تحول در علوم انسانی واجبی فوری
با پیروزی انقلاب شکوهمند انقلاب اسلامی در بهمن 57 ، باب جدیدی از سیاست همراه با دین به روی جهانیان گشوده شد. انقلاب اسلامی عرصهی جدیدی از سیاست را روی میز سیاسیون جهان قرار داد که بحمد الله و المنه بسیار هم موفق بوده و هست و این نشان دهنده پایه ریزی فکر شده و با برنامه انقلابیون همراه با امام خمینی «ره» مانند شهید آیت الله بهشتی و شهید آیت الله مطهری و ... برای به ثمر رساندن چنین حرکت عظیمی می باشد.
اما نکته ای که باید بدان توجه نمود بحث های فرهنگی و اجتماعی در کشور است. پیشبرد اهداف فرهنگی و اجتماعی که مبتنی بر مسائل و نظریات اسلام باشد نیازمند انقلابی دیگر است که می توان گفت به نوبه خود عظمتی چون انقلاب اسلامی را دارد چرا که انقلاب اسلامی به فرموده امام عظیم الشأن «ره» ، انقلاب ارزشهاست که این ارزشها می تواند در رشد فکری و فرهنگی مردم و جامعه نمود پیدا کند. بهترین راه برای رشد فرهنگی و اجتماعی و حتی اقتصادی و سیاسی یک جامعه را می توان در اسلام پیدا کرد. لذا علوم انسانی رایج در کشور ما نیازمند یک تحول اساسی می باشد. چون بسیاری از علوم انسانی که در کشور به آن پرداخته می شود یا مستقیما بر مبنای غرب نوشته شده است یا اینکه تفکرات غربی در شکل گیری کلی آن تأثیر فراوانی داشته است. این درحالی است که اسلام به عنوان یک مکتب کامل و انسان ساز ، خود مبانی بسیار دقیق و عادلانه ای را برای این علوم به بشر ارائه کرده است. رشتههایی چون اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، سیاست ، حقوق ، فلسفه و مدیریت از رشته هایی هستند اسلام بهترین منبع برای شناخت بیشتر و تحصیل آنهاست.
مقام معظم رهبری در دیدارهای مختلف با حوزویان و دانشگاهیان بر ضرورت تحول در علوم انسانی بارها تأکید کرده اند که علوم انسانی رایج در کشور ما باید بر مبنای اسلام باشد نه غرب. این جزء مسلمات است که انقلاب برای پیشبرد اهداف عالیه فرهنگی و اجتماعی خود نیازمند تحولی جدی در علوم انسانی است چرا که اگر اقتصاد ، مدیریت ، جامعه شناسی و ... بر مبنای اسلام باشد ، دیگر اسلام حاکم جامعه خواهد بود نه غرب ولی افسوس که متأسفانه شاهد این هستیم که چنین تحولی در حوزه علوم انسانی هنوز بطور چشم گیر صورت نگرفته است و علوم انسانی مورد مطالعه در دانشگاهها اکثرا طبق مبنای غرب می باشد.
توجه کنید که بر فرض مثال اگر اقتصاد (که یکی از شاخه های علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی می باشد) در جامعه ما یک اقتصاد کاملا اسلامی و بر مبنای ارائه شده توسط دین مبین اسلام باشد ، این همه فساد اقتصادی و فاصله طبقاتی از لحاظ اقتصاد در جامعه وجود خواهد داشت؟ مسلما یکی از برنامه های اقتصاد مبتنی بر اسلام ، نابودی و از بین بردن سریع ربا در جامعه است. ربا هیولایی است که اکنون در جامعه ما ریشه دوانده است و برای نابودی آن بایستی حتما اقدام شود ، آن هم اقدامی جهاد گونه. شاید یکی از مصادیق جهاد اقتصادی همین ریشه کن کردن ربا باشد. نابودی ربا به قدری اهمیت دارد که حتی بسیاری از اقتصادیون (اعم از حوزوی و دانشگاهی) ، آنرا از هدفمند کردن یارانه ها مهم تر می شمارند. دقت کنید که هدفمند کردن یارانه یک امر جهادی بود که توسط دولت انجام شد حال اگر ریشه کن کردن ربا مهمتر از آن باشد ، خود یک جهاد اقتصادی می طلبد. اقتصاد یک مثال ساده و قابل فهم بود و خودمان آثار اقتصاد ضعیف و ناکار آمد را در جامعه شاهد هستیم که تنها راه حل رشد اقتصادی ، منطبق کردن اقتصاد با مبانی اسلام خواهد بود.
علوم انسانی زیر ساخت های یک جامعه را می سازد. حال اگر علوم انسانی مبتنی بر مبانی غرب باشد ، زیر ساخت های اصلی یک کشور ، غربی خواهد شد که این مورد رضایت دشمن بوده و می تواند از وضعیت بوجود آمده توسط چیزی که خودش آنرا برنامه ریزی کرده و به جوامع تحمیل نموده است ، حداکثر بهره برداری را بنماید. ولی اگر مبنا ، اسلام و دستورات اسلامی باشد آن وقت وضعیت فرق خواهد کرد. در آن موقع زیر ساخت ها را اسلام برنامه ریزی کرده و کشور با مبانی حیات بخش اسلام رشد خواهد کرد که این خود رشد کامل و بدور از هر گونه بزرگنمایی کاذبانه خواهد بود.
لذا تحول در علوم انسانی یک امر انکار ناپذیر خواهد بود. این تحول باید صورت بگیرد تا اسلام در جامعه حکمفرما شود. چنین تحولی نیازمند مسائلی است که خلاصه ای از آنرا به شرح ذیل آن را بیان می کنیم :
1-پی گیری و دلسوزی مسئولین و مخصوصا شورای عالی انقلاب فرهنگی
طبق این وظیفه مسوولین کشور بایستی از راههای مختلف مبانی اسلام راجع به علوم انسانی را شناخته و آن را در جامعه و سطح کشور بصورت عملی پیاده نمایند. شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز کاری کند که علوم انسانی در دانشگاهها بر مبنای اسلام تدریس و تحصیل شود.
2-علوم انسانی ، از رشته های مهم و اصلی شمرده شود
اگر علوم انسانی از رشته های اصلی دانشگاهها شمرده نشود ، اکثر کسانی که معدل نسبتا کم و یا مشکلات دیگر دارند به رشته های علوم انسانی روی آورده و می شود آنچه نباید بشود. چنانچه اکنون شاهد آن هستیم که اکثر افراد باهوش با استعداد و کسانی که به طریقی قصد خدمترسانی به کشور و جمهوری اسلامی دارند ، وارد دانشگاهها صنعتی یا علوم پزشکی می شوند. قصد این را نداریم که بگوییم آنکه در رشته های علوم انسانی تحصیل می کند استعداد و علمیت کمی دارد (هر چند در دید مردم و حتی مسئولین نیز این کم بینی و ساده انگاشتن دانشجوی رشته های علوم انسانی براحتی دیده می شود) خیر ، بلکه می خواهیم بگوییم آنچه که برای ساخت یک کشور مهم است داشتن یک زیر ساخت قوی و منطبق با اسلام است که به تبع آن باید از مهندس و دکتر نیز استفاده شود ولی توجه کنید که اگر مدیریت (مدیریت یکی از شاخه های علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی است) در کشور غلط و نا سالم باشد ، آنگاه همین دکترو مهندس درس خوانده و زحمت کشیده در دانشگاههای مهم و معتبر کشور وجهان به هرز می روند و نمی توانند افکار و اندیشه های علمی خود را برای ساخت کشور بکار گیرند کما اینکه در گوشه و کنار کشور شاهد این قضیه هستیم.
3- تحول در علوم حوزوی
طلایه دار تحول در علوم انسانی قطعا حوزه علمیه است بلا شک. حوزه است که اسلام شناس تربیت می کند. اسلام شناس کسی است که می داند اسلام نظرش راجع به علوم انسانی مثل اقتصاد ، جامعه شناسی ، روانشناسی ، مدیریت ، سیاست ، فلسفه ، کلام و .... چیست. حوزه بایستی به سمتی پیش رود که دانشمندانی در علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی تربیت کند که این دانشمندان بتوانند مبنای اسلام را راجع به این علوم از دل متون اسلامی و روایی بیرون کشیده و یک برنامه ای را ارائه کند برای ساخت جامعه اسلامی که بحمدالله این مهم توسط مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی رحمةالله علیه تحت مدیریت عالم عامل حضرت علامه آیت الله مصباح یزدی مدظله العالی صورت گرفته است که با این که دانشجویانی عالم نسبت به علوم انسانی تربیت نموده است ولی حوزه باید کاری بزرگتر و دقیق تر انجام دهد که به لطف خدای متعال تمامی زیر ساخت های کشور اسلامی شود که البته و صد البته چنین کاری هم یاری مسئولین و مدیران حوزه را می طلبد و هم یاری مسئولین و مدیران اجرایی و قانون گذاری را در عمل به مبانی بیرون کشیده شده از متون اسلامی توسط متخصصان حوزوی
به امیدخدا امیدواریم که این مهم با همت عالی مسوولین و مدیران حوزه های علمیه و کشور هر چه سریعتر صورت بگیرد که کاری بس مهم و عملی ضروری به نظر می رسد.
علوم انسانی - تحول - تحول در علوم انسانی - اسلام - علوم اسلامی - علوم انسانی مرتبط با علوم اسلامی - اقتصاد - جامعه شناسی - روانشناسی - دانشگاه - شورای عالی انقلاب فرهنگی - حوزه های علمیه - مدیریت