از بيم‎هاي رحلت ولي تا اميدهاي انتخاب ولي

خامنه ای خمینی دیگر است

با رحلت امام خميني(ره) طيف وسيع دشمنان اسلام اين اميد را پنهان نكردند آنها در محاسبات تنگ‎نظرانه خود كه همه بي‎استثنا اسير محاسبات صد در صد مادي بود و از فهم روابط معنوي و بركات ايمان و تقوا بي‎نصيب بودند.

با رحلت امام خميني (ره) طيف وسيع دشمنان اسلام اين اميد را پنهان نكردند كه جمهوري اسلامي در غياب پديد آورنده و پروراننده خود نيروي دفاع و رشد را از دست بدهد و چون كودكي بي صاحب،احساس ضعف و درماندگي كند يا به كلي از پاي درآيد و يا به ناچار به دامان اين و آن پناه برد . در محاسبات تنگ نظرانه دشمنان – كه همه بي استثنا اسير محاسبات صد در صد مادي بود و از فهم روابط معنوي و بركات ايمان و تقوا بي نصيبند – نمي گنجد كه معجزه الهي در طليعه قرن پانزدهم يعني حكومت صلاح و دين و حيات دوباره ارزشهاي اسلامي ، آن قله مرتفعي باشد كه دست آلوده بندگان هوا و هوس به آن نرسد و ديپلماسي زر و زور از به دام افكندن آن عاجز بماند.

خردادماه نزديك مي شد و مستكبران عالم و دستگاه هاي تبليغاتي و شايعه پراكني شان در پي سم پاشي و انحراف افكار عمومي و تبليغات مستمر براي نظام كفر بودند . به دنبال شدت گرفتن بيماري حضرت امام خميني و بستري شدن ايشان در بيمارستان ، دشمن به دنبال اجرا كردن پروژه اي از پيش تعيين شده بود تا بتواند انقلاب را پس از رحلت امام به بيراهه بكشاند . اين پروژه از مدتها قبل به وسيله موج تبليغاتي و حركات مشكوك آنها در نقاط مختلف جهان آغاز شده بود. روزنامه " فاينانشال تايم " چاپ لندن در تاريخ 3 خرداد ماه 1368 يعني يازده روز پيش از رحلت امام (ره) نوشت :
" با رحلت آيت الله خميني شكاف بزرگي در رأس سيستم سياسي ايران ايجاد خواهد شد ، بيانيه هاي رسمي و نيز گزارشهاي رسانه هاي خبري ايران حاكي از آن است كه پر كردن اين شكاف امكان پذير نخواهد بود . " (1)
بدين ترتيب پيداست كه پروژه از پيش تعريف شده بيگانگان براي ايران پس از رحلت امام (ره) يك امر قطعي بوده و در حقيقت آنان درصدد بودند تا از مدتها قبل از آن با ايجاد جنگ رواني و تأثير بر افكار عمومي ، مردم انقلابي ايران را آماده شرايطي كنند كه دلخواه آنان است كه اين شرايط همانا چيزي جز خارج شدن انقلاب از مسير اصلي و صحيح خود ، نبود . راديو بي بي سي در اين باره اعلام كرد :
" خلايي را كه درگذشت آيت الله خميني در سطح رهبري ايران به وجود آورده ، مشكل مي توان جبران كرد . " (2)
در همين حال راديو آمريكا نيز ضمن نشان دادن شادي و شعف خود در اين باره مي گويد :
" مرگ آيت الله خميني قطعا به بي ثباتي عظيمي در ايران منجر خواهد شد و برخي پيش بيني مي كنند كه اين وضع احتمالا شعله يك جنگ داخلي را در ايران خواهد افروخت . " (3)
اما خوابي كه دشمنان خارجي براي ايران ديده بودند اين بود كه گروه هاي داخلي را به اغتشاش و جنگ داخلي و منازعه بر سر قدرت و سهم خواهي در حكومت بكشانند تا در اين معركه منافقين از فرصت استفاده كرده و بتوانند با انجام عمليات نظامي در ايران قدرت را در دست بگيرند . سركرده منافقين در گردهمايي نيروهاي نظامي خود در 7 خرداد ماه 1368 گفته بود :
" نيروهاي نظامي سازمان ، بايد براي شرايط مرگ [امام] خميني آماده باشند . مرگ [امام] خميني به عنوان بالاترين نقطه آمادگي در مردم ايران براي استقبال از عمليات نظامي ما خواهد بود . " (4)
روزنامه الشرق الاوسط وابسته به آل سعود نيز در 14 خرداد 68 نوشت :
" چريكهاي مسعود رجوي كه از حمايت عراق برخوردارند طرحهايي را براي انجام يك تهاجم عمده در طول مرزها به فاصله چند ساعت پس از رحلت آيت الله خميني تدارك ديده اند . " (5)
بني صدر خائن نيز به عنوان يكي از داعيه داران حكومت آينده ايران پس از رحلت امام خميني از احتمال بازگشت خود به ايران خبر داده و مي گويد :
" درگذشت [امام] خميني اين مسأله را محتمل مي كند كه وي [بني صدر] به زودي به كشور بازگشته و احتمالا وارد دولت شود . " (6)
مقام معظم رهبري حضرت آيت الله خامنه اي در تشريح اوضاع آن زمان و توطئه هاي دشمنان براي پس از رحلت امام خميني (ره) ، به شعور و تقواي مردم و معجزه الهي در خنثي نمودن اين توطئه ها اشاره مي كنند و مي فرمايند :
" با رحلت امام خميني (ره) طيف وسيع دشمنان اسلام – كه در صفوف مقدم معارضه با جمهوري اسلامي بودند – اين اميد را پنهان نكردند كه جمهوري اسلامي در غياب پديد آورنده و پروراننده خود نيروي دفاع و رشد را از دست بدهد و چون كودكي بي صاحب ، احساس ضعف و درماندگي كند يا به كلي از پاي درآيد و يا به ناچار به دامان اين و آن پناه برد . در محاسبات تنگ نظرانه دشمنان – كه همه بي استثنا اسير محاسبات صد در صد مادي بود و از فهم روابط معنوي و بركات ايمان و تقوا بي نصيبند – نمي گنجد كه معجزه الهي در طليعه قرن پانزدهم يعني حكومت صلاح و دين و حيات دوباره ارزشهاي اسلامي ، آن قله مرتفعي باشد كه دست آلوده بندگان هوا و هوس به آن نرسد و ديپلماسي زر و زور از به دام افكندن آن عاجز بماند . " (7)

طلوع آفتابي ديگر
اما حضور ده ميليون عزادار در مراسم تشييع و خداحافظي با امام خميني (ره) وفاداري و عشق و شور مردم به امام و حفظ آرمانهاي و دستاوردهاي او را نشان داد .
مجلس خبرگان نيز در آن مقطع توانست با اجلاس فوق العاده خود با سرعت و درايت كامل انقلاب اسلامي را صاحب سكانداري امين ، با تقوا ، با درايت ، شجاع و مدير نمايد و بدين ترتيب حتي يك روز هم انقلاب و ملت بدون رهبر و مقتدا نماند تا توطئه هاي دشمنان به كلي نقش بر آب شود . به اين ترتيب پيش از به پايان رسيدن دوره دوم رياست جمهوري حضرت آيت الله خامنه اي مسئوليت رهبري انقلاب را به دوش گرفتند و با غروب نمودن آفتاب عمر امام،خلف و شاگرد صالح او به انقلاب گرمي و روشني بخشيد . حضرت آيت الله خامنه اي ، رهبر انقلاب اسلامي با تشكيل جلسه مجلس خبرگان رهبري كه پس از رحلت حضرت امام و به صورت اضطراري تشكيل شد ، ابتدا بحث بر سر شوراي رهبري بود كه در اين زمينه حضرت آيت الله خامنه اي و حجت الاسلام هاشمي رفسنجاني با آن موافق بودند ، ولي چون اكثريت با آن موافق نبودند اين مسأله از دستور كار خارج شد و بحث رهبري آيت الله خامنه اي مطرح شد .
مقام معظم رهبري از ابتدا با پذيرش اين مسئوليت مخالف بودند و حتي در مجلس خبرگان رهبري مرتب براي اعضاي مجلس كه معتقد به شايستگي ايشان براي رهبري بودند استدلال مي آوردند و اين مسئوليت را به ديگران محول مي كردند . مقام معظم رهبري چند ماه مانده به پايان دوره دوم رياست جمهوري ، خود را براي ترك اين مسئوليت آماده كرده بودند . ايشان در اين باره مي گويند :
قبل از رحلت حضرت امام كه دوران رياست جمهوري در حال اتمام بود . دست و پايم را جمع مي كردم . مكرر مراجعه مي كردند و بعضي از مشاغل را پيشنهاد مي نمودند . آدمهاي بي مسئوليت ، اين مشاغل را پيش خودشان ، به قد و قواره ي من بريده و دوخته بودند ! ولي من گفتم كه اگر يك وقت امام به من واجب كنند و بگويند شما فلان كار را انجام دهيد . چون دستور امام تكليف است و برو برگرد ندارد ، آن را انجام مي دهم . اما اگر تكليف نباشد – و من از امام خواهش خواهم كرد كه تكليفي به من نكنند تا به كارهاي فرهنگي بپردازم – دنبال كارهاي فرهنگي مي روم . (8)
مقام معظم رهبري كه تا آن زمان همه مسئوليت هاي محوله به خود را به حكم تكليف پذيرفته بودند ، نتوانستند در برابر استدلال هاي اعضاي مجلس خبرگان دليلي اقامه نمايند ، در نتيجه اين كار به ثمر نشست و تقدير الهي جاري شد و انقلاب به دست رهبري با كفايت وحكيم رسيد . حضرت آيت الله خامنه اي درباره شرايط آن زمان و چگونگي انتخاب شدنشان به رهبري مي گويند :
"آنچه كه در خصوص تعيين رهبر واقع شد و بار اين مسئوليت ، بر دوش بنده ي كوچك ضعيف حقير گذاشته شد ؛ براي خود من حتي يك لحظه و يك آن از آنات گذشته ي زندگي ، متوقع و منتظر نبود . اگر كسي تصور كند كه در طول دوران مبارزه و بعدا در طول دوران انقلاب و مسؤوليت رياست قوه ي اجرايي ، حتي يك لحظه در ذهن خودم خطور مي دادم كه اين مسؤوليت به من متوجه خواهد شد ، قطعا اشتباه كرده است . من ، هميشه خودم را نه فقط از اين منصب بسيار خطير و مهم ، بلكه حتي از مناصبي كه به مراتب پايينتر از اين منصب بوده است – مثل رياست جمهوري و ديگر مسؤوليتهايي كه در طول انقلاب داشتم – كوچكتر مي دانستم . يك وقتي خدمت امام (قدس سره) اين نكته را عرض كردم كه گاهي نام من در رديف بعضي از آقايان آورده مي شود ؛ در حالي كه در رديف آنها نيستم و من يك آدم كوچك و بسيار معمولي هستم . نه اين كه بخواهم تعارف كنم . الان هم همان اعتقاد را دارم . بنابراين ، چنين معنايي اصلا متصور نبود . البته در آن ساعات بسيار حساسي كه سخت ترين ساعات عمرمان را گذرانديم و خدا مي داند كه در آن شب شنبه و صبح شنبه چه بر ما گذشت ؛ برادرها از روي مسؤوليت و احساس وظيفه ، با فشردگي تمام ، فكر و تلاش مي كردند كه چگونه قضايا را جمع و جور كنند ، مكرر از من به عنوان عضو شوراي رهبري اسم مي‌آوردند ، كه البته در ذهن خودم آن را رد مي‌كردم ؛ اگر چه به نحو يك احتمال برايم مطرح مي‌شد كه شايد واقعا اين مسئوليت را به من متوجه كنند . در همان موقع ، به خدا پناه بردم و روز شنبه ، قبل از تشكيل مجلس خبرگان ، با تضرع و توجه و التماس ، به خداي متعال عرض كردم : پرودگارا ! تو كه مدبر و مقدر امور هستي ؛ چون ممكن است به عنوان عضوي از مجموعه‌ي شوراي رهبري ، اين مسئوليت متوجه من شود ؛ خواهش مي كنم اگر اين كار ممكن است اندكي براي دين و آخرت من زيان داشته باشد ، طوري ترتيب كار را بده كه چنين وضعيتي پيش نيايد . واقعا از ته دل مي‌خواستم كه اين مسؤوليت متوجه من نشود . بالاخره در مجلس خبرگان ، بحثهايي پيش آمد و حرفهايي زده شد كه نهايتا به اين انتخاب منتهي شد . در همان مجلس ، كوشش و تلاش و استدلال و بحث كردم تا اين كار انجام نگيرد ؛ ولي انجام گرفت و اين مرحله گذشت. من ، همين الان خودم را يك طلبه‌ي معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي‌دانم ؛ نه فقط براي اين شغل با عظمت و مسؤوليت بزرگ ، بلكه – همان طور كه صادقانه گفتم – براي مسؤوليتهاي به مراتب كوچكتر از آن ، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم . اما حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند ، با قوت خواهم گرفت ؛ آن چنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود : « خذها بقوه » . براي اين مسئوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مي‌كنم و هر لحظه و هر آن ، در حال استمداد از پروردگار هستم تا بتوانم اين مسؤوليت را در حد وسع خودم – كه تكليف هم بيش از وسع نيست – با قدرت و قوت و حفظ شأن والاي اين مقام ، حفظ كنم و انجام بدهم . اين ، تكليف من است كه اميدوارم ان شاءالله مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي ولي عصر (عج) و مؤمنين صالح باشم . "
اشارات امام خميني به رهبري بعد از خود در اين زمينه بايد اشاره نمود كه حضرت امام خميني با روشن بيني الهي خود از مدتها قبل شايستگي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي براي رهبري را به اطرافيان گوشزد كرده و بحث رهبري ايشان در آينده را مطرح نموده بودند . حجت الاسلام والمسلمين ، مرحوم حاج سيداحمد آقا خميني (ره) نقل مي‌كنند :
وقتي كه آيت‌الله خامنه‌اي در سفر كره ( شمالي ) بودند ، امام گزارشهاي آن سفر را تلويزيون مي‌ديدند . از آن منظره‌ي ديدار از « كره» استقبال مردم و با سخنرانيها و مذاكرات خود در آن سفر خيلي جالب بود و امام گفته بودند ، الحق ايشان شايستگي رهبري را دارند . (9) حجت الاسلام والمسلمين هاشمي رفسنجاني نيز يك نمونه ديگر از اشارات حضرت امام را بيان مي‌كنند: در جلسه‌اي با حضور سران سه قوه ، آقاي نخست وزير ( موسوي) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد . حرف ما با حضرت امام اين بود كه اگر اين قضيه اتفاق بيافتد (10) ما بعدا با قانون اساسي مشكل داريم ؛ زيرا ممكن است خلاء رهبري پيش بيايد . ايشان گفتند : « خلأ رهبري پيش نمي‌آيد و شما آدم داريد . » گفتم : « چه كسي؟ » ايشان در حضور آقاي خامنه‌اي گفتند : « اين آقاي خامنه‌اي » (11)
خانم زهرا مصطفوي دختر گرامي حضرت امام (ره) مي‌گويند: من مدتها قبل از بركناري قائم مقام رهبري شخصا، از محضر امام درباره رهبري پرسيدم و ايشان از آيت‌الله خامنه‌اي نام بردند و پرسيدم كه آيا شرط مرجعيت و اعلميت در رهبري لازم نيست ، و ايشان نفي كردند و از مراتب علمي ايشان پرسيدم و صريحا فرمودند كه ( ايشان اجتهادي را كه براي ولي فقيه لازم است ، دارد ) . (12)


پي نوشت ها:
1- ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 91.
2-روزنامه رسالت 16/3/68.
3-ويژه نامه جمهوري اسلامي ، 21/4/68 ، ص 40.
4-ماهنامه پاسدار اسلام ، شماره 91.
5-ويژه نامه جمهوري اسلامي ، 21/4/68 ، ص 40.
6-پيشين.
7-روزنامه اطلاعات ، 15.4.68.
8-حديث ولايت ، جلد دوم ، ص 41.
9-روزنامه رسالت ، 16/3/68.
10-قضيه عزل آقاي منتظري از قائم مقامي رهبري توسط حضرت امام خميني (ره) .
11-ويژه نامه جمهوري اسلامي ، 20/3/68 .
12-پيشين ، 2/9/76.



منبع: مركز اسناد انقلاب اسلامي به قلم حامد عبوس