و ادّعاى كذب، داده نمى‌شد.

از سوى ديگر، پيامبران پيشين، بشارت بعثت آن حضرت را داده بودند1. و گروهى از اهل كتاب، انتظار ظهور او را مى‌كشيدند و نشانه هاى روشن و گويايى از وى در دست داشتند2 و حتى به مشركان عرب مى‌گفتند كه از ميان فرزندان حضرت اسماعيل (عليه السلام) (كه قبايلى از عرب را تشكيل مى‌دادند) كسى مبعوث به رسالت خواهد شد كه پيامبران پيشين و اديان توحيدى را تصديق خواهد كرد3. و بعضى از دانشمندان يهود و نصارى، با استناد به همان پيشگوييها، به آن حضرت ايمان آوردند4 هر چند بعضى ديگر در اثر انگيزه هاى نفسانى و شيطانى از پذيرفتن دين اسلام سرباز زدند.

قرآن كريم، با اشاره به اين راه مى‌فرمايد: «أَ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ آيَةً أَنْ يَعْلَمَهُ عُلَماءُ بَنِي إِسْرائِيلَ»5.

شناسايى پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) بوسيله علماء بنى اسرائيل و براساس پيشگوييها و معرّفيهاى پيامبران پيشين، همانگونه كه دليل روشنى بر صحّت رسالت آن حضرت براى همه اهل كتاب بود حجت قانع كننده اى، هم بر حقّانيت پيامبران بشارت دهنده، و هم بر حقّانيت پيامبر اسلام (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) براى ديگران بشمار مى‌رفت زيرا صدق اين پيشگوييها و انطباق شواهد و علامات معرّفى شده را بر آن حضرت، با چشم خود مى‌ديدند و با عقل خودشان تشخيص مى‌دادند.

و عجيب اين است كه در همين تورات و انجيل تحريف شده، با همه تلاش و كوششى كه براى محو كردن اين گونه بشارتها بعمل آمده نكته هايى يافت مى‌شود كه حجت را بر حق جويان، تمام مى‌كند چنانكه بسيارى از علماء يهود و نصارى كه طالب حق و حقيقت بودند با استفاده از همين نكات و بشارات، هدايت شدند و به دين مقدس اسلام، ايمان آوردند6.

همچنين از پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) معجزات فراوانى ظاهر گشت كه در كتب تاريخ و حديث، ضبط شده و نقل بسيارى از آنها به حد تواتر رسيده است7. اما عنايت الهى در مورد معرّفى آخرين پيامبر و دين جاودانى او، اقتضاء داشت كه علاوه بر معجزاتى كه حجت را بر حاضرين تمام مى‌كرد و ديگران مى‌بايست از راه نقل، از آنها آگاه شوند معجزاتى جاودانى به او بدهد كه براى هميشه، حجت را بر جهانيان تمام كند، و آن قرآن كريم است.۸

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پی نوشتها :

1.  ر. ك: سوره صف، آيه 6.

2.  ر. ك: سوره اعراف: آيه 157، سوره بقره: آيه 146، سوره انعام: آيه 20.

3. ر. ك: سوره بقره، آيه 89.

4.  ر. ك: سوره مائده: آيه 83، سوره احقاف: آيه 10.

5.  ر. ك: سوره شعراء، آيه 197.

6. از جمله مى‌توان از ميرزا محمدرضا (از دانشمندان بزرگ، يهود تهران) صاحب كتاب «اقامه الشهود فى ردّ اليهود» و حاج بابا قزوينى يزدى (از علماء يهود يزد) صاحب كتاب «محضر الشهود فى ردّ اليهود» و پروفسور عبدالاحد داود (اسقف سابق مسيحى) صاحب كتاب «محمد در تورات و انجيل» كه اخيراً از انگليسى به فارسى برگردانده شده ياد كرد.

7.  ر. ك: بحارالانوار، ج 17، ص 225، تا آخر 18، و ساير مجامع حديث و كتب معتبر تاريخ.

۸ . آموزش عقائد - آیت الله علامه مصباح یزدی