سلسله دروس اخلاق آیت الله قرهی

آیت الله قرهی

خصایص سربازان امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)

خصایص سربازان وجود مقدّس مولا، آقا، سیّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّت­بن­الحسن المهدی)صلوات اللّه و سلامه علیه) همان خصایص سربازان وجود مقدّس ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه علیه) است. آن­ها در مرحله نخست، متخلّق به اخلاق الهی هستند. آیت­الله قاضی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف عظیم­الشّأن این نکته­ بسیار عالی را فرمودند، ایشان فرمودند: خطاب وجود مقدّس مولایمان، به سربازانشان و کسانی که در محضرشان هستند، این است: «اِرکَبوا یا مُتخَلَّقینَ باَخلاقِ اللّه»

آسیّد هاشم حدّاد(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف بزرگوار می­فرمایند: وقتی آقا جانمان، آقای قاضی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌ این را فرمودند، اشک در چشمان مبارکشان حلقه زد، فرمودند: یک دلیل این است متخلّقین به اخلاق الهی از هر گناهی به دورند و بهترین انسان­ها در روی زمین هستند.

عامل تزلزل در برابرفرمان مولا

هشدار! هشدار! آیت­الله مولوی قندهاری(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن کنز خفی الهی فرمودند: اگر کسی می­خواهد برای زمان حضرت ولو به اینکه از دنیا رفته برگردد و در رکاب آقا باشد - همان­گونه که در دعای عهد است - یک راه بیشتر ندارد و آن این که سرباز امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) باید خودش را متخلّق به اخلاق الهی کند.

اگر می­خواهیم همان­گونه که در دعای عهد می­خوانیم، برگردیم و به تعبیر دعای عهد، شمشیر کشیده؛ یعنی آماده و سلاح به دست در محضر مولایمان باشیم، باید متخلّق به اخلاق الله شویم.

ایشان فرمودند: درست است بیان شده هر کس چهل صباح دعای عهد را بخواند به این نیّت که اگر مرد، بعد از مردنش رجعت کند و در محضر مولا باشد، برمی­گردد امّا شرطش این است که متخلّق به اخلاق الله باشد؛ آن­وقت اگر دعا را خواند برمی­گردد.

از محضر مبارکشان سؤال شد: اگر کسی متخلّق به اخلاق الله نبود آیا با خواندن این دعا برنمی­گردد؟

فرمودند: اگر عمرش را هم به این دعا مشغول باشد ولی خصوصیّت سربازان امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ را نداشته باشد؛ یعنی متخلّق به اخلاق الهی نباشد، هرگز برنمی­گردد. یعنی آن دعا شرط دارد و شرط اساسی­ آن این است که انسان حتماً متخلّق به اخلاق الهی باشد.

آیت­الله العظمی ادیب(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد الهی و عظیم­الشّان، آن عارف بی­نظیر فرمودند: دلالت این است که اصحاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) بر اساس اخلاق، با وفا بودند. کسی که متخلّق به اخلاق الهی شد در سخت­ترین مواقع و در سخت­ترین لحظات مولای خودش را رها نمی­کند.

لذا یکی از گناهان کبیره این است که انسان وفای به عهد نداشته باشد. اگر کسی متخلّق به اخلاق الله نشد، در پیچ و خم کارهایی که گاهی حکمتش را نمی­داند و از ناحیه مولا برای او هست، امکان دارد ایمانش سست شود و دست از مولایش بردارد.

چه کنیم ایمانمان قوی شود؟

قرآن کریم و مجید الهی هر جا خواسته بگوید انسا­ن­هایی مؤمن هستند، فرموده: «یا اَیُها الّذینَ آمَنُوا وَعَمِلوُا الصّالِحات» یا «إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ»[1] و ... ؛ یعنی در چندین جا ایمان و عمل صالح را بیان فرموده است.

در تفسیر آیه 25 سوره بقره«وبَشّرِالَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلوُا الصّالِحات...» عرض کردیم که اگر کسی عملش عمل صالح نبود، دلالت بر این است که ایمانش، ایمان ضعیف است. تا ایمان قوی نشود عمل انسان صالح نمی­شود. چه کنیم ایمانمان قوی شود؟

حضرت شیخناالأعظم، حضرت مفید عزیز(روحی له الفدا و سلام اللّه علیه) نکته­ بسیار عالی در این باب که چه زمانی ایمان تقویت می­شود و دیگر خود به خود عمل انسان مؤمن، صالح می­­شود، فرمودند - این کد اساسی و بسیار مهم را به ذهن خود بسپارید - فرمودند: پایه­های ایمان، جز در بستر اخلاق مستحکم نمی­شود. اگر انسان متخلّق به اخلاق الهی شد، ایمانش قوی می­شود.

خصوصیّت ایمان قوی چیست؟ عمل صالح است و خصوصیّت دیگر این است که در فراز و نشیب­هایی که در محضر حجّت خدا، امام و ولی است، متزلزل نمی­شود.

زیر سؤال بردن ولی خدا؟!

نکته­ بسیار نابی را اولیا­ء الهی تبیین کرده­اند و جالب این است که شخصی مثل ابن ابی الحدید معتزلی که شیعه نیست هم به این مطلب رسیده است و آن این که بیان کرده­اند: اصحاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) از لحظه حرکت تا لحظه شهادت حتّی یک بار هم به امام خودشان نگفتند: آقا! شما فرموده بودید که ما می­خواهیم کوفه برویم، پس چه شد در کربلا زمین­گیر شدیم؟!

عزیزم! به تعبیر دیگر امام، ولی و حجّت خود را زیر سؤال نبردند، چرا؟ چون ایمانشان قوی بود، می­دانستند حتماً حکمتی در فرمایشات امام هست و به خاطر همین مطلب درست است که به کوفه نرسیدند و سپاه در کربلا ماندگار شد- گرچه از ابتدا هم بنا نبوده به کوفه برسند، شما در زیارت سوم شعبان می­خوانید: ای کسی که به دنیا آمدی، آسمان­ها و زمین و آن­چه که در آن­ها بود، برای تو گریه کرد. پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) گلوی ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) را می­بوسد و خبر به شهادت می­دهد. همه چیز معلوم است امّا به صورت ظاهر حضرت فرمودند: ما به کوفه می­رویم امّا به تعبیری در کربلا زمین­گیر شدند - امّا هیچ­کدام از اصحاب نگفتند: چرا؟ اولیاء الهی می­گویند: این به واسطه اخلاق است.

ابن ابی الحدید معتزلی می­گوید: این­ها به واسطه این که ایمان قوی به ابی عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) داشتند، سؤال نکردند. حتّی حضرت از باب امتحان که حجّت را تمام کند و به عالم بگوید این­ها از اوّل هم قصد شهادت داشتند، فرمودند: اگر نمی­خواهید، اجازه می­دهیم برگردید، امّا یک نفر در کربلا پیدا نمی­شود که به حضرت عرضه بدارد: آقاجان! مگر شما نعوذٌبالله، نستجیرٌبالله می­ترسید که می­فرمایید برگردیم؟ ابداً؛ چون می­دانند حضرت، حجّت برای طرف مقابل است. گرچه حضرت به خود آن­ها نگفت: من می­خواهم اتمام حجّت کنم که آن­ها آمادگی داشته باشند، امّا یک کدام از آن­ها سؤال نکردند؛ چون ایمانشان قوی بود. چرا ایمانشان قوی بود؟ برای این که متخلّق به اخلاق الهی بودند.

چگونه سرباز امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) شویم؟

انسان باید چگونه شود تا سرباز وجود مقدّس امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) باشد؟ کدام افتخار بالاتر از این که پروردگار عالم لطف کند، محبّت کند، بزرگواری کند و اسم انسان را در آن طومار سربازان مولا که به دست حضرت شیخناالأعظم(روحي له الفدا و سلام اللّه عليه) نوشته می­شود، بنویسد؛ جایی که انبیاء دوست دارند سرباز حضرت شوند!

آیت­الله مولوی قندهاری(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن کنز خفی الهی به نقل از آسیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلي اللّه مقامه الشّریف)، آن مرد عظیم­الشّأن می­فرمودند: من دیدم انبیاء از هم سبقه می­گیرند که در طومار سربازی امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) ثبت­نام کنند. جایی که خود وجود مقدّس ابی­عبدالله و امام صادق(صلوات اللّه وسلامه علیهما) می­فرمایند: «لَوْ أَدْرَكْتُهُ لَخَدَمْتُه‏»[2] من خادمش می­شوم.

به این جمله ناب دقّت کنید، عجیب است! این کد اساسی است که حضرت شیخناالأعظم(روحي له الفدا و سلام اللّه عليه)، آسیّد ابوالحسن اصفهانی(اعلی اللّه مقامه الشّریف) و اولیاء بیان فرموده­اند و آن این که کسانی که به عنوان اصحاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) انتخاب شده بودند، گناه کبیره که نداشتند هیچ، گناه صغیره را هم مواظبت می­کردند.

سؤال شد: پس حُرّ(اعلی اللّه مقامه الشّریف) چگونه بود؟ گفتند: حرّ(اعلی اللّه مقامه الشّریف) جز آن مطلب که آن هم ادّعا کرده بود می­خواستم وفای به عهدی کنم که با آن مرد بسته بودم، هیچ گناهی انجام نداده بود. او در مروّت، جوانمردی و همه مسائل عالی بود. همسرش شهادت می­دهد: من اوّل متعجّب بودم که چطور حرّ(اعلی اللّه مقامه الشّریف) در سپاه ابن زیاد است، امّا وقتی خبر رسید که او در رکاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) شهید شد، گفتم: چون حرّ(اعلی اللّه مقامه الشّریف) مواظبت می­کرد حتّی گناه صغیره هم انجام ندهد. این­گونه است که خود به خود او را به سپاه حق آوردند.

اگر گناه نکردیم، مراقبه کردیم و در بستر اخلاق رشد و نمو پیدا کردیم، همان شعار اساسی که پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) به ما یاد داده است: «الخُلقُ وِعاءُ الدّین» اخلاق ظرف دین است، صد در صد ایمانمان قوی می­شود و هر کس ایمانش قوی شد عملش صالح است، دیگر طبیعی است نسبت به مولای خود شکّی نخواهد داشت. یک خصوصیّت اصحاب ابی­عبدالله(علیه الصّلاة و السّلام) این است.

آغاز زمان ثبت نام سربازان امام زمان(عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ !

اصحاب وجود مقدّس آقایمان شبیه به اصحاب ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) هستند. آیا دلتان می­خواهد اسم شما هم به عنوان سرباز امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) ثبت­نام شود؟ عرض کردم اتّفاقاً الآن برای سربازی امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) ثبت­نام می­کنند. موقعی که حضرت آمد که دیگر یارگیری نمی­کند، یارگیری­ها برای الآن است. حضرت الان سربازها را انتخاب می­کند.

می­دانید وقت را نباید تعیین کرد«كَذَبَ الْوَقَّاتُون»[3] اصلاً کسی نمی­تواند وقت دقیق را تعیین کند، امّا هزار و چهار صد در هزار و چهار صد؛ هزار و چهار صد هجری قمری شده، هزار و چهارصد هجری شمسی که بیاید، ده سال دیگر، اولیاء الهی گفته­اند: دیگر از آن زمان به بعد لحظه­شماری کنید، امکان است هر لحظه­ اتّفاق بیافتد.

لذا كسي نمي‌تواند وقت را تعيين كند، امّا ظهور نزديك است. هر كه بخواهد اسمش در آن طومار نوشته شود از الآن بايد خود را آماده كند. چه كند؟ اينكه متخلّق به اخلاق الله شود. وقتي متخلّق به اخلاق الله شد، طبيعي است ديگر باوفا مي‌شود، آن هم چه باوفايي!

آن مرد عظيم‌الشّأن، آيت‌الله آشيخ محمّدرضا ربّاني(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌ - كه بالجد ربّاني بودند. قبر مطهّر ايشان در حرم حضرت عبدالعظيم است. ولّي خدايي در تهران بودند که ناشناخته ماندند. مقدّمه حمد ربّاني ایشان را ببينيد. آيت‌الله جوادي آملي جملاتي را راجع به شخصيّت باعظمت اين مرد الهي بيان مي‌كنند که عجيب است. من محضر مباركشان رسيده بودم، مرد عجيب و نافذالعينی بودند - ذيل اين آيه شريفه «وَ الَّذينَ هُمْ لِأَماناتِهِمْ وَ عَهْدِهِمْ راعُونَ»[4] مي‌فرمايند: اين آيه متعلّق به اصحاب مولا، آقا، سيّد، صاحب و سالارمان، حضرت حجّت‌بن­الحسن المهدي(صلوات اللّه و سلامه عليه) و اصحاب ابي‌عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) است.

این آیه شریفه می­فرماید: مؤمنين كساني هستند كه امانات و عهد خود را مراعات مي‌كنند، ديگر عهدشكن نيستند، عهدشكني گناه كبيره است. اين‌ها با مولايشان عهد مي‌بندند و هرچه مولايشان گفت تا آخر مي‌روند، چرا؟ چون در بستر اخلاق رشد كرده­اند.

وفای به عهد با مولا

ملّا حسينقلي همداني(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌، آن عارف عظيم‌الشّأن جمله‌ بسیار عجيبی راجع به «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»[5] دارند. ايشان مي‌فرمايند: «تَخَلَّقُوا» فعل امر است، مي‌دانيد چرا امر شده است؟ براي اينكه امر كردند انسان برود بچشد، مزه كند و ببيند اخلاق الهي چيست، ديگر وقتي اخلاق الهي را چشيد، چنان رشد مي‌كند كه ملائكه­الله به پاي او سجده مي‌كنند.

آيت‌الله انصاري همداني(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌ هم قريب به همين مطلب را دارند، ایشان مي‌فرمايند: ملائكة‌اللّه به متخلّقين اخلاق الهي سجده مي‌كنند. اگر كسي بگويد سجده ملائكة‌اللّه فقط براي ابانا آدم بود اشتباه كرده است. مبدأ آن آدم ابوالبشر است امّا انتهايش عبد صالح است. هركه عبد صالح خدا شد و متخلق به اخلاق الهي شد، بر او سجده مي‌كنند.

براي همين اين افراد وفاي به عهد دارند و با مولايشان پيمان مي‌بندند. قرآن مي‌فرمايد: يكي از خصايص متخلّقین به اخلاق الهي همين است که وفاي به عهد دارند. «الْمُوفُونَ بِعَهْدِهِمْ إِذا عاهَدُوا»[6] آن موقعي كه عهد و پيمان مي‌بندند، ديگر رها نمي‌كنند. اگر گفت: آقاجان! ‌امام زمان! از همين امروز ديگر گناه نمي‌كنم، گناه نمي‌كند.

آيت‌الله قاضي(اعلي اللّه مقامه الشّریف)‌ دستورالعمل داده بودند و فرموده بودند: من بعضي از چيزها را نمي‌توانم بگويم، نشر پيدا می­كند و من را به عنوان كسي كه مردم را به فعل ديگري كه خودشان را اذيّت كنند و گناه است، متهّم مي‌كنند امّا حداقل مي‌گويم: اگر عهد بستيد سرباز امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف) باشيد و خطا كرديد، فرداي آن روز را روزه بگيريد و خودتان را متنبّه كنيد، بگوييد: چرا من عهدي را كه با مولايم بستم، شکستم؟ بگویید: آقا جان! شنيدم پاكان عالم و اهل طهارت جزء سربازان شما هستند.

إن‌شاءالله به فضل الهي به بحث طهارت روح در باب اخلاق برسیم، این را عرض می­كنيم. يك حالاتي است، اصلاً انسان اوج مي‌گيرد و ديگر مي‌خواهد از اين دنيا فارغ شود. يك حال عجيبي به انسان دست مي‌دهد. اصلاً يك مطالب ناب و عجيبي است. انسان ديگر به وجد و رقص سماعيه است، اصلاً ديگر اينجا نيست، يك حالی است. می­فهمد وقتي انسان شود چه هست و که هست.

عزیز دلم! اين را به عنوان كد به ذهن خود بسپار: ملائكة‌اللّه مظهر همه خلقت در سجده بودند و إلّا انسان به جايي مي‌رسد كه مي‌بيند كوه، دريا، همه و همه بر او سجده مي‌كنند. اگر اين طهارت، اين صافي، اين حال الهي به وجود بيايد و اين اخلاق الهي در وجود انسان رشد كند، چه مي‌بيند!

همه اولياء الهي اين‌طور بودند، اولين بار كه اين چيزها را مي‌ديدند اصلاً وحشت داشتند، حتّي بعضي مواقع بعضي از آن‌ها مي‌گفتند نكند اين‌ها موانعي است كه آمده، خطورات شيطاني است. به آن‌ها خطاب مي‌شود: نه، نگران نباشيد، اين حال خود شماست. اين حال الهي، غوغايي است! اين‌ها به آن مقام مي‌رسند كه مي‌گويند همه بر انسان سجده مي‌كنند، چون خليفةاللّه‌ است. آن‌وقت اين خليفةاللّه‌ و اين طاهر و پاك بايد سرباز مولايمان باشد.

بهترین زمان

بگذارید پرده­ای را بالا بزنم. ما در چه زماني هستيم؟ آيت‌الله العظمي اديب(اعلي اللّه مقامه الشّریف) به خصّيصين خودشان مثل آيت‌الله دزفولي، حاج آقاي حلوايي، آشيخ رجبعلي خيّاط(اعلي اللّه مقامهم الشّریف) و كساني كه در محضر مباركشان بودند، نكته‌ خيلي عجيبی را بيان فرموده بودند، ایشان فرموده بودند: حضرت خضر نبی(علی نبیّنا و آله و علیه الصّلوة و السّلام) از انبياء عظامی مانند حضرت موسی­بن­عمران و حضرت عیسی­بن­مریم(علی نبیّنا و آله و علیهما الصّلوة و السّلام) سؤال كردند: آیا شما دوست داشتید در این زمان باشید؛ با همه گناهانی که یک­عدّه دارند انجام می­دهند و با همه ظواهر فریبنده دنیا که آن موقع نبوده است؟ فرمودند: ما حاضر بودیم رسول نمی­شدیم امّا زمانی را که زمان حجّت است، درک کنیم.

خیلی حرف بزرگی است. می­دانید معنای این حرف چیست؟ آن مرد عظیم­الشّأن و الهی می­فرمودند: وقتی ­من این حرف را شنیدم، دو شبانه­روز نخوابیدم، فکر می­کردم یعنی چه که این­زمان را درک می­کردیم؟! هنوز که حضرت نیامده­اند امّا همین که در زمان وجود مقدّس آقا باشند.

من و شما الآن در زمان حجّت هستیم. حضرت ظهور نکرده­اند و در پرده غیبت هستند امّا زمان، زمان امامت وجود مقدّس آقاست. ایشان می­فرمایند: این زمان یعنی این­که یک عدّه­ای بالقوه برای سرباز شدن آماده هستند امّا باید با اخلاق الهی و دوری از گناه خودشان را در طومار سربازان آقا قرار بدهند.

آیت­الله العظمی ادیب(اعلي اللّه مقامه الشّریف) می­فرمودند: من این تعبیر را بیان کردم و آقا هم تأیید کردند. ایشان می­فرمودند: سربازان امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ نه از انبیاء عظام، امّا از انبیاء دیگر برتر هستند.

عیدی بگیریم !

الآن زمان سربازگیری است. ظهور نزدیک است. هشیار! بیدار! فرزندان عزیزم! اگر می­خواهید اسم شما را در طومار بنویسند، دو کار کنید:

1. گناه نکنید.

2. در بستر اخلاق که امر است: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ»، رشد کنید.

این شب­ها، شب­های ولادت است، از آقا بخواهیم و بگوییم: آقا! معمولاً اگر کسی محضر مبارک شما بیاید، شما عیدی می­دهید؛ این­جا هم خانه شما مهدیه است. آقاجان! عیدی، خانه یا ماشین نمی­خواهم؟ می­شود من هم سربازت بشوم؟

عیدی بگیریم! آن­چه که بزرگانی مثل آیت­الله العظمی ادیب و آیت­الله العظمی قاضی(اعلي اللّه مقامهما الشّریف)‌ فرمودند. یک عیدی درست و حسابی بگیرید!

بگوییم: آقاجان! شما کریم هستید، و إبن الکریم هستید «وَ سَجیَتُکمُ الکَرَم وَ عادَتُکُمُ الإحسان» آقای خوب! ای کریم کریمان! عیدی بده! می­شود اسم من هم در طومار نوشته شود؟! آقاجان! می­شود ما هم سرباز شما باشیم؟ ما هم در مهدیه شما آمدیم که عیدی بگیریم.

چه کنیم؟ همین دو مطلبی که بزرگان بیان کردند: «تَخَلَّقُوا بِأَخْلَاقِ اللَّهِ» در بستر اخلاق و دوری از گناه. بخواهیم، بگوییم: آقاجان! ما قدرت نداریم، نمی­توانیم نفس امّاره­مان را کنترل کنیم، شما برای ما دعا کن. آقاجان! سه تا ولادت مهّم است، باید سه تا عیدی بدهید!

1. دعایی کنید که ما بتوانیم بر نفس امّاره­مان مسلّط بشویم و از گناه دور شویم.

2. متخلّق به اخلاق الهی شویم.

3. اسم ما را به عنوان سرباز شما بنویسند.

هر شب دقایقی را با آقا صحبت کنید. عزیز دلم! در موقع خواب و خلوت، نگذاری یک موقع خستگی بر تو غلبه کند، ولو شده لحظاتی با آقاجان حرف بزن! آقاجان خیلی این حرف زدن را دوست دارند. این که من تأکید می­کنم؛ چون ثمراتش را اولیاء دیدند و بیان کردند.

یک مدّت با آقا حرف بزن، عادت کن، یک مدّت خودت را مکلّف کن که با آقا حرف بزنی، ببین آقا چگونه به تو عنایت می­کند؟! ببین چه می­بینی؟!

آقاجان! ببین وقتی حرف می­زنیم، جوان­ها بیشتر گریه می­کنند. اسم شما که می­آید، ببین این جوان­های عزیز چه حالی دارند و چه اشکی می­ریزند؟! دوست دارند. آقا! به حقّ این جوان­ها یک نگاهی هم به ما بدبخت­ها کن! ما که عمر و زندگی­مان را باختیم. آقاجان! گفتند دعا برای فرج کنید تا ظهور به تعجیل بیافتد. آقا جان! مظلوم­های بحرین را می­بینید؟! آقاجان بیا نائب و سپه­سالارت را یاری کن! آقاجان بیا مردم مظلوم بحرین، ایران و مظلومین عالم را یاری کن!

می­دانم اگر بگویی سرباز درست نشده است، چیزی ندارم بگویم، امّا خودت دعا کن که آدم شویم، خودت دعا کن که از گناه دور شویم و متخلّق به اخلاق الله شویم!

آقاجان! بیا به حقّ مادرت نرجس خاتون(سلام اللّه علیها) امشب به ما عیدی بده! من می­دانم که خود امام حسین، اباالفضل العباس و آقا علی­بن­الحسین(صلوات اللّه و سلامه عليهم) هم دوست دارند که در این شب­ها یک سلام به وجود مقدّس آقایمان، امام زمان(‌صلوات اللّه عليه و عجّل اللّه تعالي فرجه الشّريف)‌ بدهیم.

پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: شعبان ماه من است. در این ماه که پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) به دنیا نیامده­اند، مبعوث هم نشدند، حتّی در این ماه به شهادت هم نرسیدند، ولادت ایشان در ربیع الاول، بعثتشان در رجب المرجّب و وفاتشان در صفر المظفّر است، پس به چه مناسبتی فرمودند: این ماه، ماه من است؟

به خاطر این­که دو محی الدّین در این ماه متولّد شدند، یکی ابی­عبدالله(صلوات اللّه و سلامه عليه) و یکی هم کسی که خود پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) فرمودند: کسی می­آید که هم­اسم من است. پیغمبر(صلّی اللّه علیه و آله و سلّم) هم منتظر شما هستند.

«السلّام علیک یا مولای یا بقیّة اللّه»



عصر/3[1]

بحارالأنوار،ج:51 ،ص: 148[2]

بحارالأنوار،ج:4،ص:132[3]

[4] مؤمنون/ 8

[5] بحارالأنوار، ج: 58، ص: 129

[6] بقره/ ۱۷۷