نقدی بر مقاله ی « احمدی نژاد ، اولین خاکریز »

نقدی بر مقاله ی « احمدی نژاد ، اولین خاکریز »

حجت الاسلام کیوان عزتی : نقادی همین طورش هم سخت است ، چه برسد به این که بخواهی از استاد بنویسی و کسی را نقد کنی که قلباً به او ارادت داری و از خرمن فضلش خوشه ها چیده ای ! اما چه می توان کرد ؟ گاهی احساس می کنی که مسئولی و باید بنویسی ، و چه باک از نقد ، وقتی صراحت در نقادی را هم از خود استاد آموخته ای ! امیدوارم شاگرد لایقی بوده باشم.

اخیراً پرسش و پاسخی با عنوان « احمدی نژاد ، اولین خاکریز » در سایت استاد اصغر طاهرزاده قرار گرفت و به دنبال آن بلافاصله با سرعت در سایت ها و وبلاگ های زنجیره ای حامی دولت و بعضاً جریان انحرافی منتشر شد. هدف از این نوشتار ، نقد برخورد گزینشی استاد در قسمتی از این پرسش و پاسخ با جملات مقام معظم رهبری است. پرسشگر در این نوشته از استاد می پرسد :

« با عرض سلام خدمت استاد گرامی ... قبل از این که سوالاتم را بپرسم یک مقدمه‌ کوتاه خدمتتان عرض می کنم: دیدی که در قبال سیاست دکتر احمدی نژاد این روزها برای بعضی از طرفداران ایشان به وجود آمده، از ایشان در اذهانِ دوستان فردی ساخته شده که نسبت به ریاست جمهوری 4 سال قبل چرخش 180 درجه‌ای پیدا کرده است. به گونه‌ای که من از دوستان ایشان بودم حال چنان نظرم نسبت به ایشان عوض شده که اگر بار دیگر کاندیدای ریاست جمهوری شود به ایشان رأی نخواهم داد. بنابراین با پاسخ به سوالات زیر کمک بزرگی به من و امثال هم فکر و هم نظر بنده نموده‌اید. و اما سوالات: 1- چند ماه ، شاید هم چند سالی است که قضیه‌ی گروه انحرافی در صحنه ی سیاسی کشور به خصوص در سایت ها رونق گرفته ، موضع گیری های عجیب دکتر احمدی نژاد در قبال افراد این گروه انحرافی مثل جمله ای که ایشان درباره ی آقای مشایی بیان کردند: " من آقای مشایی را 25 سال است که می شناسم و ایشان فردی باتقوا و پرهیزگار است". اگر آقای مشایی پرهیزگار و باتقواست صحبت‌هایی که می‌کند مثل دوستی با مردم اسرائیل ، فرهنگ ایرانی و... نمی تواند صحبت های یک انسان باتقوا باشد. نظرتان در قبال این گروه انحرافی و صحبت های دکتر درباره ی این گروه را بیان فرمایید.
2- قانون گریزی های دکتر در طول پیدایش گروه انحرافی و در طول این دو سال ریاست جمهوریِ جدید مثل عدم انتخاب وزیر برای بعضی وزارت خانه ها ، مدیریت وزارت خانه ها به طور شخصی که طبق قانون مجلس ، رییس جمهور خود نمی تواند مدیریت وزارت خانه را بر عهده بگیرد و موظف است طبق زمانی مشخص ، وزیر برای وزارت خانه ی مذکور معرفی کند ، عدم اجرای سریع حکم حکومتی امام خامنه‌ای پیرامون برکناری مشایی از معاون اولی و اجرای این حکم پس از یک هفته ، رها کردن کشور به مدت 10 روز و خانه نشینی ایشان و ... . نظرتان را هم در این مورد بیان فرمایید. با تشکر فراوان از استاد. »

جواب استاد به این پرسش طولانی است ، هرکس که طالب است می تواند به سایت خود استاد که لینکش را در بالا قرار دادم و یا به وبلاگ ها و سایت های خبری حامی دولت مراجعه کند. اما قسمتی که مورد نظر ماست بند دوم پاسخ ایشان است. ایشان در بند دوم پاسخ می فرمایند :

« 2- مقام معظم رهبری حفظه الله در دیداری که در 8/3/1390 با نمایندگان مجلس داشتند فرمودند: « نگویید فلان ضعف و فلان ضعف وجود دارد ، بنده به ضعف ها آگاهم. شاید بنده بعضی از ضعف ها را هم بدانم که خیلی های دیگر ندانند ، با وجود این ضعف ها ، آن چیزی که امروز در قوه ی مجریه وجود دارد ، یک شاکله ی خوب و مطلوب است ». ملاحظه کنید آقا علاوه بر این که می فرمایند شاکله ی دولت خوب است ، می فرمایند: مطلوب است. این نشان می دهد مقام معظم رهبری از دولت راضی هستند ، چون می توانستند فقط با واژه ی « خوب » است مسئله را تمام کنند تا فقط دولت را به عنوان یک نهادِ نظامِ اسلامی تأیید کرده باشند ، ولی با گفتن « مطلوب » دارند به حزب الله کُد می دهند که فریب جوّ موجود که عمدتاً سیاسی است را نخورند. در همین جلسه فرمودند در کشور دارد کار انجام می گیرد و به مجلس توصیه کردند: « انسان نگاه کند ببیند دولت چه طوری می تواند عمل کند ، چه جوری بهتر می تواند عمل کند ، قانون را تنظیم کند». از این جمله ی مقام معظم رهبری حفظه الله استفاده می شود که بعضی از قوانینی که مجلس تصویب می کند قابل اجراء نیست و بعد هم به اسم این که قانون است و دولت باید آن را اجرا کند چماق قانون گریزی بر سر دولت کوبیده می شود که اگر دنبال کنید نمونه های فراوانی هست از جمله موضوع وزرات ورزش بود که از یک طرف دولت باید وزیر معرفی کند از طرف دیگر تا شرح وظایف وزارت‌خانه ی جدید معلوم نشود و مورد تصویب مجلس قرار نگیرد معلوم نیست دولت آن وزیر را بر اساس کدام شرح وظایف به مجلس معرفی نماید. »

می بینید که استاد از یک کلمه ی « مطلوب » که در بیانات رهبری آمده است چه قدر استفاده می کنند و چه نتایجی از این یک کلمه می گیرند ! ممکن است بگوئید که این استفاده بسیار بجاست و این کلمه تمام این معانی را می رساند. باشد ! ما هم می پذیریم ، ولی اینجا سؤالی از استاد مطرح است و آن این که : آیا تمام کلمات و تعبیرات مقام معظم رهبری این همه معنای دقیق و ظریف دارند یا فقط کلماتی که در حمایت از دولت است این همه معنا دارند ؟!!! آیا استاد طاهرزاده از کلماتی هم که حضرت آقا در نقد بعضی اقدامات دولت و یا تعریف و تمجید از منتقدان دولت دارند هم همین قدر مطلب استفاده می کنند یا آن کلمات امام خامنه ای معنا و مفهوم خاصی ندارند؟!!!

شاید این سؤال برای خواننده کمی مبهم باشد ، لذا برای بررسی بیشتر مجبوریم نگاهی به یک پرسش و پاسخ دیگر در سایت استاد داشته باشیم تا انگیزه ی ما از طرح پرسش فوق از استاد روشن تر شود. بعد از انتشار کتاب « تمدن زایی شیعه » از طرف استاد و طرح مطالبی در آن کتاب در مخالفت با کلیّت فرهنگ غرب ( حتی تکنولوژی غربی ) ، یکی از خوانندگان سؤالی را در سایت استاد مطرح می کند. متن سؤال که با شماره ۱۱۸۴ در قسمت پرسش و پاسخ سایت آمده ، بسیار طولانی است که امیدوارم با حوصله مطالعه کنید. سؤال از این قرار است :

« بسم الله الرحمن الرحیم ، با عرض سلام ، استاد در کتاب تمدن زایی شیعه در پاسخ به سوالی فرموده بودید: « ... بايد متوجه باشيم كه ما نسبت به ارتباط با غرب سه نوع تئوري داريم ؛ يك تئوري اين است كه غرب خوب است و بياييم آن را بپذيريم ، تئوري ديگر اين است كه بياييم خوبي هايش را بپذيريم و در فرهنگ خودمان بياوريم و از آن ها استفاده كنيم . تئوري سوم اين است كه فرهنگ غرب يك چيز منسجمي است ؛ هر جايش را كه بگيري ، همه اش مي آيد ، و بنابراين اگر خواستيد كه غرب نيايد بايد از خود شروع كنيد ولي بر اساس اضطراري كه در زمان حاضر داريم از تكنولوژي غربي استفاده مي كنيم تا شرايط عبور از غرب فراهم شود . ما به تئوري سوم معتقديم ، اگرچه تئوري دوم هم براي خود حرف دارد و شخصيت هاي قابل احترامي به آن معتقدند . عنايت داشته باشيد كه معتقدين به تئوري سوم با خودآگاهي تاريخي خود تئوري دوم را به عنوان گذر از غرب قبول كرده اند. ولي تفاوت در اين است كه معتقدين به تئوري دوم قبول ندارند بين تكنولوژي و فرهنگ غربي آنچنان رابطه ي تنگاتنگي هست كه نتوان تكنولوژي را از فرهنگ غربي جدا كرد و در فضاي اسلامي از تكنولوژي غربي برخوردار نبود...» اما حضرت آقا در جلسه پرسش و پاسخ که با جوانان در تاریخ 77/11/13 داشتند در جواب این سوال که : جواناني که در دوران انقلاب بوده‏اند ، حضور سلطه ی استعمار را به خوبي لمس کرده‏اند ؛ به خاطر اين که خيلي چيزها را ديده و درک نموده‏اند. ولي جوانانِ امروز مفهوم و تصوير روشني از سلطه و استعمار در ذهنشان نيست و اين طبيعي است ؛ به دليل اين که در دوران انقلاب نبوده‏اند ، مستشاران خارجي را نديده‏اند و کلاًّ حضور چکمه هاي استعمار را در ميهن اسلامي مان لمس نکرده‏اند. با توجّه به اين که هر موقع حرف نفي غرب به ميان مي‏آيد ، به دليل همين تصوير روشني که جوانان در ذهن خودشان ندارند ، سريعاً نفي فن آوري به ذهنشان مي رسد ؛ با توجّه به اين که عدّه اي تبعيّت از غرب را دربست قبول کرده‏اند و عدّه اي پذيرش غرب را نفي ارزش ها و اصول اسلامي و ملي دانسته اند و با توجّه به اين که نفي غرب و تبعيّت غرب ، حتماً در انقلاب و نظام حاکم دلايل مشخّصي داشته است ، مي خواستم از حضورتان خواهش کنم که تعريف جامع و مانعي از غرب داشته باشيد ، که در کنار اين که خوبي ها را از غرب اخذ مي کنيم ، با حفظ اصول و ارزش هاي اسلامي و ملي مان ، بدي ها را کنار بگذاريم. به نظر شما کلاًّ نقطه ی تعادل در اين ميان چيست؟ حضرت آقا چنین می فرمایند: " اين سؤال خيلي مهمّي است. من اين جا چند نکته را در همين زمينه عرض مي کنم. اوّل اين که نفي غرب ، به هيچ وجه به معني نفي فن آوري و علم و پيشرفت و تجربه هاي غرب نيست و هيچ عاقلي چنين کاري را نمي کند. نفي غرب ، به معناي نفي سلطه ی غرب است که هم سلطه ی سياسي مورد نظر است ، هم سلطه ی اقتصادي و هم سلطه ی فرهنگي. من در اين فرصت اندک ، در زمينه ی سلطه ی فرهنگيِ غرب چند جمله مي گويم ، شايد ان شاء اللَّه براي شما مفيد باشد. ببينيد ؛ فرهنگ غرب ، مجموعه اي از زيبايي ها و زشتي هاست. هيچ کس نمي تواند بگويد فرهنگ غرب يکسره زشت است ؛ نه ، مثل هر فرهنگ ديگري ، حتماً زيبايي هايي هم دارد. هيچ کس با هيچ فرهنگ بيگانه اي اين گونه برخورد نمي کند که بگويد که ما درِ خانه مان را صددرصد روي اين فرهنگ ببنديم ؛ نه. فرهنگ غرب ، مثل فرهنگ شرق ، مثل فرهنگ هرجاي ديگر دنيا ، يک فرهنگ است که مجموعه اي از خوبي ها و بدي هاست. يک ملت عاقل و يک مجموعه ی خردمند ، آن خوبي ها را مي گيرد ، به فرهنگ خودش مي افزايد ، فرهنگ خودش را غني مي سازد و آن بدي ها را رد مي کند. همان طور که گفتم ، در اين زمينه ، بين فرهنگ اروپايي ، غرب ، امريکايي ، امريکاي لاتين ، آفريقا و ژاپن فرقي نيست و هيچ تفاوتي ندارد و در اين حکمي که مي گويم ، همه يکسان هستند. ما در مقابل هر فرهنگي که قرار مي گيريم ، به طور طبيعي تا آن جايي که مي توانيم ، بايد محسّنات آن را بگيريم و چيزهايي که مناسب ما نيست - بد و مضرّ است - و با چيزهايي که به نظر ما خوب است ، منافات دارد ، آن را رد کنيم. اين اصل کلّي است. منتها در زمينه ی فرهنگ غربي نکته ی مهمّي وجود دارد که من دلم مي خواهد شما جوانان به اين نکته توجّه کنيد. فرهنگ غرب - يعني فرهنگ اروپايي ها - عيبي دارد که فرهنگ هاي ديگر ، تا آن جايي که ما مي شناسيم ، آن عيب را ندارند ، و آن « سلطه طلبي » است. اين ، قطعاً دلايل انساني و جغرافيايي و تاريخي اي دارد. از اوّلي که اينها در دنيا به يک برتريِ علمي دست يافتند ، سعي کردند همراه با سلطه ی سياسي و اقتصادي خودشان - که به شکل استعمار مستقيم در قرن نوزدهم انجاميد - فرهنگ خودشان را هم حتماً تحميل کنند. اينها با فرهنگ ملت ها مبارزه کردند ؛ اين بد است. ملتي مي گويد فرهنگ من بايد در اين کشور جاري شود! اين چيز قابل قبولي نيست. هر چند هم خوب باشد ، آن ملتي که اين فرهنگ بر او تحميل مي شود ، اين را نمي پسندد. شما يقيناً خوردن نان و ماست را به ميل و اشتهاي خودتان ، ترجيح مي دهيد به اين که چلوکباب را به زور در دهانتان بگذارند و بگويند بايد بخوري! وقتي کاري زورکي و تحميلي شد ؛ وقتي از موضع قدرت انجام گرفت و وقتي متکبّرانه و مستکبرانه تحميل گرديد ، هر ملتي آن را پس مي زند ؛ بايد هم بزند. مثلاً کراوات يک پديده ی غربي است. غربي ها اين را مي خواهند ، دوست مي دارند و با سنّت شان هماهنگ است ؛ اما اگر شما که اهل فلان کشورِ ديگر هستيد و تصادفاً کت و شلوار را انتخاب کرده ايد ، کراوات نزديد ، يک آدم بي ادب محسوب مي‏شويد! چرا ؟! اين فرهنگ شماست ؛ تقصير من چيست؟ اگر کت و شلوار پوشيديد ، بايد پاپيون و کروات بزنيد ، و الاّ در فلان مجلس رسمي راه نداريد و يک آدم بي ادب و غيرمنضبط و بي نزاکت تلقّي مي شويد! اين ، آن تحميل فرهنگ غربي است. زن غربي ، روش هايي دارد. آنها نسبت به مسأله ی زن و روش زن و پوشش زن و ارتباطش با مردان و حضورش در جامعه ، فرهنگي دارند - خوب يا بد ، بحثي سرِ آن نداريم - اما سعي دارند اين فرهنگ را به همه ی ملت هاي دنيا تحميل کنند! در باب فرهنگ غربي ، اين بد است. من يک وقت مثالي زدم و گفتم شما گاهي خودتان به انتخاب خود غذاي مقوّي و يا داروي شفابخشي را مصرف مي کنيد؛ اما يک وقت بي هوشتان مي کنند ، يا مي خوابانند ، دست و پاي تان را مي گيرند و با آمپول چيزي را به شما تزريق مي کنند! سعي شده است از طريق رؤساي کشورها و رژيم هاي فاسد ، فرهنگ غربي به ملت ها تزريق شود! رژيم و خاندان فاسد پهلوي - که خدا از اينها به خاطر آن چه که با ملت ايران کردند ، نگذرد - از اين قبيل بودند. اينها با انواع روش ها و شيوه ها سعي کردند فرهنگ غربي را بر کشور ما حاکم کنند. به خاطر اين ، ملت ايران را تحقير مي کردند ؛ فرهنگ ملي را تحقير مي کردند ؛ باورهاي ملي را تحقير مي کردند. شما ببينيد در دوران حکومت پهلوي ها و اندکي قبل از آن در اواخر حکومت قاجارها ، که همين حمله ی غربي ها شروع شده بود و در دوران پهلوي ها به اوج خود رسيد ، پرورش يافته هاي آن دوران ، ملت ايران را اصلاً قابل اين نمي دانستند که بتواند خودش را اداره کند ، بتواند کاري بکند ، بتواند چيزي بسازد ، چيزي به دنيا ارائه دهد و يا بر معلومات دنيا اضافه کند. اين به خاطر چيست؟ اين به خاطر تحقير فرهنگ ملت ، تحقير هويّت ملي و تحميل فرهنگ بيگانه است. هويّت ملي با « فرهنگ » شکل مي گيرد. هويت هر ملتي ، فرهنگ اوست ؛ اين را نبايستي زخمي و جريحه دار کرد. علت مقابله ی ملت ايران با فرهنگ غربي اين است ، و الاّ بله ، فرهنگ غربي محسّنات و زيبايي هايي هم دارد. البته زشتي هايي هم دارد که آن زشتي ها بيخ ريش خودشان ! اشکالي ندارد که ما زيبايي هاي فرهنگ آنها را فرا بگيريم. اين که حالا آن زيبايي ها چيست ، مي‏تواند مورد بحث قرار گيرد." با توجه به فرمایشات حضرت آقا می توان این چنین برداشت کرد که حضرت آقا به تئوری دوم معتقدند؟ »

استاد طاهرزاده تنها در پاسخی کوتاه به این سؤال کلیدی می فرمایند :

« ج : علیکم السلام ، باسمه تعالی فکر می کنم سخنان مقام معظم رهبری حفظه الله مثل هر انسان حکیمی ، « محکماتی » دارد و « متشابهاتی ». فرهنگ غرب از آن جهت که جایی برای وَحی در امور اقتصادی و سیاسی و تربیتی نگذاشته از محکمات فرمایش آقاست که هیچ ارزشی ندارد ، ولی از آن جهت که غرب روش هایی در ارتباطات اجتماعی دارد و یا روحیه ی تحقیق در علوم تجربی را در خود رشد داده ، می توان از آن استفاده کرد مثل آن که باید از خوبی های سایر ملل استفاده کرد. آن چه بنده در مباحث خود بر آن تأکید دارم ، روح و فرهنگی است که منجر به تکنولوژی موجود شده که اگر آن روحیه را نشناسیم ، ناخود آگاه با پذیرش تکنولوژی گرفتار آن روحیه می شویم. موفق باشید »

ای کاش فرصت می بود تا شواهد متعددی از کتاب مورد نظر را با هم بررسی می کردیم تا تضاد نظریه ی استاد طاهرزاده با نظریه ی مقام معظم رهبری کاملا برای شما روشن شود ، اما از باب « العاقل یکفیه الإشارة » همین پرسش و پاسخ هم برای اهلش کافی است. برای نمونه کمی به این کلام استاد که در متن سؤالی هم که از ایشان شده آمده است ، توجه کنید که : « بايد متوجه باشيم كه ما نسبت به ارتباط با غرب سه نوع تئوري داريم : يك تئوري اين است كه غرب خوب است و بياييم آن را بپذيريم ، تئوري ديگر اين است كه بياييم خوبي هايش را بپذيريم و در فرهنگ خودمان بياوريم و از آن ها استفاده كنيم . تئوري سوم اين است كه فرهنگ غرب يك چيز منسجمي است ؛ هر جايش را كه بگيري ، همه اش مي آيد ». و دقت کنید که استاد موافق با تئوری سوم است. اکنون از محضر استاد می پرسم :

حضرت استاد ، چگونه است که آنجا که قرار است از جملات مقام معظم رهبری شاهدی بر عقیده ی شخصی تان بیابید از یک کلمه ی « مطلوب » آن همه مطلب استفاده می کنید و این کلام رهبری را بی هیچ شبهه ای از « محکمات » می شمارید ، اما در بحث تکنولوژی غربی ، این همه جملات صریح رهبری ( و نه یک کلمه ) به یک باره تبدیل به « متشابهات » می شوند ؟!!!

حضرت استاد ، چگونه بپذیریم جوان پرسشگر دانشجویی دغدغه ی مهم خود و بسیاری از دانشجویان این مملکت را با رهبرش مطرح می کند و رهبر هم با آن که در ابتدای پاسخ تأکید کرده است که : « اين سؤال خيلي مهمّي است » ، اما در مقام پاسخ ، به بیان یک سری « متشابهات » اکتفا کند ؟!!!

حضرت استاد ، ما و شما می دانیم که : « واژه ی « متشابه » در اصل به معنى چيزى است كه قسمت هاى مختلف آن شبيه يكديگر باشند ، به همين جهت به جمله ها و كلماتى كه معنى آنها « پيچيده » باشد و گاهى « احتمالات مختلف » درباره ی آن داده شود ، « متشابه » مى گويند ، و منظور از « متشابهات قرآن » همين است ، يعنى آياتى كه معانى آن در بدو نظر پيچيده است و در آغاز ، احتمالات متعدد در آن مى رود اگر چه با توجه به آيات محكم تفسير آنها روشن است. » یا این که : « متشابه : يعني الفاظي كه احتمال « چند معنا » در مورد آنها مي رود » ،

حضرت استاد ، آیا این جمله که : « نفي غرب ، به هيچ وجه به معني نفي فن آوري و علم و پيشرفت و تجربه هاي غرب نيست و هيچ عاقلي چنين کاري را نمي کند » از متشابهات است ؟!!!

حضرت استاد ، این که آقا می فرمایند : « هيچ کس نمي تواند بگويد فرهنگ غرب يکسره زشت است ؛ نه ، مثل هر فرهنگ ديگري ، حتماً زيبايي هايي هم دارد » کجایش پیچیده و نامفهوم است که آن را از متشابهات دانسته اید ؟!!!

حضرت استاد ، جمله ی : « فرهنگ غرب ، مثل فرهنگ شرق ، مثل فرهنگ هرجاي ديگر دنيا ، يک فرهنگ است که مجموعه اي از خوبي ها و بدي هاست. يک ملت عاقل و يک مجموعه ی خردمند ، آن خوبي ها را مي گيرد ، به فرهنگ خودش مي افزايد ، فرهنگ خودش را غني مي سازد و آن بدي ها را رد مي کند » چه ابهامی دارد که مجبور باشیم برای فهمیدنش به محکمات دیگری استناد کنیم ؟!!! و اصولاً مگر صریح تر و محکم تر از این هم می شد سخن گفت که آقا نگفته باشند ؟!!!

حضرت استاد ، بعد از انتقادات صریحی که علامه مصباح یزدی در طول سال ۱۳۸۹ از جریان انحرافی داشتند مقام معظم رهبری در دیدار از منزل حضرت علامه در تاریخ 20 بهمن 1389 فرمودند :

« بنده هم به سهم خودم قدر آقاي مصباح را مي‌دانم. واقعا مي‌دانم که ايشان در کشور و براي اسلام چه وزنه اي هستند و حقاً و انصافاً ما امروز نظير ايشان را - حالا به اين تعبير بگوييم- خيلي نادر نظير آقاي مصباح ممکن است وجود داشته باشد با اين « وزانت علمي » و « عمق علمي » و « احاطه » و « وسعت » و با اين « آگاهي » و « بينش » و « صفا ». اين سه جهت در ايشان جمع است ؛ هم « علم » ، هم « بصيرت به معناي حقيقي کلمه » و هم « صفا ». اين سه تا با هم در وجود ايشان خيلي ارزشمند است. خداوند متعال انشاء ‌ا... وجود ايشان را براي ما و انقلاب محفوظ بدارد و وجود ايشان را سالم بدارد تا همه بتوانند از برکات ايشان استفاده نمايند. »

حضرت استاد ، آیا این کلام رهبری هم از متشابهات است ؟!!!

حضرت استاد ، شما درباره ی تعریف آقا از دولت با تعبیر : « شاکله ی خوب و مطلوب » فرمودید : « آقا علاوه بر این که می فرمایند شاکله ی دولت خوب است ، می فرمایند: مطلوب است. این نشان می دهد مقام معظم رهبری از دولت راضی هستند ، چون می توانستند فقط با واژه ی « خوب » است مسئله را تمام کنند » باشد ! ما هم از سبک خودتان استفاده می کنیم و می گوئیم :

آقا که از انتقادهای مکرر و صریح علامه مصباح باخبر بودند ، لذا می توانستند با تعبیر : عالم و با تقوا در مورد علامه مصباح ، بقول شما : « مسئله را تمام کنند » ، پس چرا می گویند : « بصيرت به معناي حقيقي کلمه » ؟!!!

حضرت استاد ، آمدن کلمه ی « مطلوب » بعد از کلمه ی « شاکله ی خوب » آن همه معنا داشت ، اما آمدن صفتِ « به معنای حقیقی کلمه » بعد از کلمه ی « بصیرت » هیچ معنای خاصی ندارد و هیچ کُدی به ما نمی دهد ؟!!!

حضرت استاد ، کلمه ی « مطلوب » این همه بار معنایی را از کجا آورده است که کلمات « وزانت علمي » ، « عمق علمي » ، « احاطه » ، « وسعت » ، « آگاهي » ، « بينش » ، « صفا » و « بصيرت به معناي حقيقي کلمه » نمی توانند در مقابلش قد علم کنند ؟!!!

حضرت استاد ، خدا می داند که به شما ارادت دارم ، اما به من حق بدهید که این توجیهات ضعیف شما را نپذیرم و ردّ کنم. و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین.

ملتمس دعای خیر شما ، کیوان عزتی

دانلود فایل های صوتی سخنرانی راجع به امام زمان علیه السلام از استاد اصغر طاهر زاده

دانلود فایل های صوتی سخنرانی راجع به امام زمان علیه السلام از استاد اصغر طاهر زاده